en
Feedback
امروز...

امروز...

Open in Telegram

امروز... بهرهٔ بیشتر از اکنون! @Em_Roozam...

Show more
343
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+2630 days
Posts Archive
ــــــــــــــــــــــــــــــــ ✌️ نشان پیروزی! 🗣️ مُردخای کیدار افسر یهودی ✍️ ترجمه: عبدالرحمن عزام اگر یک عضو حم‍.‍اس باقی بماند که دست و پایش قطع شده باشد و فقط دو انگشت در دست دیگرش باقی باشد، بر بام بلند مسجدی بر می‌آید و با همان دو انگشتش نشان پیروزی✌️ بلند می‌کند. می‌دانید چرا؟ چون فرزندانش راه او را ادامه خواهند داد، چون او باقی مانده و زنده مانده است؛ بنابراین این تصویر پیروزی است و ما باید این را بفهمیم. اینجا یک نوع تفکر دیگر و معیارهای متفاوتی وجود دارد. ماجرا آن‌گونه که امروز ما می‌بینیم نیست؛ آن‌ها به آینده نگاه می‌کنند و ما نیز به آینده نگاه می‌کنیم؛ اما این را فراموش نکن، آیا آمریکایی‌ها تا ابد از تو حمایت خواهند کرد؟ آیا اروپا تا ابد از تو حمایت خواهد کرد؟ آیا جامعهٔ یهودی تا ابد از تو حمایت خواهد کرد؟ این‌ها پرسش‌های مهمی هستند. ببین، در قرآن آیه‌ای هست که می‌گوید: «إن الله مع الصابرین/ خداوند با صابران است.» در حقیقت خدا با کسانی است که توانایی طولانی بر صبر و شکیبایی دارند. صبر! واژه‌ای است که ما در زبان عبری واژه‌ای مانند آن نداریم. صبر یعنی این‌که دو یا سه ماه [و اینک پانزده ماه] در تونلی بمانی و چشمت نوری نبیند، و سپس بیرون بیایی و اسلحه‌ای برداری و یک یه‍.‍ودی را بکشی. چرا آنان چنین می کنند؟ چون آنان توانایی بر صبر طولانی دارند. ببینید، شما در یک حباب اس‍.‍رائیلی زندگی می‌کنید؛ اما آن‌ها برای خدا زندگی می‌کنند. خدا با آن‌هاست. آن‌ها برای جهاد در راه خدا می‌جنگند و ما برای بقای اس‍.‍رائیل. به راستی ما در در جبههٔ مقدسی قرار نداریم! #غزة‌العزة #فلسطین_آزاد @Dasetane_man

ــــــــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ چرا می‌گوییم مق‍.‍اومت پیروز شد؟ ✍️ ترجمه: عبدالرحمن عزام ⛔ چرا می‌گوییم مقاومت پیروز شد؟ 🔸 چون تمام اهداف زیر شکست خورد: 🔻 اشغال غزه؛ 🔻 برگردانیدن اسرای دشمن با اِعمال زور؛ 🔻 پایان دادن به حکومت حمـ.ـاس؛ 🔻 باقی ماندن در شمال غزه ؛ 🔻 باقی ماندن در محور نتساریم؛ 🔻 باقی ماندن در محور فلادلفیا؛ 🔻 بستن دایمی مرز رفح؛ 🔻 تبعید رهبران حم‍.‍اس؛ 🔻 کوچاندن مردم غزه به صحرای سینا؛ 🔻 ساخت شهرک‌های صهیونی‍.‍ستی در غزه؛ 🔻 حکومت کشورهای عربی بر غ‍.‍زه؛ 🔻 تضعیف قدرت حم‍.‍اس؛ 🔻 اجرای معاملهٔ قرن؛ 🔻 عبور از خط تجارت به اروپا؛ 🔻 اجرای طرح ژنرال‌ها؛ 🔻 روند عادی‌سازی روابط؛ 🔻 حکومت صهی‍.‌‍ونیست‌های عرب بر غ‍.‍زه؛ 🔻 طرح "روز بعد از جنگ" برای غ‍.‍زه؛ 🔻 محاصره و گرسنگی دادن به غ‍.‍زه؛ 🔻 تظاهرات علیه مقاومت. 🔸 اما در مقابل، دستاوردهای مقاومت: ✌️ حم‍.‍اس شروط خود را تحمیل کرد؛ ✌️ هزاران نفر از اسرا را به زور آزاد کرد؛ ✌️ هزاران صهیونی‍.‍ست را از بین برد؛ ✌️ بیش از ۱۵۰۰ تانک را نابود کرد؛ ✌️ باعث زخمی شدن بیش از ۳۰ هزار صهیونی‍.‍ست شد؛ ✌️ باعث آوارگی بیش از ۱۵۰ هزار صهیونیست شد؛ ✌️ خساراتی بیش از ۳۴ میلیارد دلار به دشمن وارد کرد؛ ✌️ جایگاه ارتش صهیونیستی را درهم شکست و شکستش داد؛ ✌️ اقتصاد رژیم صهیونیستی را فلج کرد و آن را دچار کسری کرد؛ ✌️ برای هر خانواده غرامت گرفت؛ ✌️ بازسازی کل غزه را تضمین کرد؛ ✌️ روزانه ورود ۶۰۰ ماشین به غزه را محقق کرد؛ ✌️ اما بزرگ‌ترین دستاورد مقاومت، زندگی با عزت، شرافت و کرامت بدون تحقیر و سلطهٔ آمریکا و رژیم صهیونی‍.‍ستی است؛ چرا که غزه کرامت خود را با قدرت و شرافت به دست آورد. ♥️ و اما کسانی که از خسارات انسانی سخن می‌گویند، تعداد ۴۵ هزار شهید، آنان نزد پروردگار خود زنده‌اند و روزی می‌خورند، همان‌طور که خداوند توصیف کرده است. آنان به چیزی دست یافتند که هر مسلمانی در این دنیا آرزوی آن را دارد: شهادت. شهادتی که آنان را بدون حساب وارد بهشت می‌کند. پس گوارای‌شان باد و ما به حال‌شان رشک می‌بریم و غبطه می‌خوریم. #غزة‌العزة #فلسطین_آزاد @Dasetane_man

