en
Feedback
𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯

𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯

Open in Telegram

دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس می‌کنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا می‌رویم تکه‌هایی از خودمان را جا می‌گذاریم. 😮‍💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent

Show more
2 280
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-3930 days
Posts Archive
حالا که جان ما شده‌ای، احتیاط کن...

من زنی را می‌شناسم که هیچ‌گاه در انتظار ظهور دستی برای برآوردن آرزوهاش نماند، خودش بلند شد، یک‌تنه ایستاد و برای آرزوهای خودش آستین بالا زد و ذره ذره موفق شد. من زنی را می‌شناسم که هم ظریف بود، هم محکم، هم تکیه‌گاه بود، هم تکیه زدن به شانه‌های مردانه‌ای را دوست داشت. هم گریه می‌کرد، هم می‌‌خندید، هم دوست داشت، هم دوست‌داشتنی بود. من زنی را می‌شناسم که هم کودکانه شیطنت می‌کرد، هم بالغانه مدیریت. هم سربه‌زیر بود، هم جسور. هم عاشق بود، هم فارغ. من زنی را می‌شناسم که آرام بود و آرامش را به‌قدر دایره‌ی تأثیر خودش تکثیر می‌کرد. زنی که زیباترین بود، هم درونی و هم بیرونی و متناسب با شرایط، درست‌ترین حرف‌‌ها را می‌زد و اصیل‌ترین رفتارها را داشت. من زنی را می‌شناسم که مستقلانه می‌زیست و مستقلانه اقدام می‌کرد، که کمک می‌گرفت اما همیشه اول و آخر، روی توانمندی‌های خودش حساب می‌کرد. که سنگفرش‌های یک خیابان معمولی با خیابان‌های پاریس براش فرقی نمی‌کرد و حال دلش با تابش آفتاب و تماشای گیاه و پرنده‌ها و کتاب‌ها و موسیقی خوب می‌شد. که برای حال خوب خودش می‌جنگید و لایه‌های زمخت عادت و روزمرگی را کنار می‌زد و از لابلای جزئیات ساده و دست و پاگیر حیات، دلپذیرترین دلخوشی‌ها را برای خودش بیرون می‌کشید و عمیقا ذوق می‌کرد. من زنی را می‌شناسم که حضورش حال جهان را بهتر می‌کرد. که عمیق بود و وسیع بود و با گیاهان و با آسمان و با اقیانوس‌های آرام و در نوسان، نسبت داشت. روز جهانی زن مبارک… #نرگس_صرافیان_طوفان

اگر جنگی نتیجه‌اش خوشبختی تمام دنیا هم باشد، باز هم به جاری شدن یک قطره اشک بر روی گونه‌های یک کودک بی‌گناه نمی‌ارزد... #داستایوفسکی

