صدای انترناسیونالیستی
Open in Telegram
صدای انترناسیونالیستی از سنت کمونیست چپ دفاع می کند و برای انقلاب کمونیستی میرزمد. تماس از طریق تلگرام internationalists@
Show more905
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+1030 days
Posts Archive
تروتسکی همچون یک انقلابی جان باخت!
در ۲۰ اوت سال ۱۹۴۰، لئون تروتسکی، یکی از خالقان انقلاب پر شکوه اکتبر، از رهبران شوراهای کارگری، سازمان دهندهٔ قهرمان ارتش سرخ، خطیب پرشور، توانا و سرسخت انقلاب کمونیستی، در تبعیدگاه خود در مکزیک توسط یکی از عوامل استالین بنام «رامون مرکادر» با ضربهای وحشیانه از تبر به شدت مجروح شد و روز بعد، در حالی که همچون یک انقلابی تا واپسین دم ایستادگی کرد، جان سپرد.
تروتسکی، با وجود خطاها و اشتباهاتی که بهویژه در سالهای پایانی عمرش مرتکب شد، همچون یک انقلابی جان سپرد. با این حال، تروتسکی و تروتسکیسم به دو اردوگاه متفاوت تعلق دارند. تروتسکی به اردوگاه پرولتاریا تعلق داشت، در حالی که تروتسکیسم نمایندگی جناح چپ سرمایه را بر عهده دارد.
تاریخ و انقلابیون هرگز قتل تروتسکی را فراموش نخواهند کرد. به پاس گرامیداشت یاد این انقلابی بزرگ، قطعهای کوتاه از وصیت نامهٔ مختصر او را ـ که در ۲۷ فوریه ۱۹۴۰، شش ماه پیش از ترورش نوشته شد، نقل میکنیم. نوشتهای که بازتاب دهندهٔ امید راسخ و تلاش پیوستهٔ او برای مبارزه در راه آیندهای کمونیستی و جهانی بهتر است. باشد که با این کار سهمی هرچند اندک در ادای احترام به این انقلابی بزرگ ادا کرده باشیم.
"چهل و سه سال از عمری که آگاهانه گذراندهام، به عنوان یک انقلابی وفادار باقی ماندهام. چهل و دو سال از آن سالها را تحت لوای مارکسیسم جنگیدهام. اگر مجبور بودم همه آن سالها را از نو شروع کنم، البته تلاش میکردم از این یا آن اشتباه پرهیز کنم، اما مسیر اصلی زندگیام همانگونه بدون تغییر باقی میماند.
من یک انقلابی کارگری، یک مارکسیست، ماتریالیست دیالکتیکی و به تبع آن یک خدا ناباور آشتیناپذیر خواهم مرد. ایمان من به آینده کمونیستی بشریت کمتر از گذشته نیست؛ در واقع امروز محکم تر از آن چیزی است که در روزگار جوانی من بود...
زندگی زیباست. بگذارید نسلهای آینده آن را از شر همه شرارتها، ستم و خشونت پاک کنند و از آن لذت ببرند."
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
چگونه توحش و جنایات جنگی به امری عادی بدل میشوند؟
"جنگ، قتلی روشمند، سازمانیافته و عظیم است. اما در انسانهای معمولی، این قتل سیستماتیک تنها زمانی ممکن است که حالتی از مستی قبلاً ایجاد شده باشد. این همواره روش آزموده و ثابت شده کسانی است که جنگ به راه میاندازند. حیوانیت در عمل باید توحشی متناسب در افکار و احساسات را بیابد؛ دومی باید اولی را آماده و همراهی کند."
رزا لوکزامبورگ، بحران سوسیال دموکراسی، 1915
خاورمیانه در آتش میسوزد؛ حمام خونی برپاست که هر روز ابعاد تازهای از توحش و جنایت را برملا میسازد. این همان حقیقتی است که رزا لوکزامبورگ، آن انقلابی بزرگ، در سیاهترین روزهای زندان فریاد زد: سرمایهداری در عصر انحطاط جز بربریت چیزی به بشریت عرضه نمیکند.
امروز جنگها و تنشهای امپریالیستی در خاورمیانه، بیش از هر جای دیگر، پرده از چهرهی کریه و واقعی طبقهی حاکم برداشتهاند. اخلاق و ارزشهای بورژوایی چیزی جز تزویر، سالوس و دروغ نیست. بیاخلاقترین و مبتذلترین روشها نه تنها عادی شدهاند، بلکه بهعنوان راه موفقیت تبلیغ میشوند. این است دنیای بورژوازی: جایی که اهداف بورژوایی هر جنایتی را مشروع میسازد و جامعه هر روز عمیقتر در لجنزار فرو میرود.
