𝒮𝓅𝒾𝓇𝒾𝓉𝓊𝒶𝓁 𝓁𝒾𝒻ℯ ℯ𝓍𝓅ℯ𝓇𝒾ℯ𝓃𝒸ℯ
Open in Telegram
چنل اطلاع رسانی جلسات کارگاهی دوازده قدم ارتباط با ما👇👇👇👇 @Spiritual_life_experience .........
Show more6 747
Subscribers
-124 hours
-97 days
+1 00530 days
Posts Archive
☑️ جلسات الوکام #هفتادنفرهٔ ناحیهٔ سه هموابستگان گمنام ایران:
🆔 https://event.alocom.co/class/irancoda/ir
📌 شنبهشب(بامدادِ یکشنبه)
🗓 ۲۳ خرداد ١٤۰٥
🕰 ۰۰:٢٤ الی ١:٣۰ (بامداد)
🙋 گرداننده: مینا
📌 فرمت:
پنل پرسش و تجربه
📌 موضوع:
دوریگزینی و الگوی سازشی
و
پنل پرسش و تجربه
📗 کتاب راهنمای کارکرد دوازده قدم و دوازده سنت هموابستگان گمنام
✍ قدم چهارم
🙋♂ پشتیبان: حمید
🆔 HAMID🍁
🎙 سخنران: رضا
🆔 رضا کنجدی
✅
🌟 داستانِ زنجیره نجات در الکلیهای گمنام (A.A.)
از اتاق درمان دکتر یونگ تا روز تولد A.A.
🧩 داستانی واقعی، الهامبخش و نقطه آغاز یکی از بزرگترین جنبشهای بهبودی در دنیا…
⸻
🧠 دکتر کارل گوستاو یونگ؛ روانپزشکی که «راهحل معنوی» را معرفی کرد
دکتر کارل یونگ (۱۸۷۵–۱۹۶۱) روانپزشک بزرگ سوئیسی و بنیانگذار روانشناسی تحلیلی بود.
مفاهیمی مثل ناخودآگاه جمعی، سایه، عقدهها، پرسونا، برونگرایی/درونگرایی همگی ساخته اوست.
یونگ علاوه بر نگاه علمی، توجه عمیقی به بُعد معنوی انسان داشت. او گفته بود:
«تمام افکارم مانند سیارات به دور پروردگار میچرخند و مقاومت در برابر این نیرو، بزرگترین گناه است.»
اما نقش اصلی او در تاریخ AA از جایی شروع شد که یک الکلی ناامید به سراغش رفت…
⸻
🤝 رولند هازارد؛ بیماری که پیام را حمل کرد
رولند هازارد، تاجر سرشناس آمریکایی، سالها از الکلیسم رنج میبرد.
خانوادهاش او را نزد دکتر یونگ بردند. پس از ماهها درمان، رولند دوباره عود کرد و با ناامیدی برگشت.
در اینجا یونگ جملهای گفت که سرنوشت دنیای بهبودی را تغییر داد:
«برای نوع اعتیاد تو، پزشکی و رواندرمانی کافی نیست… تنها یک تجربهٔ روحانی عمیق میتواند نجاتت بدهد.»
این دیدگاه تکاندهنده، رولند را به سمت گروه آکسفورد برد؛ جایی که او دچار تحول درونی شد و هشیاری پایدار بهدست آورد.
این تحول، پیام یونگ را وارد جامعه الکلیها کرد.
⸻
🔗 رولند ➡️ ابی تاچر؛ انتقال پیام
رولند که حالا هشیار بود، پیامی را که از یونگ گرفته بود به دوست قدیمیاش ابی تاچر (Ebby T.) رساند.
ابی نیز با کمک برنامههای معنوی گروه آکسفورد هشیار شد.
او مأمور شد پیام را به یک دوست بسیار قدیمیتر و بسیار گرفتارتر برساند:
بیل ویلسون.
⸻
💡 بیل ویلسون؛ دریافتکننده پیام و آغازگر A.A.
