مشاهدات حسین از اروپا
Open in Telegram
تماس با من: @hsnfirooz اگه میخواین در مورد مهاجرت/کار/زندگی گپ بزنیم: https://calendly.com/hsnfirooz
Show moreIran56 673The category is not specified
6 011
Subscribers
-424 hours
-117 days
-8730 days
Posts Archive
قبل از اومدنم به #فنلاند و اروپا، منم مثل خیلیای دیگه فکر میکردم دنیا فقط آمریکاست. همه تصوراتم از دنیای خارج از فیلمهای آمریکایی میومد و برادرانی که سالهاست اونجا زندگی میکنن و دوستانی که همه عشق آمریکا بودند و هستند.
یکی از مهمترین دلایلم برای نوشتن در اینجا، اینه که خودم دقت بیشتری در زندگی در کشوری غیر معروف و آروم و سوسیال دموکرات داشته باشم و ببینم آیا دنیا واقعا فقط آمریکاست؟ آیا اختلاف فرهنگی جدیای وجود داره؟ آیا دلایلی وجود داره که آدمها به کشوری به غیر از آمریکا مهاجرت کنن؟ آیا هرکسی که اینجاست، آمریکا راهش ندادن و انتخاب دوم (یا حتی چندمش) اینجا بوده؟ اصلا چرا آدمهایی که اینجا زندگی میکنن، با وجود زمستونهای سرد و طولانی، از اینجا مهاجرت نمیکنن؟ اینها که مشکل پاسپورت و ویزا ندارن، چرا نمیرن آمریکا؟ اینهایی که مشکل دوری ندارن و به راحتی میتونن با پرواز مستقیم رفت و آمد کنن، چرا مهاجرت نمیکنن؟
چیزهایی که مینویسم، برای جواب دادن به سوالات خودمه و سوالاتی که شاید برای شما هم پیش اومده باشه :) ممنون که صد نفر شدین :) به دوستاتون هم معرفی کنین که یه بنده خدایی در تلاشه بفهمه آیا دنیا فقط آمریکاست یا نه، منت بر من میذارین :)
https://t.me/hsnblog
#فنلاند
زمستونهای اینجا شبهای طولانیای داره، آفتاب تقریبا از ساعت ۹:۳۰ صبح طلوع میکنه و ۱۵:۳۰ هم غروب میکنه. البته شبها تاریک تاریک نمیشه و روشنایی زیادی داره، خیلی روشنتر از شبهایی که ایران مهتاب کامله. بیشترین چیزی که بهش شباهت داره، هوای گرگومیش قبل از طلوعه.
دلیل این روشنایی فکر کنم یکی موقعیت جغرافیاییش و نزدیکیش به قطب باشه. دلیل دوم اینه که به خاطر روشنایی شهر و ابرهای متراکم، نور شهر ابرها و آسمون رو روشن میکنن. زیر ساختمونهای بلند و چراغهای پرنور، این انعکاس روی ابرها کاملا دیده میشه.
این عکس مال صبح امروزه. روزهایی که هوا ابری نیست، مردم اینجا خیلی خوشحالن و از آفتاب لذت میبرن. البته که آفتابش رمق و گرمایی نداره، ولی زیبایی زیادی بخاطر انعکاسش روی شهر همیشه سفید ایجاد میکنه. همچنین به خاطر هوای پاک، آسمون آبی زیبایی هم دارن. البته که روزهای غیر ابری به مراتب سردتر از روزهای ابری هستند و این سرما زندگی رو کمی برای مردم سختتر میکنه، اما از آفتابی بودن هوا و زیبایی که ایجاد میکنه، لذت میبرن. ذوقی که برای آب و هوای آفتابی دارن برای من خیلی جالبه و روزهای آفتابی مرتب از هوا تعریف میکنن که نشون میده بهش دقت میکنن و براش یه ذوق و شوقی دارن. حتما این ذوق (هرچند کوچک) زندگی روزمرهشون رو کمی قشننگتر میکنه و از یکنواختی و تکرار خارجش میکنه.
پ.ن: سحرخیر باش تا کامروا شوی فقط فنلاند که همه قبل از طلوع میرن سر کار :))
https://t.me/hsnblog
#فنلاند
اینجا دانشگاه درب ورودی یا نرده نداره و فضای دانشگاه قسمتی از محیط شهریه و چیزی مثل سردر ورودی یا نرده نداره. البته دربهای ورودی دانشکدهها قفله و برای ورود بهش نیاز به کلید یا رمز ورود دارین. لذا استفاده از رستورانهای دانشگاه هم برای همه آزاده.
