en
Feedback
رشد | محمدامین بارانی

رشد | محمدامین بارانی

Open in Telegram

پیشرفت، با سنجش موقعیت ما نسبت به دیگران تعریف می‌شود و رشد، به سازنده بودن حضور ما در کنار دیگران؛ کنار هم رشد کنیم. فهرست مطالب pin شده است. ✉️ @Mohamadaminbarani

Show more
668
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1130 days
Posts Archive
Placement of a Femoral venous catheter آموزش تعبیه کاتتر ورید فمورال از سایت NEJM ⭕️ New England Journal of Medicine #مهارت_بالینی @grow_barani

شالدون گذاری فمورال قسمت آخر و نهایی با تشکر از دکتر حیدری و دکتر غفوری بابت انجام پروسیجر کانال این دو عزیز رو هم فالو کنید: ⭕️ کانال استاد عزیزم دکتر غفوری( دکتر غفوری امسال رتبه ۷ بورد جراحی شدند): https://t.me/SurgeryPrinciples ⭕️ کانال دوست عزیزم دکتر حیدری: https://t.me/deepmedicine #مهارت_بالینی @grow_barani

شالدون گذاری فمورال قسمت سوم وارد کردن guide wire #مهارت_بالینی @grow_barani

شالدپن گذاری فمورال قسمت دوم زدن بی‌حسی #مهارت_بالینی @grow_barani

شالدون گذاری فمورال قسمت اول #مهارت_بالینی @grow_barani

توضیحات دکتر غفوری (جراح عمومی) گزینه دو درست هستش به compressible بودن ورید دقت کنید. #مهارت_بالینی #رادیولوژی @grow_barani

1,2,3?
Anonymous voting

1, 2, 3?
Anonymous voting

شالدون گذاری فمورال با گاید سونوگرافی موارد مشخص شده به ترتیب کدامند؟ #کیس_های_بیمارستان
شالدون گذاری فمورال با گاید سونوگرافی موارد مشخص شده به ترتیب کدامند؟ #کیس_های_بیمارستان

بیمار آقای ۵۷ ساله کیس شناخته شده‌ی سارکوم روده از سه سال پیش که از یکسال پیش به دنبال رادیوتراپی دچار یه زخم پیشرونده در ناح
+2
بیمار آقای ۵۷ ساله کیس شناخته شده‌ی سارکوم روده از سه سال پیش که از یکسال پیش به دنبال رادیوتراپی دچار یه زخم پیشرونده در ناحیه میدآگزیلاری چپ می‌شود که به تدریج بزرگتر شده است. بیمار تنها تعویض پانسمان و انتی بیوتیک تراپی انجام میداده و زخم وی قابل بخیه زنی نبوده. روز مراجعه با شکایت از خونریزی فعال از محل زخم مراجعه کرده ‏PMH: کنسر سارکوم از سه سال پیش، بستری سال قبل به دلیل خونریزی از زخم و انجام عمل کوتریزاسیون عروق انتی بیوتیک هاشو اسمشونو نمیدونستن در معاینه هم سمع ریه هاش رال دو طرفه داشت سمع قلبش من سوفل سیستولیک هم شنیدم ولی مطمئن نیستم چه نوع سوفلی بود زخمش هم که ۲۰*۳۰ سانتی متر از میدآگزیلاری چپ تا ستون مهره ها که ارگان های داخلی از جمله دنده ها و ریه چپ و expose بود ادم سه پلاس اندام تحتانی pitting دارد. آزمایش ها: WBC:7.1 RBC:1.3 HGB: 3 PLT:5 MCV:85 Cr:1.7 Urea:145 بیمار در اورژانس ده واحد پلاکت و چهار واحد پک سل و چهار واحد FFP دریافت کرد. با تشکر از دوست عزیزم دکتر یاشار نصرالله‌پور بابت به اشتراک گذاری این کیس 🙏🏻 #کیس_های_بیمارستان @grow_barani

