پیام اسلام
Open in Telegram
هدف کانال: ⚫ تربیت سالم نسل جدید ⚫ ریشهکن کردن جهل و خرافات ⚫ نشر فهم صحیح دین و بیداری امت مسلمه ⚫ آموزش عقیده و درسهای روزمره از ا #اسلام #پیام_اسلام #حدیث #قرآن #هدایت #علم_دینی #بیداری #عقیده #تربیت_نسل #درس_اسلامی #اخلاق #فهم_دین #نصیحت #درس_روزانه
Show more487
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-730 days
Posts Archive
487
حکم محافل میلاد النبی صلی الله علیه و سلم در پرتو فقه حنفی
نویسنده: د. فضل الرحمن فقیهی هروی حفظه الله
تجلیل از روز میلاد رسول الله صلی الله علیه و سلم و برگزاری محافل در این روز یکی از موضوعاتی است که نظرات گوناگونی در باره آن ارائه شده و گاهی سبب درگیریهای مزیدی میان امت اسلامی شده است.
تحقیق در این باره بحثی مفصل میطلبد که بسیار تخصصی است و فقط اهل علم بدان دسترسی دارند و وقت کافی میخواهد. در این مقال به گونۀ کوتاه کوشیده میشود سخنی منصفانه در پرتو فقه اسلامی و بهویژه فقه حنفی در این مورد، ارائه شود.
نخست- دیدگاههای کلی در این باره
به طور کل اگر دیدگاهها را برسنجیم سه دیدگاه در این باره وجود دارد:
الف- عدهیی آن را از عبادات بزرگ شمردهاند و میپندارند که ثوابی بیش از حد دارد؛ اما دلیلی منصوص و قابل قبول، برای آن ندارند.
ب- شماری آن را بدعت و حرام پنداشتهاند و از گناهان برشمردهاند. به دلیل آنکه شرط قبول عبادات دو چیز است: یکی اخلاص و دیگر متابعت و این عمل، هم به عنوان طلب ثواب انجام میشود و هم در آن متابعت وجود ندارد؛ لذا بدعت و حرام است.
ج- عدهیی از علماء، ضمن اینکه محافل میلادیه را بیاساس دانستهاند، گفتهاند که اگر با محرَّمات و سخنان شرکی آلوده نباشد شاید مباح و روا باشد.
دوم- تاریخچۀ محافل میلادیه
مسلم است، که تجلیل از میلاد و برگزاری محافل میلادیه در سنت نبوی و رفتار صحابه و تابعین و امامان اربعه وجود نداشته است. این کار، بعد از قرنهای اولیه که خیر القرون نامیده میشود، پدید آمده که ایجادگر آن بر اساس شواهد تاریخی در قرن چهارم هجری فاطمیان مصر یا قرامطه بودهاند(المواعظ والاعتبار بذكر الخطط والآثار للمقریزی:ج2، ص436). بعد از آن دیگران هم، اندک اندک از آنان تقلید کردند و تا امروز ادامه یافته است. فاطمیان، همان شیعیان هفت امامیاند که در طول تاریخ به نامهای قرامطه، نُصیریه، علویه و اسماعیلیه نیز نامیده شدهاند.
سوم- محافل میلاد در پرتو فقه حنفی
میدانیم که احکام شرعی به طور کلی به گونههای: فرض، واجب، سنت، مستحب، مباح، مکروه و حرام برشمرده شدهاند. حالا وقتی حکم برگزاری محافل میلادیه را در پرتو موازین فقه اسلامی به ویژه فقه حنفی بر میسنجیم، در تحت کدام یک از این مقولههای فقهی شامل میشود؟ اینک با تعریفی که از این مقولههای فقهی ارائه شده به بررسی این امر پرداخته میشود:
1. برگزاری محفل میلاد النبی صلی الله علیه وسلم، در تحت مقولۀ فرض داخل نمیشود؛ چون «فرض آن است که به دلیل قطعیِ بدون شبهه ثابت شده باشد» [اصولالشاشی: ص397 و فقه الاسلامی: ج1، ص49]. اما انجام این عمل هیچ دلیل قطعی شرعی ندارد تا فرض دانسته شود.