ابی تاچر با هشیاری و محبتش به سراغ بیل ویلسون رفت؛ مردی که به آخر خط رسیده بود.
بیل ابتدا مقاومت کرد، اما کلمات ابی – همان پیام دکتر یونگ – در او نفوذ کرد:
«تو باید به نیرویی بالاتر از خودت تکیه کنی.»
بیل در بیمارستان تونز، پس از تسلیم و اعتراف کامل، تجربهای عمیق داشت؛ چیزی شبیه به همان «تجربه روحانی» که یونگ گفته بود.
او نور شدیدی را دید، ترس از الکل از او برداشته شد، و هرگز تا آخر عمر مشروب نخورد.
بیل سپس وارد گروه آکسفورد شد و فهمید:
اگر به الکلی دیگری کمک کند، خودش هشیار میماند.
همین کشف ساده، وقتی او به شهر آکرون اوهایو رفته بود…
جایی که قرار بود تاریخ تغییر کند.
⸻
👨⚕️ دکتر باب اسمیت؛ اولین الکلی که با کمک بیل هشیار شد
در آکرون، بیل با دکتر رابرت هالبروک اسمیت (Dr. Bob Smith) آشنا شد:
جراح برجسته، مرد محترم… و یک الکلی بشدت درمانده.
دیدار این دو بیش از ۵ ساعت طول کشید.
بیل فقط یک چیز را میخواست:
🔸 «کمک به یک الکلی دیگر برای حفظ هشیاری خودش.»
این رابطه سرنوشتساز بود.
دکتر باب با کمک بیل آخرین نوشیدنی عمرش را در ۱۰ ژوئن ۱۹۳۵ خورد.
این تاریخ امروز به عنوان روز تولد انجمن الکلیهای گمنام شناخته میشود.
⸻
⭐ زنجیره نجاتبخش A.A.
اگر هیچکدام از حلقهها وجود نداشت، امروز AA هم وجود نداشت:
دکتر کارل یونگ
⬇️
رولند هازارد
⬇️
ابی تاچر
⬇️
بیل ویلسون
⬇️
دکتر باب اسمیت
⬇️
🎉 تولد الکلیهای گمنام (A.A.)
⸻
🌱 جمعبندی
یک روانپزشک سوئیسی که به حقیقت معنوی اشاره کرد…
یک تاجر الکلی که آن پیام را پذیرفت…
یک دوست که آن پیام را منتقل کرد…
و دو الکلی که با همکاری هم، نهتنها نجات یافتند، بلکه راه نجات میلیونها نفر را روشن کردند.
این است داستان شکلگیری A.A.
داستانی درباره فروتنی، تجربه روحانی، کمک به دیگران، و معجزههای ساده اما قدرتمند انسانی. ✨
لینک کانال های کمیته در تلگرام و روبیکا
@aakomitekargahiran
https://t.me/aakomitekargahiran
خط ماندگار کمیته
۰۹۱۵۰۴۰۹۰۰۲
وبسایت انجمن الکلیهای گمنام ایران
www.aairan.org
•┈••✾🍃🍂🍃✾••┈•
☘️🌿🌱☘️🌿🌱🍀☘️🌿🍀☘️
Repost from Spiritual _life
توی زندگی، چیزی که آدم را به جلو میبرد، حس رضایت و حال خوب است، نه احساس کمبود و نداشتن. خیلی وقتها فکر میکنیم از زندگی و دنیا جدا هستیم و چیزی کم داریم، اما وقتی یاد بگیریم از همین لحظه و از کاری که الان انجام میدهیم لذت ببریم، انگار جریان زندگی بیشتر با ما همراه میشود.
اگر منتظر بمانیم تا همه چیز تغییر کند تا بعد خوشحال باشیم، شاید هیچوقت آن رضایت واقعی را تجربه نکنیم. اما وقتی از همین جایی که هستیم و از کاری که در دست داریم، هرچند کوچک، احساس خوبی داشته باشیم، تغییرهای قشنگ هم کمکم خودشان را نشان میدهند.