داستان قتل دکتر جورج پارک‌من و ایجاد رشته پزشکی قانونی رو تو پست قبلی چرا نوشتم؟ حادثه قتل دکتر مسعود داوودی رو حتما امروز شنیدید؛ اول از همه فوت ایشون رو تسلیت عرض می‌کنم. اما خواستم درباره یک موضوعی صحبت کنیم، این که چرا این اتفاق افتاد و به ده‌ها دلیل چرا ممکنه دوباره این جریان رخ بده و برای پیشگیری از اون باید چیکار کرد؟ اول یه خاطره بگم؛ هفته گذشته یه همراه بیمار که لطف داشتند و به من اعتماد داشتند بهم پیاد داد که چند تا سوال بپرسه، پدر ایشون چند ماه پیش به علت GIB(دیالیزی نیز بودند) ظاهراً فوت شده بودند. سوالات و مکالمات ایشون اینا بود: ➖ مریضی که زخم گوارشی داره میتونه خون روشن از مقعدش دفع کنه؟ ➖ ویروس ماربورگ نیومده ایران صداش رو در نیاوردند؟(این رو نمی‌دونم از کجا خونده بود😃) ➖ معدش خالی بود چون میگفتن باید آندوسکوپی کنن بعد نامردا یکی دو روز به تعویقش انداختن هی هیچی نخورده بود بعد به قول مامانم یه پودری بهش دادن فکرمیکنه همونه که روده هاشو پاره کرده.... ➖ والا خب عجیبه ما تو عمرمون نه شنیدیم نه دیدیم کسی این حجم از خون بده بیرون ➖ بدتر از این این پرستارای دهه هشتاد هیچی سرشون نمیشه اون لحظه اخر درد شدیدی داشت پرستاره میخواست ازش خون بگیره بابام میگفت نکن درد داره هرچی گفتیم بابا داره میمیره خون چی میگیری میگفت بهمون گفتن ازش خون بگیریم هعی یادم میفته اعصابم خراب میشه... با خوندن اینا به یک چیز واضح پی می‌بریم. این که ما (هم کادر درمان و هم دولت و رسانه) چقدر در آموزش بیماری ها، تظاهرات و عوارض شون و مکانیسم مرگ بیمار و از همه مهم تر اقناع شون ضعیف عمل می‌کنیم. ماجرای مرگ بیمار دکتر داوودی هم برای سه سال پیشه، یعنی طی این سه سال هیچ مکانیسمی وجود نداشته که این خانواده رو اقناع کنه... ساختار ها در پاسخ به نیاز جامعه ایجاد میشن یا از بین میرن، پزشکی قانونی که روزی برای پاسخ به همین چالش ها به عنوان ناظر بیطرف ایجاد شد شاهد هستیم که امروزه حکم هاش قابلیت اقناع رو نداره، نه برای بیمار، نه برای پزشک... بیمار احساس می‌کنه که حکم ها با جانبداری به نفع پزشک ها صادر میشه، از اون طرف هم شاهد حکم های متعدد غیر منصفانه علیه پزشک‌ها بودیم. اگه کامنت‌های خیلی از پست های تلگرام یا اینستاگرام رو‌بخونید فضای دوقطبی، نفرت پراکنی و احساسی رو میتونید لمس کنید، هیچکس دنبال فهم مساله و راه حل نیست. این که راه حل چیه نمی‌دونم، ولی جز با گفت و گو دوطرفه بین ما و مردم به دست نمیاد. ما نیاز به ساختارها و ایده‌های جدید داریم...

