401
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1030 days
Posts Archive
و این اولین ابراز احساسات عمیقم بود، نسبت به حس امن بودن، مثل یک خونه برای کسی که از خونهاش دور بود، برای چشمهایی که غربت رو توشون میشد حس کرد، بجز وقتی که توی چشمای خودم نگاه میکرد. وقتی انعکاس خودم رو توی اشکاش میدیدم. همهچیز پیدا و آشکار بود، جز غربت.
در دشت بی کران افکار و احساس، نشانی را سپردم به باد. غریبی نکن. به صدای خانهات گوش کن، اگر تاریک شد به ماه سپردمت، شب که میشود دنبال ماهتاب برو… درِ خانهات همیشه به روی تو باز است
سلام به همه
میخوام بشینم یکم با توییچ و کلا چیزمیزای استریم یکم کار بکنم اگه پایهاید لینکشو بذارم بعدم استریم موزیک میریم
اگرم خوشم اومد برنامه روتینش میکنیم
حم ؟😂
من گفتم اماده دارم
میتونمم همین فردا ریلیز بکنم
ولی اولا تایمش به الان نمیخوره، ترک ارومیه
و دوما اینکه میتونه شاید عوض بشه یکم
با این حال به خودتون میسپارم
حق داری واقعا انگیزه آدم اینجوری پایین میاد
ولی من هرجور تونستم و از دستم بر اومده حمایت کردم و مطمئنم توام یه روزی جواب تلاش هاتو میگیری🤍