اگرچه این اتفاق برای محیط شهری خوبه و باعث میشه همه بتونن از این فضای شهری استفاده کنن، اما بدیهایی هم داره. توی این تصویر که توسط یکی از بچهها توی گروه گذاشته شده، مشخص شده که یه نفر بیخانمان اومده و توی اتاق لباسشویی خوابیده :)) کسی هم جرئت نمیکنه بره باهاش حرف بزنه. هرکی درب اتاق رو باز میکنه، به فنلاندی داد و بیداد میکنه و احتمالا فحش میده!
الان از اونجایی که برف زیادی اومده / میاد، گاها درب ورودی ساختمان یخ میزنه و باید هلش بدیم تا بسته بشه، لذا زیاد پیش میاد که درب ساختمان بازه. احتمالا درب باز بوده و اومده داخل و رفته اونجا خوابیده.
بعدا یکم بیشتر در مورد اوضاع بیخانمانها در فنلاند مینویسم. این سومین بیخانمانیه که توی این ۱۰ روز میبینم و در این سرما و برف و بوران، بیخانمان بودن واقعا سخته.
یکی از کارهایی که شهرداری به طور منظم انجام میده، تمیز کردن برف از ساختنمونهای بلنده.
وگرنه این برفها با کوچکترین آفتاب آب میشن و میوفتن توی پیادهرو.
ایستگاه مرکزی قطار شهر هلسینکی. این ایستگاه دقیقا در مرکز شهر قرار داره.
بر خلاف بقیه اتحادیه اروپا که راه زمینی زیادی با بقیه کشورها دارن، فنلاند تنها راه زمینیش به اتحادیه اروپا از نزدیکای قطب به کشور سوئده. لذا قطارها اینجا استفاده بین کشوری ندارن و فقط برای جابجایی بین شهرهای فنلاند استفاده میشن. این قضیه ارتباط فنلاند با بقیه کشورهای اروپایی رو کم میکنه.
بهترین راه برای رفتن به سایر کشورها و حمل بار و... هواپیما و بندرها هستند.
#فنلاند
دانشگاه چیزی به اسم سلف نداره. اما تعداد زیادی رستورانهای مختلف داره و این رستورانها تخفیف زیادی روی غذاهاشون به دانشجوها میدن. لذا کیفیت غذاها و محیطی که دانشجوها توش غذا میخورن، اصلا به چیزی که به عنوان سلف میشناسیم شبیه نیست و خیلی متفاوته. البته این رستورانها سلفسرویسن و چیزی به اسم گارسون ندارن. منوها هم روزانه است و معمولا هرکدوم چندتا غذای روزانه دارن. از این نظر به سلفهای خودمون شبیه هستن.
فکر میکنم یارانه قیمت غذای دانشجویی رو شورای صنفی دانشجویان پرداخت میکنه، بعدا در مورد این شورای صنفی و وظیفههاش و درآمدهاش بیشتر مینویسم.
تنوع غذاهایی که ارائه میشه هم طبیعتا بسیار زیاده. نکته جالبش اینه که توی همه منوها، حتما حداقل یک غذای گیاهی برای کسانی که گوشت نمیخورن وجود داره. همچنین چیزهایی که ممکنه حساسیتزا باشه یا هضمش برای عدهای سخت باشه مثل لاکتوز و بادومزمینی برای همه غذاها مشخص شده. اینا رو با یه برچسبهایی مشخص میکنن که فقط یه حرف بزرگ انگلیسی مثل L یا V یا Hه که به ترتیب یعنی بدون لاکتوز و غذای گیاهی و غذای سالمتر. غذاهای گیاهیشون تنوع زیادی داره و فقط چیزی شبیه به سالاد نیست. مثلا روز جمعه یه چیزی شبیه به خورش سیب و بادنجون به عنوان غذای گیاهی سرو میشد.
اینجا مصرف لبنیات بخصوص شیر رواج زیادی داره و آدمهای زیادی همراه با غذاشون شیر میخورن. یه لیوان آبمیوه یا یه لیوان شیر به همراه غذا رایگانه و هزینه اضافی نداره. انتخاب خیلی از بومیهای اینجا، همون شیر به همراه غذاست.
