پدیدار(عبدالرحمن حسنیفر)
Open in Telegram
کانال اطلاعرسانی دکتر عبدالرحمن حسنیفر https://t.me/padeidar صفحه اینستاگرام https://instagram.com/abdolrahman_hasanifar صفحه ایکس https//x.com/A_hasanifar
Show more188
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
⭕️مشروطه و مسئله امروز جامعه ایرانی
📝عبدالرحمن حسنی فر
✳️مشروطه با انگیزه جلوگیری از بیعدالتی، ظلم و ناکارآمدی به مبارزه با #استبداد و #خودکامگی سیاسی رفت. در مشروطه زمان قاجار(۱۲۸۵) با شعار قانونگرایی و آزادی خواهی، ساختار سیاسی هم عوض شد. برخی بر این نظر هستند که جامعه ایرانی هنوز با مسئله قانون گرایی و مشکل رفتارهای استبدادی مواجهه است و در این بین حضور عوامل خارجی( کشورها و نیروهای خارجی) در بروز مسائل داخلی این جامعه هم مشهود است.اما نکته یا مسئلهای که وجه پروبلماتیک برجسته این حوزه است، بحثی مهم است.
✳️اگر از «فقدان نظارت نهاد قانون گذار» و «عدم اجرای قانون» در جامعه ایرانی صحبت میشود سوال این است که این بحث، مرتبط با فکر و فرهنگ است یا نهاد و تشکیلات؟ از لحاظ ظاهری نهادها و تشکیلاتی در راستای آموزهای جدیدی چون قانون و آزادی وجود دارند اما در عمل و به صورت عمومی و حداکثری، ره بجایی نمیبرند.نگارنده مسئله را به نااستقراری فکر و فرهنگ به صورت عمیق و گسترده مرتبط با دوران جدید ارتباط میدهد.به عبارت دیگر از آنجا که هنوز فکر جدید مستقر نشده و بر عرصه فرهنگ و جامعه و ساختار به صورت عمومی، ننشسته است به همین دلیل، حرکت درست در مسیر و منطق دوران جدید با مشکل مواجهه شده است.عوامل دخیل بیرونی( کشورها و سازمانهای خارجی) نیز بر ظهور مشکلات داخلی به عنوان نیرویی مهم مؤثر هستند اما نکته مهم در زمینه و بستر ورود آنها در داخل است.به این معنا از میان دو مفهوم استعمار و توسعه/ عقبماندگی، ترجیح با پرداختن به مفهوم «توسعه/ عقبماندگی» است تا «استعمار».
✳️بر مبنای این ادعا اگر مسیر حرکت فکری و نیروهای کارگزار و مؤثر در دوران جدید، به رسمیت شناخته شوند و قدرت لازم را نیز در عرصه عمل و واقعیت پیدا کنند حتما بخش عمدهای از مشکلات مرتبط با داخل و خارج، رفع و برطرف خواهد شد.رفتار استبدادی، سلطه جهل و شبه علم، فقدان نظارت و عدم اجرای قانون، دخالت نیروی خارجی، رفع فساد و ناکارآمدی و فقر، قرار نگرفتن در ریل توسعه و غیره، همه ناشی از عدم تحقق مناسب «ایده مشروطیت» است.پس مشروطه خواهی در معنای «قانون گرایی» و «آزادی خواهی» و «رفع عقبماندگی و تحقق توسعه»، هنوز مسئله امروز جامعه ایرانی است.مشروطه، آرمان دوران جدید است.هر گونه استقلال و پیشرفتی در تحقق ایده آن و بالفعل شدن نیروهای مرتبط با آن به نحو درست است.
۱۴۰۵/۵/۱۵
#عبدالرحمن_حسنی_فر
#@padeidar
لینک مطلب میهندوستی، هویت و تاریخ تمدن ایران در سایت فصلنامه سپهر کرمان
https://pub.otagh-bazargani.com/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%ae%db%8c%d8%b2-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/
#عبدالرحمن_حسنی_فر
#@padeidar
⭕️خلا اندیشه مناسب عمومی برای زیستن در جامعه امروز ایرانی
📝عبدالرحمن حسنی فر
✳️این یادداشت بر این مشکل بنا شده که انسان ایرانی در حال حاضر از لحاظ نظری با نوعی #ابهام و #سرگردانی مواجهه است؛ ابهام و سرگردانی که در نتیجه آن اضطراب و استرس، ناامیدی و نگرانی وجود دارد؛ در این میان انسان ایرانی به طور عمومی و حداکثری، پناه فعال و کاربردی در حوزه های سنت، سیاست و تاریخ برای خود پیدا نمیکند.این انسان، معلق و خالی از پشتوانه مناسب فکری و فرهنگی است که عموما «در لحظه»، زندگی کردن را آن هم با شاخصها و ارزشهای خودْساخته در پی گرفته است.
✳️برای این انسان، تکیه گاه فرهنگی هم اگر بوده باشد، به شدت تحت الشعاع شرایط متزلزل «اقتصادی» و مسیر عجیب «سیاست» قرار گرفته که در پی آن، «حقوق» عامه مردم و تک تک افراد جامعه در منطق درست، فهم نشده و در نتیجه دنبال نمیشود.متولیان حوزه عمومی از نظر فکری و فرهنگی به دلایلی، بی خاصیت و ناکارآمد جلوه کردهاند.
