𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
Open in Telegram
دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس میکنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا میرویم تکههایی از خودمان را جا میگذاریم. 😮💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent
Show more2 018
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-2430 days
Posts Archive
2 018
کتاب، برایم دنیای تازهایست...
حرفهای تازه و کارهای تازه. همچنین جذب نوشتههای کتاب میشوم که اگر بیخ گوشم توپ بترکانند حالیام نمیشود. مثل آدم تشنه که به آب رسیده باشد، هر جمله برایم شده است یک جرعه آب گوارا. آب خنک، صاف و زلال که بهام جان میدهد.
— احمد محمود / همسایهها
Book... 🐘
2 018
چه فایدهای دارد که آدم بخواهد دائم رنج و اندوهش را بازنگری کند، مثل این میشود که یکسره با یک زخم ور بروی و نگذاری التیام پیدا کند.
— جوجو مویز / پس از تو
Book... 🐘
2 018
دلم پیش توست...
و امروز، بیشتر از همیشه حاضرم بهترین داشتههایم را بدهم، تا بتوانم تو را با تمام غمم ببوسم.
— آلبر کامو
Book... 🐘
2 018
ضروری است متعهد شویم که پس از هر بار افتادن، خودمان مسئول التیام زخمهایمان با شفقت و مهربانی باشیم و بازگشت ما به زندگی عادی، به دیگران وابسته نباشد!
چرا تا به حال کسی اینها را به من نگفته بود؟
— جولی اسمیت
Book... 🐘
2 018
دخترتون رو جوری بزرگ کنید که شجاع باشه و به خودش تکیه کنه، اگه این کارو نکنید کل زندگیشرو منتظر میمونه که مردها نجاتش بدن.
— مارگارت اتوود / سرگذشت ندیمه
Book... 🐘
2 018
ای که نزدیکتر از جانی و پنهان زِ نِگه، هجرِ تو خوشترم آید زِ وصالِ دگران.
— اقبال لاهوری
Book... 🐘
2 018
ناتوانم...
و جایِ آرمیدنم نیست. فضا از هرگونه حضوری خالیست، تو نیستی، من نیستم، چرخشی از پوچیست.
— بالنته
Book... 🐘