جنگ تنها در میدان نظامی جریان ندارد؛ خطیرتر از آن، پروپاگاندای جنگی است که برای مسموم کردن طبقهی کارگر جهانی به کار گرفته میشود. بدون این تبلیغات و فریبکاری ایدئولوژیک، هیچ جنگی تداوم نمییابد. هدف جنایتکاران جنگی روشن است: با بمباران تبلیغاتی، کارگران را به پذیرش شرایط جنگی وادارند تا توان اعتراض و امکان مبارزه از آنان سلب شود.
سرمایهداری بشریت را وارد دوران جنگ دائمی امپریالیستی کرده است. توهمی بیش است اگر از جنگافروزان انتظار صلح داشته باشیم. صلح آنان چیزی جز میانپردهای کوتاه در نمایش خونین سرمایهداری جنگطلب نیست. از دل صلح بورژوایی، جز شعلههای تازهی جنگ بر نمیخیزد.
تنها طبقهی کارگر جهانی، با سرنگونی سرمایهداری در مقیاس بینالمللی، میتواند ریشهی مادی تنشهای امپریالیستی را بخشکاند و صلحی واقعی و پایدار برای بشریت به ارمغان آورد.
علیه جنگ و توحش امپریالیستی!
زنده باد جنگ طبقه علیه طبقه!
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
سوسیالیسم یا بربریت!
" آنچه در چهارم آگوست اتفاق افتاد، یک چرخش تصادفی از وقایع نبود که مانند رعد و برق از آسمان صاف بیرون آید، بلکه نتیجه منطقی تمام کارهایی بود که سوسیالیست های آلمانی سال ها است که هر روزه انجام می دادند. به باور من انگلس و مارکس، اگر توانسته بودند تا زمان ما زندگی کنند، با بیشترین انرژی اعتراض میکردند و از تمام نیروهایی که در اختیار داشتند استفاده میکردند تا حزب را ازسقوط به پرتگاه باز دارند. اما پس از مرگ انگلس در سال ۱۸۹۵، در حوزه نظری، رهبری حزب به دست کائوتسکی رسید.
نتیجه این تغییر آن بود که در هر کنگره سالانه، اعتراضات پر انرژی جناح چپ علیه سیاست صرفا پارلمانی و عقیم بودن پارلمان را ضد مارکسیستی تلقی کرده و در برابر خطر چنین سیاستی، اعتراضات را به عنوان آنارشیسم، سوسیالیسم آنارشیزه کننده نامیده اند. مارکسیسم به طور رسمی تبدیل به ردایی برای انواع اپورتونیسم، برای طفره رفتن مداوم از مبارزه طبقاتی انقلابی تصور شد. بنابراین سوسیال دموکراسی آلمان و جنبش کارگری، از جمله جنبش اتحادیه کارگری، در چارچوب جامعه سرمایه داری محکوم به عقب نشینی شدند. سوسیالیست ها و اتحادیه های کارگری آلمان دیگر هیچ گونه تلاش جدی برای سرنگونی نهادهای سرمایه داری یا از کار انداختن ماشین سرمایه داری انجام ندادند...
مشخص شده است که مارکسیسم واقعی چیست و مارکسیسم جایگزین چه بوده است. منظور از مارکسیسم جایگزین، مارکسیسمی است که مدتها است مارکسیسم رسمی سوسیال دموکراسی بوده است. می بینید که مارکسیسم از این نوع به چه چیزی منجر می شود، مارکسیسم کسانی که سرسپردگان ایبرت، دیوید و مابقی آنها هستند. اینها نمایندگان رسمی دکترینی هستند که برای دهه ها به عنوان مارکسیسم بی آلایش در بوق و کرنا دمیده شده است. اما در واقع مارکسیسم [اصیل] به سمت آنها سوق نیافت، مارکسیست ها به فعالیت های ضدانقلابی دوشادوش امثال شیدمان سوق نیافتند. مارکسیسم اصیل سلاح خود را علیه کسانی می چرخاند که به دنبال جعل آن هستند. چنان در لایه های زیرین جامعه سرمایه داری نقب زده و خوب عمل کرده است که امروز نیمی از پرولتاریای آلمان زیر پرچم ما، طوفان وار به سوی انقلاب راهپیمایی می کنند. حتی در اردوگاه مقابل، جایی که به نظر میرسد ضدانقلاب همچنان حاکم است، ما حامیان و رفقای آتی داریم...
