무법지대...
Open in Telegram
𝑊𝑒𝑙𝑐𝑜𝑚𝑒 𝑡𝑜 𝑚𝑦 𝑳𝒂𝒘𝒍𝒆𝒔𝒔 𝑡𝑒𝑟𝑟𝑖𝑡𝑜𝑟𝑦, 𝑤ℎ𝑒𝑟𝑒 𝑚𝑦 𝑤𝑖𝑙𝑑 𝑖𝑛𝑡𝑒𝑟𝑒𝑠𝑡𝑠 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑛𝑡𝑎𝑚𝑒𝑑 𝑡ℎ𝑜𝑢𝑔ℎ𝑡𝑠 𝑟𝑜𝑎𝑚 𝑓𝑟𝑒𝑒! 𝑈𝑛𝑘𝑛𝑜𝑤𝑛 𝑏𝑜𝑡: @LawlessLE_bot
Show more573
Subscribers
+524 hours
+137 days
+5930 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+23
in 2 channels
August '26
+86
in 1 channels
Get PRO
July '26
+25
in 4 channels
Get PRO
June '26
+22
in 0 channels
Get PRO
May '26
+21
in 1 channels
Get PRO
April '26
+1
in 0 channels
Get PRO
March '26
+2
in 0 channels
Get PRO
February '26
+24
in 1 channels
Get PRO
January '26
+13
in 0 channels
Get PRO
December '25
+31
in 1 channels
Get PRO
November '25
+31
in 1 channels
Get PRO
October '25
+76
in 2 channels
Get PRO
September '25
+369
in 2 channels
Get PRO
August '250
in 3 channels
Get PRO
July '250
in 4 channels
Get PRO
June '25
+20
in 0 channels
Get PRO
May '250
in 2 channels
Get PRO
April '25
+6
in 0 channels
Get PRO
March '25
+10
in 1 channels
Get PRO
February '250
in 0 channels
Get PRO
January '250
in 0 channels
Get PRO
December '24
+11
in 0 channels
Get PRO
November '240
in 1 channels
Get PRO
October '240
in 0 channels
Get PRO
September '24
+13
in 0 channels
Get PRO
August '240
in 1 channels
Get PRO
July '24
+1
in 2 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '24
+93
in 0 channels
Get PRO
April '240
in 2 channels
Get PRO
March '240
in 3 channels
Get PRO
February '24
+37
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 07 September | +6 | |||
| 06 September | +4 | |||
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | +2 | |||
| 03 September | +3 | |||
| 02 September | +3 | |||
| 01 September | +5 |
Channel Posts
| 2 | ╾┄┄⊷» 𝐷𝑎𝑟𝑘 𝐶𝑟𝑜𝑠𝑠𝑖𝑛𝑔
╾┄┄⊷» گذرگاه تاریک
-قبلا هم بهت گفتم، سونگ سی، تو تایپ موردعلاقهی من نیستی.
اون لبهایی که انگار دقیقاً برای بوسیده شدن ساخته شده بودن، توی شیرینزبونی هم مهارت عجیبی داشتن. چو هواینان با لحنی جدی و صادقانه گفت:
-ولی من دوستت دارم.
#DarkCrossing | 48 |
| 3 | 7⁄7
پارت اسمات ناولِ سریال #DontBeTooEmotional ~ (بزن که خوب میزنی منظورم سازه...)
⚠️ TW// NC🔞
╰┈➤ 𝐂𝐥𝐢𝐜𝐤 𝐡𝐞𝐫𝐞!
#RuleNo1_DontBeTooEmotional | 128 |
| 4 | ازونجایی که پاس شدم با شادی اومدم... | 128 |
| 5 | ملت سیگارت افتر سکس دارن 2جین پیانو افتر سکس 😌💸
«پس برا همین آشناست. همین که نشستی پای پیانو، یسری تصاویر از جلو چشم رد شدن ولی این سری سردرد نگرفتم»
«چه تصاویری؟»
«داشتی همینطوری ساز میزدی. ولی...آه... اینجا چرا انقدر گرمه؟»
پایینو نگاه کردم و تصمیم گرفتم صادقانه جواب بدم.
«پیراهن تنت نبود و تو این اتاق ساز نمیزدی»
«اونجا اپارتمان قبلیمونه که باهم زندگی میکردیم»
لبخند زد. انحنای گوشه لبش باعث شد قلبم یه ضربان جا بندازه. عاشق لبخندش بودم– لبخندی که باعث میشد اون صورت خوشگل و سرد انسانی به نظر بیاد.
