en
Feedback
خبرهای تکاملی

خبرهای تکاملی

Open in Telegram

کانالی جهت به اشتراک گذاری اخبار تکاملی ارتباط با کانال از طریق @peace_gulf

Show more
860
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-430 days
Posts Archive
Selfish-Gene-Farsi.pdf

Something from the earth came Something for the world Mosaic of broken fragile pieces Tesserae of the deceased Born to a novel world Endless chain unbroken Silent clocks rewinding My song it is for mankind Embers to the stars We are their heir, dust on their palm We are because of a million loves We're the perfume of the timeless Last sighs on a death bed Time set for a curious ghost Lives lived plain and epic Of eudaemonia 12 score and 1 chain of lives unending Welcoming as my offspring Walks me to the weave My song it is for mankind Embers to the stars We are their heir, dust on their palm We are because of a million loves We're the perfume of the timeless Last sighs on a death bed We are their heir, dust on their palm We are because of a million loves We're the perfume of the timeless Last sighs on a death bed Time set for a curious ghost We are their heir, dust on their palm We are because of a million loves We're the perfume of the timeless Last sighs on a death bed We are their heir, dust on their palm We are because of a million loves We're the perfume of the timeless Last sighs on a death bed Time set for a curious ghost We are their heir, dust on their palm We are because of a million loves We're the perfume of the timeless Last sighs on a death bed We are their heir, dust on their palm We are because of a million loves We're the perfume of the timeless Last sighs of a million loves

I'm listening to "Perfume Of The Timeless" by Nightwish.

توماس هالوپاینن آهنگساز فنلاندی و رهبر گروه نایت‌ویش، در کنار ریچارد داوکینز زیست‌شناس بزرگ انگلیسی و نویسنده‌ی کتاب مشهور ژن
توماس هالوپاینن آهنگساز فنلاندی و رهبر گروه نایت‌ویش، در کنار ریچارد داوکینز زیست‌شناس بزرگ انگلیسی و نویسنده‌ی کتاب مشهور ژن خودخواه

اولین موزیک‌ویدیوی دنیا با موضوعیت فرگشت دیروز آهنگی با نام Perfume of the timeless از گروه موسیقی فنلاندی Nightwish منتشر شد که آهنگی درباره‌ی قوانین طبیعت، فرگشت و فلسفه‌ی داروینیسم است. موزیک ویدئوی هشت دقیقه‌ای آن نخستین موزیک‌ویدئویی در تاریخ موسیقی است که به صورت کامل به فرگشت انسان پرداخته است. گروه موسیقی نایت‌ویش یکی از موفق‌ترین گروه‌های موسیقی در تاریخ منطقه‌ی اسکاندیناوی است، این گروه که از سال ۱۹۹۶ فعالیت دارد مبدع ژانر سمفونیک متال که تلفیقی از موسیقی راک و متال با موسیقی کلاسیک و اپرایی به همراه استفاده از سازهای الکترونیک است، می‌باشد. پیش از این نایت‌ویش دو آلبوم دیگر با موضوع فرگشت و فلسفه‌ی علم منتشر کرده بود که با استقبال بسیار خوبی از سوی منتقدان موسیقی مواجه شد. رهبر این گروه توماس هالوپاینن آهنگساز و ترانه‌سرای فنلاندی است که روابط دوستانه نزدیکی با مشهورترین زیست‌شناس در قید حیات دنیا یعنی ریچارد داوکینز دارد. هشتمین آلبوم استودیویی این گروه که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد با نام Endless Forms Most Beautiful با همکاری مستقیم ریچارد داوکینز ساخته شده است و دکلمه‌های داوکینز روی دو آهنگ از آن آلبوم وجود دارد. نهمین آلبوم آن‌ها نیز Human. :II: Nature درباره‌ی فلسفه‌ی علم و جایگاه انسان در هستی است و متن آهنگ‌های آن الهام‌گرفته از کتاب‌های اخترفیزیک‌دان مشهور کارل سیگن (۱۹۹۶-۱۹۳۴) که این گروه برای بزرگداشت او نیز دو آهنگ ساخته است، می‌باشد. همچنین یکی از ترک‌های این آلبوم نیز با نام shoemaker بزرگداشتی برای یوجین شومیکر (پدر علم سیاره‌شناسی) می‌باشد. آهنگ نامبرده‌ای که حاوی نخستین موزیک‌ویدئویی دنیاست، اولین سینگل از دهمین آلبوم استودیویی این گروه با نام Yesterwynde است. قبل از این سه آلبوم نیز این گروه، آلبوم‌های بسیار موفقی منتشر کرده که برخی از آن‌ها حول محور ادبیات فانتزی به ویژه آثار تالکین است و برخی آن‌ها درباره‌ی روانشناسی و مضامین اساطیری. از نایت‌ویش به‌عنوان یکی از برترین نام‌های موسیقی در زمینه‌ی ترویج علوم تجربی و همچنین یکی از تاثیرگذارترین اکت‌های موسیقی متال نام برده می‌شود. نویسنده‌ی مطلب: سجاد عدیلی‌پور، هنرمند و نویسنده