در پیوند به شهادت برادر احمد ابوالروس! ــــــــــــــــــــــــــــــــ تنها طعمی که هرگز تکراری نمی‌شود، طعم تلخ مرگ است؛ رفتن و برنگشتن. اما مرگ‌هایی در این میان گوارایند. مرگ‌هایی که در حقیقت مرگ نه، که زندگی‌اند و نمی‌توان مرگش خواند، چون خداوند زندگی‌اش خوانده است؛ شهادت. او تعالی از تعبیر رفتگان چنین مرگ‌هایی به مرده باز داشته و فرموده است:
{وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ...} یعنی: «و به کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده مگوئید؛ بلکه آنان زنده‌اند؛ ولیکن شما (چگونگی زندگی ایشان را) نمی‌فهمید.» [بقره: 154]
و یا
{وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ} یعنی: «و کسانی را که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده مشمار، بلکه آنان زنده‌اند و بدیشان نزد پروردگارشان روزی داده می‌شود.» [آل عمران: 169]
در این میان امروز خبر شهادت برادر غزه‌ای‌مان فعال فرهنگی و رسانه‌ای احمد ابوالروس را شنیدم و برای رفتنِ بی‌برگشتش اندوه‌گین گردیدم. کسی‌که کمتر رفتنی مانند رفتن او متأثرم ساخته است. احمد ابوالروس جوان مؤمنی بود که از مدت مدیدی است با وی آشنایم و فعالیت‌های روزانۀ وی را دنبال می‌کنم. او لحظه‌لحظۀ درد و رنج عزیزانِ غزه‌ای‌مان را مستند ساخت و همیشه در کنار خانواده‌های شهدا ایستاد و مصیبت‌دیدگان را دل‌داری داد و به آسیب‌دگان هم‌کاری کرد و کودکان و نونهالان غزه را با برنامه‌های مفید و متنوع خود سرگرم ساخت تا غمی از دل‌شان بزداید و لحظه‌ای و روح و روان‌شان را خرسند بدارد. او برای دلداری برادران و خواهران‌مان از هیچ تلاشی دریغ نورزید. او که کارکرد وی خود مایۀ غبطۀ همگان بود و ما به تلاش و تقلای او غبطه می‌خوریم، خود به مردم شمال غزه و ثبات و استقامت‌شان غبطه می‌خورد و آرزو داشت بشود پای اهل شمال غزه که صفوة الصفوة هستند، ببوسد. او در آخرین نوشته‌اش به تقدیر از ثبات و صمود و استقامت این مردم نوشت:
«هر کس از شما می‌تواند پای اهل ما در شمال غزه را ببوسد، این را کار را بکند.»
و سه روز پیش نیز در پیوند به بگو مگوهای آتش‌بس احتمالی نوشت:
«نشانه‌های امیدوارکننده‌ای در باره یک آتش بس احتمالی در حال افزایش است. از خداوند می‌خواهیم که این امر را به بهترین شکل برای ما محقق کند. جنگ پایان یابد و خداوند آتش آن را خاموش کند. آوارگان به خانه‌های شان باز گردند. خستگان به آرامش برسند و دل‌ها پس از مدت‌ها رنج، آرام گیرند.»
شهید احمد ابو الروس در کنار دیگر فعالیت‌های خویش، به پاس دوستی و اخوتی که با شهید خالد النبهان معروف به روح‌الروح داشت، روز جمعۀ گذشته مسجدی به نام وی در غزه تأسیس کرد و در مراسم افتتاحیۀ آن گفت:
«در روزی گرامی و در جمعه‌ای مبارک، امروز مسجد کاکا خالد نبهان ابوضیاء را افتتاح می‌کنیم. از خداوند می‌خواهیم که این عمل را خالصانه در ترازوی حسنات او قرار دهد و آن را از ما و شما قبول کند.»
اما امروز و لحظاتی قبل و شاید یک‌روز پیش از آتش‌بس، خداوند به پاسِ همۀ تلاش‌هایش کارنامۀ زندگی وی را با مهرِ سپاسِ شهادت آراست و او امروز خود با نوشیدنِ شهد شهادت، به استقبال آرامشی ابدی رفت و رفت تا در کنار دوستان و رفیقانِ خستگی‌هایش در صف شهدای امت بایستد و نام نیک و یادگار جاودانه‌ای از خود برای امت به جا گذارد. خداوند شهادت‌شان را بپذیرد و ما را از شفاعت‌شان بی‌بهره نگرداند! عبدالرحمن عزام هرات افغانستان #سوگ‌نوشت #یادداشت_های_آزاد @Dasetane_man

ــــــــــــــــــــــــــــــــ شکستنِ روتینِ زندگی... اگر در زندگی اتفاقِ جدید و ظروف و شرایطِ تازه‌ای به وجود نیاید، زندگی یک‌نواخت می‌گردد و این امر سبب می‌شود همه‌چیز برای انسان خسته‌کن و ملالت‌بار گردد؛ چون وقتی زندگی همیشه به یک روال ادامه یابد، امروزِ ما مثل دی‌روز و دی‌روزِ ما مثل پری‌روز خواهد بود، و فردا مانند امروز و پس‌فردا مانند فردای ما خواهد بود و این زنجیرۀ دنباله‌دار برای همیشه هم‌چنین امتداد خواهد یافت؛ و همین یک‌نواختی، دلِ انسان را از زندگی زده و زندگی را برای وی مکدر می‌سازد. اتفاق جدید در این میان اما، بسان معجزه‌ای است که او را با صفحۀ جدیدی از زندگی آشنا می‌کند و تداومِ این زندگی را بهانۀ خوبی می‌شود. دکتر جو دیسپِنزا محقق و عصب‌شناس، با تحقیقاتی در این زمینه، به این نتیجه رسیده است که ۹۰ درصد چیزهایی که ما در روز به آن فکر می‌کنیم، شبیه روز قبل و قبل‌تر و گذشتۀ ماست. او علت تکرار در زندگی و روزهای تکراری و شبیه‌به‌هم را در همین موضوع برشمرده است که منجر به یک‌نواختی می‌شود. او معتقد است «برای به وجود آمدن افکار جدید، باید اتفاق‌های جدیدی اطراف ما رخ بدهند و خودمان را در شرایط جدید قرار دهیم که به بار علم و آگاهی ما اضافه کند.» بنابراین، اگر در زندگی اتفاق جدیدی افتاد، پریشان نشویم، مضطرب نشویم، بی‌قرار نشویم؛ و حتی اگر زندگی روال یک‌نواختی به خود گرفت، به دنبال اتفاق جدیدی در زندگی بگردیم و به دنبال بهانه‌ای باشیم تا هر طور شده خود را از این روال بیرون بکشیم؛ حتی شده با خواندن یک کتاب؛ با دیدنِ یک فیلم؛ با ملاقات با یک دوست؛ با کوله‌بار بستن و پا به راه گذاشتن و برای مدتی از خود و خانه و خانواده و زندگی دور شدن. برویم تا روالِ یک‌نواختِ زندگی پُست بیندازد و ما پُست بیندازیم و باز دوباره انسان تازه‌ای از دلِ حوادث و اتفاق‌های پیش‌آمده، متولد شویم و انسانی دگر به خود و خانه و خانواده و زندگی برگردیم. 🗒️ سه‌شنبه؛ ۲۵ جدی ۱۴۰۳ 📷 دورهٔ «رشد شخصیت و توسعهٔ فردی» #روزنوشت #داستان_من #یادداشت_های_آزاد @Dasetane_man