✳️ افراد در جامعه امروز ایرانی با هدف «زیستن عادی»، به شدت، اقتصادی و دنبال درآمد هستند و تلاش میکنند برای دستیابی به چیزهایی که سود و منفعتی برایشان داشته باشد آنهم به هر قیمت و ابزاری و دستاویزی و البته کمتر با توجه به ملاحظات اخلاقی و فرهنگی خیرمحور به هر کاری دست بزنند و طبعا در نزد خود برای آن، توجیهی فردی هم دارند.این به نظر من نشانه زندگی سخت و حتی مزخرف بودن در هر سطح و هر حوزهای در این جامعه است.این در حالی است که افراد با درآمد کم با افراد با درآمد بالا هر دو به سختی زندگی میکنند.هر چند معنای سختی برای هر کدام فرق خواهد داشت اما از نظر فکری تحت تاثیر همان وضعیت اضطراب و نگرانی هستند. این بحث سرگردانی علاوه بر حوزه فرهنگ، عرصه سیاست را نیز در بر گرفته که این عرصه هم بخاطر تاثیرگذاری گستردهتر آن از اهمیت زیادی برخوردار است؛ وزیر یا مقامی که در روز روشن توسط افرادی خاص تهدید میشود و هیچ منطق درستی برای برخورد با آنها یا حتی نقد مناسب وجود ندارد نشان از مزخرف بودن و سختی کار کردن واقعی و نقد ورزی در عرصه سیاست است.بنابراین در مجموع وضعیت فکری و فرهنگی این جامعه به گونهای شده که ارزشها و هنجارهایش به شدت فردی و مبتنی بر منافع مادی و رفتارهای عجیب و غریب شده است.
✳️دین و فرهنگ که باید پناه و تکیه گاه عمومی توسط افراد «پاک» باشد بخاطر سواستفادههای افراد «پوک» و شاید هم «پلید» مورد هجمه قرار گرفته و مجال و سازوکار مناسبی برای نقد و دفاع فکری و در نتیجه افزایش ارتقاء و کارآمدی آن توسط افراد صاحب نظر، کمتر وجود دارد.
دین و خانواده و ارزشهای فرهنگی، زمانی میتوانند به نحو مناسب ظهور و بروز داشته باشند که به گونهای «جامعه»، #فعال و #باقدرت باشد؛جامعه ای که خوب و بد خود را بداند و از سازوکار و ابزار مناسب برای تأثیرگذاری برخوردار باشد.جامعهی فعال، مستلزم راهبری فکر و نظر و منطق درست توسط افراد و نهادهای متولی حوزه عمومی است که در این زمینه در حال حاضر با اشکالاتی همراه است.نتیجه اینکه «زیستن عادی» در جامعه امروز ایرانی از لحاظ نظری و در نتیجه عملی، سخت و عجیب شده است.«در لحظه زندگی کردن»، منطق درست زیستن نیست و اینکه افرادی دستاویزهایی در حوزه سنت و مدرن برای خود پذیرفته باشند، نشانهی فعال بودن عموم و اکثریت جامعه نیست.
«زیستن عادی»، مستلزم بستر فکری و عملی مناسب است که الان سخت و پیچیده شده است.
این فقط یه طرح مشکل و صدای درد بود که قاعدتا ابعاد آن باید مسئلهمند شود.
۱۴۰۵/۵/۱۲
#عبدالرحمن_حسنی_فر
#@padeidar
📝طنازی اکبر عبدی نمادی از ذوق عمیق ایرانی
عبدالرحمن حسنی فر
✳️پرداختن به کسی مثل اکبر عبدی، تاکید بر فرهنگ ایرانی از جنس طنازی و هنرمندی است.فرهنگی که شادی عمومی را در قالب شکل و شمایل و حرکات و کلام دنبال میکند و در این فرهنگ، هر کسی که جلوهگری مناسبی داشته باشد، می تواند نماینده آن تلقی شود.
✳️اکبر عبدی با برنامه تلویزیونی «بازم مدرسه ام دیر شد» برای نسل من شروع یک آغاز عرضه فرهنگی شخصیت سازی بود.اکبر عبدی در هر نقشی که قرار میگرفت دنبال ارائه توانمندی خود در قالب تولید جذابیت برای مردم بود.خیلی از نقشها را عبدی بازی کرده و تلاش کرده بی نقص، کارش را انجام دهد.او در این نقش ها، سعی کرده تصویر و فیلم را به واقعیت عینی جامعه ایرانی برای مخاطب و تماشاگر نزدیک کند و این توان یک هنرمند، برای ارتباط برقرار کردن بین ظاهر و باطن است.«ظاهر»، همان نمایش نمایشگر است و «باطن»، واقعیت فرهنگ ایرانی است.ظاهر و باطن فرهنگ ایرانی در بازی عبدی از هم جدا نیستند و نباید از همدیگر جدا باشند و این خود، جلوهای از صداقت و عمق فرهنگ است.
✳️بازیگری، آنهم از نوع طنز، برای به تصویر کشیدن فرهنگ ایرانی با هدف تعمیق آن، هدف کسی چون اکبر عبدی بود و در این راه واقعا تاثیرگذار بود و شاید بتوان گفت جلوهای از واقعیت و ذوق عمیق انسان ایرانی معاصر را به تصویر کشیده است.او واقعیت انسان و فرهنگ ایرانی را بازی میکرد و این راز جذابیت و محبوبیت او بود.
خدایش بیامرزاد که خنده را به عنوان بخشی از فرهنگ ایرانی، نمایش میداد و در این کار، سمبل و نمونه بود.ذوق عمیق ایرانی، قابل فهم و درک است و یکی نمونههای آن حتما اکبر عبدی است.