🩸داستان ایجاد رشته پزشکی قانونی قسمت ۳ مقامات قضایی در این پرونده از دو متخصص کالبدشناسی خواسته بودند تا دربارهٔ هویت و نیز چگونگی و علت مرگ متوفی شهادت دهند. از یک متخصص دندان‌پزشکی نیز خواسته بودند تا دربارهٔ استخوان فک یافت‌شده بحث و بررسی کند. آنان حتی از متخصصانِ تحلیلِ دست‌خط خواسته بودند که دربارهٔ دست‌نوشته‌هایی صحبت کنند که به‌ادعای وبستر نشان می‌داد او بدهی خود به پارک‌من را پرداخت کرده است. این پروندهٔ قضایی در سال ۱۸۵۰ نخستین پرونده‌ای بود که انسان‌شناسی قانونی، دندان‌پزشکی قانونی و یک تحلیلگر اسناد قانونی در آن درگیر شدند. البته وکلای مدافعْ این شواهد را به‌شدت مورد انتقاد قرار دادند و متخصصان پزشکیِ دیگری را در صحن دادگاه حاضر کردند که می‌گفتند هویت و چگونگی مرگ را نمی‌توان به‌طور قطعی تعیین کرد. پیش‌ از آنکه هیئت‌منصفه وارد شور شود، قاضی لموئل شاو، قاضی‌القضات دادگاه عالی ماساچوست، حکمی بی‌سابقه برای هیئت‌منصفه صادر کرد. معیار مرسوم درمورد پرونده‌های قتل در میانهٔ قرن نوزدهم «یقین مطلق» در ارتکاب جرم بود. طبق این معیار، مقامات قضایی باید به‌طور قطعی اثبات کنند که جسد متعلق به پارک‌من است، وبستر او را به قتل رسانده و این کار را نیز به‌عمد انجام داده است. باوجوداین، قاضی شاو به هیئت‌منصفه دستور می‌دهد که آن‌ها تنها باید «ورای شک معقول» اطمینان حاصل کنند که جسد متعلق به پارک‌من است. اگرچه این اصطلاح امروزه عبارتی مرسوم و رایج است و قرن‌ها بخشی از نظام حقوقی اروپا بوده است، اما بررسی و تعریف اصطلاح «شک معقول» از سوی دیوان عالی آمریکا تا سال ۱۸۸۰ صورت نمی‌گیرد. در روز سی‌ام مارس، هیئت‌منصفه کمتر از سه ساعت شور کردند. آن‌ها به‌اتفاق آرا نتیجه گرفتند که بقایای جسدْ متعلق به پارک‌من است، وبستر او را به قتل رسانده و این کار را به‌عمد انجام داده است. متهم گناهکار شناخته می‌شود و قاضی شاو در یکم آوریل، وبستر را به اعدام با طناب دار در ملأ عام محکوم می‌کند. وکلای مدافع وبستر دست به فرجام‌خواهی می‌زنند و همچنین خواهان تخفیف مجازات می‌شوند، اما فرماندار ایالتی به این درخواست‌ها توجهی نمی‌کند. پروفسور جان وایت وبستر در سی‌ام آگوست ۱۸۵۰ در ملأ عام به دار آویخته می‌شود و در کاپز هیل به خاک سپرده می‌شود. @grow_barani