‍ ــــــــــــــــــــــــــــــــ ۳۵ نکته پیرامون کتاب‌خوانی! ترجمه: عبدالرحمن عزام ۱. سخت‌ترین قسمت مطالعه، همان نشستن و شروع کردن است. ۲. کتاب‌های کسل‌کننده را کنار بگذارید تا جا برای کتاب‌های خوب باز شود. ۳. خواندن یک کتاب ممکن است زندگی شما را دگرگون نسازد؛ اما مطالعهٔ هر روز، همه‌چیز را دگرگون خواهد ساخت. ۴. از کتاب‌هایی که تازه نوشته شده‌اند، کمتر بخوانید و بیشتر کتاب‌هایی بخوانید که دهه‌هاست وجود دارند. ۵. اگر روزی گفتید وقت کتاب‌خواندن ندارید، فقط نگاهی به زمان استفاده از گوشی خود بیندازید. ۶. همه انواع کتاب‌خوانی، مطالعه هستند؛ همهٔ انواع اعم از کتاب چاپی، الکترونیکی، صوتی و... را تجربه کنید تا بهترین نوع را برای خود انتخاب کنید. ۷. تعداد کتاب‌هایی که می‌خوانید مهم نیست، مهم تعداد کتاب‌هایی است که شما را تغییر می‌دهند. ۸. گوشی خود را بی‌صدا کنید و در اتاق دیگری بگذارید؛ بعد می‌بینید تمرکزتان ۱۰ برابر می‌شود. ۹. کتاب‌های خوب را بخوانید، کتاب‌های عالی را دوباره بخوانید، و کتاب‌های بی‌نظیر را دوباره بخرید. ۱۰. این‌طور نیست که کتاب‌خوان باشید و به کتاب‌خواندن شروع کنید؛ بلکه باید کتاب بخوانید تا کتاب‌خوان شوید. ۱۱. بهتر است یک کتاب را کنار بگذارید به‌جای این‌که به شکل کامل مطالعه را متوقف کنید. ۱۲. اگر کتابی زندگی شما را تغییر داد، خواندنِ هرسالهٔ آن را به عنوان یک هدف برای خود تعیین کنید. ۱۳. کتاب‌هایی را که از آن‌ها لذت نمی‌برید، هدیه دهید؛ شاید برای دیگران جالب باشند. ۱۴. تندخوانی یعنی دو برابر سریع‌تر بخوانید و نصف مطالب را به خاطر بسپارید. ۱۵. بهترین مکان‌ها برای مطالعه، هواپیما، ساحل و باغ‌ها هستند. ۱۶. مهارتی که هر کتاب‌خوان باید یاد بگیرد، این است که خودش برای خود کتاب برگزیند، نه اینکه منتظر انتخاب دیگران باشد. ۱۷. خواندن خلاصهٔ یک کتاب و فکر کردن به این‌که آن را فهمیده‌اید، مثل دیدن تیزر فیلم و فکر کردن به این است که کل فیلم را فهمیده‌اید. ۱۸. ایراد تندخوانی این است که هرگاه کتابی را توانستی سریع بخوانی، در حقیقت آن کتاب شایستهٔ خواندن نیست؛ زیرا کتاب‌هایی که ارزش خواندن دارند، معمولاً سرعت شما را کم می‌کنند و شما را به تفکر وا می‌دارند. ۱۹. هدف مطالعه، عمل به دانسته‌هاست، نه حفظ کردن آن‌ها؛ پس به‌جای حفظ و یادآوری دانسته‌ها، آنان را در زندگی به کار ببندید. ۲۰. برای ایجاد عادت کتاب‌خوانی، روزانه فقط دو دقیقه مطالعه در برنامهٔ خود تعیین کنید؛ این اندازه آن‌قدر کم است که نمی‌توانید بهانهٔ منطقی و معقولی برای ترک آن بیاورید. ۲۱. کسی که خلاصهٔ یک کتاب را می‌نویسد، ده برابر بیشتر از کسی که آن را می‌خواند، بهره می‌برد. ۲۲. اگر کتابی خواندید و رفتار یا فکرتان تغییر نکرد، بدانید یا کتاب ضعیف بوده است یا شما چیزی از آن فرا نگرفته‌اید. ۲۳. خرید کتاب به معنای تعهد برای تمام کردن آن نیست. ۲۴. کسی که بیشتر از صد کتاب را در یک سال می‌خواند، یا بابت آن پول می‌گیرد (مثل نویسنده یا محقق) یا داستان‌های تخیلی می‌خواند. ۲۵. هیچ‌کس دو بار یک کتاب را نمی‌خواند؛ چرا که برای بار دوم، نه کتاب همان کتاب است و نه فرد همان فرد. ۲۶. خرید کتاب سرمایه‌گذاری است، نه هزینه؛ چون ممکن است کتابی که به صد افغانی خریده‌اید، ده‌ها و صدها برابر بیشتر برای شما سود بیاورد و به نفع‌تان تمام شود. ۲۷. محیط مطالعه، از انگیزهٔ مطالعه مهم‌تر است. کتاب متوسطی را در کتاب‌خانه راحت‌تر می‌خوانید تا کتاب خوبی را در یک مهمانی. ۲۸. همیشه کتابی همراه خود داشته باشید؛ چون نمی‌دانید چه زمانی فرصت خواندن پیش می‌آید. ۲۹. به کتاب فرصت بدهید تا با شما ارتباط برقرار کند؛ در غیر آن، اگر با شما ارتباط نگرفت و علاقه‌مند آن نشدید، رهایش کنید. ۳۰. همیشه یک کتاب الکترونیکی یا صوتی روی گوشی خود داشته باشید، تا هرگاه فرصتی دست داد، از آن بهره ببرید. ۳۱. بیشترین احترام به نویسنده این است که نشان دهید کتابش را خوانده و از آن استفاده کرده‌اید و این در صورتی است که نشان خواندن و گذشتن شما در آن مشهود باشد، در غیر آن، فکر می‌کند کتابش را نخوانده‌اید. ۳۲. وقت بیشتری برای خواندن کتاب‌های کوتاه بگذارید؛ برخی از عمیق‌ترین درس‌ها در کتاب‌های کوتاه نهفته‌اند. ۳۳. برای مشکلات همیشگی، کتاب‌های همیشگی بخوانید و برای مشکلات امروزی، کتاب‌های امروزی. ۳۴. کتاب‌ها بهترین میانبر زندگی‌اند؛ با صد افغانی می‌توانید ده سال تجربه را در ده ساعت یاد بگیرید. ۳۵. بهترین زمان برای شروع کتاب‌خوانی، ده سال پیش بود؛ دومین زمان عالی، همین امروز است؛ همین اکنون. شروع کن! #داستان_من #کتاب_بخوانیم #مهارت_مطالعه @Dasetane_man