در این سخنرانی جدید، دکتر حامد وحدتی‌نسب از تمایز انسانِ هوشمندِ هوشمند با انسان هوشمند می‌گوید و مروی می‌کند بر انقلاب شناختی که حدود هفتاد هزار سال قبل رخ داده است و ما را آنی کرده است که اکنون هستیم. اما بخش اصلی این سخنرانیِ مفید در واقع مروری است بر یافته‌های پژوهش جدیدی که در نشریه‌ی نیچر چاپ شد و نشان می‌دهد انسان هوشمندِ هوشمند پس از خروج از آفریقا نخست وارد فلات ایران شده، عکس آنچه قبلاً تصور می‌کردند که اولین‌بار وارد اوراسیا شده است، و به همین دلیل، مردمان فلات ایران دارای ریشه‌ی ژنتیکی بسیار بسیار کُهنی هستند. انسان‌های هوشمندِ هوشمند حدود ۲۵ هزار سال در فلات ایران زیستند - حدوداً در حد فاصلِ ۷۰ تا ۴۵ هزار سال قبل - و پس از آن راهی نواحی مختلف آسیا و اروپا شدند. اصل مقاله‌ی مندرج در نشریه‌ی نیچر را از اینجا بخوانید. توجه داشته باشید که تاریخ‌های مذکور همگی تقریبی هستند و صرفاً مبتنی بر آخرین پژوهش‌ها و کاوش‌ها ارائه شده‌اند. دکتر وحدتی‌نسب دانش‌آموخته‌ی انسان‌شناسیِ پیش از تاریخ از دانشگاه ایالتی آریزونا و دانشیارِ  گروه باستان‌شناسیِ دانشگاه تربیت مدرس است. - عبدالرضا شهبازی @dirinenegar

عنوان سخنرانى  اهميت چارلز داروين. ارائه دهنده : جناب دکتر محمد رضا توکلی صابری، دكتراى داروسازى و فوق دكتراى شيمى پزشكى. زمان :چهارشنبه 26 اردیبهشت برگزار شده در گروه: Modern Cogitation @modern_cogitation https://t.me/+fBqB6q5jv3xmYzY0

✳️ دنیل دنت فیلسوف، دانشمند و نویسندۀ آمریکایی است که با آثاری چون ایدۀ خطرناک داروین، چشم ذهن و علوم اعصاب و فلسفه شناخته می‌شود. او که یکی از مطرح‌ترین فیگورهای رشتۀ فلسفه در قرن اخیر به حساب می‌آید، آوریل ۲۰۲۴ در سن ۸۲ سالگی درگذشت. ❇️ در رویداد آزاد این هفتۀ مدرسۀ تردید با میزبانی محمدرضا معمارصادقی و سخنرانی‌هایی از عطا کالیراد، مهدی غیاثوند و احسان سنایی اردکانی به معرفی او و آثارش می‌پردازیم. پوستر رویداد ▫️زمان: سه‌شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ ▫️ساعت: ۲۱ ▫️لینک شرکت در جلسه: www.skyroom.online/ch/tardidschool/dennett منبع ویدیو: کانال یوتوب + Big Think ترجمه و زیرنویس ویدیو: مدرسۀ تردید @tardidschool

اطلس بوم سازگان - دكتر ندرلو.jpg15.77 MB

با سلام، کتاب اخیر ما با عنوان ""اطلس بوم سازگان های حساس خلیج فارس و دریای عمان" در انتشارات دانشگاه تهران https://press.ut.ac.ir/book_3845.html قابل دانلود است