پیشرفت و توسعه سرمایه داری در مقیاس بزرگ در طول هفتاد سال ما را به جایی رسانده است که امروز می توانیم به طور جدی یک بار برای همیشه سرمایه داری را نابود کنیم. ما امروز نه تنها در موقعیتی هستیم که می توانیم این وظیفه را انجام دهیم و اجرای آن نه تنها وظیفه پرولتاریا است، بلکه راه حل ما تنها راه نجات جامعه بشری از نابودی را ارائه می دهد...
سوسیالیسم به یک ضرورت تاریخی تبدیل خواهد شد. سوسیالیسم اجتناب ناپذیر است، نه فقط به این دلیل که پرولتاریا دیگر در شرایط تحمیل شده توسط طبقه سرمایه دار مایل به زندگی نیست، بلکه به این دلیل است که اگر پرولتاریا نتواند وظایف خود را به عنوان یک طبقه انجام دهد، اگر نتواند سوسیالیسم را تحقق بخشد، ما همه با هم در یک نیستی و نابودی مشترک سقوط خواهیم کرد."
برگرفته از سخنرانی رزا لوکزامبورگ در کنفرانس موسس حزب کمونیست آلمان، تنها ۱۶ روز بعد از این سخنرانی این اندیشمند پرولتاریا توسط سگان شکاری سوسیال دموکرات در خون غلتید.
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
دو راهزن، یک جنگ؛ جنگ دولتهای سرمایهداری، نه جنگ طبقهٔ کارگر
تقابل میان جمهوری اسلامی و آمریکا نه نبرد «مظلوم و ظالم»، بلکه کشمکش میان دو قدرت سرمایهداری بر سر منافع امپریالیستی است. جمهوری اسلامی نیز همانند هر دولت بورژوایی دیگری در پی گسترش نفوذ منطقهای، تثبیت موقعیت ژئوپلیتیکی و دفاع از سرمایه ملی خویش است.
اینکه یک قدرت کوچکتر در برابر قدرتی بزرگتر مقاومت کند، به آن ماهیتی مترقی نمیبخشد. همان گونه که رقابت میان راهزنان، صرفنظر از لفاظیها و بلاغتهای ایدئولوژیکشان، هیچ یک را به مدافع «مظلومان» تبدیل نمیکند، تضاد میان دولتهای سرمایهداری نیز هیچ کدام را به نیرویی «رهایی بخش» بدل نمیسازد.
کمونیسم چپ جهان را نه از منظر «ملتها» بلکه از منظر تضاد طبقاتی مینگرد. در عصر انحطاط سرمایهداری، جنگ میان دولتها و ملتها دیگر نمیتواند خصلتی مترقی داشته باشد. تنها جنگ مترقی، جنگ طبقه علیه طبقه است: مبارزه بینالمللی طبقه کارگر علیه تمامی جناحهای بورژوازی، فارغ از پرچم، مذهب، قومیت یا ملیت.
کارگر ایرانی هیچ منفعت مشترکی با بورژوایی اسلامی ندارد، همانطور که کارگر آمریکایی یا اسپانیایی نیز منفعتی در دفاع از دولتهای خودی ندارد. بورژوازی جهانی میکوشد طبقه کارگر را پشت پرچم «میهن»، «مقاومت ملی» یا «دفاع از دموکراسی» بسیج کند تا او را به گوشت دم توپ رقابتهای امپریالیستی بدل سازد.
برگرفته از کتابچه «جنگ خاورمیانه و تشدید رقابت امپریالیستی: اروپا در تلاش برای حفظ جایگاه خود در هرج و مرج جهانی». کتابچه را بخوانید و خواندن آن را به دیگران توصیه کنید!
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
The Spectre of Bordiga, or the Spectre of the Communist Left?
“A spectre is haunting Europe — the spectre of Communism.” Marx and Engels opened The Communist Manifesto with these words to show that the ruling classes had already become terrified of the historical prospect of communism, even before it had emerged as a material force. They attributed every radical movement, protest, or idea to “communism” because what frightened them was not an individual or an organisation, but the historical programme of the proletariat and the prospect of abolishing the capitalist mode of production.