ــــــــــــــــــــــــــــــــ چند نکته... ۱.  پدیده‌های طبیعی همان‌طور که طبیعی‌اند، همان‌طور هم می‌توانند عذاب الهی باشند؛ چنان‌چه برای قوم عاد و ثمود و نوح و سدوم و... بود. ۲.  خداوند صبور و حلیم است و هر گناه و معصیتی را از بنده‌اش تحمل می‌کند؛ اما متکبر و جبار هم هست و هیچ‌گاه ادعای فرعونیت و خدایی را از کسی تحمل نمی‌کند و از مدعیان آن نمی‌گذرد؛ چنان‌چه از فرعون و نمرود و قارون و هامان نگذشت و از مدعیان تفرعن امروزی نیز نخواهد گذشت. ۳.  این‌که چرا آتش، چون عذابِ با آتش که مختص خداوند است، از جنس همان ادعای خدایی است که ویژۀ خداوند است؛ لذا کسی را که مدعی اشتراک در خدایی او باشد، به عذابی گرفتار می‌کند که ویژۀ اوست؛ حالا چه در دنیا و چه در آخرت؛ با درنظرداشت این‌که عذاب عمومی از این امت برداشته شده است. ۴.  چرا برای یهودیان اسرائیل این عذاب نیامد و برای ایادی هم‌کارش آمد؛ چون حساب خداوند با یهود جداست و خود آنان را وعده داده است و هنگامی که هنگام آن فرا برسد، عذاب سختی دامن‌شان را خواهد گرفت و آن‌گاه نه راه پس خواهند داشت و نه راه پیش، و نه آسمان بر آنان خواهد گریست و نه زمین. ۵.  حساب ملت آمریکا جداست؛ آنانی که صدای داعیۀ فلسطین را بلند کردند و از راه دور در کنار مردم مسلمان فلسطین ایستادند؛ برای همین هم هست که تلفات انسانی این قضیه کم است؛ در حالی که آسیب مالی و ضعف مهار آتش، خود مایۀ بی‌آبرویی دولتِ آمریکا و ایادی هم‌دست و هم‌داستان وی شده است. ۶.  خداوند فراموش نمی‌کند؛ ممکن است مهلت بدهد؛ اما هرگز فراموش نمی‌کند و گرفت او سخت و سنگین خواهد بود. #روزنوشت #یادداشت_های_آزاد @Dasetane_man

Repost from آن روزها...
ــــــــــــــــــــــــــــــــ ♥️ دوستان عزیز سلام علیکم! 🏷️ کانال پیام زندگی به هدف تولید محتوای کوتاه، راه‌‌اندازی شده ا
ــــــــــــــــــــــــــــــــ ♥️ دوستان عزیز سلام علیکم! 🏷️ کانال پیام زندگی به هدف تولید محتوای کوتاه، راه‌‌اندازی شده است تا شما عزیزان محتوای پیام‌های آن را از طریق پیام مبایل یا شبکه‌های اجتماعی به دوستان خویش بفرستید. 🔻 این‌جا در هفته دو پیام برای نشر و بهره‌بری بارگذاری خواهد شد. 🚨 در پیام زندگی منتظر حضور شما خوبان هستیم! #پیام_زندگی @Payame_Zendegi