هنر گوش دادن رابطه سازنده و مطلوب نیازمند رعایت آدابی است. یکی از آن آداب "گوش دادن" است و آنقدر از اهمیت برخوردار است که آن را "هنر گوش سپردن" می‌نامند. گوش دادن، کلیدی‌ترین مهارت ارتباطی به حساب می‌آید و کمک می‌کند ما بفهمیم طرف مقابل چه در ذهن دارد، چگونه به زندگی می‌نگرد، ادراک او بر چه محوری می‌گذرد و دنیا برایش چگونه معنا می‌شود. چنین موضعی شاه‌راه ورود به ذهن و دنیای فرد مقابل را پیشروی ما می‌گشاید. آنگاه رابطه شکل می‌گیرد. گوش دادن نیاز دارد ما ذهن را تعطیل کنیم و میدان را به چشم و گوش بسپاریم. دقیق و متمرکز شویم و ببینم طرف مقابل چه می‌گوید و چگونه می‌گوید. هرکجا متوجه نشدیم، مشتاقانه بپرسیم. جویا شویم آیا آنچه را که گفته است، به درستی فهمیده‌ایم یا خیر. اگر او تأیید کرد، مشتاقانه ادامه گفته‌هایش را می‌شنویم. اگر تأیید نکرد از او می‌خواهیم مجدد و روشن‌تر برایمان بگوید. در بیشتر مواقع وقتی طرف مقابل صحبت می‌کند در ذهنمان دنبال این می‌گردیم که به او چه بگوییم و همین مانع بزرگ بر سر خوب گوش دادن است. اینکه دنبال مطلبی برای پاسخ دادن به او بگردیم، تمرکز ما برای گوش دادن را می‌گیرد. پیامدش این است که آنچه در پاسخ می‌گوییم براساس ضرورت‌های طرف مقابل نیست و همین موجب کاسته شدن از پهنای باند رابطه می‌شود. در چنین مواردی است که دو طرف رابطه هر کدام برای خودشان حرف می‌زنند و دیگر رابطه‌ای در کار نخواهد بود و دیالوگ تبدیل به مونولوگ می‌شود. هنگامی که خوب گوش نمی‌دهیم، نگاه هم‌دلانه رقم نخواهد خورد. در چنین حالاتی است کــه مولفه‌های صمیمیت، مراقبت و آزادی در ارتباط برقرار نمی‌شود. گویی رابطه‌ای در کار نیست. - چگونه هنر گوش دادن را مشق کنیم؟ ۱- تمرین کنیم وقتی دیگران برایمان حرف می‌زنند، فقط گوش کنیم و دنبال پاسخ دادن نباشیم. ۲- از طرف مقابل بپرسیم آیا برداشت‌مان از حرف‌های او منطبق با آنچه مدنظر اوست، هست یا خیر. ۳- با سوالات "دنبال‌کننده" اشتیاق‌مان را برای شنیدن حرف‌های او نشان دهیم. ۴- گاهی با سرمان یا کلام‌های تایید کننده به او نشان دهیم، فعالانه و مشتاقانه به دنبال فهم ذهن او و درک دغدغه‌هایش هستیم. با تجربه چنین فضایی جنس روابــط، اصیل خواهد بود و طعم یک رابطه سازنده و رضایت‌بخش را خواهیم چشید. مطلب از روزنامه همشهری

اگر هر چه بیشتر به عزیزانمان نشان دهیم آنها را با همه‌ی نواقص زیبای‌شان می‌پذیریم، بیشتر به آنها می‌فهمانیم که اگر در کاری موفق نشدند مورد قضاوت قرار نمی‌گیرند و طرد نمی‌شوند. هر چه بیشتر به آنها کمک کنیم که با چیزهای واقعی ارتباط برقرار کنند نه با تصاویری که روی گوشی موبایل‌شان می‌بینند، بیشتر فرصت داریم به آنها کمک کنیم که احساس تعلق کنند. #وابی_سابی

جمله‌ی なんくるないさ (تلفظ: نان کورانای‌سا) به ژاپنی یعنی: "به مرور زمان همه‌چی درست می‌شه." اگه یه اتفاقی هست که خیلی ناراحتت می‌ک
جمله‌ی なんくるないさ (تلفظ: نان کورانای‌سا) به ژاپنی یعنی: "به مرور زمان همه‌چی درست می‌شه." اگه یه اتفاقی هست که خیلی ناراحتت می‌کنه، خیلی درگیرش نشو. تجربه‌ی مشترک همه‌ی ما آدما اینه که زمان، شاید همه چیزو درست نکنه، اما به مرور باعث میشه کمتر اذیت بشی. فقط بسپارش به دستِ زمان…