🩸 داستان ایجاد رشته پزشکی قانونی قسمت ۲ لیتل‌فیلد، همان روز که بوقلمونِ هدیه را دریافت می‌کند، خودش دربارهٔ ماجرا شروع به تحقیق می‌کند. او وبستر را تا آزمایشگاه کالبدشناسی وی تعقیب می‌کند و از زیر در، کارهای وبستر را زیر نظر می‌گیرد. وبستر چندین بار به‌طور عجیبی بین کوره و اتاقک سوخت حرکت می‌کند. هنگامی که وبستر سرانجام آزمایشگاه را ترک می‌کند، لیتل‌فیلد به‌زور وارد آزمایشگاه شده و مشاهده می‌کند که محفظه‌های درحال‌سوختن خالی هستند. در بیست‌ونهم نوامبر، هنگامی که وبستر برای شرکت در مراسم عید شکرگزاری از دانشگاه هاروارد خارج شده است، لیتل‌فیلد در حالی که همسرش به نگهبانی ایستاده است، با کمک چند ابزار، در دیوار مستراح اختصاصی وبستر نقبی حفر می‌کند. لیتل‌فیلد، باوجود بوی زنندهٔ مستراح، به کَندن ادامه می‌دهد، تا اینکه به لگن خاصرهٔ یک انسان برخورد می‌کند.سپس، ران مُثله‌شده و بخش پایینیِ یک پا را هم پیدا می‌کند. سراسر وجود لیتل‌فیلد را ترس و وحشت فراگرفته است. او ماجرا را به همسرش و سپس به یکی از استادان مورداعتمادش در دانشگاه اطلاع می‌دهد. بعد هم موضوع را به پلیس و مأمور تجسس قتل خبر می‌دهند. چندین نفر، برای بازیابی بقایای جسد، به‌سراغ نقبی می‌روند که لیتل‌فیلد کَنده است. پلیس بی‌درنگ وبستر را دستگیر می‌کند. اگرچه او در ابتدا ارتکاب این جنایت را انکار می‌کند، درنهایت لب به اعتراف می‌گشاید. وبستر به‌محض ورود به زندان، بیمار می‌شود. او تلاش کرده بود که خود را با استفاده از استریکنین مسموم کند، اما موفق نمی‌شود. پلیس سپس تلاش می‌کند تا باقی‌ماندهٔ جسد را پیدا کند، چراکه کل جسد در مستراح پیدا نمی‌شود. آن‌ها آزمایشگاه وبستر را جست‌وجو می‌کنند و درِ یکی از قفسه‌های بزرگ را باز می‌کنند. بالاتنه‌ای نیم‌سوخته، پرمو، بی‌دست و بی‌سر از قفسه بیرون می‌زند، درحالی‌که یک ران هم در داخلش جای داده شده است. از خانم پارک‌منِ بیچاره خواسته می‌شود تا جسد را شناسایی کند. او این کار را با تکیه بر علائم مادرزادی بر روی پشت و پایین‌تنه و اندام‌های تناسلی انجام می‌دهد. باوجودآنکه بازرسانْ جسد را در اختیار داشتند، خانم پارک‌من آن را شناسایی کرده بود و وبستر درواقع لب به اعتراف گشوده بود، این پرونده برای محاکمه به دادگاه ارجاع داده می‌شود و متخصصان پزشکی قانونی احضار می‌شوند. در آن زمان، چیزی به‌نام انسان‌شناسی قانونی وجود نداشت و بررسی بقایای بدن انسان برای تعیین هویت و علت و چگونگی مرگ، به‌صورت ابتدایی انجام می‌شد. اما از کالبدشناسان دانشگاه هاروارد، دکتر جفریز وایمن و دکتر الیور وندل هولمز خواسته شد تا جسد را بررسی کنند. وایمن مسئول بررسی، شناسایی و توصیف استخوان‌ها بود. او استخوان‌های یافت‌شده را توصیف می‌کند و در دادگاه، که در نوزدهم مارس ۱۸۵۰ آغاز می‌شود، شواهدی ارائه می‌دهد که جسدْ متعلق است به مردی با بلندای قامت پنج فوت و ده اینچ. این با بلندای قامت پارک‌من همخوانی داشت. هولمز مسئول شناسایی علت و چگونگی مرگ بود. او شواهدی ارائه می‌دهد که فردی با آگاهی کامل از کالبدشناسی، بدن را مُثله کرده است و جراحت موجود بین دنده‌های قفسهٔ سینه به‌طور محتمل ناشی از ضربهٔ چاقو و عامل مرگ بوده است. همچنین دندان‌پزشک پارک‌من، دکتر ناتان کیپ، که بعدها دانشکدهٔ دندان‌پزشکی دانشگاه هاروارد را در سال ۱۸۶۷ تأسیس می‌کند، برای شهادت‌دادن به دادگاه فراخوانده می‌شود. یک استخوان فک با دندان‌های مصنوعی در کورهٔ آزمایشگاه وبستر پیدا شده بود. کیپْ کار دندان‌پزشکی خود را بر روی دندان‌های پارک‌من در دو سال قبل تشخیص می‌دهد. او حتی به دادگاه نشان می‌دهد که چگونه این استخوان فک در داخل قالبی جای می‌گیرد که او از دهان پارک‌من در زمان حیاتش ساخته است. @grow_barani