#عبدالرحمن_حسنی_فر
#@padeidar
📝علی شریعتی؛ از مقتدایی تا شیّادی؟!
عبدالرحمن حسنی فر
✳️بیشک علی شریعتی، یکی از مهمترین افراد تاثیر گذار در محیط دانشگاه و جامعه ایران در تاریخ معاصر است؛ کسی که با سخنرانیهای پرشور خود به دانشگاهیان و مردم ایران، شور و شعور تحرک در حوزه عمومی در راستای انقلابیگری با مفاهیم و آموزههای دینی و مذهبی داد.او با در آمیختن مذهب شیعه با ایدئولوژی مارکسیسم، یک جریان فکری و هیجان اجتماعی و عمومی انقلابیخواه، علیه حکومت پهلوی درست کرد.هر چند در اندیشه شریعتی، متولیان مذهب و جامعه و سیاست با آموزههای ترکیبی دین و ایدئولوژی مورد خطاب و طرف بحث و سوال بودند اما در نهایت همان متولیان مذهب و چپهای مارکسیست از ثمره اندیشه و فعالیت او بعد از پیروزی انقلاب ۵۷ بیشترین بهره را بردند.
✳️در اندیشه شریعتی، چپ مارکسیستی و مذهب شیعه آنقدر بهم نزدیک و آمیخته شدند که تبدیل به یک جریان ایدئولوژیک سیاسی قوی در جامعه ایران شدند.شاید خود شریعتی دنبال چنین چیزی هم نبود اما در عمل، چنین پدیدهای اتفاق افتاد.حمله به غرب و لیبرالیسم اگر در زمان شریعتی، نمودی از حمله به نظام سیاسی وقت(پهلوی) بود بعداً تبدیل به یک جریان غالب شد.این در حالی بود که خود شریعتی در غرب، تحصیل کرده بود و سبک زندگی شخصی و خانوادگیاش به تفکر غرب نزدیکتر بود.
✳️اینکه شریعتی بنا به گفته آقای موسی غنی نژاد بخاطر ارجاع به فردی خیالی به اسم « پروفسور شاندل» که به نظر، همان شریعتیِ غایب و البته دستاویزی جهت مرجع علمی قرار دادن او بود، «شیّاد» تعبیر میشود،از دید من، شاید به دلیل تبعات، افکار و نظرات و مجموعه کنشگری شریعتی بر جامعه و سیاست ایرانی باشد که البته این نحوه از ارجاع دهی در فرهنگ و نظام دانشگاهی، یک خطای پژوهشی و غلط محسوب میشود.همچنین در اینکه به طور عجیب و شگفتآوری، نحوه فکرورزی شریعتی در جامعه و سیاست زمان خودش و حتی تا به امروز در جامعه ایرانی، ادامه داشته، میتواند نشانهای بر «مقتدا» بودن وی به نحو مستقیم یا غیر مستقیم داشته باشد و از این جهت نیز قابل توجه و بررسی است.
✳️شریعتی به عنوان یک متفکر و فعال اجتماعی حتما برای جامعه دانشگاهی، یک «الگو» از نظر مسئولیت اجتماعی در زمانهایی مملو از مشکل و بحران به حساب میآید.وی در خود احساس تعهد و مسئولیت میکند که میخواست، متناسب با نیاز جامعه و توان علمیاش در راستای «چه باید کرد؟»، قدمی علمی و البته مؤثر در حوزه عمومی بردارد.
✳️سخنرانیهای پرشور شریعتی که با اقبال عمومی در سطوح متفاوت اجتماعی و دانشگاهی مواجهه شد از او در زمان خودش یک قهرمان فکری و اجتماعی ساخت؛ و بعداً هم به عنوان یک فرد انقلابی که با قید شهید هم همراه شده بود، خیابانی بنامش کردند و بنیاد حفظ و نشر آثارش شکل گرفت و کتابهایش به موازات آثار مرتضی مطهری هر سال، در جمهوری اسلامی تجدید چاپ شد. جایگاهی که خیلی از دانشگاهیان نتوانستند به آن برسند. اینکه چقدر زمینه و بستر اجتماعی و اجازه فعالیت از جانب نظام سیاسی و توانایی خود وی در این امر مؤثر بودند، مستلزم بررسیهای دیگری است اما در مجموع، شریعتی از دو جهت، قابل مطالعه و بررسی است: یکی از جهت پرداختن به آثار وی که حاصل سخنرانیها و نوشتههایش است و دیگری از نظر اجتماعی و کنشگری وی به عنوان یک متفکر که چطور و چرا به این نوع از فعالیت روی آورد.
جنبه اول از این نظر مهم است که آثار شریعتی حتما قابل مطالعه هستند اما توقف بر آنها باعث مسحور شدن در مطالبش خواهد شد.جنبه دوم نیز از این نظر مهم است که هر متفکری، یک جنبه اجتماعی هم دارد و فعالیت شریعتی میتواند، نمونه و سمبل خوبی برای این نحوه از کنشگری در حوزه عمومی باشد.
✳️البته از نظر تبعات و نتایج نظرات و افکار مستقیم و غیر مستقیم شریعتی نیز میتوان بررسیهایی انجام داد که همهی این اقدامات «اگر بتوان»، باید بر مدار «عدم توقف» بر افکار و نظرات شریعتی به عنوان شیّاد یا مقتدا باشد.
میتوان شریعتی را خواند و دید ولی از آن «عبور» کرد و این مشی علمی و درست است.هر چند از نظر من، مسئله بزرگ و در حد یک معضل جدی، نحوه فکر ورزی شریعتی در جامعه ایرانی است که به طور عمیق و گسترده، زنده و فعال است.ابعاد این موضوع باید مورد شناسایی و بررسی قرار گیرد تا بتوان از آن رهایی پیدا کرد.