Repost from N/a
لو-فای (Lo-Fi) چیست؟ مجموعه موسیقی لوفای برای تمرکز، مطالعه و آرامش پلی‌لیست اختصاصی لو-فای هیپ‌-هاپ مناسب برای اوقات روزمره،
لو-فای (Lo-Fi) چیست؟ مجموعه موسیقی لوفای برای تمرکز، مطالعه و آرامش پلی‌لیست اختصاصی لو-فای هیپ‌-هاپ مناسب برای اوقات روزمره، مطالعه، تمرکز و کسب آرامش چه‌ می‌شد اگر روزمرگی‌های ما موسیقی متن داشتند؟ زندگی واقعی مثل یک فیلم نیست که در بیشتر لحظات آن همهٔ عواطف و احساسات در اوج باشند و همهٔ تصمیم‌های سرنوشت‌ساز و کارهای مهم در یک بازهٔ زمانی کوتاه انجام شوند. ما بیشتر عمر خودمان که بیداریم را مشغول انجام کارهای روزمره نظیر کار کردن، مطالعه‌کردن، استراحت، کارهای مورد علاقهٔ‌مان و یا درگیر سرگرمی‌های مدرن امروزی هستیم. زندگی پر از فرازونشیب است و هیچ‌وقت مثل یک فیلم هیجان‌انگیز و کامل نیست. به‌خاطرِ همین اگر قرار بود زندگی روزانهٔ ما موسیقی متن داشته باشد بعید بود نیازی به موسیقی‌هایی بی‌نقص (حتی از نظر فنی) یا شاهکارهای موسیقی باشد که ما را با خود به دنیای دیگری ببرند و مملو از زیبایی و اثرگذاری باشند. پس بهتر است شما را با سبکی از موسیقی به نام لو-فای آشنا کنم که برای زندگی روزانه ساخته شده و از بسیاری جهات با آن مطابقت دارد و اخیراً حسابی بین شنوندگان در سراسر دنیا محبوب شده‌است. https://t.me/LowFedelity

در مورد سجاد غریبی؟ قضاوتی ندارم. ناکامی‌های از کودکی تا کنون خودم و هم‌نسل‌های خودم را در او دیدم. بچه‌هایی که مدرسه و محیط، رقابت‌جو بارشان آورد و عادت کردند هرکاری بکنند و هرراهی را بروند تا توسط دیگران تایید شوند. قضاوتش نمی‌کنم، چون یادم به ده سالگی‌ام می‌افتد که کتاب شعر را یواشکی از کتابخانه برداشتم برای خودم و وقتی فهمیدند به ضامن من و چند نفر دیگر گفتند و سخت شرم‌زده‌ام کردند و هنوز هم آن شرم با من هست. قضاوت نمی‌کنم چون همه‌ی ما خطا می‌کنیم و بزرگ یا کوچکش فرقی نمی‌کند. قضاوت نمی‌کنم چون خیلی راحت می‌تواند جای آدم‌ها باهم عوض شود. آدم‌هایی که درونشان هم سجاد غریبی دارند، هم مارتین فورد و هم هزار شخصیت دیگر و هرکدام بنا به شرایطی امکان ابراز دارند. قضاوت نمی‌کنم، چون دوست ندارم قضاوتم کنند.

– بدون شک این روزهای سخت تمام خواهند شد. و من به خودم ثابت خواهم شد و اطرافیانم به من. آدم، هیچ خوب نیست از دیگران توقع داشته باشد، ولی نگه داشتن آدم‌هایی که در روزهای سخت تو، به عمد رهایت می‌کنند و نمی‌شود روی حضور و حتی حمایت کلامی‌شان حسابی باز کرد، از آن هم بدتر است. روزهای سخت، حتماً تمام خواهند شد و من خودم، که تنهایی از پس همه چیز بر آمدم و به تنهایی از بیراهه‌ی رنج‌ها عبور کردم را محکم‌تر از همیشه در آغوش خواهم‌کشید.

