「 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌𝑳𝒂𝒏𝒅 𝑼𝒑𝒔 」
Open in Telegram
4 268
Subscribers
-224 hours
+57 days
-1030 days
Posts Archive
4 268
درود
شرط پارت قبل و وضیعت نظرات قابل قبول نیست، در نتیجه این هفته پارتی از یاکاموز آپ نمیشه.
#Yakamoz
4 268
🪷
#اسپویل
پارت 31
" از این به بعد دیگه اینکارو نکن، هر مشکلی داشتی یا چیزی خواستی فقط به من بگو، برات فراهم اش میکنم.
اینجوری نگرانم نکن."
#Yakamoz
-
ꪶ @Vkooklandups ࿑
4 268
عزیز های من
دالیا صحبت میکنه.
جدا معذرت میخوام بابت این دو هفته که آپ نداشتیم.
یکم درگیر مسائل شخصیم بودم و تمرکزی برای نوشتن نداشتم.
چهارشنبه شب ساعت 10 یادتون نره، این هفته حتما میرسونم بهتون پارت رو.
در ضمن، رمز فول پارت 1-30 توی لیست چنل قرار گرفته میتونید استفاده کنید🩵
#Yakamoz
4 268
درود عزیزکرده های من.
متاسفانه این چهارشنبه Yakamoz رو نداریم، هفته ی بعد منتظرش باشید.
کساییام که رمز رو گرفتن شرط پارت رو برسونن وگرنه دفعه بعد رمزی بهشون داده نمیشه.
شب خوش🩵
#Yakamoz
4 268
عزیزکرده ها
از اونجایی که امشب فول پارت 1-30 رو هم داریم، پارت امشب ساعت 10 نیم آپ میشه🤍.
#Yakamoz
4 268
🪷
#اسپویل
پارت 30
"حق نداری زندگی منو بهم بریزی، حق نداری کاری کنی که دیگه خودمو نشناسم بعدم بزاری بری جوری که انقدر شدید دلم برات تنگ بشه."
#Yakamoz
-
ꪶ @Vkooklandups ࿑
4 268
〜 🚩
#اسپویل – آخرالزمان پارت 31
کنریو برای چند دقیقه فقط بهش خیره شد، و بعد در کمال ناباوری، زانوی راستش رو خم کرد و درست مقابل جونگکوک، روی یک پا نشست. آرنجش رو روی رون خودش گذاشت و با صدایی که انگار داشت با خود گذشتهش حرف میزد نفسش رو بیرون فرستاد و گفت:
_زمانش رسیده که وارد میدون بشی و ثابت کنی که...
_گورت رو از اینجا گم کن!
#Apocalypse
4 268
پارت امشبرو با دقت بخونید.
همچنین پارت هفته بعدی خیلی مهمه و تقریبا همون چیزی میشه که از اول داستان منتظرش بودید.
پس حواستون به نظرات و کامنتا باشه چون رمزیه.❤️
#Yakamoz
4 268
🪷
#اسپویل
پارت 29
"جئون جونگکوکه، کوچکترین وارث امپراطوری لعنت شدهی جئون"
"حدسم درست بود.."
#Yakamoz
-
ꪶ @Vkooklandups ࿑
4 268
درود عزیزانم، حنان صحبت میکنه. امشب آخرالزمان آپلود نمیشه. معمولا هرسال این تایم بهخاطر امتحان بچهها فیکشن رو توقف کوتاه میزدم، ولی اینبار انجام ندادم که باقی ریدرها هرشنبه رو با هیجان بگذرونن. اگه تازه وارد میدون مبارزهمون شدین که احتمالا با شنیدن خبر آپ نشدن ناراحت شدین، پس از بچههای قدیمی بپرسین که پارت هفتهی آینده قراره چطور پیش بره. شنبه برمیگردم، منتظر بمونین.
#Apocalypse
4 268
درود عزیز کرده ها
پارت امشب رو یادتون نرفته که؟🤍
ساعت ۱۰ امشب توی گپ نظرات منتظرتونم.