#عبدالرحمن_حسنی_فر
#@padeidar
📝غیبت علوم انسانی، ندیدن حال و غفلت از آینده
عبدالرحمن حسنی فر
✳️از زمان مشروطه، مباحث دوران جدید در جامعه ایران در قالب مفاهیم و جنبشهای عمومی و نهادسازی به عنوان طرح نیازهای اجتماعی، مطرح شد و این داستان به صورت کدر و ناشفاف در جامعه ایرانی در تاریخ معاصر تا به امروز ادامه داشته است.این مسئله پیچیده، به صورت بنیادین، هنوز حل نشده باقی مانده است. غلبهی ایدئولوژی، سنتگرایی غیر متفکرانه، برنامهها و اقدامات متاثر از قدرتهای حاکم و تحرکات هیجانی، جریان غالب بوده است.غیبت علم جدید که همان علوم انسانی و اجتماعی است به طور جدی در این جامعه مشهود است و سطحی اندیشی و فعالیتهای روزمره گرایی وجود دارد که نشانگر عدم شکلگیری یک اندیشه اصولی است.به نوعی که یک ظاهر و پوسته مدرن اما باطنِ بلاتکلیف و البته معذب، سرنوشت و تحلیل وضعیت امروز این جامعه است.
✳️برخی از وجود «دو ملت» در این جامعه که یکی به اصطلاح سنتگرا و دیگری مدرن هستند، اسم میبرند که در میان آنها طیفهای متفاوتی نیز وجود دارد اما هیچ گفتگو و آشتی بین آنها نیست.بنابراین با وجود گذشت بیش از صد سال از تاسیس دانشگاه و علم جدید، حضور متفکرانه این نهاد در این جامعه به طور اساسی، گم است؛ دانشگاهی که قرار بود به نوعی «چشم و چراغ» جامعه ایرانی باشد صرفا تبدیل به یک سازمان اداری شده که در آن،فقط کارمندانی حقوق بگیر قرار دارند.استقلال، آزادگی، گفتگو و زایش فکر و حل مسئله که از استلزامات نهادی و ایده بنیادین این نهاد بوده، به کناری نهاده شده است و یک زیست غیر عادی دارد .دانشگاه، در بهترین حالت، یک کارخانه تولید مدرک است و هیچ راهبری و هدایت گری و حتی تأثیرگذاری جدی در فضای اصلی عمومی جامعه ندارد.به نظر میآید که غلبه سطحی اندیشی و عربده کشی، متاثر از همین شرایط باشد.در این وضعیت، فقط صداهای به ظاهر بلند و تریبون دار، میتوانند جولان دهند نه افکار و اندیشههای اساسی.
✳️همایون کاتوزیان از نظریه پردازان تاریخ ایران، «پروبلماتیک» جامعه ایرانی را از منظر کلان تاریخی، «حوزه سیاست» قلمداد کرده که از دید من بخاطر قدرت و وسعت و گستردگی این حوزه بوده است که در یک سطحی، ممکن است درست باشد. کلیت جامعه، جریان روشنفکری و کنشگران موافق و مخالف نظام سیاسی هم بر این باور کاتوزیان هستند.هر چند نظر نگارنده بر شکل گیری یک فرهنگ غیر رسمی مدرن در جامعه ایرانی است که طبعا جلوهها و ظهورات آن، تابع فرهنگ رسمی است اما همین عرصه و حتی عرصه سنت این جامعه به نحو اندیشهای از جانب متفکران، صورتبندی و چارچوب دهی نظری نشده است و بخاطر همین، عموما نمیدانیم در چه سطحی قرار داریم و چه میخواهیم و چه باید بخواهیم و در نهایت اینکه در حال حاضر در چه وضعیتی قرار داریم و به کجا کشانده خواهیم شد.این واقعیت، یک مسئله اساسی است که فهم «حال» را غیر ممکن کرده است و همچنین، آینده این جامعه را نیز تیره و تار، کرده است.
✳️راه رهایی از این وضعیتِ مبهم و ناشفاف، تعیین حد و حدود برای همه امور با تولی گری اهل علم و تفکر است.حد و حدودِ امور به طور جدی و مشکل دار، معلوم نیست و این ناشی از غیبت بزرگ «علم» است.در این بین، در صورتِ افتادن در مسیر اقدام، پرداختن به حوزه سیاست است که از همه موضوعات عمومی دیگر، ضروریتر است.
#عبدالرحمن_حسنی_فر
#@padeidar
📝غیبت علوم انسانی، ندیدن حال و غفلت از آینده
عبدالرحمن حسنی فر
✳️از زمان مشروطه، مباحث دوران جدید به نوعی در جامعه ایران در قالب مفاهیم و جنبشهای عمومی و نهادسازی به عنوان نیاز اجتماعی، مطرح شد و این داستان به صورت کدر و ناشفاف در جامعه ایرانی در تاریخ معاصر تا به امروز ادامه داشت.این مسئله گره دار هم، به صورت بنیادین، حل نشده است. هنوز، غلبه ایدئولوژی، سنتگرایی غیر متفکرانه، قدرتهای سلطهگر و جریانات هیجانی وجود دارد.غیبت علم جدید که همان علوم انسانی است به طور جدی مشهود است و سطحی اندیشی و فعالیتهای روزمره گرایی وجود دارد که نشانگر عدم شکلگیری اندیشه اصولی در جامعه ایرانی است.ظاهر و پوسته مدرن اما باطن بلاتکلیف و معذب، سرنوشت و تحلیل وضعیت امروز این جامعه است.