🩸داستان ایجاد رشته پزشکی قانونی قسمت ۱ ⭕️ تحقیقات پزشکی قانونی برای ده‌ها سال در دادگاه‌ها جدی گرفته نمی‌شد. تا اینکه در پروندۀ یک قتلِ پرسروصدا برای اولین‌بار دو متخصص کالبدشناسی و یک دندان‌پزشک در فرایند دادرسی به کار گرفته شدند. ماجرا مربوط می‌شد به قتل جورج پارک‌من، نابغۀ پزشکی و استاد ثروتمندِ دانشگاه هاروارد، به دستِ یکی دیگر از استادان همان دانشگاه. این قتل کمک بسیاری کرد که انسان‌شناسی و پزشکی قانونی به‌منزلۀ رشته‌ای دانشگاهی پذیرفته شود. ماجرا درست پیش از عید شکرگزاری در سال ۱۸۴۹ و هنگامی آغاز می‌شود که دکتر جورج پارک‌من ناپدید می‌شود. خانوادهٔ پارک‌منْ ثروتمند و از اهالی شهر بوستون بودند. خود او نیز همانند دوگی ‌هَوسِر به‌نوعی یکی از نابغه‌های پزشکی محسوب می‌شد که در پانزده‌سالگی وارد دانشگاه هاروارد شد. وی تحصیلات خود را در دانشکدهٔ پزشکی در اسکاتلند پی گرفت و پس از وقوع جنگ ۱۱۸۱۲ به آمریکا بازگشت. پارک‌من برای ساخت دانشکدهٔ پزشکی هاروارد در شهر بوستون زمین اهدا کرد و در نتیجه، این دانشکده که تا آن زمان در شهر کمبریج بود به شهر بوستون انتقال یافت. او همچنین، به‌دلیل اهدای وام از ثروت چشمگیر خود و رفت‌وآمد به نقاط مختلف شهر برای پس‌گرفتن این وام‌ها، شهرتی به هم زده بود. جان وایت وِبستِر، استاد شیمی و زمین‌شناسی در دانشگاه هاروارد، یکی از کسانی بود که از دکتر پارک‌من وام گرفته بود. وبستر با مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم می‌کرد و به‌همین‌ دلیل عمارت مجلل و خانوادگی خود در شهر کمبریج را از دست داد. حقوق وبستر، به‌عنوان استاد دانشگاه هاروارد، کفاف زندگانی پرزرق‌وبرق او را نمی‌داد. به‌ همین دلیل، وبستر در سال ۱۸۴۲ مبلغ چهارصد دلار از پارک‌من وام گرفت. شاید این مبلغی ناچیز به نظر برسد، اما حدوداً معادل با ۱۰هزار دلار امروز است. وبستر آن‌قدر بازپرداخت وام را مدام به تعویق انداخت تا اینکه پارک‌من در سال ۱۸۴۷ صورت‌حسابی به‌مبلغ ۲۴۳۲ دلار، حدوداً معادل ۶۰هزار دلار