«تازه باهم سکس کرده بودیم برای همین پیراهن تنم نبود»
#DontBeTooEmotional
#RuleNo1_DontBeTooEmotional | 152 |
| 6 | sticker.webp | 141 |
| 7 | 📱: جدی؟ جدی دوست پسر فوتبالیست داشتی؟؟؟
👨🏻: دوست پسر؟! یه لحظه وایسا....
🦔: نه! منظورم این بود که از بیرون بهش نگاه کرد...
👨🏻: الان بندو آب دادی؟
🦔: چیزه... وقتی این مدلی حرفا بی ربط میزنن آدم باید سکوت کنه...
👨🏻: حرف بی ربط؟!
Ichi
#TeeHeng | 139 |
| 8 | 😌👐💞
Ichi
#TeeHeng | 125 |
| 9 | 📱: چرا همش صورت پیتی رو لمس میکنیو فشار میدی؟
👨🏻: "چون بهم نزدیکلم دیگه
🦔: چیزه...انگار نمیتونم جلوی خودمو بگیرم و پیتیام اینطوری میشه که عیحححح بهم دست نزن و اینا
Ichi
#TeeHeng | 141 |
| 10 | 🤏🥹🎀
Ichi
#TeeHeng | 110 |
| 11 | خب دیگه این بسه برسیم به امروز.... | 106 |
| 12 | نه ببینید واقعا عروسکه 😭🤏
MINISO
#Heng | 113 |
| 13 | 👨🏻: من اینو برداشتم چون عین همینو اول شروع فیلمبرداری براش خریدم.
🦔: اونموقع از چین برام خرید.
👨🏻: شبیهش نیست؟
🦔: واقعا شبیهمه؟!!
MINISO
#TeeHeng | 119 |
| 14 | این کودکان دیروز تو ایونت بودن و خودشونم عروسک شده بودن😭❤️
MINISO
#TeeHeng | 124 |
| 15 | این کودکان دیروز تو ایونت بودن و خودشونم عروسک شده بودن😭❤️
Miniso
#TeeHeng | 1 |
| 16 | خب دیگه بقیش بمونه بعد بیدار شدنم^^
شب بنده و صبح شما با این گودوماگودوها بخیر 🍯🧸✨
#TeeHeng | 144 |
| 17 | این داستان جت برادر نمونه:
جین بعد ازین که تو کلاس رقص پیجینو میبوسه دستپاچه میشه...
به هرحال برای جینِ 18 ساله این اولین بوسهاش بود.
به هرحال برمیگرده خونه و همچیزو کف دست خواهر برادرش میذاره و یکمم بابت حافظهاش غر میزنه.
جت این برادر نمونه یهو میاد پیشنهاد میده: «ای بابا خب باهاش سکس کن بذار اکسی توسین ترشح بشه شاید حافظهات برگشت...»
اینو که میگه جِین پشمامش میریزه و با ذکر مردک من فقط 18 سالمه تا حالا با کسی نخوابیدم بالش سمتش پرت میکنه.
جین خواهر عزیزش وارد میشه و میگه: «پی من 18 سالمه تو 26 سالته!»
جتم پشت بندش میگه: «پی حقیقتا فکر نکنم اولین بارت باشه ها... حالا درسته به روت نمیاریم ولی به هرحال باهم زندگی میکردین. قطعا کونو دادی رفته»
#DontBeTooEmotional
#RuleNo1_DontBeTooEmotional | 146 |
| 18 | خب دیگه بقیش بمونه بعد بیدار شدنم^^
شب بنده و صبح شما با این گودوماگودوها بخیر 🍯🧸✨
#TeeHeng | 1 |
| 19 | «دیگه در حق هیچکس لطف نمیکنم. دیگه اون آدمی که بقیه بتونن چیزی ازش بخوان نیستم»
حدودا پنج دقیقه سکوت برقرار بود تا اینکه بلند داد زدم:
«چرا؟ با توجه به چیزایی گفتی...خیلی بلندپرواز و زیادهخواه بودی!»
مِنمِن کردم:
«نمیفهمم چطوری تونستی همینطوری بیخیالش بشی!»
«چون کم مونده بود بمیری و همش تقصیر من بود»
«...»
«دلیلش همینه»
«...»
«به همین سادگی. الان من فقط یه روانشناس و تاجرم»
به سختی آب دهنمو قورت دادم و به صورتش نگاه کردم. با صدای گرفتهای گفتم:
«از رویات دست کشیدی... فقط بخاطر من؟!»