وقتی کمتر درگیر گذشته و نگرانیهای آینده باشیم و بیشتر در لحظه زندگی کنیم، هم از کارهایمان بیشتر لذت میبریم و هم کیفیت زندگیمان بهتر میشود. گاهی خوشبختی، نه در رسیدن به چیزهای جدید، بلکه در دیدن زیباییهای همین لحظه است
✅https://t.me/anam_cara2
💥💥جلسه کارگاهی💥💥
🔹جلسـه بهبودی نیلوفران آبی AA🔹
🏠ناحیه شش خدماتی
🕰️هرشب ساعت22:30 الی 00:00
꙳꙳ انجمن الکلیهای گمنام꙳꙳
🗓چهارشنبه:1405/3/20
🎤تجربه دهنده موضوع:
💎 رضا کنجدی 💎
✍️موضوع:کتاب دوازده قدم دوازده سنت
📚قدم:دوم
⬇️لینک ورود به جلسه در بستر الوکام⬇️
https://event.alocom.co/class/alioroji129/382f0b95
⏬گروه روبیکا نیلوفران آبی⏬
https://rubika.ir/abinilofran
⏬کانال اطلاع رسانی روبیکا⏬
@Spiritual_life_experience
🌹لطفا بصورت مهمان وارد شوید🌹
🙏لطفا به همه همدردان اطلاع رسانی کنید🙏
⏰هر شب ساعت:22:30 الی 00:00 به وقت ایران
🅰️🅰️🅰️🅰️
🅰️🅰️🅰️🅰️🅰️🅰️🅰️🅰️
🖥برگزاری جلسه کارگاهی قدم های دوازدگانه
انجمن هموابستگان گمنام فقط مخصوص بانوان
جهت عضویت لطفا به آیدی زیر پیام دهید
@rezakonjedi
Repost from Spiritual _life
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
از دیدگاه نوروساینس، اضطراب ناتوانکننده زمانی اتفاق میافتد که مغز بیش از حد به تهدیدات واکنش نشان میدهد و نمیتواند خودش را آرام کند.
1. آمیگدال (بخش ترس مغز): مثل یک زنگ خطر عمل میکند. در اضطراب شدید، آمیگدال حتی به چیزهای کمخطر (مثل صدای بلند) واکنش تند نشان میدهد، ضربان قلب را بالا میبرد و باعث ترس شدید میشود.
2. قشر پیشپیشانی (بخش منطقی مغز): باید آمیگدال را کنترل کند، اما در اضطراب ناتوانکننده ضعیف عمل میکند. این باعث میشود نتوانید افکار نگرانکننده را متوقف کنید یا منطقی فکر کنید😞
3. هیپوکامپ (بخش حافظه): کمک میکند بفهمید چه چیزی واقعاً خطرناک است. ولی استرس زیاد (مثل جنگ) به آن آسیب میزند، و باعث میشود از همه چیز بترسید.
4. هیپوتالاموس (بخش استرس): هورمون کورتیزول ترشح میکند. وقتی اضطراب زیاد است، کورتیزول بیش از حد تولید میشود و باعث خستگی، ضعف بدن، و حتی بیماری میشود.
5. مواد شیمیایی مغز: موادی مثل سروتونین (که آرامش میدهد) یا گابا (که مغز را آرام میکند) کم میشوند، و موادی مثل گلوتامات (که مغز را فعال میکند) زیاد میشوند. این عدم تعادل مغز را بیشفعال و مضطرب نگه میدارد.