✳️برخی از وجود «دو ملت» در این جامعه که یکی به اصطلاح سنتگرا و دیگری مدرن است، اسم میبرند که در میان آنها هم طیفهای متفاوتی هم وجود دارد اما هیچ گفتگو و آشتی بین آنها نیست.بنابراین با وجود گذشت بیش از صد سال از تاسیس دانشگاه و علم جدید، حضور متفکرانه این نهاد در این جامعه به طور اساسی، گم است؛ دانشگاهی که قرار بود «چشم و چراغ» جامعه باشد تبدیل به سازمانی اداری شده که در آن، صرفا کارمندانی حقوق بگیر قرار دارند.استقلال، آزادگی، گفتگو و زایش فکر و حل مسئله که از استلزامات نهادی و ایده بنیادین این نهاد است به کناری نهاده شده است.دانشگاه، در بهترین حالت، کارخانه تولید مدرک شده و هیچ راهبری و هدایت گری و حتی تأثیرگذاری جدی ندارد.غلبه سطحی اندیشی و عربده کشی، متاثر از همین شرایط است.در این وضعیت، فقط صداهای به ظاهر بلند و تریبون دار، جولان میدهند نه فکر و اندیشه اساسی.
✳️همایون کاتوزیان، «پروبلماتیک» جامعه ایران را از منظر تاریخی، «حوزه سیاست» قلمداد کرده است که از دید من بخاطر قدرت گسترده این حوزه بوده است که در یک سطحی،ممکن است درست باشد که کلیت جامعه و جریان روشنفکری و طرفداران نظام سیاسی هم بر این باور هستند.هر چند نظر نگارنده بر شکل گیری یک فرهنگ غیر رسمی مدرن در جامعه ایرانی است که طبعا جلوهها و ظهورات آن، تابع فرهنگ رسمی است اما همین عرصه و حتی عرصه سنت این جامعه به نحو اندیشهای از جانب متفکران، صورتبندی نشده است و بخاطر همین، نمیدانیم در چه سطحی قرار داریم و چه میخواهیم و چه باید بخواهیم و در حال حاضر هم در چه وضعیتی قرار داریم.این واقعیت، یک مسئله اساسی است که فهم حال را غیر ممکن کرده است و در نتیجه، آینده این جامعه را نیز تیره و تار، کرده است.
✳️راه رهایی از این وضعیت مبهم و ناشفاف، تعیین حد و حدود برای همه امور با تولی گری اهل علم و تفکر است.حد و حدود امور به طور جدی و مشکل دار، معلوم نیست و این ناشی از غیبت بزرگ «علم» است.در این بین، در صورت افتادن در مسیر اقدام، پرداختن به حوزه سیاست است که از همه موضوعات عمومی دیگر، ضروری تر است.
#عبدالرحمن_حسنی_فر
#@padeidar
📝مسئله قدرت ایران و نسبت آن با تصمیمسازی و تصمیمگیری
عبدالرحمن حسنی فر
✳️امروزه خیلی از کشورها تلاش میکنند که از طریق #دیپلماسی در عرصه منطقهای و جهانی قدرت خود را افزایش و به رخ دیگران بکشند.دیپلماسی، هنر جنگ در عرصه پر رقابت جهانی میان کشورها و ملتها است.به تعبیری دیپلماسی، هنر نجنگیدن است.این البته به معنای کم توجهی به قدرت نظامی نیست.
✳️جنگهای اخیر با آمریکا و اسرائیل، بدون تردید بخاطر راهبردهای خاص ج.ا ایران امری، قابل وقوع بود و البته آمریکا و اسرائیل هم همیشه در تقابل با ج.ا ایران بودهاند.این درگیری و تنش در یکی از بالاترین سطوح خود به وقوع پیوسته و طبعا قرار هم نیست، همیشگی و مستمر باشد و این به روال عادی تبدیل شود.البته با توجه به اتفاقات روی داده، قرار هم نیست به #آشتی با آنها منجر شود مگر اینکه به #تفاهم مناسب برسد.
✳️طبعا اتخاذ تصمیم جامع در موقعیتهای تنش و حساس، یک امر مبتنی بر قدرت است.قدرت ایران که باید بر اساس داشتههای ملت و مردم آن و تمام ظرفیتهای آن باشد، موضوعی فکری و راهبردی و مبتنی بر توان اجرا و ملاحظات عملی است.راهبرد جنگ با آمریکا از نظر نگارنده، راهبردی درست نیست و البته بحث اسرائیل و نحوه مواجهه با آن هم امری جدا و طبعا مهم است؛ چرا که اسرائیل در تنش و جنگ، موجودیت خود را تعریف کرده است و اگر قرار است با اسرائیل برخورد شود، مستلزم اتخاذ راهبرد مناسب خصوصا با همکاری کشورهای عربی و اسلامی و دیگر کشورهای آزاد جهان است.
✳️سیاستهای منطقه میتواند بر مدار مناسبتری پیش برود و جایگاه مردم و نظام سیاسی ایران در آن، بهتر در نظر گرفته شود.
نظام سیاسی مشروع و نرمال حتما با منافع و مصالح مردمانش همسویی دارد و این یکی از موضوعاتی است که افکار عمومی جامعه ایرانی و ظرفیت فکری و نخبگانی آن به نحو مناسبتری باید مورد توجه قرار گیرد تا قدرت ایران بر مدار بهتری قرار بگیرد.کارگزاران و حاکمان نظام سیاسی ایران نیز باید خود را نماینده و سخنگوی همهی مردم ایران و مطالبات آن بدانند و اگر چیزی غیر از این باشد، قدرت این جامعه به نحو مناسبی محقق نمیشود.