امروز، به‌عنوان اصل پول و سود آن برای وبستر فرستاد. وبستر در سال ۱۸۴۹، درحالی‌که هنوز بدهی خود به پارک‌من را پرداخت نکرده بود، برای پرداخت بخشی از این بدهی از یکی دیگر از دوستانش وام گرفت. اما وبستر برای گرفتن این وام، از بخشی از دارایی خود به‌عنوان وثیقه استفاده کرد که قبلاً برای اخذ وام از پارک‌من در گرو گذاشته بود. این امر پارک‌من را که قرار بود چند روز پیش از عید شکرگزاری با وبستر ملاقات کند بسیار عصبانی و ناراحت کرد. دکتر پارک‌من را در بیست‌وسوم نوامبر ۱۸۴۹، در اوایل بعدازظهر هنگام ورود به دانشکدهٔ پزشکی دانشگاه هاروارد مشاهده می‌کنند. او قصد ملاقات با وبستر را دارد که مدعی شده است پول لازم برای تسویهٔ بدهی خود را حاضر کرده است. ایفرییم لیتِل‌فیلد، سرایدار دانشکده، در اواخر بعدازظهر متوجه می‌شود که درِ دفتر کار و آزمایشگاه وبستر قفل است، درحالی‌که شیر آب باز است و هیچ خبری از خود وبستر نیست. روز بعد، پارک‌من به خانه بازنگشته است و خانواده‌اش بسیار نگران و آشفته هستند. خانوادهٔ پارک‌من و نیروی پلیس، به‌مدت چند روز، اعلامیه‌هایی منتشر کردند، زیرا بر این تصور بودند که او برای باج‌خواهی دزدیده شده است یا به‌طمع پول جمع‌آوری‌شده از بدهکاران، که همراه خود داشته است، در خیابان او را لخت کرده‌اند یا شاید حتی اتفاق بدتری رخ داده باشد. پس از گذشت چند روز، تیم جست‌وجو به تیم بازیابی تبدیل شد، زیرا پلیس برای یافتن جسد پارک‌من اعماق رودخانهٔ چارلز و لنگرگاه بوستون را مورد کاوش قرار داد، ولی این کار بی‌نتیجه بود. اما لیتل‌فیلد، سرایدار دانشکده، به وبستر مشکوک می‌شود. در همین حال، پلیس نیز به لیتل‌فیلد مشکوک است و او را تحت نظر دارد. رفتار پروفسور وبستر در چند روز قبل از شروع ماجرا عجیب‌وغریب است: او بی‌هیچ دلیل آشکاری از دست لیتل‌فیلد عصبانی می‌شود، اما سپس عذرخواهی کرده و روز قبل از عید شکرگزاری، بوقلمون بزرگی به لیتل‌فیلد هدیه می‌دهد. این کارها اصلاً با شخصیت وبستر جور درنمی‌آمد. @grow_barani