تبیین تکاملی جنگ معمولاً می‌توانیم از تبیین‌های علمی برای پیش‌بینی و کنترل نیز بهره گیریم. پس اگر بتوانیم تبیینی برای جنگ عرضه کنیم در عین حال راه‌های پیش‌بینی و کنترل آن را نیز معرفی کرده‌ایم. به وضوح چنین تبیین‌هایی را از علوم اجتماعی انتظار داریم. اما زیست‌شناسی تکاملی نیز تبیین‌های خود را دارد. ابتدا به سراغ تبیین تکاملی جنگ در دو گونه از جانوران برویم که زندگی گروهی دارند و مایکل کَنت، زیست‌شناس تکاملی دانشگاه اِکستر، پژوهش‌هایی بر روی آنها انجام داده است. اخیراً کنت پژوهانه‌ی سه میلیون یورویی برای پژوهش‌های خود دریافت کرده که خود گواهی‌ست بر اینکه مسئولان پژوهشی در بریتانیا اهمیت این سنخ از پژوهش‌ها را که به تبیین تکاملی رفتارهای اجتماعی اختصاص دارد به خوبی درک کرده‌اند. جنگ در خدنگ‌ها با افزایش انسجام اجتماعی و همکاری درون‌گروهی، گروه‌هایی از جانوران از جمله خدنگ‌ها (مونگوس‌ها)، به یک سوپرارگانیسم منسجم بدل می‌شوند که ممکن است بر سر تصاحب منابع مشترک و کمیاب، با گروه‌های رقیبی که آنها نیز از انسجام بالایی برخوردارند و به‌سان سوپرارگانیسم رقیب می‌مانند وارد منازعه شوند. اما پژوهش‌های کنت و همکارانش بر روی خدنگ‌ها نشان می‌دهند که حین جنگ، امکان تبادلات ژنتیکی نیز فراهم می‌شود. پژوهش‌های ژنتیکی نشان می‌دهند که حدود ۲۰ درصد فرزندانی که در هر گروه هستند پدرانی از خارج از گروه دارند و بنابراین در زمانه‌ی جنگ‌ها نطفه‌های آنها بسته شده است. در واقع گروه‌های بسیار منسجم با مشکلی اساسی روبه‌رو هستند: انسجام محصول بسته بودن گروه است و با گذر زمان بسته بودن گروه به خارج، باعث کاهش تنوع ژنتیکی می‌شود. بنابراین میان‌زادگیری‌های حین منازعه، راهکاری برای جبران کاهش تنوع ژنتیکی نیز هست. خدنگ‌های نر در حین جنگ بچه‌های گروه دشمن را نیز می‌کشند تا هم از جنگاوران بعدی کاسته باشند و هم ماده‌های گروهِ رقیب را بارور کنند. ماده‌هایی که فرزند ندارند نیز خودخواسته از فرصت هیاهوی جنگ برای جفت‌گیری با نرهای رقیب بهره می‌برند. از تعارض تا هم‌زیستی: نمونه‌ای در موریانه‌ها دو دسته از موریانه‌ها را در نظر بگیرید که از یک تنه‌ی درخت تغذیه می‌کنند. با گسترش در تنه‌ی درخت این دو گروه ممکن است در محلی با هم تلاقی پیدا کنند. نتیجه می‌تواند به جنگی بیانجامد که طی آن کلنی بزرگ‌تر، کلنی کوچک‌تر را به‌طور کل نابود کند. اما نتیجه همواره با این خشونت همراه نیست. گاهی دو کلنی به جای اینکه وارد جنگ شوند در هم ادغام می‌شوند. گروه بزرگ ادغام‌شده کارآمدی بیشتری در استفاده از کلیت منبع تغذیه را نسبت به گروه‌های رقیب دیگری که در منطقه زیست می‌کنند از خود نشان می‌دهد. الگوهایی برای مطالعات انسانی  کَنت معتقد است مطالعه‌ی علل درگیری‌ها، و راهبردهای مختلفِ حل تعارض میان گروه‌های جانوری می‌تواند به درک بهتری از پدیده‌های مشابه در جهان انسان‌ها بیانجامد. او همچنین معتقد است که البته برخی ویژگی‌های منحصر به فرد انسانی وجود دارند که همتایی در جهان جانوران ندارند و عوامل مهمی در جنگ‌ها هستند. انتقام گرفتن، ادعای حق موروثی بر چیزی (از جمله بر منطقه‌ای جغرافیایی) داشتن، و رسیدن به احساس افتخار در پیروزی از جمله عوامل مؤثر در جنگ‌های انسانی‌اند که همتایی در جهان جانوران ندارند. اما به تعبیر کَنت نباید با تمرکز زیاد بر این عوامل، از عوامل پایه‌ای‌تر که آنها را با برخی جانورانِ به‌لحاظِ شناختی ساده‌تر مشترک هستیم، غافل شویم. تبیینی در سطح تکامل فرهنگی  اگر کاهش تنوع ژنتیکی و یکدستی زیاد در سطح ژنتیکی از عوامل درگیری در خدنگ‌هاست به نحو مشابه کاهش تنوع آراء و نظرات می‌تواند گروه‌های انسانی را یکدست کند. وقتی دو کشور همسایه، هر دو بیش از حد یکدست شوند و یکدستی آنها حول محل‌های اختلاف باشد جنگ اجتناب‌ناپذیر است. تاریخ جنگ‌های جهانی اول و دوم گواهی بر بروز چنین شرایطی قبل از جنگ است. افزایش تنوع فکری و فرهنگی در درون جوامع از مهم‌ترین راهکارهای کاستن از امکان نزاع‌های میان کشورها است. همین قاعده در دورن کشورها نیز صادق است. در جوامع دو قطبی‌شده در هر بخش از قطب، تنوع اندیشه‌ها بسیار کم است و در عوض انسجام فکری بالا است. چنین پدیده‌ای امکان بروز جنگ‌های داخلی را افزایش می‌دهد. از موریانه‌ها بیاموزیم. می‌توان به جای درگیری در هم ادغام شد. مهم‌ترین ابزار این کار خروج از اطاق‌های پژواک و همچنین برخورداری از تفکر نقاد و انعطاف شناختی‌ست که نیازمند آموزش‌هایی سازمان‌یافته است؛ که البته اگر این آموزش‌ها در جامعه رواج داشته باشند دوقطبی در بدو امر شکل نخواهد گرفت. اما وقتی در جوامع دوقطبی، در هر دو سوی قطب، افرادی بدون برخورداری از انعطاف شناختی و تفکر نقاد زیست می‌کنند که فقط از یک منبع اطلاعاتی اخبار را دریافت می‌کنند احتمال درگیری‌ها افزایش می‌یابد. هادی صمدی @evophilosophy