در جنگ یا خطر، این مشکلات بدتر میشوند چون تهدیدات واقعی (مثل انفجار) مدام آمیگدال را فعال میکنند و مغز فرصت آرام شدن ندارد. این میتواند به مشکلات طولانیمدت مثل ضعف حافظه، بیماریهای جسمی، یا ترس دائمی منجر شود.💥
#آرامش #سلامتی
🛡🛡🛡🛡🛡🛡🛡🛡🛡
☑️https://t.me/anam_cara2
Repost from Spiritual _life
☄️☄️☄️☄️☄️☄️☄️☄️
فردی که نسبت به پول وسواس پیدا میکند، به بردهی تأیید و پذیرش دیگران تبدیل میشود و خوشبختی خود را با میزان درآمدش میسنجد. فردی هم که تنبل میشود و نسبت به آیندهی خود بیتفاوت است، سرانجام گمگشته، افسرده و ناراضی از زندگی خواهد شد؛ زیرا بدن انسان برای حرکت کردن، آفرینش و اقدام کردن طراحی شده است.
پس تعادل کجاست؟
ستون میانی میان جدیت و بیخیالی، یکی از مهمترین بخشهای داشتن یک زندگی متعادل از نظر ذهنی، عاطفی و جسمی است. زندگی را جدی بگیر، اما همچنان بخند، لذت ببر و سبکبار زندگی کن. روزی خواهی مرد و همهچیز را پشت سر خواهی گذاشت، اما این به آن معنا نیست که زندگیات نباید معنا و ارزش داشته باشد.
در میان هر دوگانگیِ زندگیات، ستون میانی را پیدا کن؛ میان جدیت و بیخیالی، میان عقل و احساس، میان انضباط و آزادی. تعادل درست همانجاست.
.✅https://t.me/anam_cara2
Repost from Spiritual _life
⚠️⚠️⚠️⚠️⚠️⚠️⚠️⚠️
خیانت
از منظر روانکاوی خیانت با انگیزه احساس» مجرد بودن معمولاً ریشه در تعارضات ناخودآگاه پیرامون استقلال و صمیمیت دارد چنین فردی ممکن است رابطه بلندمدت را تهدیدی برای خودمختاری خود ببیند و با خیانت به طور نمادین در برابر بلعیده شدن توسط دیگری مقاومت کند.
این رفتار گاهی بازگشت به مرحله پیشا اودیپی قبل از ۳ سالگی است جایی که فرد میخواهد هم مادر همسر) مراقبت کننده را داشته باشد و هم از قوانین او فرار کند
بر اساس نظریه دلزدگی» اتو ،کرنبرگ این افراد اغلب خودشیفته وار به رابطه نگاه میکنند شریک زندگی برایشان تبدیل به یک ابژه خودشیفته» میشود که باید نیازهای لحظه ای آنها را برآورده ،کند و هر گاه این ابژه «خفه کننده به نظر رسد با خیانت مرزهایش را پس میزنند
احساس مجرد بودن در حین خیانت در واقع تلاشی برای انکار واقعیت وابستگی و بازگشت به خیال آزادی مطلق ،است که یادآور مرحله ای از کودکی است که دیگری هنوز به عنوان یک فرد جداگانه با نیازهای خود درک نشده بود.
درمان روانکاوانه معمولاً بر روی کشف این الگوهای اولیه دلبستگی و بازسازی توانایی تحمل صمیمیت بدون از دست دادن حس خودمختاری
متمرکز میشود
#رضا_کنجدی
✅https://t.me/anam_cara2
Repost from Spiritual _life
خیلی از ما «عشق» رو با با «شور و هیجان اول رابطه عشق اشتباه میگیریم
فکر می کنیم اگه مدام پیام بدیم یا تمام وقتمون رو با هم بگذرونیم، یعنی عاشق ترینیم اما حقیقت روانشناختي عشق، خیلی آرومتر و عمیق تر از این حرف هاست
عشق واقعی یعنی «امنیت»
یعنی وقتی خسته ای وقتی بریدی یا وقتی خودت هم از خودت کلافه ای, نترسی از اینکه پارتنرت تورو اینطوری ببینه.
یک مثال ساده برای درک بهتر
تصور کن بعد از به روز کاری افتضاح با کلی خستگی و بی حوصلگی میای خونه.