مطالعه مرا در خلوت خود تسلی می‌بخشد. مرا از سنگینی بطالت اندوه‌بار آزاد می‌کند و در هر زمانی، می‌تواند مرا از مصاحبت‌های کسالت بار خلاص کند. هر زمان که درد خیلی کشنده و شدید نباشد، مطالعه چاقوی درد را کُند می‌کند. برای منحرف کردن ذهنم از افکار مأیوس کننده، صرفاً نیاز دارم به کتاب‌ها پناه ببرم. #آلن_دوباتن

هر از گاهی برای آنان که دوستشان داری نشانه‌ای بفرست… #شکسپیر

کدخدا به مامورانش دستور داد قنات آبادی را به روستای کناری بفروشند. ماموران گفتند مردم آب می‌خواهند، نمی‌شود که! گفت: به جای قنات، چشمه‌ی باریکی که برای آبادانی درخت‌هاست، به سمت آبادی هدایت می‌کنیم. ماموران گفتند پس درخت‌ها چه؟ کدخدا گفت: همین که مردم ساکت باشند کافی‌ست. ماموران گفتند خب مردمی را که تا امروز پر آبیِ قنات را چشیده‌اند، چطور به محدودیتِ چشمه قانع کنیم؟ کدخدا گفت: کل آب ده را ببندید. آب چشمه و قنات را بستند و مردم ده، روزها را بدون آب و در مشقت و سختی سپری کردند و هرکس برای رفع تشنگی، به روستای کناری رفت، اعتراض‌ها هرروز به گوش کدخدا می‌رسید و او هیچ نمی‌گفت. یک هفته که گذشت، کدخدا دستور داد چشمه را به سمت ده هدایت کنند. مردم سر از پا نمی‌شناختند و جشن آب برپا کردند و دستان کدخدا را بوسیدند و هیچ‌کس نپرسید قنات قدیمیِ روستا به کدام سمت رفت؟!

در اَوستا و گاتها آمده: اینک زمین را می‌ستایم زمینی که ما را در بر گرفته است ای اهورا مزدا زنان را می‌ستایم زنانی که از آن تو به شمار آیند و از بهترین اَشه برخوردارند می‌ستایم.

باور کن لازم نیست همه را راضی نگه داری! لازم نیست نگرانِ چگونگیِ قضاوت شدنت در ذهن آدم‌ها باشی و لازم نیست خودت را با اعتقاد و باورشان هماهنگ کنی! مطمئن باش هرچقدر هم که زمان بگذاری و هرچقدر هم که خوب باشی، حریفِ تمامِ سلیقه‌ها، اندیشه‌ها و باورها نخواهی شد!

• وقتی ناراحتی تصمیم نگیر • وقتی دیر میشه عجله نکن • وقتی یکیو دوسش داری زود بهش نگو بذار خودش بفهمه • وقتی خیلی خوشحالی به کسی قول نده • وقتی یکی دلتو شکست سر یکی دیگه تلافی نکن • وقتی بغضت گرفته پیش هر کی گریه نکن شاید همون دشمنت باشه از ته دل خوشحال بشه • وقتی با یکی قهر کردی پشت سرش حرف نزن شاید دوباره بخوای باهاش دوست بشی • و آخرش اینکه اگر خودت دلت پاکه فکر نکن همه مثل خودتن

ما تو ادبیات فارسی یه واژه خیلی بهتر برای "پارتنر" داریم مثلِ "یار" یعنی: هم‌تیمی، همراه، همدست، همکار، همفکر، همدم، هم پا، همقدم، همنفس، هم صحبت، همدل، رفیق! و چه خوبه که همه رو تو یه نفر پیدا کنی!

ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم! بگذار بگویند غیرمنطقی یا غیراجتماعی هستیم؛ اما به این می‌ارزد که خودمان باشیم. تا زمانی که رفتار ما و تصمیم‌های ما به کسی آسیبی نمی‌زند، ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم؛ چقدر زندگی‌ها که با این توضیح خواستن‌ها و تلاش‌های بیهوده برای قانع کردنِ دیگران بر باد رفته‌اند. هنر عشق ورزیدن اریك فروم

سر میز شام از ناراحتی داشتم با غذای تو بشقاب بازی بازی می‌کردم، بابام گفت چی‌شده پسرم؟ گفتم اشتها ندارم. گفت ایول. بشقابو از جلوم برداشت، غذاشو کشید تو بشقاب خودش.