📚 چه بخوانیم! ✍️ عبدالرحمن عزام 🏷️ در پیوند به یادداشت‌های پیشین و مبنی بر خواست هم‌راهان، در یادداشت امروز، ضمن معرفی چند زمینه در راستای کتاب‌خوانی، برنامه‌ای به عنوان نمونه برای مطالعۀ یک سالِ علاقمندان نیز تقدیم می‌داریم. در زمینۀ مطالعه، بهتر همان است که علاوه بر تمرکز روی یک حوزۀ خاص به عنوان تخصص، هم‌زمان در چند عرصۀ دیگر نیز مطالعه داشته باشیم. این عرصه‌ها بنا به خواست و برنامۀ هر کسی تنظیم می‌شود که ما به عنوان پیش‌نیاز هر کتاب‌خوان، چهار عرصۀ «دعوت، تربیت و اندیشۀ اسلامی»، «تاریخ، سیرت و زندگی‌نامه»، «مهارت و آیین زندگی» و «ادبیات» را پیشنهاد کرده و به فراخور آن، به ترتیب هر عرصه کتاب‌هایی نیز به معرفی می‌گیریم؛ طوری‌که کتاب‌خوان گرامی با مطالعۀ یک کتاب در هر یک از این عرصه‌ها در خلال یک ماه، به آسانی می‌تواند در هفته یک کتاب و در ماه چهار و در سال قریب به پنجاه کتاب بخواند. ⛔ البته کتاب‌هایی که این‌جا به عنوان نمونه ذکر رفته‌اند، گزینشِ ما از بهترین کتاب‌هایی است که در این عرصه خوانده‌ایم و این امر به معنای رد بقیه کتاب‌ها و نادیده گرفتنِ ارزش و اهمیت‌شان نیست؛ و هر کس می‌تواند بنا به خواست و شناخت خویش، در هر یک از این زمینه‌ها کتابی دیگر جای‌گزین کرده و برنامۀ خویش را به موفقیت و علاقه به پیش ببرد. 🌙 ماه اول: 📖 کتاب اول: آن‌چه هر جوان باید بداند؛ عبدالله ناصح علوان؛ 📖 کتاب دوم: نبی رحمت؛ امام ابوالحسن ندوی؛ 📖 کتاب سوم: از زندگی لذت ببر؛ دکتور محمد العریفی؛ 📖 کتاب چهارم: داستان مجاهد؛ نسیم حجازی. 🌙ماه دوم: 📖 کتاب اول: بیداری اسلامی و فرهنگ اختلاف؛ دکتور یوسف قرضاوی؛ 📖 کتاب دوم: خورشید نبوت؛ صفی‌الرحمن مبارک‌پوری؛ 📖 کتاب سوم: مدیریت زمان؛ عبداللطیف ناروئی؛ 📖 کتاب چهارم: سپهسالار (محمد بن قاسم)؛ نسیم حجازی. 🌙ماه سوم: 📖 کتاب اول: سران غرب می‌گویند؛ عبدالودود یوسف؛ 📖 کتاب دوم: خط مشی سیاسی در سیرۀ نبوی؛ منیر محمد غضبان؛ 📖 کتاب سوم: از شنبه؛ محمدپیام بهرام‌پور؛ 📖 کتاب چهارم: یوسف بن تاشفین؛ نسیم حجازی. 🌙ماه چهارم: 📖 کتاب اول: جنگ فکری؛ یحیی محمد الیاس؛ 📖 کتاب دوم: پیام‌آور رحمت؛ دکتور راغب سرجانی حنفی؛ 📖 کتاب سوم: رازهای موفقیت مردان بزرگ؛ عبداللطیف ناروئی؛ 📖 کتاب چهارم: وا اسلاماه؛ علی‌احمد باکثیر. 🌙ماه پنجم: 📖 کتاب اول: دستاوردهای تمدن اسلامی و نقش آن در رنسانس؛ عبدالله ناصح علوان؛ 📖 کتاب دوم: در سایۀ سیرت پیامبر؛ دکتور عمرو خالد؛ 📖 کتاب سوم: سازندگان زندگی؛ دکتور عمرو خالد؛ 📖 کتاب چهارم: قدس در فراق فاروق؛ نجیب گیلانی. 🌙ماه ششم: 📖 کتاب اول: پژوهشی در باب مقاصد شریعت؛ دکتور یوسف قرضاوی؛ 📖 کتاب دوم: جلوه‌هایی از اخلاق پیامبر؛ محمد الحوفی؛ 📖 کتاب سوم: صد راز شادزیستن؛ ایوب گنجی؛ 📖 کتاب چهارم: ندای ایمان؛ بنت‌الهدی صدر. 🌙ماه هفتم: 📖 کتاب اول: آسیب‌شناسی دین‌داری و دعوت‌گری؛ دکتور محمد نوح؛ 📖 کتاب دوم: تاریخ گسترش اسلام در جهان؛ فریدون اسلام‌نیا؛ 📖 کتاب سوم: راهی به سوی دل‌ها؛ عباس سیسی؛ 📖 کتاب چهارم: در جستجوی آزادی؛ نجیب گیلانی. 🌙ماه هشتم: 📖 کتاب اول: فهم صحیح از اسلام؛ دکتور یوسف قرضاوی؛ 📖 کتاب دوم: سلسلۀ تاریخ دعوت و اصلاح؛ امام ابوالحسن ندوی؛ 📖 کتاب سوم: صنعت زندگی؛ محمد احمد راشد؛ 📖 کتاب چهارم: ملت عشق؛ الیف شافاک. 🌙ماه نهم: 📖 کتاب اول: ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمین؛ استاد ابوالحسن ندوی؛ 📖 کتاب دوم: ستارگان قرن دوم؛ عبدالرحمن رأفت پاشا؛ 📖 کتاب سوم: تختخوابت را مرتب کن؛ ویلیام اچ مک ریون؛ 📖 کتاب چهارم: گرگ‌های دوندر؛ سیامک هروی. 🌙ماه دهم: 📖 کتاب اول: بایدها و نبایدهای دین و سیاست؛ دکتور یوسف قرضاوی؛ 📖 کتاب دوم: به سوی هم‌زیستی؛ عمرو خالد؛ 📖 کتاب سوم: سی درس از سی سال زندگی؛ استاد حیدر حمید؛ 📖 کتاب چهارم: تنگسیر؛ صادق چوبک. 🌙ماه یازدهم: 📖 کتاب اول: نقش اعمال در زندگی دنیا و آخرت؛ مولانا اشرف‌علی تهانوی؛ 📖 کتاب دوم: رادمردان زبدۀ تاریخ؛ شیخ علی طنطاوی؛ 📖 کتاب سوم: آیین دوست‌یابی؛ دیل کارنگی؛ 📖 کتاب چهارم: تبسمِ نور؛ صدیق قطبی. 🌙ماه دوازدهم: 📖 کتاب اول: اصلاح قلب‌ها؛ دکتور عمرو خالد؛ 📖 کتاب دوم: جمعی از بزرگان اسلام؛ محمد سعید مرسی؛ 📖 کتاب سوم: غم مخور؛ عائض القرنی؛ 📖 کتاب چهارم: قصه‌های مجید؛ هوشنگ مرادی کرمانی. 🚨 آن‌چه در سطور بالا بیان شد، برنامه‌ای رهنمودی است و برای همه راه‌گشا خواهد بود تا در آینده در عرصه‌های گزینشی خویش، خود با کتاب‌های بهتر و بیشتری آشنا شده و مسیر مطالعه را برای همیشه ادامه دهند. بمنه و کرمه 👤 آیدی ارتباط 👇 @Azzam_timori #روزنوشت #یادداشت_های_آزاد @Em_Roozam