رابطه هیجانی : پارتنرت ممکنه شاکی بشه که چرا انرژی نداری؟» یا «چرا جو خونه رو سنگین میکنی؟»
رابطه امن عشق واقعی: پارتنرت کنارت میشینه، شاید
سکوت کنه شاید یه چای برات بریزه و فقط بهت اجازه بده که حالت بد باشه بدون اینکه بخواد قضاوتت کنه یا سریع یه چیزی رو تغییر بده
امروز از خودت بپرس: «آیا من در این رابطه اجازه دارم
خودم باشم؟
#رضا_کنجدی
✅https://t.me/anam_cara2
👑👑👑👑👑👑
✔️موضوع:
فایل ضبط شده
✨دعای گام یازدهم ✨
#مهدی_اولیایی
☄️☄️☄️☄️☄️
شنبه ۹ خردادماه ۱۴۰۵ https://t.me/wilsongrifit✅
Repost from Spiritual _life
یونگ در راستای پذیرش و مواجه شدن با ترسها یک جملهی زیبا میگه:
☄️☄️⚠️☄️☄️☄️
«بگذار سقوط کنی، اگر قرار است سقوط کنی، آنچه خواهی شد، تو را خواهد گرفت.»
@anam_cara2
𝑨𝒏𝒅 𝑮𝒐𝒅 𝒊𝒔 𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒊𝒏𝒈 𝒂𝒏𝒅 𝑴𝒆𝒓𝒄𝒊𝒇𝒖𝒍
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
☑️جلســه. انلایـــن☑️
*▪️💌 شنبه شب💌▪️*
*🕚ســاعـت:23:00 الی 24:00*
1405/3/9
2026/5/28
❀✵═ ⃟✵♾️✵ ⃟ ═✵❀
*📍📣لینڪ جلسـه؛👇
https://join.freeconferencecall.com/rezakonjedi
❀✵═ ⃟✵♾️✵ ⃟ ═✵❀
🦋زیباترین انسانهایی که تاکنون شناختهام آنهایی بودند که شکست خورده بودند، رنج میکشیدند، دچار فقدان شده بودند و با این حال راه خود را از اعماق درد و رنج گشودند و بیرون آمدند.
🎙*سخنران؛مهدی اولیایی
*مـوضــوع جلسـه :
(دعای گام یازدهم)*
💔🧠🧠🧠🫀🫀
*🧑💻پشتیبان:☆☆رضاکنجدی*
*📍لینڪ اطلاع رسانی ڪانال تلـڪَرام؛*
↻↓↻↓↻↓↻↓↻↓↻↓↻↓
☑️https://t.me/wilsongrifit
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
Repost from Spiritual _life
✨
شما حق دارید ناراحت و غمگین و آشفته باشید اما در این احساسات بقا نمانید
گفته میشود که همیشه احساستان را خوب نگه دارید؛ درست است اما...
اما به این معنی نیست که هیچگاه احساس غم و اندوه و هیچگونه ناراحتی به سراغتان نیاید.
بسیاری از افراد هنگام تجربهی این احساسات خودشان را سرزنش میکنند و احساس گناه میکنند. اما این اشتباه است. اگر این احساسات را تجربه میکنید سرزنش را از ذهنتان حذف کنید. شما حق دارید که در هنگام تجربه اتفاقات سخت زندگی غمگین یا آشفته شوید. فکر نکنید که از مسیر دور شدهاید. تجربهی این احساسات نیز بخشی از مسیر است.
نکته مهم:
نکته مهم این است که در این احساسات نمانید. به خودتان مدت محدودی زمان دهید، آنها را درک کنید، سپس رها کنید. آرام آرام احساسات متعالی را به درونتان بیاورید و روی خواسته و اهدافتان متمرکز شوید
🌿🍃✨🍁✨🍃🌿
https://t.me/anam_cara2
Repost from Spiritual _life
💢شما هم مدام دنبال خوشحالی، لذت و تجربههای مثبت بیشتر هستین؟
🔹 وقتی مدام بهدنبال «شاد بودن، موفق بودن، آرامش داشتن، حس خوب داشتن» هستیم، در واقع داریم به خودمون میگیم: «الان کافی نیستم، الان خوب نیست.» همین تعقیب بیوقفه باعث میشه حس کمبود و نارضایتی درونمون شکل بگیره. از طرف دیگه، زندگی همیشه پر از تجربههای مثبت و منفیه و نمیشه فقط بهدنبال مثبتها بود.