✳️مردم و نظام سیاسی ج.ا ایران باید بر مدار هم باشند و در این صورت است که راهبردها و سیاستهای داخلی و بیرونی نیز به نحو مناسبی شکل میگیرد.
اما نکته مهم در بحث «تصمیمگیری»، در نظر داشتن فرایند مناسب «تصمیم سازی» است.جامعه علمی، نهادهای مردمی و ظرفیتهای ملی باید در فرایند تصمیم سازی در نظر گرفته باشند.این نکته مهم در داخل و خارج ایران در عرصه #قدرت است.
✳️اما نکته مهم در باب #تصمیم این است که اگر در هر سطحی، تصمیمی با طی فرایند تصمیمسازی اتخاذ شد باید مسئولان و طبعا مردم به آن اذعان کنند و قبول داشته باشند.تشتت و تفرقه در مبدا تصمیمگیری در داخل و خارج، نشانه جنگ قدرت/ منفعت استو این نمود خوبی نیست.اگر معیار تصمیم اتخاذ شده، منافع و مصالح ملی و همه مردم باشد و در این بین متولیان «امر ملی» در مراقبت از آن، حضور جدی داشته باشند، مخالفتهای بیجا معلوم خواهد شد.هر چند در بحث «سیستم» هر تصمیمی حتما میتواند با نقدها و مشاورههای «حوزه عمومی» بعدی، اصلاح و تکمیل شود.
#عبدالرحمن_حسنی_فر
#@padeidar
📝توجه به همهی ملت ایران نه جزئی از آن
عبدالرحمن حسنی فر
تاریخ معاصر ایران پر از اتفاقات ریز و درشتی در عرصهی داخلی و بیرونی است که بر مدار «عدالتخواهی» و «آزادی» میچرخد.اگر با نظام استبدادی قاجار در قالب یک جنبش مهم بنام #مشروطیت در افتادند دنبال همین هدف بودند و بعداً با جنبش ملی شدن در مقابل قدرت خارجی و انقلاب ۵۷ در مقابل استبداد پهلوی و خیلی از تحرکات عمومی دوره جمهوری اسلامی نیز، بر منطق آزادی خواهی و عدالت بوده است.حضور در عرصه جهانی هم مبتنی «استقلال» و «آزادگی» بوده است.همهی این اهداف حتما از محور «فکر» و «برنامه» درست و متناسب با جامعه ایرانی میگذرد.
#ملت ایران حتما در پی کم کردن مظالم داخلی و بیرونی خود بوده است.هر ظلمی که به تک تک ایرانیان میشود چه در عرصه داخلی و چه سطح بیرونی، باید کم و کمتر شود.
همهی مردم ایران باید در مقابل ظلم و ناکارآمدی بایستند چه در عرصه داخلی باشد و چه صحنه بیرونی اما این هدف باید با سازوکار و مبتنی بر ابزار مناسب باشد.
به این صورت که عرصهی تصمیمگیری باید به گونهای فراخ و وسیع باشد تا همهی مردم ایران در آن، ورود کنند و حضور یابند و طبعا #تصمیم گیر نیز بر اساس این مبنا با شاخص #قدرت میتواند تصمیم بگیرد و کار ملت را جلو ببرد.
بدانیم و بهوش باشیم اگر تریبونی به کسی داده میشود باید برای همهی ظرفیتهای ایرانی باشد.دادن تریبون صرفا به اصحاب قدرت و ثروت و تبلیغات محدود حتما در مسیر تحقق تمام #ظرفیتهای ایرانیان نیست.
اگر قرار است صرفا مداح و مجری و افراد به اصطلاح همسو حرف بزنند ره بجایی در راستای منافع عمومی و مصالح ملت نخواهیم برد.
ملت ایران یعنی یک ظرفیت ۹۰ میلیونی تمام.
#عبدالرحمن_حسنی_فر
#@padeidar
📝تحلیلی بر گفتارهای رییس جمهور در مورد ترمیم حقوق اعضا هیات علمی
عبدالرحمن حسنی فر، دانشیار تاریخ سیاسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
✳️در این تردیدی نیست که هر پرداخت و حقوقی باید مبتنی بر یک عملکرد و خروجی مشخص باشد و در این زمینه که رییس جمهور، روی این نکته دست گذاشته و تاکید کردهاند حرف جدیدی نیست که البته این موضوع ربطی به بحث ترمیم حقوق اعضا هیات علمی ندارد. موضوع و بحث ترمیم، به نقصان و قلت حقوق این قشر ارتباط دارد که ظاهرا بر همین مبنا که عدم افزایش حقوق این قشر در مقایسه با افزایش حقوق اقشار دیگر و مرتبط با میزان تورم سرسام آور در جامعه، تصمیم به اتخاذ این مصوبه با طی فرآیندهای کارشناسی و مدیریتی در سطح ملی و کلان گرفته شده که البته در عمل با چالش هایی در سطوح میانی و الان به سطح اول تصمیم گیری هم برگشت خورده است که این موضوع با تعابیر جدیدی چون لزوم «عملکرد»، «خروجی»، «مسئولیت پذیری» و «اثر بخشی» همراه شده است.