ــــــــــــــــــــــــــــــــ داستانِ من؛ این‌جا داستانِ من است؛ داستانی که در حقیقت، زندگی است و روایت هر روزش، پازلی از
ــــــــــــــــــــــــــــــــ داستانِ من؛ این‌جا داستانِ من است؛ داستانی که در حقیقت، زندگی است و روایت هر روزش، پازلی از نقشه‌ای کامل که می‌رویم تا پایانِ راه این تکه‌ها را به روایت بنشینیم و این داستان را بسراییم، که پایان این راه، نه فرصتی برای روایتِ قصه است و نه هنگامی برای سرودنِ داستان. بیایید تا هستیم و زندگی باقی است، داستانِ‌مان را روایت کنیم! ⛔ داستانِ زندگی شما چیست؟ #داستان_من #یادداشت_های_آزاد @Dasetane_man

ــــــــــــــــــــــــــــــــ آیا به تعداد فصل‌های عمرمان کتاب خوانده‌ایم؟! آیا شده تاکنون طی یک روز یک کتاب بخوانید؟ آیا تصور کرده‌اید اگر هر روز یک کتاب می‌خواندید، چه می‌شد و این کار را برای چند روز می‌توانستید ادامه بدهید؟ سه روز؟ یک هفته؟ ده روز؟ یک ماه؟ یک فصل، و آیا می‌توانستید برای یک سال این کار را ادامه دهید؟ اصلا؛ آیا تصور می‌کنید کسی بتواند چنین کاری را در خلال یک سال انجام دهد؛ یعنی هر روزش را با یک کتاب جدید آغاز کند و پایان روز خاتمه‌بخش آن کتاب باشد؟ آیا این امر ممکن است؟ تصور می‌کنید کسی چنین کاری کرده باشد؟ بیایید ببینیم چنین چیزی ممکن است؟ بله، ماجرای کتاب «تولستوی و مبل بنفش» چنین است. این کتاب که خاطرات جذابی است از نویسندۀ آن، «پروژۀ کتاب‌خوانی متحول‌کنندۀ یک‌سالۀ نویسنده‌اش را شرح می‌دهد. نینا سنکویچ در پی یک تراژدی شخصی که مرگ ناگهانی خواهرش ماری است، دچار غم و اندوهی عظیم می‌شود و برای یافتن آرامش و بازیابی خود، به کتاب پناه می‌برد و سفری را در جهان کتاب‌ها آغاز می‌کند. او پروژه‌ای یک‌ساله برای خودش تعریف می‌کند؛ این‌که یک سال بنشیند و کتاب بخواند و بخواند و بخواند.» او سرانجام با گذشت یک سال و کسب تجارب مختلفی از خلال کتاب‌های متفاوت، خود را باز می‌یابد و سپس اقدام به نوشتن تجارب خویش می‌کند که می‌شود این کتاب. البته ذکر «مبل بنفش» در عنوان کتاب، اشاره به پناه‌گاهش دارد؛ مبل بنفشی که گوشۀ اتاق اوست و بر روی آن پروژۀ خواندن را شروع می‌کند و نام «تولستوی» هم برای این است که این نویسنده الهام‌بخش اصلی اوست و بسیاری از ایده‌ها و بینش‌هایش را در افکار و عقاید این مرد می‌یابد. بگذریم از چند و چون این کتاب که شاید خود بروید و بخوانید و ببینید که حاوی همۀ تجارب یک‌سالۀ نویسنده با کتاب و کنار آمدن با اندوه است؛ اما بیاییم از خود بپرسیم ما برای چند روز تاکنون هر روز تجربۀ مطالعۀ یک کتاب را داشته‌ایم، و آیا شده هر روز یک کتاب بخوانیم؛ اصلا هر روز هیچ، شده هر هفته یک کتاب بخوانیم؛ یا حداقل در یک ماه یک کتاب بخوانیم؛ یا حداقل حداقل در هر فصل یک کتاب بخوانیم؟ از این‌که نمی‌شود پایین‌تر رفت، و اگر به تعداد سال‌های عمرمان کتاب نخوانده باشیم؛ شاید ارزش زندگی را درک نکرده و لایق این سال‌ها نبوده باشیم! بیایید صادقانه از خود بپرسیم: آیا به تعداد فصل‌های عمرمان کتاب خوانده‌ایم؟! #روزنوشت #داستان_من #یادداشت_های_آزاد @Dasetane_man

زمستان غزه، مانند هیچ زمستانی نیست! ما وقت کافی برای گریه کردن نداریم... ما دریاهایی از گریه‌های به تأخیر افتاده داریم. ما وق
زمستان غزه، مانند هیچ زمستانی نیست!
ما وقت کافی برای گریه کردن نداریم...
ما دریاهایی از گریه‌های به تأخیر افتاده داریم.
ما وقت کافی برای بازگو کردن تمام آنچه بر ما گذشته است نداریم...
ما داستان‌هایی داریم که اگر از امروز تا روز قیامت روایت شوند، تمام نمی‌شوند.
#الرعب #ایمن_العتوم #برشی_از_کتاب @Dasetane_man

