KALAGAR
Open in Telegram
فقط ده تا انگشت لازم داری که دنیات رو بسازی میتوانید در اینجا در مورد ویدئو ها به بحث و گفتگو بپردازید t.me/kalagar_net کانال یوتیوب : https://www.youtube.com/@kalagar2
Show more2 139
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-230 days
Posts Archive
2 139
آدمهای زیادی توی سنین مختلف میان و از من برای شروع برنامهنویسی مشاوره میگیرن. توی همون جلسهی اول معمولاً معلوم میشه که خیلیهاشون اصلاً مسیر رو اشتباه نرفتن. حتی بعضیهاشون همین الان هم دارن درست و حسابی جلو میرن.
مشکل؟ رسیدن به قسمتهای سخت.
همونجایی که دیگه خبری از هیجان اولیه نیست، پیشرفت کند میشه، سوالها زیاد میشن و نتیجه فوری دیده نمیشه. اینجاست که یه دفعه میگن:
«نه بابا… این مسیر کلاً غلطه!»
جالبه بدونی بعضیها قبل از اینکه بیان پیش من، یکی دو بار مسیرشون رو عوض کردن. یه بار رفتن سراغ یه زبان جدید، یه بار یه حوزهی دیگه. چرا؟ چون فکر کردن مشکل از مسیره، نه از سخت بودن طبیعی راه. بعد میان از من میخوان «مسیر درست» رو نشونشون بدم.
و اینجاست که شوکه میشن؛ چون میفهمن مسیر درست دقیقاً همون مسیری بوده که داشتن میرفتن. فقط فرقش اینه که آدمهایی که آخرش به درآمد بالا و جایگاه خوب میرسن، اون نقطهی سخت رو میجَون و فرار نمیکنن.
حالا اینو بذار کنار یه الگوی آشنا توی زندگی جمعیمون:
هر جا سخت میشه، هر جا زمان میبره، هر جا نتیجه فوری نیست، سریع میگیم «این سیستم کلاً جواب نمیده، باید از ریشه عوضش کرد».
اسمش فرق میکنه، منطقش یکیه.
طبق آمار، حدود ۹۰ درصد کسایی که وارد برنامهنویسی میشن، وسط راه کلاً میزنن کنار. نه چون بیاستعدادن، نه چون کمهوشن؛ فقط چون فکر میکنن اگه سخت شد، یعنی اشتباه انتخاب کردن.
و نتیجهاش؟ کلی پتانسیل، کلی انرژی، کلی انگیزه… دود میشه میره هوا.
مسئله این نیست که تغییر بده یا نده. مسئله اینه که نفهمیم کِی مشکل از مسیره و کِی مشکل از اینه که هنوز وسط سختترین بخشش ایستادیم.
خیلی وقتها چیزی که بهش میگیم «راه غلط»، در واقع همون راه در لحظهایه که قراره آدم رو بسازه.