Today, albeit on a far more limited scale, it seems that another spectre is haunting the political landscape. It is enough to speak of proletarian internationalism, the political independence of the working class, a critique of parliamentarism, opposition to popular fronts, the rejection of the theory of “socialism in one country”, or a critique of state capitalism for the label “Bordigism” to be immediately attached, as ...
شبح بوردیگا یا شبح کمونیسم چپ؟
«شبحی در اروپا در گشتوگذار است ـ شبح کمونیسم.» مارکس و انگلس مانیفست کمونیست را با این جمله آغاز کردند تا نشان دهند که طبقات حاکم، حتی پیش از آنکه کمونیسم به نیرویی مادی بدل شود، از چشمانداز تاریخی آن به هراس افتاده بودند. آنان هر جنبش، اعتراض یا اندیشه رادیکالی را به «کمونیسم» نسبت میدادند، زیرا آنچه آنان را میترساند نه یک فرد یا یک سازمان، بلکه برنامه تاریخی پرولتاریا و افق الغای شیوه تولید سرمایهداری بود.
امروز نیز، هرچند در مقیاسی بسیار محدودتر، گویی شبحی دیگر در فضای سیاسی در گشتوگذار است. کافی است از انترناسیونالیسم پرولتری، استقلال سیاسی طبقه کارگر، نقد پارلمانتاریسم، مخالفت با جبهههای مردمی، رد نظریه «سوسیالیسم در یک کشور» یا نقد سرمایهداری دولتی سخن گفته شود؛ بیدرنگ برچسب «بوردیگیسم» بر آن زده میشود، گویی این مواضع نه بیان یک سنت تاریخی، بلکه صرفاً مواضع مبارز تاریخی هستند...
شبحی که باید در گشتوگذار باشد، شبح یک فرد نیست؛ شبح کمونیسم چپ است. شبح سنتی که از زمان انحطاط انترناسیونال کمونیستی تاکنون، تداوم برنامه انقلابی پرولتاریا را نمایندگی کرده و ...
«بورژوازی اسلامی» یا «رژیم ملایان»؟ مسئله بر سر ماهیت طبقاتی دولت است
ما از اصطلاح «بورژوازی اسلامی» برای اشاره به حاکمان کنونی ایران استفاده میکنیم. پیش از این، بورژوازی شاهنشاهی در قدرت بود و در کنار آن نیز جناحهایی از بورژوازی وجود داشتهاند که هرگز به قدرت سیاسی نرسیدهاند. به بیان دقیقتر، بورژوازی حاکم کنونی، بخشی از بورژوازی است که روبنای ایدئولوژیک آن اسلامی است؛ همانگونه که روبنای ایدئولوژیک بورژوازی در اسرائیل یهودیت و در بسیاری از کشورهای غربی دموکراسی پارلمانی است.
نکتهی حائز اهمیت این است که در تمامی جوامع معاصر، بورژوازی صرفاً به بورژوازی در قدرت محدود نمیشود؛ بلکه بورژوازی در قدرت تنها یکی از بخشهای بورژوازی آن جامعه است. در هر جامعه، بخشهای مختلف بورژوازی با گرایشها، منافع و اشکال متفاوت سازمانیابی سیاسی وجود دارند که بسته به توازن قوای طبقاتی و نیازهای انباشت سرمایه، یکی از آنها در قدرت سیاسی مستقر میشود.
برای مثال، در اروپا به عنوان مهد تمدن بورژوایی، بورژوازی در کشورهایی چون آلمان، اسپانیا، پرتغال، یونان و دیگر کشورها، در دورههایی متناسب با نیازهای سرمایه، روبنای ایدئولوژیک نازیستی یا فاشیستی به خود گرفته و در دورههای دیگر به شکل دموکراسی بورژوایی سازمان یافته است. آنچه ثابت مانده، نه شکل سیاسی حکومت، بلکه سلطهی طبقاتی سرمایه بوده است.
بورژوازی کشورهای غربی و به تبع آن رسانههای جریان اصلی آنها که نقش مهندسی افکار عمومی را بر عهده دارند، از اصطلاح «ملایان» برای اشاره به بورژوازی حاکم در ایران استفاده میکنند. به دنبال آن، جناح راست سرمایه، باندهای فوقارتجاعی و ماجراجویان سیاسی در فضای ایران نیز از تعبیر «رژیم ملایان» بهره میبرند تا ماهیت طبقاتی و بورژوایی این حاکمیت پنهان بماند.