ــــــــــــــــــــــــــــــــ تغییر... تغییر، امری آنی و لحظه‌ای است و یک آن به دست می‌آید؛ همان‌طور که امری تدریجی و گام‌به‌گام است و تحقق آن زمان می‌برد؛ یا به تعبیری، تغییر یک آن و یک مرتبه آغاز می‌گردد؛ همان‌طور که گذرِ زمان و گذشتِ سالیان آن را محقق می‌سازد؛ یا به عبارتی دیگر، تغییر، جرقۀ آتشی است بر خرمنِ کاهِ زندگی؛ همان‌طور که دست و دوکی است برای تبدیل خانۀ پر پنبه به ریسمانی بلند و پارچه‌ای نرم و آستینی نو. تغییر طوری که از خلالِ گذرِ زمان و چشیدنِ تلخ و شیرین زندگی محقق می‌شود، درست همان‌طور در لختی زمان نیز کلید می‌خورد و آغاز یک تحول را سبب می‌شود؛ طوری که شما با شنیدنِ یک صحبت؛ با دیدنِ یک صحنه؛ با خواندن یک صفحه؛ با گفتن یک جمله؛ با شنیدنِ یک گفتگو؛ با دیدنِ یک فیلم؛ با خواندنِ یک کتاب؛ با روایتِ یک روی‌داد و با طی کردن یک کوچه، دیگر آن آدم سابق نخواهید بود و به راهی روی خواهید آورد که به کعبه منتهی شود؛ خلافِ آن رهی که شما را به ترکستان راه می‌نمود. با این نگاه، می‌توان گفت، تغییر هم در آینده و در چشم‌اندازی دور قابلِ دیدن است و هم ناگاه و ناگهان همانند همایی بر شانۀ ما می‌نشیند و نمی‌شود حتی یک لحظه آن را پیش‌بینی کرد. بنابراین، باید برای تغییر و تحول، به هر دو صورتِ آنی و تدریجی آن، آمادگی داشت و برنامه‌ریزی کرد؛ هم برنامه‌ای برای هفته و ماه و سال و روزگار آیندۀ عمر، و هم زمینه‌سازی‌ای برای حصول آن در لحظه‌ها و آنات پیشِ روی و پیشِ پای‌مان. #روزنوشت #داستان_من #یادداشت_های_آزاد @Dasetane_man

ــــــــــــــــــــــــــــــــ به بهانهٔ فصل جدید... شخصیت ما آمیخته‌ای است از کتاب‌هایی که می‌خوانیم، فیلم‌هایی که می‌بینیم، آهنگ‌ها و آواهایی است که می‌شنویم، اماکنی که سفر می‌کنیم، و شخصیت‌هایی که ملاقات می‌کنیم. با این نگاه، هر چه بیشتر کتاب بخوانیم، فیلم ببینیم، آوا و آواز بشنویم، سفر کنیم، و با دوستانِ هم‌داستانِ خویش ملاقات و مصاحبت داشته باشیم، شخصیت ما پخته‌تر و دامنۀ دیدمان پهن‌تر خواهد شد. مطالعه که یکی از این عوامل مهمِ سازندۀ شخصیت ماست، زمینۀ وسیع و عرصۀ گسترده‌دامنی است که انتخاب گوشه‌ای از این عرصۀ وسیع و زمینۀ گسترده‌دامن، امری مشکل است و این امر، اینک با سرازیریِ روزانۀ موج بزرگی از کتاب‌های مختلف و متفاوت در دریای زندگی ما، به امری نسبتا مشکل‌تر تبدیل شده است؛ با آن‌هم عالمان این عرصه، توصیه می‌کنند به مستوای گستردگی این عرصه، مطالعۀ شما نیز نباید خشک و منجمد و منحصر باشد؛ لذا می‌توان در زمینه‌های مختلف کتاب‌های متعددی خواند؛ اما، در کنار این‌که از هر چمن سمنی می‌گیرید و از هر عرصه کتابی می‌خوانید، بکوشید کتاب‌های یک عرصه یا علم و موضوعی را کامل بخوانید تا در کنار دارا بودن از دریایی به عمق یک انگشت، آب‌گیرۀ عمیق‌تری هم داشته باشید تا اگر خواستید بتوانید در آب آن غوطه‌ور شوید و از آن بهره ببرید. با آن‌چه گفته آمدیم، زمان بهانه‌ای است برای این امر، تا حال و هوای‌مان برای بهره‌بری بهتر و بیشتر، آماده‌تر شود و در این میان، پرسش‌هایی همانند این‌که در فلان فصل چه خواندی و در فلان فصل چه دیدی و چه کردی، ما را به ادامۀ راه‌مان مستعد می‌سازد تا تا رسیدن به منتهای مسیر و کمایی مقصود، پا از راه و دست از کار نکشیم. در این میان زمستان بهانه است؛ چنان‌چه بهار و تابستان و خزان نیز؛ بیایید هر فصل و موسمی را نشانه و بهانه‌ای برای نو شدن و آغاز دوباره بگردانیم تا با بررسی گذشته و نگرشی به آینده، از خود بپرسیم در فصل و مقطعی که گذشت، چه کردیم، و در فصل و مقطعِ آینده چه خواهیم کرد؛ و سپس به صادقانه به این پرسش پاسخ دهیم؛ اگر چه فقط برای خود؛ فقط برای آدمی در آیینه... #روزنوشت #داستان_من #یادداشت_های_آزاد @Dasetane_man