چه سوالاتی از مراجعه کننده خانم بپرسیم که متوجه شویم(شک کنیم) abnormal menses دارد؟ ⭕️ اگر بیشتر از ۲۱ پد یا تامپون در هر سیک
چه سوالاتی از مراجعه کننده خانم بپرسیم که متوجه شویم(شک کنیم) abnormal menses دارد؟ ⭕️ اگر بیشتر از ۲۱ پد یا تامپون در هر سیکل استفاده می‌کند. ⭕️ اگر پد/ تامپون را سه ساعت به سه ساعت یا بیشتر تعویض می‌کند. ⭕️ اگر clot یا لخته دفع می‌کند قطر آن بیشتر از یک اینچ ( حدود ۲/۵ سانتی متر) می‌باشد. ⭕️ اگر فرد آنمیک شود ( menses نرمال فرد را آنمیک نمی‌کند) ⭕️ اگر در طول شب نیز نیاز به تعویض پد داشته باشد. #زنان #شرح_حال @grow_barani

Repost from Internship Guide
با سلام به همگی دوستان و تبریک روز پرستار این مطلب رو از کانال دوستم مهدی برداشتم که واقعا حرف هاش همیشه منو به فکر فرو میبره، ممنونم ازش بابت این متن "بنده نمی‌توانم مانند اصفهانی بگویم: «جایی که درد عشق قبل داده مرگ را، زحمت رِ رنج خود به پرستار مانده است» یا مانند طباطبایی در توصیفش بگویم: «حاضرم ثواب ۷۰ سال نماز شبم را با یک شب مراقبت شما از یک بیمار عوض کنم» یا حتی بیایم با اغراق بگویم: «هرکجا باشند زندگی آن‌جاست» چرا که از رسالت حرفه مقدس پرستاری هرچه گفت باز کم است. جدل‌ها و گفت‌ونگفت‌ها بین ارکان کادر درمان بر وضوح‌تان روشن‌تر از روز است و روزگاری‌ست که سایه‌ی ملالت بر دل‌های کادر درمان سنگینی می‌کند و زندگی به طرح غمگینی برایشان رنگ می‌پذیرد. اما هیچ دلیل نمی‌شود فاصله‌ای بین شرح و وظایف یک پزشک با یک پرستار در کفه نابرابر ترازو باشد. و باکی نیست که اگر تنشی هم باشد، از خودمان است نه خارج از آن. اگر دلالتی بر روشن شدن و ضیاء این سیاهی هم باشد، تک‌تک دست خودمان است که باید برای ساختن فضایی بهتر و دوستانه‌تر تلاش کنیم. به همین سبب روز مقدس پرستاری را بر تمامی پرستاران که بارهای سنگین آزردگی به گونه‌ای که بر دوش‌شان فشار آورده و هیکل‌شان از رنج فریاد می‌زند، اما دمی نمی‌زنند و شنیدن یک «خوب شدم‌/بهتر شدم» برای‌شان امیدبخشی بر زندگی است تبریک می‌گویم و باشد که جامعه‌ی کادردرمان بیشتر از قبل‌ها هوای یکدیگر را داشته باشند." @Mim_HDN

امشب برای خرید یه دارویی به داروخونه رفته بودم که وقتی داشتم خریدم رو‌حساب می‌کردم یک خانم با بچه کوچیکش که از روی شکل ظاهری وضعیت اقتصادی شون هم خوب بود مستقیم رفت پیش پزشک داروساز و گفت که بچه‌ام یک هفته است گلو درد و درد گوش داره و چی بهش بدم و بدون معاینه و شرح‌حال نسخه بهش داد. دکتر داروساز عزیزم! اون لقب دکتری که پشت اسمت اومده برای آموزش عوارض احتمالی دارویی، طریقه مصرف و در آوردن تداخلات دارویی بیمار هستش نه تجویز نسخه؛ اگه یک درصد این بچه عارضه دار بشه شما مقصر هستید که به پزشک ارجاعش ندادید. اسم این کار هر کثافتی هست الا طبابت...

در مورد RDW-SD و RDW-CV پیام مهم: The MCV should always be qualified by the RDW. RDW-SD: RDW-Standard Distribution

فایل PDF توضیحات در مورد ایندکس RDW نوع CV و SD از سایت The Blood Project #پاراکلینیک