✳️طبیعی است به طور عادی، هر استادی چه آموزشی و چه پژوهشی بر اساس یک عملکرد و خروجی فعالیت میکند و این بر اساس شاخص مسئولیت پذیری است و حتما هم باید این فعالیت همراه با مسیولیت پذیری وجود داشته باشد و الا وجود کاری یک استاد و عضو هیات علمی، بدون فعالیت و عملکرد، بی معنی و بلا موضوع خواهد بود. سازوکار ارزیابی این فعالیت هم به صورت داخلی در فرایند بررسی هر نهاد علمی باید وجود داشته باشد که حتما مبتنی بر شاخص هایی متناسب با محیط آموزشی و پژوهشی مربوطه است. اما نکته مهم در اظهارات رئیس جمهور، مقوله «اثربخشی» بود. به نظرم این تعبیر، یک بحث مدیریتی است که در سطح نهاد دانشگاه از یک طرف و سطح کلان مدیریتی کشور و حوزه عمومی از طرف دیگر باید نمود پیدا کند. اتفاقا این بحث، داعیه و مطالبهی اهالی علم هم هست که چرا داشتههای اهالی علم در سطوح متفاوت به اصطلاح عمومی به نحو مناسبی دنبال نمی.شود؛ ارتباط با واقعیت عینی، مستلزم در نظر داشتن مدیریت مناسب علم در سطح نهاد علم و حوزه عمومی جامعه است.
این نکته متاسفانه در بررسی وضعیت موجود دچار یک خلا و یک حلقه مفقوده در حوزه نهاد علم و حوزه عمومی که مسئولیتش با متولیان اجرا است، مواجهه است.همین باعث اشکالات زیادی میان حوزه نظر و عرصه عمل شده است.
✳️بحث در این زمینه زیاد است و مجال این یادداشت مختصر نیست. اگر لازم شد در این رابطه میتوان به تفصیل قلمفرسایی کرد.
#عبدالرحمن_حسنی_فر
#@padeidar
مقاله اینجانب با عنوان وطن، هویت فرهنگی و تمدن تاریخی ایران
منتشر شده در مجله سپهر اقتصاد
بهار ۱۴۰۵
#عبدالرحمن حسنی فر
#@padeidar
تحلیل فیلم زن و بچه
عبدالرحمن حسنی فر
✳️فیلم «زن و بچه» اثر سعید روستایی و محصول ۱۴۰۴ است.از آثار مطرح این کارگردان، فیلمهای ابد و یک روز، متری شیش ونیم و برداران لیلا است.
✳️مردی که خواستگار یک زن شوهر مرده با دو بچه است که تا روز خواستگاری، گفتارش حکایت از دوست داشتن زن مورد نظر دارد اما در روز خواستگاری از خواهر زن، خوشش میآید.این در حالی است که در روز اول هم خواهر و هم مادر، حمله عجیبی به مرد مورد نظر میکنند اما بعد با مُردن پسر زنی که دارای بچه است که به نوعی تقصیر این اتفاق به گردن مادر صاحب بچه، مرد خواستگار و پدربزرگ پسر هست چرا مادر و خواهر، راضی به پذیرش خواستگاری همان مردی که قبلاً خواهان خواهر بزرگتر بود اما الان از خواهر کوچکتر خوشش آمده است؟!این کار، به نوعی خیانت یا کاری با غلظت اشتباه بزرگ است.
✳️فیلم «زن و بچه »حکایت مشکلات اجتماعی از آموزش و پرورش ناکارآمد و ضعیف، بیمارستانهایی که دچار فسادند در مورد بیمار و هزینه های مازاد را بر دوش بیمار میگذارند، قوانینی که مردسالارانه و ناقص است و روابط اجتماعی که با اشکالاتی همراه است.اما به نظرم نکتهی کانونی و اصلی فیلم، به تصویر کشیدن خانوادهای است که در آن با حمایت مادر خانواده به نوعی، خیانت خواهر یا اشتباه بزرگ وی در قبال خواهر دیگر را توجیه میکند و با آن همراهی میکند و حتی جریان فیلم در نهایت به سمتی میرود که پسر مرده با بچه تازه متولد شده به نوعی به صورت احساسی و حتی فیزیکی جایگزین میشود و رفتار مردِ خطاکار و خواهرِ اشتباه کننده و مادرِ پذیرنده، به صورت ارزشگذارانه، عادی سازی میشود.سوال این است که آقای روستایی میخواهد امر خیانت را عادی سازی کند یا اینکه میخواهد نسبی بودن ارزشها را نشان دهد؟یا حمایت خانواده را با محوریت مادر، در مسیر اشتباه میاندازد؟
✳️دورکیم از وضعیت «آنومی» و بیهنجاری نام میبرد که در آن خوبیها و بدهیها معلوم نیستند اما به نظرم، جامعه ایرانی در وضعیت ماقبل آنومی دورکیمی قرار دارد و آن وضعیتی است که هر گروهی و هر فردی، ارزشهای خود را دارد و آن را درست و قابل قبول میدانند اما در مورد فیلم آقای روستایی واقعا سوال این است که از این فیلم، دنبال چیست؟ آیا میخواهد به خانواده حمله کند یا نسبی بودن ارزشها را برای آینده نزدیک ایران در همه سطوح اجتماعی به تصویر بکشد؟
✳️دوستی میگفت این فیلم از نوع فیلمهای به شدت «سیاه» است که حال آدم را عمیقا، «بد» میکند و آینده را مثل اکنون، نمی تواند به نحو مناسب به تصویر بکشد.