امروز جلسه داشتم و نتونستم برم اونجا غذا بخورم، فردا عکساش رو میذارم براتون.
https://t.me/hsnblog
#فنلاند
اوضاع کرونا این مسئله رو تشدید کردهها، ولی این کنار هم ننشستن قسمتی از فرهنگشونه.
این میم خیلی معروفیه در این زمینه.
توی آسانسور هم دو گوشه آسانسور میایستند!
#فنلاند
اینجا ظاهرا دو روز در ژانویه و دو روز در ماه بعد، هوا بسیار سرد میشه. دو روز ژانویه رو هفته پیش از سر گذروندیم. دما تا -۲۹ هم پایین اومد و حقیقتا سرد بود. ظاهرا از سرمای زیاد ممکنه خون دماغ هم بشین.
اما از اونجایی که هلسینکی نزدیک دریاست و هوا تقریبا همیشه ابریه و رطوبت زیاده، هوا به طور معمول -۵ درجهست.
چقدر قابل تحمله؟ خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو میکردم. آدمهای زیادی توی این هوا میدون. منم در حد یک کیلومتر رو فعلا امتحان کردم و کاملا اوکی بوده.
لباسهایی که میفروشن معمولا برای همین هوا طراحی شده و در دمای معمول (همون -۵) میشه با یه آستین بلند معمولی + کاپشن ضدبادی که همینجا خریدین برین بیرون بدون هیچ مشکلی. توی اون هوا آدمای زیادی (حدود ۳۰ درصد) توی خیابون کلاه هم نمیذارن، منم نمیذارم البته برای کسی که سینوسهای حساسی داره، نمیتونه بدون کلاه بره بیرون.
در مجموع هوا سرده، ولی استخونسوز نیست!
نگاه خودشون به این زمستون سرد اینه که باید این زمستون رو بگذرونی تا بتونی از بهار و تابستون لذت ببری. و لذا این سرما و برف رو به عنوان یه چالش میبینن و سختی قبل از پاداش. نگاهشون جالب و بامزهست.
توی این هوا زیاد اسکی میکنن. هم پیستهای زیادی وجود داره هم تقریبا هر تپهای باشه میرن صافش میکنن و تبدیلش میکنن به یه پیست کوچک. جدای از اسکی، از سونا زیاد استفاده میکنن. قسمتی از تجربه سونا هم اینه که بعد از تقریبا ۲۰ دقیقه توی سونا بودن و گرم شدن، همینطوری میرن میپرن توی آب یخ و شنا میکنن یا توی هوای آزاد وایمیسن و گپ میزنن! گرمای بدنشون که رفت، اینکار رو تکرار میکنن. من آب یخ رو امتحان نکردم ولی توی دمای -۲۰ بیرون ایستادم و واقعا لذتبخش بود! طوری که آخر هفته آینده هم دوباره رزرو کردیم که بریم :)
https://t.me/hsnblog
#فنلاند
حریم شخصی اینجا اهمیت خیلی زیادی داره. توی اتوبوسها و متروها، آدمهای غریبه کنار همدیگه نمیشینن حتی اگر صندلی کناریشون خالی باشه.
الان توی اتوبوس دو نفر ایستادن با اینکه تقریبا نصف صندلیهای اتوبوس خالیه!
همچنین اکثر کسایی که سوار اتوبوس هستند دارن از پیست اسکی برمیگردن و چوب اسکیشون همراهشونه. برام جالب بود که با اینکه رفتن یه تفریح به نسبت گرون، اما دارن با اتوبوس برمیگردن به مرکز شهر.
در مورد اتوبوسها بگم که روی بدنه اتوبوسها تبلیغ نمیکنن اما توی ایستگاههای اتوبوس تبلیغ هست.
من دقت زیادی توی شهر کردم و خبری از بنرهای بزرگ یا کوچک تبلیغاتی کنار خیابونها یا توی اتوبانها نیست. فعلا تنها تبلیغاتی که دیدم توی ایستگاههای اتوبوس و مترو بوده.