ده پیام مهم در مورد بررسی فرد مبتلا به آنمی (از کلاس دوره هماتولوژی دکتر قربانی) 1. آنمی یک تشخیص نهایی نیست. تشخیص واسط است. باید بتوانیم بگوییم که علت این آنمی چه بوده است. 2. درمان آنمی خفیف تا متوسط را تنها زمانی شروع می‌کنیم که تشخیص داشته باشیم. اگر قرار است که اقدام درمانی فوری انجام بدهیم، نمونه‌ی خون برای انجام آزمایش‌های تشخیصی کنار بگذاریم. 3. پنج راه داریم که باید بتوانیم از همه‌ی آن‌ها استفاده کنیم: ➕ علائم بالینی و معاینه ➕ داروها و بیماری‌های زمینه‌ای ➕ نکات کمکی در بقیه‌ی آزمایش‌های معمول ➕ پاسخ مغز استخوان ➕ اندازه‌‌ی گلوبول قرمز 4. ارسال آزمایش اولیه برای آنمی، با توجه به پنج راه بالا است. چیزی به اسم آزمایش روتین ندارد. بر اساس شرایط و محل طبابت تصمیم می‌گیریم. مثلا هر کسی به ریتیکولوسیت نیاز ندارد. در کسانی نیز ممکن است از همان ابتدا پروفایل آهن درخواست کنیم. 5. در هنگام اپروچ به بیمار باید به این سؤال پاسخ بدهیم که آنمی در کدام یک از دو ابر دسته ی زیر میگنجد؟ البته یادمان باشد که با توجه به افزایش سن و بیماری‌های همراه، اغلب علت آنمی چند عاملی است. برخی نیز در هر دو دسته می‌گنجند دسته‌ها به هم تبدیل نیز می‌شوند : ⭕️ Insufficient and ineffective erythropoiesis ⭕️ Blood loss and hemolysis 6.در هنگام تفسیر تست‌های آنمی به چند قسمت باید توجه کنیم: ➖ آیا CBC قبلی در اختیار داریم ؟ دلیلی ندارد که MCV فرد بزرگسال طبیعی، تغییر کند. همچنین تغییر هموگلوبین بیشتر از ده درصد حتی اگر در محدوده ی طبیعی باشد، غیرطبیعی است. ➖ شرایط Pre- Test چه تاثیری روی آزمایش من گذاشته است؟ مثلاً آیا هایپوولمی باعث تغییر Hb یا Hct یا RBC count شده است؟ فرد ناشتا بوده است؟ همچنین به Allowable Error و Forbidden" Error" توجه کنیم. ➖ به Acute hemolysis هنگام استرس توجه داشته باشیم. ➖ تست را در کانتکست تفسیر کنیم از میزان طبیعی برای آن فرد گرفته تا شرایطی که دارد فرایند ایجاد آنمی با وجود داشتن آنمی متفاوت است. ممکن است جبران شده (Compensated) باشد. 7.برای تفسیر ایندکس‌ها علاوه بر توجه به Hb و MCV به دیگر ایندکس‌ها نیز توجه کنیم:بررسی MCH به این سؤال پاسخ میدهد که آیا با توجه به تعداد گلبول‌های قرمز، هموگلوبین کافی داریم؟بررسی MCHC به این سؤال پاسخ میدهد که آیا این گلبول قرمز با توجه به اندازه‌اش ، میزان هموگولبین کافی دارد؟ایندکس RDW سه پیام مهم برای من دارد: ⭕️ مغز استخوان از نظر کیفیت چگونه کار میکند؟ ⭕️ آیا پراکندگی اندازه ی گلبولهای قرمز به حدی است که بتوانم MCV را واقعاً به عنوان نماینده در نظر بگیرم و بگویم عمده‌ی گلبول‌های قرمز در این اندازه هستند؟ ⭕️ بین دو شکل گزارش ، RDW نوع SD تحت تأثیر MCV قرار نمیگیرد و جهت گزارش Anisocytosis دقیق تر است. 8. در دو برخورد کلاسیک مسئله ای اساسی وجود دارد: ➖ منظور از اندازه ی گلبول قرمز در برخورد کلاسیک برای تشخیص آنمی اندازه گلبول قرمز است نه لزوماً MCV. آن عدد MCV ملاک است که بر اساس RDW تایید شده باشد. ➖ همچنین در برخورد کلاسیک بر اساس RPI میتوانیم همولیز بدون رتیکولوسیتوز و رتیکولوسیتوز بدون همولیز داشته باشیم. 9. در هنگام در دسترس نداشتن PBS میتوانیم به هیستوگرام و بقیه ی ایندکس‌ها توجه کنیم برخی از اطلاعات موجود در لام را برای ما آشکار می‌کند. از هیستوگرام فرار نکنیم . 10. رتیکلوسیت محصول نهایی مغز استخوان است. مغز استخوان به مواد غذایی، کبد سالم، کلیه سالم، ارگان‌های اندوکرین سالم و همچنین محیط سالم برای ساخت محصولی با کیفیت نیاز دارد. #پاراکلینیک @grow_barani