https://www.youtube.com/@darwinday کانال سخنرانی‌های روز داروین در ایران که به تدریج کامل می‌شود. با تشکر فراوان از آرش رئیس‌بهرامی.

photo content

photo content

photo content

دانیل دنت: اگر تکامل نادرست باشد چه؟ دیروز دانیل دنت، مشهورترین فیلسوف تکاملی در ۸۲ سالگی درگذشت. آنچه در زیر آمده خلاصه‌ی یکی از آخرین نوشته‌های قبل از مرگش، فصل آخر کتاب داشتم فکر می‌کردم، با عنوان «اگر در اشتباه باشم چه؟» است. او توصیه‌هایش به پژوهشگران جوان را پیش از پاسخ به این پرسش آورده است. توصیه‌های پیرِ راه به پژوهش‌گران جوان: گروهی کار کنید! قبلاً پژوهشگر با وجدان‌تری بودم زیرا برای فهم مطالب غامض ساعت‌ها در کتابخانه وقت می‌گذاشتم و افتخارم این بود که به فهم مطمئنی از مطلب برسم. اکنون که می‌دانم زندگی کوتاه است از کسانی که به آنها اعتماد دارم می‌خواهم مطالب دشوار مورد علاقه‌ام را برایم توضیح دهند. غرض از بیان این شرح‌حال آن است که بگویم فهمِ توزیع‌شده را جدی بگیرید و خود را عضو جامعه‌ای از متخصصان کنید. به نظرم این کار را سایر فیلسوفان کمتر می‌کنند و تمام دوران حرفه‌ای خود را، مطابق آموزش‌هایی که دیده‌اند، به تنهایی مشغول دست‌وپنجه نرم‌کردن با چند موضوع محدودند و با این کار، به نحوی خودخواسته، «چشم‌انداز تونلی» به خود می‌دهند. دانشمندان نیز وضعیت بهتری ندارند. یک‌بار پس از چندساعت نظاره بر کار یک عصب‌شناس جوان از او از پیامدهای پژوهش‌اش پرسیدم، و پاسخش این بود: «اوه دَن! من وقت فکرکردن ندارم!» در ماجراهای تام سایر، تام از دوستانش برای سفیدکردن حصار جلوی خانه‌ بهره می‌گیرد و نه تنها به آنها دستمزدی نمی‌دهد بلکه امتیاز این کار را به آنها می‌فروشد! این ماجرا در نگارش کتاب‌هایم الهام‌بخش من شد. پیش‌نویس ماقبلِ آخرِ کتاب را به دانشجویان می‌دهم تا به اشتباهات اشاره کنند، استدلال‌ها را به چالش کشند، و خواستار شفافیت بیشتر شوند. آنها بابت این کار نه فقط دستمزد نمی‌گیرند، بلکه شهریه هم می‌دهند؛ اما در مقدمه با ذکر نام، از آنها تشکر می‌کنم و نسخه‌ی امضا شده‌ی کتاب را نیز دریافت می‌کنند. وقتی اثر منتشر می‌شود همه راضی‌اند. در این میان به‌ویژه مخالفان شجاعی را گرامی می‌دارم که وادارم می‌کنند آنچه را که فکر می‌کردم خوب است بسط دهم، تجدیدنظر کنم، یا کنار بگذارم. البته احتمالاً همه‌ی آن پژوهش‌های کتابخانه‌ای اولیه برایم خوب بوده است. زیرا وادارم می‌کرد تا با دشواری سؤالات روبه‌رو شوم و از نزدیک دام‌هایی را ببینم که بسیاری از متفکران