Nesfea🌌
Open in Telegram
2 284
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1630 days
Posts Archive
2 284
صدام میکرد!
میگفت فلانی!میگفتم جان فلانی! دیگه هیچی نمیگفت ! میگفتم جااااانمممم عزیزمممم؟
میگفت هیچی فقط میخواستم صدات کنم!
میخواستم اسمتو بگم هی!
میخواستم جانم گفتنو از زبون تو بشنوم...
خاطره هاش مثل یه تصادف ماشین که از سر نشیناش خودم فقط زنده موندم، هی میاد تو ذهنم میکوبه تو درو دیوار مغزمو فریاد میکشه ! با ناخونای بلندش میکشه به دیواره های مغزم ،روحمو میخوره!
میگه من اینجام! منو که یادت نرفته!
یهو به خودم اومدم...دیدم هوا چقدر سرده ولی
دستام.. دستام گرمه گرمه!
دستاش تو دستامه و داریم راه میریم!
وایسادیم دم یه کوچه ،کوچه خلوت بود یه چراغ سو سو کنان نورشون میتابید رو تارو پود موهای خوش رنگش! اومدم لپشو بگیرم بکشم،یادم نبود دندونش درد میکنه!
دادش رفت هوا «نکنننننن» درد میکنه!
سیگارو آتیش کردم!
اخه مگه میشه سیگار انقدر بچسبه به آدم؟ این همون سیگار لعنتیه دیگه؟ چیه داستان!
چشامو از چشاش جدا نمیکردم! چته پسر؟ چرا قلبت تند تند میزنه؟ جمع کن خودتو بابا ۲۵ سالت شده!خیره میشدم به چشماشو سیگارو میکشیدم!دودش میرفت تو آسمون ،اون آسمون لعنتی بنفش ! اینم همون آسمونه دیگه چرا انقدر همه چی فرق کرده!؟
میگفت دوسم داری؟
میگفتم باید فکرامو بکنم, نمیدونم, فکرنکنم دوست داشته باشم! چی داری اخه دوست داشته باشم؟شوخی میکردم باهاش ،میدونست خیلی دوسش دارم،دمه گوشش میومدم آروم زمزمه می کردم : خیلی دوست دارم خره! خودشو به نشنیدن میزد میگفت چی ؟
باصدای بلند میگفتم هی خرههههه «دوسِت دارم!»
این حرفو دوست داشت ،از زبون من بشنوه،مُدام هی بشنوه که چقدر دوسش دارم ،چشاش گرد میشد میشنید که یه نفر قلبش برا اون میزنه! فقط برا اون! نه هیچ کس دیگه ای...خر بود! آره ، خیلییییییی خر بود!یه خر دوست داشتنی! خری که نفهمید من کسی رو به غیر اون اونجوری نگاه نمیکنم! کسی رو اونجوری دوست ندارم! کسی رو اونجوری نگاه نمیکنم! کسی رو اونجوری «عاشقانه» نمیخوام!
دیدین بعضی موقع ها حس میکنی خدا داره نیگات میکنه، کیف میکنه دو تا از بنده هاش باهمنو این جوری بینشون عشق میپیچه تو کوچه پس کوچه های این شهر کثیف! فقط دوست داری تموم نشه اون حالِت!
همه چی خوب بود ،ولی زندگی مثل فیلما نیست که اخرش با خوشی تموم بشه!
قسمت دوم....
✍️ #nesfea
@nesfeaw 🖤
2 284
سرد بود...
هوای سرد زمستون!
از اون هواهایی که سرما میره تو پوستو گوشتو استخونت!
استرس داشتم!
دفعه اول بود میدیدمش!
اااا چته پسر؟ استرس نداره که! تو با این همه آدم صحبت میکنی! فکر کن اینم مثل اونا!
ولی کیو گول میزنم من؟
سرما رفته بود تو جونم! دلشوره داشتم!
دستام آروم آروم میلرزید، دستامو کردم تو جیبم تا یه کمی گرم شه!
نتمو روشن کردم، نوشته بود ۱۵ مین دیگه میرسم! داشتم پی ام میدادم بهش کجایی! دیدم یه صدایی داره میاد ،هوووووووووی داری به کی پی ام میدیییییی!
سرمو آوردم بالا
خودش بود! !
همونی بود که تو عکساش دیده بودم!
همون قدر خوشگل!
با همون موهای جذابش! مگه میشه انقدر دل آدم برا کسی پَر بزنه! مثل رویا بود! چشای گرد ،ابروهای کشیده ،چشماش میتونست مثل آب یخ بریزه رو آتیش دلم! آرومم کنه...
قبلا تو چت بهم میگفت ببینمت میپرم بغلت ماچت میکنم :) ولی جفتمون استرس داشتیم! دست دادیم رفتیم سمت کافه!
کافه پُر بود ، رفتیم تو کوچه پس کوچه های اطراف کافه که قدم بزنیم و سیگار بکشیم!
پاهام یاری نداشت باهاش بیاد، باور نمیکردم بعد از چند سال به اونی که خواستم رسیدم!
یهو وسط راه گفت:
««یکیم نداریم تو این هوای سرد دستمونو بگیره»»
اون پرروتر از من بود روم نمیشد دستشو بگیرم دستشو که گرفتم مثل این بود که تو جهنم بهت یه تیکه از بهشتو بدن! دستامون قفل هم شد! دوست داشتم یکی بود اونجا حال خوبمونو میدید!
حال خوبی که زیاد دوام نداشت :)
قسمت اول...
✍️ #nesfea
@nesfeaw 🖤
2 284
https://www.instagram.com/p/CKhEZ3UApqO/?igshid=1o8o8ivgd724c
میتونین پست جدیدمو تو اینستا ببینید🖤
