en
Feedback
چاپ و کافی نت گوگل(حامی کنکوری ها)

چاپ و کافی نت گوگل(حامی کنکوری ها)

Open in Telegram
191
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
طراح «سِگا» درگذشت 🔹هیدکی ساتو(Hideki Sato) که به عنوان پدر سخت‌افزار کنسول مشهور و خاطره‌انگیز سگا(Sega) شناخته می‌شود، در
طراح «سِگا» درگذشت 🔹هیدکی ساتو(Hideki Sato) که به عنوان پدر سخت‌افزار کنسول مشهور و خاطره‌انگیز سگا(Sega) شناخته می‌شود، در 77 سالگی درگذشت.

زمان ثبت نام و برگزاری کنکورها
زمان ثبت نام و برگزاری کنکورها

می‌دانی رنج تو از چیست؟ تو به آنچه نباید، بسیار می‌اندیشی .

حق هیچ دوستی برات باقی نمیزاره

چند دلیل اصلی عدم به ثمر نشستن زحمات یه کنکوری🥴⌞ ✓ اگر که می خوای بدونی دلایل عدم نتیجه گیری یه کنکوری چیه عناوین زیر رو با الگوهای رفتاری زندگی خودت مقایسه کن🌱 : 🔜• نوسان در ساعات مطالعه روزانه 📱• مشغولیت با گوشی موبایل 📃• اولویت مطالعه تشریحی برای آزمونها 📈• بررسی نکردن نقاط ضعف تستها و آزمون 🗒• بدون برنامه ریزی حرفه ای پیش رفتن 👭• ارتباط زیاد با دوستان 🙍🏻‍♀️• نداشتن مدیریت زمان و سرعت عمل 🤓• تظاهر به درس خواندن ✖️• حفظ کردن مطالب 🤦🏻• عدم تمرکز حواس 📚• یاد نگرفتن مطالب سرکلاس درسی ❓• رفع نکردن اشکالات درسی 👩🏻‍🏫• خود را جای طراح سوال قرار ندادن 📋• نداشتن خلاصه نویسی های درست 📗• عدم تسلط به متن کتاب درسی 📝• نداشتن برنامه مرور منظم بخصوص تست ها

هر چند وقت یک بار چک کنید ‏ببینید شبیه اونایی که ازشون بدتون میاد نشده باشین .

📣 اعلام نتایج آزمون های استخدامی 💠 سرایداری (عادی) medus.hrtc.ir/hrt/profile 💠 سرایداری (فرزندان شهدا و جانبازان) medusj.hrtc.ir/hrt/profile 💠 بانک کشاورزی bki.hrtc.ir/hrt/profile 💠 کمیته (شمساما) mehremdad.hrtc.ir/hrt/profile

راههایی برای خواندن درسهایی که بدت میاد ازش و برات سخته
راههایی برای خواندن درسهایی که بدت میاد ازش و برات سخته

نتایج سرایداری آموزش و پرورش اعلام شد

نتایج آزمون بانک کشاورزی اعلام شد

فردا به دیر شدن معروفه

دشمنِ دشمنم ، دوست منه دوستِ دشمنم ، دشمن منه دوستِ دوستم ، دوست منه دشمنِ دوستم ، دشمن منه دوست من چیه دشمنمه ؟؟؟

شماره 128 برای بررسی سریع عدم پاسخگویی ادارات و کارمندان آن

تایید سوابق تحصیلی آغاز شد. سریعا به کافی نت گوگل مراجعه نمایید

حکایت ” خرید بهشت “ بهلول هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد. آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت. ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت: – بهلول، چه می سازی؟ بهلول با لحنی جدی گفت: – بهشت می سازم. همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت: – آن را می فروشی؟! بهلول گفت: – می فروشم. – قیمت آن چند دینار است؟ – صد دینار. زبیده خاتون گفت: – من آن را می خرم. بهلول صد دینار را گرفت و گفت: – این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم. زبیده خاتون لبخندی زد و رفت. بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت. زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت: – این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای. وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای هارون تعریف کرد. صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد. وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد. بعد صد دینار به بهلول داد و گفت: – یکی از همان بهشت هایی را که به زبیده فروختی به من هم بفروش. بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت: – به تو نمی فروشم. هارون گفت: – اگر مبلغ بیشتری می خواهی، حاضرم بدهم. بهلول گفت: – اگر هزار دینار هم بدهی، نمی فروشم. هارون ناراحت شد و پرسید: – چرا؟ بهلول گفت: – زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می دانی و می خواهی بخری، من به تو نمی فروشم.

ثبت نام براساس سوابق تحصیلی دانشگاه آزاد تا 10 بهمن فرصت باقی است