را گرفتار کرده بود. همان پژوهش‌ها باعث شد که ضمن تواضع، اعتمادبه‌نفسی پیدا کنم که با گذر زمان بیشتر شد. از زمان نگارش رساله‌ی دکتری تا واپسین نوشته‌هایم نظام تبیینی شگفت‌انگیزی را پیدا، و تا حدی اختراع، کرده‌ام که مشکلات را به‌طور قابل‌اعتمادی حل می‌کند؛ اما شاید تمام دیدگاه من چنانکه برخی منتقدان چنین فکر می‌کنند، یک اشتباه فاحش باشد؛ شاید میوه‌های فراوان آن واهی باشند. اگر در اشتباه باشم چه؟ متفکران خوب غالباً این سؤال را از خود می‌پرسند؛ همان‌گونه که پزشکان خوب به‌واسطه‌ی سوگند بقراطی که خورده‌اند دائم چنین می‌کنند. در پاسخ به این سؤال توصیه‌‌ای به جوانان دارم: شجاعت به خرج دهید و برای نگارش ایده‌های خود اقدام کنید. اگر ایراد بزرگی را پس از ساعت‌ها تفکر و نوشتن کشف کردید بدانید همه‌چیز از بین نرفته است. به پاراگراف اول برگردید و این جمله را بنویسید و جاهای خالی را پر کنید: «وسوسه‌انگیز است که فکر کنیم ...، زیرا به نظر می‌رسد استدلال قدرتمندی برای این موضوع وجود دارد که ... اما همان‌طور که خواهیم دید، این یک خطا است.» سپس در ادامه چند اصلاح جزئی بیاورید و با دقت به خطایی که انجام داده‌اید اشاره کنید. همین راهبرد را در تمامی نوشته‌های خود به کارگیرید. در مسیر علم یقین را جایی نیست؛ اما باید رفت! مؤسسه‌ی دیسکاوری، سایت ترویج خلقت‌گرایی‌ست. اغلب با تمسخر از مدیران آن خواسته‌ام که پول خود را صرف یک علم واقعی کنند؛ اما وقتی در سال ۲۰۰۵ اعلام کردند که در حال راه‌اندازی مرکزی پژوهشی، با هدف رد نظریه‌ی انتخاب طبیعی هستند اقدام‌شان را ستودم؛ زیرا سؤالات زیادی‌ست که زیست‌شناسان صرفاً به این دلیل که «مطمئن» هستند از قبل پاسخ را می‌دانند نادیده می‌گیرند: «گونه‌ی ایکس با ویژگی وای چگونه به وجود آمده است؟» البته تکامل‌یافته است، اما واقعیت این است که ما جزئیات را نمی‌دانیم. نظریه‌های خوب، در تلاش‌های جدی برای رد آن‌ها، رشد می‌کنند. با این حال، اگر نظریه‌ی من چیزی شبیه کیهان‌شناسی دکارت باشد چه؟ (کیهان‌شناسی دکارت بسیاری از پدیده‌ها را تبیین می‌کرد اما ناگهان نیوتن از راه رسید و نشان‌داد نظریه‌ی دکارت کلاً غلط است.) پاسخ دنت متواضعانه و درس‌آموز است: وقتی نظریه‌ی دکارت با آن انسجام نادرست درآمد، بنابراین معقول‌ترین رویکرد، اتخاذ موضعی شک‌گرایانه نسبت به نظریه‌ها است. به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل، که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم (سعدی) هادی صمدی @evophilosophy