4 268
وقت بخیر
متاسفانه پارت برای آپ این هفته آماده نیست عزیزکرده ها.
هفته آینده از خجالتون درمیام🤍
#Yakamoz
4 268
درود
دالیا صحبت میکنه.
امیدوارم که حال دلتون خوب یاشه 🤍
مجدد از هفته آینده آپ رو آغاز میکنیم چون خیلی ناحقی میشه برای ریدر های ثابت.
اما یکم تغیر لازمه .
پارت های زیادی قراره رمزی بشه و رمز فقط به کسایی تعلق میگیره که به چشم میبینم چطوری از کار حمایت میکنند.
پس فکر نکنید قبل هر پارت رمزی، دوتا کامنت بذارید رمزی بهتون داده میشه.
یه عذرخواهی ام میکنم از ریدر های ثابتی که این چند هفته چشم انتظار موندن.
من فداتون بشم 💋
روز همگی بخیر
#Yakamoz
4 268
〜 🚩
#اسپویل خطرناکِ پارت امشب!
_اسمش...
مکث کرد، اما وقتی یادش اومد که پسر چطور با خشونت صورتش رو به دیوار کوبید، و اونطور بیرحمانه توی اتاق رهاش کرد تا خونریزی کنه، اسمش بدون هیچ اختیاری از مابین لبهاش خارج شد:
_کیمتهیونگه!
دفتر توی سکوت عمیقی فرو رفت. جریان هوا انگار کم شد و یک لایه اضطرابِ عظیم، روی تنش نشست.
#Apocalypse
-
ꪶ @Vkooklandups ࿑
4 268
᭝𓂃ᴸᵒˢᵉʳ ᴸᵒᵛᵉʳ ៹📚
درود و شب خوش عزیزترینها؛
اینجام تا مشتاقانه، خبر از شمارش معکوس هیجان انگیزی بدم.
پارت جدید و نفسگیر لوزر لاور، فردا شب در همون ساعت همیشگی تقدیمتون میشه و امیدوارم این فرصت بیست و چهار ساعته، برای مرور قسمتهای گذشته و ارسال نظرات عقب افتاده کافی باشه.
پارت پیش رو وچکها، یکی از پرچالشترین، پرزحمتترین و زمانبرترینهایی بود که قلم زدم بنابراین پسورد خواهد داشت. پس مراقب نظراتتون باشید؛ همونطور که همیشه احتیاط میکردید.
و در آخر؛
با آرزوی غرق شدن دوباره در این عاشقانه و به جا گذاشتن اثری عمیق و ماندگار بر دلتان...
-
#LOSERLOVER
-
ꪶ @Vkooklandups ࿑
4 268
Repost from 𓆩𝐕𝐊𝐎𝐎𝐊𝐋𝐀𝐍𝐃𓆪
᭝ #Teaser , #LOSERLOVER 𓂃📚៹✦
تیزر پارتهای پیشِ رو از فیکشن لوزر لاور
📌تذکر: حاوی سکانسها، دیالوگها و اسپویل↳Name: Loser Lover ↳Couple: Vkook, NamJin, YoonMin ↳Genre: Romance, Angst, Smut, Drama ↳Writer: Fairy ↳Summary: _اگه اتفاقی براش بیفته... اگه میافتاد، چطور باید ترک عادت میکرد در حالی که توی هر نفسی که میکشید و توی هر نبضی که میزد جونگکوک حضور داشت؟ بدون اون، بخشی از قلبش تا ابد خالی و پوچ میماند و تهیونگ از تنهاییِ دوباره میترسید! توی زندگی تا جایی که میتوانست از دل کندنِ بعد از دلبستگی و از پذیرشِ پایان فرار کرده بود و حالا اگه اون پسر چیزیش میشد تهیونگ بیتردید به ته خط میرسید! با این حسِ لزج طورِ کثافت بارِ منزجر کنندهای که راجع به خود داشت چیکار میکرد؟ با احساس قاتل بودن... چطور ادامه میداد؟ 𓆩 VKOOKLAND 𓆪