🔸 اما وقتی غم، اضطراب، شکست یا سختی رو همونطور که هست میپذیریم، دیگه در برابرش مقاومت نمیکنیم. این پذیرش خودش آرامش و رشد درونی میاره. تناقض ماجرا اینجاست که همین پذیرش تجربههای منفی، دقیقاً همون حس مثبتی رو ایجاد میکنه که دنبالش بودیم. پس بهتره زندگی رو با تمام تجربههای خوشایند و ناخوشایندش بپذیریم.
✅https://t.me/anam_cara2
Repost from Spiritual _life
تو حق داری نظرتو عوض کنی...
وقتی اطلاعات جدید یاد میگیری، وقتی تجربهات عوض میشه…
کاملاً حق داری انتخابهات رو آپدیت کنی...
تو حق داری برنامههاتو کنسل کنی وقتی میفهمی حالت خوب نیست...
حق داری رابطهتو با یه نفر تغییر بدی وقتی میفهمی برات مناسب نیست...
حق داری باورهای معنوی یا سیاسیت رو بر اساس چیزی که در زندگی تجربه میکنی عوض کنی!
وفاداری کورکورانه به یه آدم،
یه مسیر یا یه عقیده از روی قدرت نیست،
اسمش «نداشتن تفکر نقاده»
قدرت واقعی یعنی بدونی کی باید ثابتقدم بمونی
و کی باید رها کنی تا رشد کنی.🌱
✅https://t.me/anam_cara2
Repost from Spiritual _life
چرا دیگر از خبر خواندن خسته شدهایم؟
چرا خبر دیگر حالمان را بد میکند؟
این روزها آدم هر طرف را نگاه میکند، انگار زیر بار یک سیل بیامان خبر و تحلیل و ضدتحلیل گیر افتاده. صبح یک چیز میشنوی، ظهر چیز دیگری، شب هم دقیقاً خلافش. بعد فردا معلوم میشود اصلاً ماجرا آن چیزی نبوده که گفته بودند.
نتیجهاش هم این شده که خیلیها دیگر نه فقط از خبر، بلکه از خود خبر شنیدن خسته شدهاند؛ یک جور دلزدگی و آلرژی رسانهای.
دلیلش هم این است که رسانهها بیشتر از اینکه دنبال خبر دقیق باشند، دنبال خبر سریعاند. یعنی مهم نیست خبر چقدر کامل یا درست است، مهم این است که زودتر از بقیه منتشرش کنند.
همین باعث میشود خبرها نصفهنیمه، شتابزده و گاهی کاملاً ناپخته بیرون بیایند. بعد هم وقتی واقعیت روشن میشود، نسخه قبلی خبر یا عوض میشود یا تکذیب میشود. مخاطب هم میماند وسط این رفتوبرگشتها
. از آن طرف، خود واقعیتها هم مدام عوض میشوند. خیلی از مسائل امروز، ثابت و شفاف نیستند. اطلاعات ذرهذره میآیند، تصمیمها در لحظه عوض میشوند، و خیلی وقتها حتی خود منبع خبر هم هنوز از ماجرا مطمئن نیست.
برای همین چیزی که صبح قطعی به نظر میرسد، شب ممکن است کاملاً منتفی شود.
اما چون این تغییرها پشتسرهم و بیتوضیح رخ میدهند، برای مخاطب مثل تناقض و دروغ به نظر میرسند. مشکل بعدی این است که خیلی وقتها خبر را برای اطلاعرسانی نمیدهند، برای جهت دادن میدهند.