2. برگزاری محافل میلاد النبی صلی الله علیه وسلم، در مقولۀ واجب داخل شده نمیتواند؛ چون به اساس دیدگاه فقهاء «واجب آن عملی است که به نصی ثابت شده باشد که فقط احتمال شبهه در آن باشد» [اصولالشاشی: ص379 و فقه الاسلامی: ج1، ص49]. از آنجا که برای برگزاری محافل میلاد النبی صلی الله علیه وسلم هیچ دلیلی قطعی از کتاب و سنت وجود ندارد، لذا واجب هم دانسته نمیشود.
3. برگزاری محافل میلاد در تحت مقولۀ سنّت هم شامل شده نمیتواند؛ زیرا سنت در اصطلاح فقهاء، عملی است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم یا صحابه رضی الله عنهم، آن را انجام داده باشند یا توصیه نموده باشند» [اصولالشاشی: ص379 و فقه الاسلامی: ج1، ص50]. ولی وقتی نصوص شرعی را جویا میشویم، نه پیامبر اسلام و نه هم صحابه، حتی یک بار هم این کار را انجام ندادهاند و بدان توصیه نکردهاند.
4. برگزاری محافل میلاد، در تحت مقولۀ مستحب هم داخل نمیشود؛ زیرا فقها و اصولیون در تعریف مستحب، گفتهاند که «مستحب عملی است که آن را سلف امت از صحابه و تابعین و تبع تابعین و امامان اهل سنت دوست داشته باشند» [اصولالشاشی: ص379 و فقه الاسلامی: ج1، ص50]. وقتی جستوجو میکنیم در مییابیم که هیچ کدام از تابعین و اتباع تابعین به شمول امامان اربعه و معاصران شان، محفل میلادیه برگزار نکردهاند. اگر این بزرگوراران این کار را دوست میداشتند باید انجام میدادند و بدان توصیه میکردند.
لازم به یادآوری است که تأیید میلادیه از جانب برخی از متأخران علماء، دلیل استحباب آن شده نمیتواند؛ زیرا مستحب، دوستداشتۀ پیشینیان (صحابه، تابعین، اتباع تابعین و امامان صدر اول) است؛ نه دوست داشتۀ متأخران. علاوه بر این، متأخرانی که این عمل را تأیید کرده باشند، هیچ کدام اهل اجتهاد نیز نبودهاند تا سخن شان برای مردم امروزی دلیل شده بتواند.
487
*حکم محافل میلاد النبی صلی الله علیه و سلم در پرتو فقه حنفی*
*
487
📖ترجمه و تفسیرقرآن کریم
سورة النساء از آیه 11- 14
موضوع : تقسیم میراث
فهم قرآن رمز زندگی با سعادت است
با نشر این درس، در ثواب آن شریک شوید
🎙️مولانا عبــــــدالبر عائذ
487
درس(۱۰)
(۱۴) ــ پیش از آفریدن مخلوقات، همیشه با صفاتش موجود بود و بعد از آفريدن مخلوقات، صفت دیگری بر صفاتش افزوده نشد.
(۱۵) ــ چنانچه با صفاتش ازلی است، همچنان با صفاتش ابدی هست.
(۱۶) ــ نه از آن هنگام که مخلوقات را آفرید، اسم «خالق» (آفریدگار) را یافت، و نه از آن هنگام که جهانیان را از عدم به وجود آورد، اسم «باری» (به وجود آورنده) را یافت.
(۱۷) ــ متّصف به صفت «پرودگاری» بود، در حالی که هنوز هیچ «پرورده ای» وجود نداشت. و موصوف به صفت «آفریدگاری» بود، در حالی که هنوز هیچ «آفریده ای» وجود نداشت.
(۱۸) ــ چنانکه او سزاوار اسم «مُحییِ الْمَوتی» (زنده کنندۀ مردگان) بعد از زنده ساختن ایشان است، همچنان سزاوار این اسم، قبل از زنده گردانیدن آنان هست. به همین گونه سزاوار اسم «خالق» (آفریدگار) پیش از آفریدن ایشان می باشد.
