en
Feedback
‹ نام‌توآبی‌بود! ›

‹ نام‌توآبی‌بود! ›

Open in Telegram

« یک پرنده آبی در قلب من است! » که پرواز نمی داند! •• ••

Show more
976
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
«محبوب من؛ اگر مى‌توانستم جاى گل، صدايت را در گلدانى مى‌كاشتم.»

صدای گرم تو در استخوان من می‌گشت همیشه با من بودی؛ همیشه دور از من.

«دیدم در چشمان تو نیز من خاموش شدم؛»

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ من ، خواهان بوسیدن کلماتی ام که از لبان او جاری شده ولی او ، دریغ میکند ، دریغ ... میسوزم از سکوتش ، میسوزم از این فاصله و پرپر میشوم از این نخواستن هایش و نرسیدن هایم ...

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ برایش همه آنچه بودم که میخواستم برایم باشد. آخرین تیرش را هم به سپاهِ قلبم زد. سپاهی که میدانست تنهاست..

«اکنون که سهوا یا عمدا، چه بخوانی چه نخوانی دیگر دلم برای آدمی نه میگیرد نه میلرزد نه میسوزد ...»

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ چقد علی منه!چقد من علیم! و چقدر این احساسات باعث ازارم میشه

علی: سعید من فهمیدم چمه، من دیگه عاشق نمی‌شم ولی همش دلم می‌خواد یکی باشه...

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ نداشت دیگر رفتیم چنان که هرگز نبوده ایم به غم یک عصر پاییزی و برگ های خشک و نارنجی درخت چنار و هوای سرد؛ رفتیم همه چیز دست به دست هم می داد تا یادش آوریم اما او؟ هرگز.

«چرا هیچکس نبود دوستمان داشته باشد؟» https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-961172-IeKPFUe

«💙🕊️» - اگه به متن و آهنگ‌های عربی علاقه دارین: https://instagram.com/sorme.iii?igshid=OGQ5ZDc2ODk2ZA==

بعد از آبی لطفا پیج سورمه‌ای رو هم دوست داشته باشید.💙

«💙🕊️» - اگه به متن و آهنگ‌های عربی علاقه دارین: https://instagram.com/sorme.iii?igshid=OGQ5ZDc2ODk2ZA==

‏«من تنها می‌خواستم ‏سرم را روی پاهایت بگذارم ‏و چهار روز ‏و چهار شب ‏سکوت ‌کنم…» ‏• آتیلا ایلهان

هم می‌ترسم دوستت داشته باشم، آن‌وقت بروی و درد بکشم. هم می‌ترسم دوستت نداشته باشم، که فرصت «عاشق تو بودن» از دستم میرود و پشیمان می‌شوم. حالا تو بگو! «کیف احبک بلا الم، و کیف لااحبک بلا ندم». چطور عاشقت باشم و درد نکشم، و چطور عاشقت نباشم و پشیمان نشوم؟! • نزار قبانی

هم می‌ترسم دوستت داشته باشم، آن‌وقت بروی و درد بکشم. هم می‌ترسم دوستت نداشته باشم، که فرصت «عاشق تو بودن» از دستم میرود و پشیمان می‌شوم. حالا تو بگو! «کیف احبک بلا الم، و کیف لااحبک بلا ندم». چطور عاشقت باشم و درد نکشم، و چطور عاشقت نباشم و پشیمان نشوم؟! - نزار قبانی

•• داستانِ دست‌ها
+1
•• داستانِ دست‌ها

به من بگو، غمِ میانِ پلک هایت را‌.