en
Feedback
ویراستارِ نویسنده

ویراستارِ نویسنده

Open in Telegram

نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده • شناسهٔ نگارنده: @aliasghar_takaloo • پیام ناشناس: https://t.me/harfmanrobot?start=449864519

Show more
217
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
• نویسندگی، در بهترین حالت خود، زیستنی تنهاست. • ارنست همینگوی ___ نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده ___ @au
• نویسندگی، در بهترین حالت خود، زیستنی تنهاست. ارنست همینگوی ___ نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده ___ @authors_editor ___

مشق نویسندگی تمرین: با دیالوگ زیر شروع کنید و داستانی بنویسید. دیالوگ: «لطفاً همین الان بیا.» چالش: تلاش کنید در نوشته‌تان به این سوال‌ها پاسخ دهید: ۱. این داستان دربارهٔ کیست؟ ۲. شخصیت اصلی داستان چه می‌خواهد؟ ۲. آیا به آنچه می‌خواهد، می‌رسد؟ • لطفاً نوشته‌تان را در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید. ___ نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده ___ @authors_editor ___

بس‌بسیار راست می‌خوانید، می‌دانم که دست‌نوشته‌های مرا می‌خوانید. زمانهٔ سختی است و زمانه بر من خیلی سخت می‌گذرد. بی‌انصافید اگر زمینه و زمانه هر دو را، هم هنگامی که از اثرم حرف می‌زنید، پیش چشم نیاورید.|—|آنقدر اضطراب هست و از درمان و تسکین به‌ دوریم که فرصت نوشتن و خواندن را از آینده‌مان قرض می‌کنیم؛ این نه بس دروغ، که بس بسیار راست است. چاره همین است. و چاره، هم این نیست. سربسته می‌گویم و سربسته می‌گذارمش.|—|با این حال تلاشم را می‌کنم. • علی‌اصغر تکلو جمعه، ۰۷/۰۶/۱۴۰۴، تهران. پی‌نوشت: - این‌: «|—|» یک نشانۀ نگارشیِ ابداعی است. با احترام، توضیح نمی‌دهم. ___ نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده ___ @authors_editor ___

• اولین ترجمۀ حرفه‌ای در حال ترجمه و ویرایش متنی از ارنست همینگوی هستم. منتظر انتشارش -در همین کانال- باشید که بس‌بسیار متن ارزنده‌ایه. تصور نمی‌کردم که ترجمۀ متنی اینچنین کوتاه (کمتر از ۱۰۰۰ کلمه)، با وجود ابزارهایی که در دست مترجمان هست، انقدر کارِ زمان‌بر، حساس و پرچالشی باشه. اون‌هم ترجمۀ متنی از همینگوی که به ساده‌نویسی شهره‌ست. برای مثال، با کلمه‌ای در این متن مواجه شدم که برگرداندنش بیش از دو ساعت از تمرکز و وقت من رو طلب می‌کرد. تازه متوجه شدم که همینگوی، چرا همینگویه! سادگی نثر همینگوی، هرگز به‌ معنای کم‌مایگی یا خالی از ابهام بودن نیست. عمق بعضی کلمات و کاربردی که برای اون‌ها قائل می‌شه، حیرت‌آوره. البته دربارۀ چالشی بودن ترجمه، باید اقرار کنم که من مترجم چیره‌دستی نیستم و تجربۀ زیادی در این کار ندارم. با این حال، تلاشم رو می‌کنم تا هرچه بهتر انجامش بدم و ترجمۀ روانی رو ارائه کنم. تا اینجا، سعی کرده‌م تا به لحن همینگوی و نثرش متعهد باشم. امیدوارم که نتیجه رضایت‌بخش باشه. اگر فرصتی بود، دربارۀ چالش ترجمۀ این متن، بیشتر می‌نویسم. باری، تا بعد، بگذریم. • علی‌اصغر تکلو سه‌شنبه، ۱۸ شهریور ۱۴۰۴، تهران. ___ نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده ___ @authors_editor ___

مشق نویسندگی تمرین: برای موقعیت زیر، داستانی کوتاه بنویسید. موقعیت: صبح است. زنی یا مردی در یک ایستگاه اتوبوس، شاخه‌گلی می‌یابد که این نوشته را به همراه دارد: «این گل برای توست. خیلی زود می‌آیم.» چالش: تلاش کنید در نوشته‌تان به این سوال‌ها پاسخ دهید: ۱. این داستان دربارهٔ کیست؟ ۲. این داستان چه می‌گوید؟ • لطفاً نوشته‌تان را در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید. ___ نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده ___ @authors_editor ___