من بیرون شهر چیکار میکردم؟ یه مودم ۱۲۰ یورویی رو یه نفر توی سایت گذاشته بود ۳ یورو! اومده بودم ازش بخرم :)
#فنلاند
اینجا خرید لوازم دست دوم حتی لباس هیچ قبحی نداره و بسیار هم رفتار پسندیدهای محسوب میشه. مغازههای زنجیرهای و بزرگی وجود دارن که لباسهای دست دوم میفروشن. مغازههایی هم هستند به اسم Recycling Center که وسایل دست دوم رو میتونین ببرین اونجا و بفروشین و یا اونها رو بخرید. تعدادشون هم زیاده و بعضیهاشون خیلی از کالاهاشون رایگانن. عموما کالاهای دست دومی که توی این مغازهها پیدا میشن، کیفیت خیلی مطلوبی دارن. مثلا این مبل رو من دست دوم و رایگان گرفتم.
از اونجایی که هزینه جابجایی وسایل زیاده، اکثر این وسایل وقتی جمع میشن که آدمها میخوان خونشون رو عوض کنن و نمیتونن وسایل رو با خودشون ببرن و این مرکزها میان و وسایل رو یه جا جمع میکنن که فروش بره یا بقیه بگیرن و استفاده کنن.
خرید دست دوم بسیار ارزونتر از خرید لوازم نوه. من تحقیقی پیدا نکردم که چقدر انگیزه اقتصادی و چقدر انگیزهی محیطزیستی آدماست که این فرهنگ دست دوم خریدن و استفاده کردن رو تشویق میکنه، اما همین که این فرهنگ وجود داره، حتی اگه به دلایل اقتصادی، برای محیطزیست خیلی بهتره.
https://t.me/hsnblog
#فنلاند
فنلاند تقریبا نیمی از برق کشور رو با استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر تولید میکنه. اکثر این نیروگاهها، نیروگاههای بادی هستند.
شرکتهای مختلفی هستند که شما میتونین برق خونتون رو از اونها بخرین و مشترک برق اونها باشین. البته قیمت برقی که این نیروگاههای پاک تولید میکنن، به ازای هرمگاوات ساعت، کمی گرونتر از نیروگاههای فسیلی هستند. تبلیغاتی این شرکتها با تمرکز به پاک بودن انرژیه و اینکه شما با مشترک شدن، به کره زمین کمک میکنین.
اما نیروگاههای فسیلی هم حضور فعال دارند. هم در نزدیکی مرکز شهر هلسینکی و هم در نزدیکی یکی از مناطق ثروتمندنشین شهر، دو تا کارخونه وجود داره متعلق به شرکت Helen که با استفاده از زغال سنگ برق تولید میکنه.
الان که بحث آلودگی هوا داغه، خواستم بگم کارخونهها میتونن آلودگی زیاد تولید کنن و به خاطر externality که توی اقتصاد بحثش وجود داره، انگیزهای برای گذاشتن فیلتر و... ندارن و حتما باید نظارت جدی روی میزان آلایندگیشون وجود داشته باشه.
اینو نوشتم که بگم کارخونهها حتی میتونن وسط شهر باشن و آلودگی زیادی تولید نکنن. هلسینکی یکی از ۵ شهر دنیا از نظر کیفیت هواست.
#فنلاند
اینجا متروها خیلی عجیبن، مترو چیزی مثل گیت ورودی نداره و شما نباید کارت بزنی تا گیتی باز بشه و بتونی بری داخل. ماموری هم برای کنترل بلیط قبل از سوار شدن نیست. البته قبل از سوار شدن شما باید بلیط بخری و بدون بلیط نباید سوار مترو بشی. به دیوارهای مترو نوشتههایی هست که از جریمه ۸۰ یورویی برای نداشتن بلیط هشدار میده.
ظاهرا مامورهایی هستند که ممکنه داخل مترو از شما بخوان بلیطتون رو نشون بدین. ولی این مامورها خیلی کمن و تجربه بچههایی که بیشتر از ۵ هفتهست اینجان اینه که تا الان مامورهایی رو ندیدن. من هم تا الان ماموری رو ندیدم.
البته بعضی از بچههایی که مدت بیشتری هست اینجان (تقریبا ۳ ماه) یکبار این مامور رو دیدن.
لذا مامور وجود داره، ولی بسیار به ندرت دیده میشه...
سلام :)
از سفر قبلیم به روسیه در جام جهانی ۲۰۱۸ چیزهای مختلفی نوشتم و تجربه خوبی بود. بعضیهاش رو اینجا منتشر کردم، بعضیهاش هم نوشتههای شخصی بودن که منتشر نشد.
الان که عازم اروپا هستم میخوام اینجا مشاهداتم رو از این قاره بنویسم.