487
درس۱۰
۱۴مازالَ بِصِفاتِهِ قديماً قَبلَ خَلقِهِ لَم يَزدَد بـِكَونِهِم شَيئاً لَم يَكُن قَبلَهُم مِن صِفاتِهِ
پیش ازآفریدن مخلوقات همیشه باصفاتش موجود بودوبعدازآفريدن مخلوقات صفت دیگری برصفاتش اضافه نشد
۱۵وكماكان بِصِفاتِهِ أَزَلِيًّاكَذلِكَ لايَزالُ عَلَيها أبَدِيًّا
چنانچه باصفاتش ازلی ست همچنان باصفاتش ابدیست
۱۶ليسَ مُنذُ خَلَقَ الخَلقَ استَفادَاسمَ الخالِقِ ولا بـِإِحداثِهِ البَرِيَّةَ استَفادَ اسمَ الباري
نه ازآن هنگام که مخلوقات راآفریداسم خالق را یافت ونه ازآن هنگام که جهانیان راازعدم به وجودآورداسم باری رایافت
۱۷له مَعنى الرُّبوبـِيَّةِ ولا مَربوبٌ ومَعنى الخالِقِيَّةِ ولا مَخلوقٌ
متّصف به صفت پرودگاری بوددرحالی که هنوز هیچ پرورده ای وجودنداشت وموصوف به صفت آفریدگاری بوددرحالی که هنوزهیچ آفریده ای وجودنداشت
۱۸وكما أنَّهُ مُحيِـي المَوتٰى بَعدَماأَحياهُم استَحَقَّ هَذاالاسْمَ قَبلَ إِحيائِهِم كَذلِكَ استَحَقَّ اسمَ الخالِقِ قَبلَ إِنشائِهِم
چنانکه او سزاوار اسم محیی الموتی بعداز زنده ساختن ایشانست همچنان سزاواراین اسم قبل از زنده گردانیدن آنانست به همین گونه سزاوار اسم خالق پیش از آفریدن ایشان می باشد
487
حدیث (1122)
عن عبد الله بن مُغَفَّل رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم قَالَ: ((صَلُّوا قَبْلَ المَغْرِبِ)) قال في الثَّالِثَةِ: ((لِمَنْ شَاءَ)). رواه البُخَارِيُّ
حدیث (1123)
عن أنس رضي الله عنه قال: لَقَدْ رَأيْتُ كِبَارَ أصْحَابِ رسول الله صلى الله عليه وسلم يَبْتَدِرُونَ السَّوَارِيَ عِندَ المَغْرِبِ. رَوَاهُ البُخَارِيُّ
حدیث (1124)
وعنه قَالَ: كُنَّا نصلِّي عَلَى عهدِ رسولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم رَكْعَتَيْنِ بَعْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ قَبْلَ المَغْرِبِ، فَقِيلَ: أكَانَ رسولُ الله صلى الله عليه وسلم صَلاهما؟ قَالَ: كَانَ يَرَانَا نُصَلِّيهِمَا فَلَمْ يَأمُرْنَا وَلَمْ يَنْهَنَا. رواه مسلم
حدیث (1125)
وعنه قَالَ: كُنَّا بِالمَدِينَةِ فَإذَا أذَّنَ المُؤَذِّنُ لِصَلاَةِ المَغْرِبِ، ابْتَدَرُوا السَّوَارِيَ، فَرَكَعُوا رَكْعَتَيْنِ، حَتَّى إنَّ الرَّجُلَ الغَريبَ لَيَدْخُلُ المَسْجِدَ فَيَحْسَبُ أنَّ الصَّلاَةَ قَدْ صُلِّيَتْ مِنْ كَثْرَةِ مَنْ يُصَلِّيهِمَا. رواه مسلم
487
حدیث (1119)
عن علي بن أبي طالب رضي الله عنه قال: كَانَ النبيُّ صلى الله عليه وسلم يُصَلِّي قَبْلَ العَصْرِ أرْبَعَ رَكَعَاتٍ، يَفْصلُ بَيْنَهُنَّ بِالتَّسْلِيمِ عَلَى المَلائِكَةِ المُقَرَّبِينَ، وَمَنْ تَبِعَهُمْ مِنَ المُسْلِمِينَ وَالمُؤْمِنِينَ. رَوَاهُ التِّرمِذِيُّ، وَقَالَ: (حَدِيثٌ حَسَنٌ)
حدیث (1120)
عن ابن عمر رَضِيَ اللَّهُ عَنهُما عن النبي صلى الله عليه وسلم قَالَ: ((رَحِمَ اللَّهُ امْرءًا صَلَّى قَبْلَ العَصْرِ أَرْبَعًا)). رواه أبُو دَاوُدَ
حدیث (1121)
عن علي بن أبي طالب رضي الله عنه أنَّ النبيَّ صلى الله عليه وسلم كَانَ يُصَلِّي قَبلَ العَصْرِ رَكْعَتَيْنِ. رَوَاهُ أبُو دَاوُدَ بإسناد صحيح487