• هنگامی که خواننده به شناخت کافی از شخصیت نرسد، احساسش را حرام داستان یا رمان ما نمی‌کند. • عباس معروفی (کارگاه داستان‌نویسی) ___ نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده ___ @authors_editor ___

• قصه یک راه فرار برای رسیدن به آرزوهای ناکام است. صادق هدایت (بوف کور) ___ نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده ___ @authors_editor ___

در شهر همیشه پنجره‌ای پیش روی ماست باز بسته روشن خاموش از این دریچه -خانه‌ها- ما گاه به هم، زل می‌زنیم با دو چشم و صد نگاه به هم به قدر وسعت نگاهمان آه! خیره‌ایم و خیره‌ایم... • علی‌اصغر تکلو ۲۶ اسفند ۱۴۰۲ ___ نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده ___ @authors_editor ___

• خوابی چنان که شب نکند رخت برکشد • علی‌اصغر تکلو ___ نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده ___ @authors_editor
• خوابی چنان که شب نکند رخت برکشد • علی‌اصغر تکلو ___ نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده ___ @authors_editor ___

▫️ قسمت اول…

محبت در کامنت شماست. همین مرا بس‌بسیار بس!

این‌ها را که @ ندارند… بگذریم.

• نویسنده مردنی است؛ بیدارم کنید. این را به فرزندم نیز می‌گویم… نوه‌هایم… و دیگرازمابهتران. «نویسنده، مردنی‌ست؛ بیدارش کنید.»

نویسایی من در نویسایی، شعر می‌نویسم؛ من در نویسایی، داستان. کم مپندارید نویسابودنِ زندگی را. نویسایی، یک احساسِ خوبِ سرکوب‌شده است. احساسِ خوبِ نویسا بودن، در لحظات تنهایی؛ با دوستانی خوب؛ نویسایی و نوشتن! شما نیز این احساس را دارید. درست می‌گویم؟ بگذریم. @authors_editor

- نوشتهٔ با چشمان باز، این اثر، این اثر ادبی، این گوشه‌چشمی به فرمالیسم روس، این خسته از تکاپوی شهر، این، تمام تمام تمام ج‌آن من، از آثار دست‌اول من است. قرار نبود منتشر شود. قرار نبود… اتفاقی منتشر شد. یک اتفاق خوب! یک اتفاق خوب! حالا که دستم خورد، دستم خورده باشد. بگذریم… ادامه‌اش را بروز می‌گذارم؛ به روز. *** • یک انسان رو به روز. «رو به روز چشم در روشنایی» این شعار من است. بگذریم. بگذریم. بگذریم. گذشت… گذشت… گذشت… در پایان، می‌رسیم. در پایان می‌رسیم. می‌رسیم.

• با چشمان باز خواب می‌بینم - ما زادگان ایران چند تن‌ایم؟ چند تن از ما زنده‌ایم؟ (هرچند نویسندهٔ این متن نمی‌تواند به آمار رسمی اعتماد داشته باشد، ناچار است به فرض آن اکتفا کند.) بر اساس آنچه آمار می‌خوانندش، جمعیت ایران تا این سالی که در آن هستیم -اگر باشیم- یعنی ۱۴۰۴، می‌بایست به عددی میان ۸۰ تا ۹۵ میلیون تن برسد. بی‌اجازه، از آنجا که قدِ استعدادم در ریاضی بلند نیست، باز هم این فرض را دست‌کاری می‌کنم: ما ۱۰۰ میلیون‌تن ایرانی زنده داریم. کم نیستیم… از این تعداد، چند تن می‌نویسند و از این تعداد، چند تن نویسنده‌اند؟ ***

• نوشتن داستان، کار عمره… ___ نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده ___ @authors_editor ___

• مادربزرگ از شب می‌ترسید. قصه می‌گفت تا بچه‌ها بیدار بمانند. • علی‌اصغر تکلو ___ نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده ___ @authors_editor ___

من امروز به دنیا می‌آم. - دوست دارم بجای تعارفِ تبریک، نوشته‌ای هدیه‌ بگیرم. این پایین (در قسمت comment) می‌تونید بهم هدیه بدید. 🙏🌱 • علی‌اصغر تکلو ۲۴ مرداد ۱۴۰۴ ___ @authors_editor

• ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه ما کجاییم در این بحر «تغزل» تو کجایی ___ نویسنده مردنی‌ست، بیدارم کنید. • ویراستارِ نویسنده ___ @authors_editor ___