دست چپمو گرفت و روی گونه راستش گذاشت.
چشمای نافذش همچنان میدرخشیدن.
«جین، تو رویا و آیندهی منی! داشتن یک رویا بدون اینکه تو کنارم باشی... بی معنیه»
لبمو گاز گرفتم.
هرچند به نظرم تصمیم خوبی گرفته بود و اصلا با کارای قبلیش موافق نبودم ولی چرا قلبم اینطوری درد میکرد؟!
دردو غمشو حس میکردم.
رویاش برای قاضی شدن از دست رفته بود و حالا مجبور بود از یک رویای دیگه هم دست بکشه؛ فقط بخاطر من!
«دیگه هیچوقت نمیخوام ببینم دوباره آسیب میبینی یا توی خطر میافتی»
همچیزو بخاطر من رها کرده بود.
«چرا...؟»
«...»
«چرا آدم همچیز تمومی مثل تو باید عاشق آدم معمولیای مثل من بشه؟»
«...»
«شرط میبندم کلی آدم تشنه عشقتن. آدمای بهتر از من. آدمای باهوشتر–»
«قبلا برات یه نامه نوشتم. سعی کن دوباره بخونیش»
«یه نامه...؟»
«نمیدونم کجا نگهش داشتی ولی فک کنم تو اتاقت باشه. تکلیفتو انجام بده— همون CBT. بعدش متوجه میشی چرا نمیتونم عاشق هیچکس دیگه ای بشم»
یه لبخند تحویلم دادم.
«و متوجه میشی عشقمون چقدر عالی و زیبا بود»
✦ ✦ ✦
اون شب اتاقمو زیر و رو کردم. و یه نامه قدیمی که تو یه پاکت قدیمی بود پیدا کردم.
روش با خط نازک و شکستهای به انگلیسی نوشته بود ″نامهای به جنالی″
با اینکه اصلا پیجینو یادم نمیومد و هیچ خاطرهای از اتفاقاتی که بینمون افتاده بود نداشتم ولی به محض تموم کردن نامه بلند زار زدم.
انقدر بلند گریه میکردم که مجبور شدم جلوی دهنمو بگیر تا مبادا جت صدامو از اتاق بغلی بشنوه.
قلبم انقدر فشرده شده بود که حس میکردم الانه که بمیرم.
الان باورش داشتم... باور داشتم که واقعا تا این حد عاشق هم بودیم.
اما با تمام اینا نمیتونستم بگم میتونم برگردم و مثل قبل عاشقش باشم...
چون هرچقدر که خاطراتمو شخم میزدم بازم هیچ اثری ازش تو ذهن و قلبم پیدا نمیکردم.
میتونم دوباره عاشقش باشم؟ نمیدونم تو آینده چی پیش میاد و نمیخوام به هیچکس دروغ بگم....
#DontBeTooEmotional
#RuleNo1_DontBeTooEmotional | 149 |
| 20 | «هممم...عاشق این بوعم»
«جین»
«بله، پیجین؟»
«میدونی چرا گل یاس؟!»
«منظورت چیه؟»
«معنیشو میدونی؟»
سرمو به نشونه منفی تکون دادم.
پیجین ویلچرو نگه داشت. اومد جلوم و زانو زد.
حتی وقتی زانو زده بود تقریبا همقدِ من رو ویلچر بود. جدی قدش چندسانته؟!
مهم تر از همچیز اینکه چهرهاش بینظیره. درست مثل یک مجسمهی شاهکار
با وقار، ظریف و بی نقص.
فک نکنم تا حالا کسی به این خوشگلی دیده باشم.
این هاله داغ و سکسیای که ازش ساطع میشد، دیگه چی بود؟
همونطور که جین گفته بود، مگه میشد آبسسد همچین آدمی نشد؟! خیلی خوشگل و سکسیه.
صورتمو برگردوندم چون حس میکردم الانه که قلبم از سینهام بزنه بیرون و گونههام میسوخت.
پیجین یه دسته گل یاس و داد به من.
دستمو دراز کردم تا بگیرمشون ولی پیجین گلارو سریع ول نکرد. چشمای نافذش روی چشمام قفل بود.
«یاس بنفش نماد اولین عشقه»
بوم، بوم، بوم
«و ازش به عنوان یک سوالم استفاده میکنن: آیا هنوز دوستم داری؟»
#DontBeTooEmotional
#RuleNo1_DontBeTooEmotional | 141 |