حدیث (1118)
عن عائشة رَضِيَ اللهُ عَنها: أنَّ النَّبيَّ صلى الله عليه وسلم كَانَ إذا لَمْ يُصَلِّ أربَعًا قَبلَ الظُّهْرِ، صَلاهُنَّ بَعْدَهَا. رَوَاهُ التِّرمِذِيُّ، وَقَالَ: (حَدِيثٌ حَسَنٌ)
487
حدیث (1117)
عن عبد الله بن السائب رضي الله عنه أنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ يُصَلِّي أرْبَعًا بَعْدَ أنْ تَزُولَ الشَّمْسُ قَبْلَ الظُّهْرِ، وقَالَ: ((إنَّهَا سَاعَةٌ تُفْتَحُ فِيها أبْوَابُ السَّمَاءِ، فَأُحِبُّ أنْ يَصْعَدَ لِي فيهَا عَمَلٌ صَالِحٌ)). رواه التِّرمِذِيُّ وَقَالَ: (حَدِيثٌ حَسَنٌ)
487
حدیث (1116)
وعن أُمّ حَبِيبَةَ رَضِيَ اللهُ عَنها قالت: قال رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم: ((مَنْ حَافَظَ عَلَى أَرْبَعِ رَكَعَاتٍ قَبْلَ الظُّهْرِ، وَأَرْبَعٍ بَعْدَهَا، حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَى النَّارِ)). رواه أبُو دَاوُدَ وَالتِّرمِذِيُّ، وَقَالَ: (حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحيحٌ)
487
حدیث (1114)
وعنها قالت: كَانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم يُصَلِّي في بَيْتِي قَبْلَ الظُّهْرِ أَرْبَعًا، ثُمَّ يَخْرُجُ، فَيُصَلِّي بِالنَّاسِ، ثُمَّ يَدْخُلُ فَيُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ. وَكَانَ يُصَلِّي بِالنَّاسِ المَغْرِبَ، ثُمَّ يَدْخُلُ فَيُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ، وَيُصَلِّي بِالنَّاسِ العِشَاءِ، وَيَدْخُلُ بَيتِي فَيُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ. رَوَاهُ مُسلِم
حدیث (1115)
عن أُمّ حَبِيبَةَ رَضِيَ اللهُ عَنها قالت: قال رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم: ((مَنْ حَافَظَ عَلَى أَرْبَعِ رَكَعَاتٍ قَبْلَ الظُّهْرِ، وَأَرْبَعٍ بَعْدَهَا، حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَى النَّارِ)). رواه أبُو دَاوُدَ وَالتِّرمِذِيُّ، وَقَالَ: (حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحيحٌ)
487
باب سنة الظهر:حدیث (1112)
عن ابن عمر رَضِيَ اللهُ عَنهُما قَالَ: صَلَّيْتُ مَعَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم رَكْعَتَيْنِ قَبْلَ الظُّهْرِ وَرَكْعَتَيْنِ بَعْدَهَا. متفقٌ عَلَيهِ
حدیث (1113)
عن عائشة رَضِيَ اللهُ عَنها: أنَّ النَّبيَّ صلى الله عليه وسلم كَانَ لا يَدَعُ أَرْبَعًا قَبْلَ الظُّهْرِ. رَوَاهُ البُخَارِيُّ
487
حدیث (1110)
عن عائشة رَضِيَ اللهُ عَنها قالت: كَانَ النبيُّ صلى الله عليه وسلم إذَا صَلَّى ركعتي الفجر، اضْطَجَعَ عَلَى شِقِّهِ الأَيْمَن. رَوَاهُ البُخَارِي
حدیث (1111)