برای ترساندن، آرام کردن، گرم کردن فضا یا حتی برای منحرف کردن ذهن مردم. در چنین فضایی، تناقض اشتباه نیست، بخشی از خود بازی است.
از همه بدتر اینکه ما بیش از حد در معرض خبر و شایعه و تحلیل و توییت و... هستیم. این حجم از داده، مغز آدم را خسته میکند
. وقتی مدام خوراک خبری میخوری و هر بار هم یک روایت تازه تحویلت میدهند، کمکم حس میکنی دیگر هیچ چیز قابل اعتماد نیست.
و اینجاست که حتی خبرگزاریهای باسابقه بینالمللی هم با بحران اعتبار در عصر خبرهای متناقض روبرو میشوند. تاثیر آن روی آدم هم این است که به جای پیگیری، میزند زیرش و کلاً فاصله میگیرد.
درنهایت امیدوارم این چرخهی باطل بمباران خبری بالاخره به انتها رسیده باشد.
✔️https://t.me/anam_cara2
Repost from Spiritual _life
تو احمق نبودی و نیستی، اوضاع خراب است
تقصیر تو نیست، اوضاع خراب است. تو آدمِ ضعیفی نبودی، اوضاع خراب است.
تو دیوانه نبودی و نیستی، اوضاع خراب است. تو احمق و گیج نیستی، اوضاع خراب است.
خودت را محاکمه نکن، تو نمیتوانستی برای هر تصمیمت به جای یک دولت یا به جای کل جهان فکر کنی و بعد تصمیم بگیری.
تو نمیتوانستی همه چیز را پیشبینی کنی و تازه اگر پیشبینی میکردی نمیتوانستی باور کنی، یا حتی اگر باور میکردی که به اینجا میرسیم، چیزی نمیتوانست تو را یکسره مصون کند.
تو هرقدر هم هشیار میبودی نمیتوانستی به جبرهای گوناگون غلبه کنی.
تو رفتهای و داری درد میکشی (کم هم نه)، ماندهای و داری درد میکشی (لحظه به لحظه)، رشته مورد علاقهات را خواندهای و داری درد میکشی (میگویی کاش کار پولسازتری میداشتی)، رشتۀ مورد علاقهات را نخواندهای و داری درد میکشی (چون همان که قرار بود علیرغم بیعلاقگی از نظر مالی مصونت کند هم نمیکند)
وارد رابطه شدهای و داری درد میکشی (از دوری، از هزینههای رابطه، از نگرانی برای او و خودت و از ابهام آینده)
جدا شدهای و داری درد میکشی (که حالا باید همۀ اینها را تنها از سر بگذرانی، یا علاوه بر درد همه، دردِ تنهایی و زخمهای جدایی را هم داری)
مشاوره و درمان رفتهای و داری درد میکشی (آخر جادو که نیست، دردِ بیرون را که یکسره چاره نمیکند)، هیچ کدام از این کارها را نکردهای و داری درد میکشی (ابزارهای جدیدی هم برای فهمیدن وکاری کردن پیدا نکردهای).
واقعیت این است که نمیشد درد نکشی. بیا و این درد ِاضافه که «میشد درد نکشی» و تو اشتباه بودی که داری اینطور درد میکشی را تا جای ممکن کمتر بکشیم.
اوضاع خراب است و این خرابی آنچنانِ هر کدام از ما را آنچنانتر کرده. اوضاع خراب است و این خرابی، هزینههای نحوۀ بودن هر کدام از ما را بیشتر کرده است
همین.
اگر اوضاع بهتر بود، هر کدام از ما آدم معمولیای بودیم که با همۀ نقصها و ندانستههایمان زندگی میکردیم و برای دردهای معمولمان هم دنبال چارهای میگشتیم.
بیا و خرابیِ اوضاع را به حساب خودت ننویس. بیا سهمِ دردِ ناگزیرمان را برداریم و شانه زیرِ بار دردهای جدیدی نبریم.
☑️https://t.me/anam_cara2