به بیان روشنتر، بورژوازی غرب و جناح راست سرمایه خواهان آن نیستند که نظام بورژوایی از میان برود، بلکه میخواهند بورژوازیِ پروغربی جایگزین بورژوازی اسلامی شود. آنها هیچ مسئلهای با اصل سلطهی بورژوازی ندارند و از نظر طبقاتی نیز نمیتوانند داشته باشند. این رویکرد صرفاً بخشی از ابهامسازی سیاسی و مهندسی افکار عمومی در راستای تقویت آلترناتیو بورژوایی پروغربی و منحرف کردن پرولتاریا از افق مبارزهی طبقاتی مستقل است.
برگرفته از کتابچه «جنگ خاورمیانه و تشدید رقابت امپریالیستی: اروپا در تلاش برای حفظ جایگاه خود در هرج و مرج جهانی». کتابچه را بخوانید و خواندن آن را به دیگران توصیه کنید!
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
Lotta Comunista and Its False Claim to the Communist Left
Throughout the proud history of the Communist Left, sustained efforts have been made to distort its history, political positions and traditions through falsification, misrepresentation and false attribution. Political currents with no theoretical, historical or political connection to this internationalist tradition have sought to present themselves as part of the Communist Left, thereby blurring the clear class and political boundaries between revolutionary communism and the left of capital.
One of the clearest examples of this is the portrayal of Lotta Comunista as one of the currents of the Communist Left—an assertion that has no basis whatsoever in the history, political positions or established traditions of the Communist Left…
The book The Truth about the Communist Left is a thoroughly documented and well-substantiated response to these political distortions and ...
Read this book, discuss it and share it with others.
#Communist_Left
«لوتتا کمونیستا» و انتساب دروغین به کمونیسم چپ
در طول تاریخ پر افتخار کمونیست چپ، تلاشهای گستردهای صورت گرفته است تا تاریخ، مواضع و سنت کمونیسم چپ از طریق تحریف، جعل و انتسابهای نادرست وارونه جلوه داده شود. جریانهایی که هیچ پیوند نظری، تاریخی و سیاسی با این سنت انترناسیونالیستی ندارند، میکوشند خود را به نام کمونیسم چپ معرفی کنند و مرزهای روشن میان کمونیسم انقلابی و چپگرایی را مخدوش سازند.
یکی از نمونههای آشکار این تلاش، معرفی «لوتتا کمونیستا» بهعنوان یکی از گرایشهای کمونیسم چپ است؛ ادعایی که هیچگونه انطباقی با تاریخ، مواضع و سنت شناختهشده کمونیسم چپ ندارد...
کتاب «حقیقت کمونیسم چپ» پاسخی مستند و مستدل به این تحریفها و جعلهای سیاسی است. این کتاب نشان میدهد چگونه با وارونهسازی تاریخ، تحریف مواضع و انتسابهای نادرست...
این کتاب با اتکا به اسناد، تاریخ و مواضع برنامه ای کمونیسم چپ، مرزهای طبقاتی و سیاسی میان کمونیسم چپ و گرایشهای چپگرای سرمایه را روشن میکند و با هرگونه ابهام سازی و مصادره این سنت به...
کتاب را بخوانید، درباره آن بحث کنید و آن را در اختیار دیگران قرار دهید.
#کمونیست_چپ
War Flares Up Again in the Middle East: Capitalism Offers Humanity No Future but War and Barbarism
A short while ago, a Memorandum of Understanding between the governments of Iran and the United States was signed. The MoU established a framework for the continuation of negotiations, enabling the two sides to reach a final agreement within a maximum of sixty days…
At the time, we argued that this memorandum did not represent the establishment of a lasting peace, but rather reflected a temporary balance of forces between the states concerned. The material foundations of these conflicts remained entirely intact.
Contrary to the propaganda of bourgeois states and their media, which present every diplomatic memorandum as the beginning of a “new era of peace”, from the standpoint of Marxism and the tradition of the Communist Left such agreements…
#Communist_Left
زبانه کشیدن دوبارهی جنگ در خاورمیانه: سرمایهداری جز جنگ و توحش چیزی برای بشریت ندارد
مدتی پیش، تفاهمنامهای میان دولتهای ایران و آمریکا امضا شد. این تفاهمنامه چارچوبی برای ادامه مذاکرات تعیین میکرد تا دو طرف بتوانند ظرف حداکثر شصت روز به توافقی دست یابند...