وعنها قالت: كَانَ النَّبيُّ صلى الله عليه وسلم يُصَلِّي فِيمَا بَيْنَ أنْ يَفْرُغَ مِنْ صَلاَةِ العِشَاءِ إلَى الفَجْرِ إحْدَى عَشرَةَ رَكْعَةً، يُسَلِّمُ بَيْنَ كُلِّ رَكْعَتَيْنِ، وَيُوتِرُ بِوَاحِدَةٍ، فَإذَا سَكَتَ المُؤَذِّنُ مِنْ صَلاَةِ الفَجْرِ، وَتَبَيَّنَ لَهُ الفَجْرُ، وَجَاءهُ المُؤَذِّنُ، قَامَ فَرَكَعَ رَكْعَتَيْنِ خَفِيفَتَينِ، ثُمَّ اضْطَجَعَ عَلَى شِقِّهِ الأَيْمَنِ، هكَذَا حَتَّى يأْتِيَهُ المُؤَذِّنُ لِلإِقَامَةِ. رَوَاهُ مُسلِم
حدیث (۱۱۱۰) به روایت عایشه (رضی الله عنها): پیامبر (صلی الله علیه و سلم) هنگامی که دو رکعت نماز سنت فجر را میخواند، بر پهلوی راست خود دراز میکشید. [روایت بخاری] حدیث (۱۱۱۱) نیز به روایت او: پیامبر (صلی الله علیه و سلم) در فاصله میان پایان نماز عشا و طلوع فجر، یازده رکعت نماز میخواند؛ بدینگونه که پس از هر دو رکعت سلام میداد و نماز را با یک رکعت (وتر) به پایان میرساند. هنگامی که مؤذن اذان صبح را میگفت و سپیده صبح آشکار میشد و مؤذن نزد او میآمد، آن حضرت برمیخاست و دو رکعت نماز کوتاه میخواند، سپس بر پهلوی راست خود دراز میکشید تا اینکه مؤذن برای اقامه (اعلام شروع نماز واجب) نزد او میآمد. [روایت مسلم]
487
حدیث (1108)
عن أبي هريرة رضي الله عنه أنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم قرأ في رَكْعَتَي الفَجْرِ: {قُلْ يَا أَيُّهَا الكَافِرُونَ} وَ{قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ}. رَوَاهُ مُسلِمٌ
حدیث (1109)
عن ابن عمر رضي الله عنهما قَالَ: رَمَقْتُ النبي صلى الله عليه وسلم شَهْرًا فَكَانَ يَقْرَأُ في الرَّكْعَتَيْنِ قَبْلَ الفَجْرِ: {قُلْ يَا أيُّهَا الْكَافِرُونَ} وَ{قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ}. رَوَاهُ التِّرمِذِيُّ، وَقَالَ: (حَدِيثٌ حَسَنٌ)
487
حدیث (1107)
عن ابن عباسٍ رضي الله عنهما: أنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ يَقْرَأُ في رَكْعَتَي الفَجْرِ في الأُولَى مِنْهُمَا: {قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا} [البقرة: 136] الآية الَّتي في البقرة، وفي الآخِرَةِ مِنْهُمَا: {آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ} [آل عمران: 52]. وفي رواية: وفي الآخِرَةِ الَّتي في آل عِمْران: {تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ} [آل عمران: 64]. رواهما مسلم
487
حدیث (1106)
عن ابن عمر رَضِيَ اللهُ عَنهُما قَالَ: كَانَ رسول الله صلى الله عليه وسلم يُصَلِّي مِنَ اللَّيْلِ مَثْنَى مَثْنَى، وَيُوتِرُ بِرَكْعَةٍ مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ، وَيُصَلِّي الرَّكْعَتَيْنِ قَبْلَ صلاةِ الغَدَاةِ، وَكَأنَّ الأَذَانَ بِأُذُنَيْهِ. متفقٌ عَلَيهِ
487
حدیث (1104)
عن عائشة رَضِيَ اللهُ عَنها: أنَّ رسولَ الله صلى الله عليه وسلم كَانَ يُصَلّي رَكْعَتَيْنِ خَفِيفَتَيْنِ بَيْنَ النِّدَاءِ وَالإقَامَةِ مِنْ صَلاَةِ الصُّبْحِ. متفقٌ عَلَيهِ
حدیث (1105)
عن حفصة رَضِيَ اللهُ عَنها: أنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ إذَا أذَّنَ المُؤَذِّنُ لِلْصُّبْحِ وَبَدَا الصُّبْحُ، صَلَّى رَكْعَتَيْنِ خَفِيفَتَيْنِ. متفقٌ عَلَيهِ