✳️آقای روستایی، هنرمندی است که از وضعیت اکنون و آینده به نوعی نامطلوب حرف میزند.به نظرم هر هنرمندی اگر میخواهد یک اثر هنری مناسب به تصویر بکشد باید از متفکران و اندیشمندان جامعه خود بهره بگیرد و این خلاء عدم استفاده از فکر و دیدگاه «توصیفگر»، «تحلیلگر» و «رهایی بخش» خود داستان عجیب و غریب جامعه امروز ایرانی است که در این فیلم هم مشهود است.
۱۴۰۵/۴/۶
#عبدالرحمن_حسنی_فر
#@padeidar
Repost from محمد مهاجری
🔹در دفاع از برادرم سید محمود نبویان
🔸 آقای محمود نبویان (نماینده مجلس) روی آنتن زنده صداوسیما حرفهایی زده که مجری آن را قطع کرده و باقی قضایا.
🔸چند روز پیش در فضای رسانهای و مجازی مطالبی منتشر شد که بر اساس آن تعطیلی مجلس در شرایط کنونی و به دلیل وجود برخی نمایندگان کار موجهی عنوان شده بود. حالا با حرفهای آقای نبویان آفتاب آمد دلیل آفتاب. باز هم اگر کسی میخواهد نظر مردم را بداند از همین آقای نبویان بخواهد در میدان بهارستان با یک قلم و کاغذ کنار ساختمان مجلس بایستد و از رهگذران به طور تصادفی بخواهد نظرشان را در باره باز و بستهبودن مجلس بیان کنند. اگر در این نظرخواهی تقلب نشود حدوداً ۷۰-۸۰درصد افراد حتی اطلاع ندارند که مجلس تعطیل است. از ۲۰-۳۰ درصد بقیه هم بعید است حتی یک نفر برایش مهم باشد که مجلس باز شود.
🔸ضربالمثلی هست که میگوید هرجا آش است فلانی فراش است. این ضربالمثل را گویی برای آقای نبویان ساختهاند. هر جا هو و جنجال است حتماً آقای نبویان که عشق تریبون است آنجا حضور دارد.
🔸 اینجا میخواهم از آقای نبویان دفاع کنم. او روی آنتن زنده اطلاعات طبقهبندیشده مطرح میکند. او این کار را عمداً انجام نمیدهد. سابقه نشان داده رفتارش بهگونهای است که حرف توی دهانش بند نمیشود. بلانسبت ایشان، کودکانی که تازه زبان باز میکنند همینجوریاند. بچههای ۳-۴ساله همینطورند. هر جایی که میروند و هر حرفی که میشنوند و هر غذایی که میخورند در اولین دیدار با هرکسی حتی غریبهها همه را لو میدهد. اصلاً هم نمیشود به آنها خرده گرفت. چون ذاتشان همین است. دوست دارند خودنمایی کنند و اسرار مگو را جار بزنند. این رفتار را باید بهحساب صداقت (بخوانید سادهلوحی) شان گذاشت.
🔸باز هم به دلیل دیگری از آقای نبویان دفاع میکنم. فردی را در نظر بگیرید که قدش ۱۶۰ سانتیمتر است. فرض کنید به یک باشگاه مراجعه میکند تا در تیم والیبال حضور یابد. مسئول باشگاه به او میگوید قد تو برای این ورزش کوتاه است. ممکن است بهطرف بربخورد اما مسئول باشگاه اصلاً حرف بدی نزده و او را تحقیر نکرده. فقط واقعیت را گفته است. ما در کشورمان قدکوتاههای فراوانی داریم که به درد پستی که اشغال کردهاند نمیخورند. در واقع کوتوله سیاسیاند. مگر آن فردی که ۱۶۰ سانتیمتر قد دارد گناهی مرتکب شده؟ قطعاً نه. کوتولههای سیاسی هم مجرم نیستند. مقصر کسی است که آدم کوتاه را عضو تیم والیبال کند و کوتوله سیاسی را برای مثلاً نمایندگی مجلس تأیید صلاحیت میکند.
🔸 یکبار دیگر از آقای نبویان دفاع کنم. امثال ایشان از مشکلی به نام "توهم " رنج میبرند. این هم تقصیر خودشان نیست. یک عارضه است که روانکاوان به آن واقفند. گاهی درمان میشود و گاهی نمیشود. مثلاً آقای نبویان روزگاری میگفت اگر FATF تصویب شود باید [شهید] حاجقاسم سلیمانی را تحویل امریکا دهیم. این فقط تخیلی بود که در ذهن او میگذشت و کدام آدم متوهمی را سراغ دارید که قبول داشته باشد متوهم است؟! یا مثال دیگر ۵ جلد کتابی است که او در باره برجام نوشته. هرگز به کسی توصیه نمیکنم آن را بخواند چون یکی از خسرانهای من در زندگی تلفشدن وقتم برای این کتاب متوهمانه است.
🔸بهعنوان برادر بزرگتر به برادر کوچکترم محمود نبویان نصیحت میکنم حال که بعد از چندین سال زحمت افزایی برای مردم و کشور، به این حالوروز افتاده مدتی به خودش و جامعه استراحت بدهد و به گذشتههایش فکر کند و با تقویت ایمانش به قیامت، نهفقط از گناهانش که از همه کارهایی که گمان میکند خوب بودهاند توبه کند. اشکال آقای نبویان این است که رفتارهایش بهحساب روحانیت هم گذاشته میشود یعنی هم به سیاست لطمه میزند و هم به دین. و چه خوب که لباس روحانیت یا لباس سیاست (و ترجیحاً هر دو) را از تن بیرون کند. این توصیه برای جمع دیگری از نمایندگان نیز ضرورت دارد.
@mohajerimohamad