ما همان زمان تأکید کردیم که این تفاهمنامه نه بیانگر صلحی پایدار، بلکه بازتاب توازن قوای موقت میان دولتهای درگیر است. زیربنای مادی این کشمکشها همچنان دستنخورده باقی مانده است. رقابت میان قدرتهای امپریالیستی...
برخلاف تبلیغات دولتها و رسانههای بورژوایی که هر تفاهمنامهی دیپلماتیک را آغاز دوران جدید صلح معرفی میکنند، از منظر مارکسیسم و سنت کمونیست چپ، اینگونه تفاهمنامهها حتی اگر به توافقها نیز منجر شوند، تنها وقفههایی در رقابتهای امپریالیستی هستند. صلح در...
تاکنون این جنگ، نه از سوی طبقهی کارگر منطقه و نه، مهمتر از آن، از سوی طبقهی کارگر جهانی، با واکنش مستقل طبقاتی روبهرو نشده است. پرولتاریا عمدتاً در جایگاه ناظر این رویارویی باقی مانده و هنوز نتوانسته است با مبارزهی مستقل خود، در برابر صفبندیهای امپریالیستی ...
#کمونیست_چپ
مبارزه با جنگ امپریالیستی بدون مواضع کمونیستهای چپ ممکن نیست
جنگهای امپریالیستی بخش بزرگی از جهان را در ورطه توحش و ویرانی فرو بردهاند. از جنگ در اوکراین و کشتار در غزه پس از آتشبس گرفته تا تنشهای نظامی میان تایلند و کامبوج، درگیری میان هند و پاکستان، درگیری میان پاکستان و افغانستان، جنگ در میانمار، سوریه، سودان و نیجریه، تنشهای نظامی در ونزوئلا، و اکنون جنگی تمامعیار در خاورمیانه که حدود پانزده کشور را یا مستقیماً درگیر کرده و یا تحت تأثیر خود قرار داده...
جنگهای ویرانگر امپریالیستی تنها از طریق انترناسیونالیسم پرولتری قابل پاسخگویی هستند. این انترناسیونالیسم نه یک شعار تبلیغاتی و نه یک مفهوم انتزاعی است، بلکه شامل مبارزه علیه تمامی اردوگاههای امپریالیستی...
مبارزه با جنگ امپریالیستی امری کاملاً طبقاتی است. طبقۀ کارگر به عنوان یک طبقۀ جهانی...
تا زمانی که طبقۀ حاکم خطر خیزش طبقۀ کارگر را به درستی احساس نکند، به سلاخی بی وقفه و توحش خود ادامه خواهد داد. از همین رو، آگاهی پرولتری و مقاومت سازمانیافته نه تنها ابزار دفاع از زندگی کارگران، بلکه شرط تحقق صلح واقعی و پایدار است...
#کمونیست_چپ
مفهوم دیالکتیکی مارکس از: دین افیون توده ها است
توضیح باز نشر:
بورژوازی اسلامی مراسم تشییع رهبر کشته شده خود را به یک آیین ایدئولوژیک تبدیل کرد و کوشید آن را در قالب روایتی مشابه روایت کربلا در سنت شیعی بازنمایی کند. روایتی که با برانگیختن احساسات مذهبی، در پی تحکیم هژمونی ایدئولوژیک، نه تنها در سطح ملی بلکه در سراسر حوزه نفوذ منطقهای است. درک دیالکتیکی این پدیده در برداشت مارکسیستی از دین، به مثابه شکلی از ایدئولوژی و یکی از ابزارهای بازتولید مناسبات اجتماعی و سلطه طبقاتی، امکان پذیر است.
«دین افیون تودهها است»، یکی از عمیقترین، پایهایترین توصیفی است که مارکس از دین کرده است. متاسفانه این توصیف دیالکتیکی مارکس از طرف گرایشات راست و چپ سرمایه مسخ شده، تعابیری مسخ شده و از مفهوم خود تهی شده ارائه گردیده. آنها القاء میکنند که گویا منظور مارکس از دین افیون تودهها، این است که دین افیون است، باعث تخدیر توده ها و از رمق افتادن تودهها میشود. آن موقع سوال میکنند، این همه شورش، عصیان، قیام و غیره به نام دین و با هویت دین صورت گرفته و جامعه را به حرکت درآورده است، چگونه توجیه میشود.
#کمونیست_چپ
