en
Feedback
| ﮼بــیدِل﮼ |

| ﮼بــیدِل﮼ |

Open in Telegram
324
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-130 days
Posts Archive
photo content

نخوندی بهتر از اینه که کم بخونی و فکر کنی زیاد خوندی و حق داری نصیحت کنی. این جمله در تمام امور صدق میکنه. در تمام امور

-بختیارعلی
-بختیارعلی

1630776502_R2bN2.mp31.01 MB

امشب متن‌های مزخرف نمیذارم، آهنگ نمیفرستم، هیچ... امشب فقط میخوام دعوتتون کنم به هر آیینی بلدید برای خانواده‌های داغدار صبر آرزو کنین. ما ساده میگیم یک ماه گذشت، اما صدای سلام اون آدم‌ها یک ماهه تو خونه نپیچیده. من هم مث اغلبتون چیز زیادی از این یک ماه یادم نیست. فقط گاهی وسط مسیر کوه یا حتی توی اتاقم حس می‌کنم صدای تیراندازی میاد... ولش کن. همون که گفتم... طلب صبر برای قلب خون‌بار خانواده‌ها. کاش کاری ازم برمیومد... شب بخیر❤️🖤

Hossein Alizadeh - Veda.mp32.79 MB

چراغ روشن شد، امّا خانه همان خانه نبود. ▪️@RadioP0l

دیروز مامانم میگفت، جلوی خونه‌مون چند نفری داشتن بلند بلند میخندیدن. خیلی قشنگ‌ام میخندیدن. رفتم کنار پنجره ببینم کی‌ اونجاست؟ دیدم از خونه رو‌به‌رویی هم چند نفر سرشون رو از پنجره اورده بودن بیرون که ببینن کی میخنده و خوشحاله؟ انقدر کسی نمیخنده برامون جالب بود که چی شده و چی دیدن و چی شنیدن که میتونسته انقدر خندون‌شون کنه. قلبم شکست برای این حال. برای خونه‌هامون که چراغ هاشون خاک گرفته

ایرانه خانم زیبا - رضا براهنی.mp326.86 MB

@Mentonix | 🖤

photo content

همه ما اسماعیلیم و اسماعیل‌ها براستی ذبح می‌شوند، اینجا ستاره‌ای در آسمان ما نیست که نیفتاده باشد، همه ما سال‌هاست که راز نیزه و خون را می‌دانیم... اسماعیل‌ها تا پایان ابدیت چهره‌هایشان را بر خاک نرم جهان نهاده‌اند! و تنها دیوانگان می‌دانند که اسماعیل‌ها چه زندگی‌هایی داشتند، چه زندگی‌هایی... من اسماعیل، معشوقه‌ای به نام اسماعیل، برادری به نام اسماعیل، دوستی به نام اسماعیل و خواهری به نام اسماعیل دارم... همه ما اسماعلیم و اسماعیل‌ها براستی ذبح می‌شوند... ‌ براهنی در چکامه‌ی بلندی به توصیف یک موقعیتِ انسانی پرداخته، او دست اسماعیل را از قعر تاریخ و اسطوره می‌گیرد و بی‌پروا او را به درون تاریخ معاصر، به متن رنجِ انسانی و به میدانِ مواجهه با قدرت پرتاب می‌کند.. اسماعیل، هرلحظه میان قربانی‌بودن و آگاهی‌داشتن معلق است.. اسماعیل بدن دارد، زخم دارد، درد می‌کشد و در معرض خشونتی عریان است، او می‌داند چه بر او می‌گذرد و همین دانستن، موقعیت او را تراژیک‌تر می‌کند... همه ما اسماعیلیم، همه قربانیان، در خون‌غلتیدگان، حذف‌شدگان و ستم‌دیدگانی که بار یک رنج جمعی را یک به یک بر دوش می‌کشیم... ما از نو زاده می‌شویم، روی زانو می‌نشینیم و سر بر لبه‌ی سنگی می‌گذاریم تا سر بریده شویم و دوباره اسماعیل شویم..‌. ‌ اسماعیل شرح وضعیتِ تاریخی ماست، نام رنجی که می‌کشیم، زجر روان ما و گردِ خاکی که برگورمان می‌ریزند... منوچهر آتشی می‌گوید اسماعیل را می‌توان به‌معنای واقعی کلمه از قربانیان روزگار به‌شمار آورد، قربانی بی‌پناهی که مشمول هیچ رحمتی قرار نگرفت، اسماعیل از دیرباز جان‌باخته بود و درد بزرگتر اینجاست که می‌توانست غیر از این باشد... نه تنها گوسفندی به جایش به کارد سپرده نشد بلکه خود او پیش چشم رهگذرانِ زمانه در خون و اندرونه‌ی خود دست و پا زد، طوری که دیگر نمی‌توان گفت او مُرد... اسماعیل سر بریده‌اش را چون کلاه‌خودی در دست گرفت و مضمونِ راستینی برای مرگ شد... ‌‌ حالا اسماعیل نام بزرگترین پرسش تاریخی ماست، ما با این رنجِ آگاه، با این بدنِ گواه، با این چشمِ تماشا چه خواهیم کرد؟ چرا نام تمام مردگان یحیی است، نام تمام قربانیان اسماعیل و نام تمام زنان آزاده‌خانم؟ ‌ ‌ #حسام_محمدی

فقط میتونم بگم تسلیت. که حتی نمیدونم ۳۰۰ نفری که اینجان هنوز زنده ان یا نه.

دیون وقتی با مشتی افراد سوار بر کشتی عازم جنگ با دیونیسوس شد، گفت: «برای‌ام همین بس که در این کار شرکت کرده باشم. اگر قسمت آن باشد که درست در لحظه‌ای که پای‌ام را بر خشکی می‌نهم بمیرم بی‌آن‌که هیچ کاری کرده باشم، کماکان این مرگ را مرگی شادمانه و افتخارآمیز می‌دانم.» سیاست - ارسطو

photo content