ــــــــــــــــــــــــــــــــ الحمدُ للهِ الذي بنعمته تتمُّ الصَّالحات! هم‌گام با پایان سال ۲۰۲۴ میلادی، به توفیق خداوند حکیم، ترجمۀ کتاب «وَ تِلکَ الأیَّام» نوشتۀ نویسندۀ زیباقلم دکتور ادهم شرقاوی را به پایان رساندم که بر این امر، خدای خویش را سپاس‌گزارم و توفیق وی را همواره رفیق راه خویش می‌خواهم؛ چون هر نعمتی که در زندگی وجود دارد، از آنِ اوست و اوست که خود فرمود: «وَ مَا بِکُم مِن نِعمَة فَمِنَ اللهِ/ آن‌چه از نعمت‌ها دارید، همه از سوی خدا است» [نحل: ۵۳] این کتاب که محتوایش پیرامون رویدادهای تلخ و شیرین تاریخ است، نامش را از قسمتی از آیۀ ۱۴۰ سورۀ مبارکۀ آل عمران وام گرفته است؛ جایی که به نبرد احد اشاره دارد و یادآور رویدادی است که پیامبر و یارانش بعد از بهروزی و پیروزیِ نبرد بدر، طعم تلخ شکست را در آن چشیدند و رفتند تا برگی دیگر از تقویم تاریخ دعوت را رقم و ورق بزنند و اندرزهای حکیمانه‌ای برای رهروان راه خویش بر صفحات آن حک نمایند. خداوند متعال در این آیه به آنان یادآور می‌شود که «اگر به شما در جنگ احد جراحتی رسیده است و به جان‌تان گزندی و به دارایی‌تان زیانی وارد آمده است، نگران و پریشان نشوید، به آن جمعیت نیز در جنگ بدر جراحتی همانند آن رسیده است، و ما این روزهای پیروزی و شکست را در میان مردم دست‌به‌دست می‌گردانیم و گاهی بهرۀ اینان و گاهی نصیب آنان می‌نماییم تا ثابت‌قدمان بر ایمان را از سایرین جدا سازد و مؤمنان شناخته شود...» او تعالی این امر را برای آن یادآور می‌شود تا مسلمانان بدانند که راه و مسیر انسان همیشه هموار نیست و وی در زندگی خویش به فراز و فرودهای عدیده‌ای بر می‌خورد و آن‌چه در این مطلوب و مقصود است، ثبات قدم و ایستادگی در برابر نابرابری‌ها و تلاش و تقلا در هنگامه‌های سربلندی و سرفرازی‌هاست؛ امری که در برگ‌برگ این کتاب با ذکر رویدادهای مختلف تاریخ بشریت به وفرت تذکر رفته است و انسان را به پستی-بلندی‌های عدیده‌ای آشنا می‌سازد تا از هر یک در زندگی خویش به درستی درس گرفته و برای پیشبرد راه و رسم زندگی به کار بندد. در فرجام، امید داریم محتوای موجود این کتاب، روزی آذین‌بند صفحات سفیدی شود تا همگام با تقویم زندگی، رویدادهای آن را ورق بزنیم و برگ‌های آن را ببوییم و رهنمودهای آن مشعل راه زندگی خویش گردانیم. بمنه و کرمه 🗓️ چهارشنبه یکم جنوری ۲۰۲۵ میلادی #روزنوشت #داستان_من #یادداشت_های_آزاد @Dasetane_man

ــــــــــــــــــــــــــــــــ کشاکش همیشگی حق و باطل حقیقتِ حق و باطل همیشه روشن است و سمت‌وسوی طرف‌داران و هواخواهان این
ــــــــــــــــــــــــــــــــ کشاکش همیشگی حق و باطل حقیقتِ حق و باطل همیشه روشن است و سمت‌وسوی طرف‌داران و هواخواهان این دو نیز مشخص. رهروان باطل اندک‌اند و رهپویان حق نیز کم، و در میانۀ این دو، تودۀ مردم‌اند که سمت‌وسوی مشخص و راه و جای معینی ندارند و با نگاه به دعوت باطل‌گرایان و استدلال حق‌مآبان، سمت‌وسویی بر می‌گزینند و مشعلی برای روشنی راه خویش به دست می‌گیرند که این راه و این انتخاب، به فراخور هدفی که گزیده‌اند، به کعبۀ سعادت یا ترکستانِ شقاوت می‌رسد؛ چه، هر یک از گزیدندگان این دو، مدیون و ممنون تبیین درستِ حق‌گرایان از حقیقت و فراخوان جالب و جاذب باطل‌مشربان از سرابِ آن است که برای آنان نُموده و به نمایش گذاشته‌اند تا خود با پا گذاشتن به راهی که گزیده‌اند، به هدف مزعوم و سراب موهوم خود برسند. این کشمکش و این فراخوان، همواره در میدان زندگی هست و چرخۀ آن جریان دارد و هیچ زمان و در هیچ زمینی برای همیشه خاموش نخواهد شد؛ تو در این میان اما، بکوش در صفِ داعیان حق و حقیقت، و یا رهرو مسیر آنان باشی؛ نه سپاهی باطل و آتش‌گیرۀ دوزخ و شعلۀ مشعل شیطان. #روزنوشت #داستان_من #یادداشت_های_آزاد @Dasetane_man

جمله‌ی من؛ هر روز، یک‌جمله جمله‌های این هفته... شنبه:
ادعا معیارِ حق و درستی نیست؛ چون همیشه همۀ آن‌چه دیگران می‌گویند و ادعا می‌کنند حق و درست نیست و سکوت و بی‌ادعایی عده‌ای هم به نادرستی تعبیر نباید تعبیر شود؛ چون ممکن است حقایقِ بسیاری در نهاد انسان‌های خاموش نهفته باشد و کج‌کیشی‌هایی هم در پشت ادعایِ صداقتِ عده‌ای دیگر پنهان.
یک‌شنبه:
قدردان کسانی باشیم که قدر ما را می‌دانند و همواره مشتاق دیدار و حضور ما هستند و دیدن و رفت‌وآمدِ با ما، جزو برنامه‌های زندگی‌شان است و اگر روزی نیایند و آنان را نبینیم و ما را نبینند، گویا چیزی گم کرده‌ایم و چیزی گم کرده‌اند.
دوشنبه:
ارزش عمر انسان به طول آن نیست؛ بلکه به کارهای مفیدی است که در خلال این عمر انجام شده است.
سه‌شنبه:
آن‌که با خدا راست است و درست رفتار می‌کند، همه با او راست خواهند بود و درست رفتار خواهند کرد؛ حتی اطفال خردسال و حیوانات بی‌زبان و جمادات بی‌جان.
چهارشنبه:
انسان خردمند نباید خود را به چاله و چالش بیندازد و درگیر موضوعات پیش پا افتاده کند؛ زیرا این امر او را از امور مهم و مفید زندگی دور کرده و فرصت‌ها را از وی می‌گیرد، و به مرور زمان توانایی‌هایش را به تحلیل می‌برد و او را ناکارآمد می‌کند.
پنج‌شنبه:
آنانی که به دیگران به دیدۀ قدر و منزلت می‌نگرند، هم خود شخصیت خویش را نگه داشته‌اند و هم دیگران به آنان احترام قایل خواهند بود؛ اما برخلاف، کسانی که دیگران را به دیدۀ تحقیر می‌نگرند، نه به خود احترامی قایل‌اند و نه دیگران آنان را شایستۀ قدر و منزلت می‌دانند.
جمعه:
صبح‌ها مایۀ خیر و برکت هستند؛ آنانی که صبح زودتر از دیگران زندگی را آغاز می‌کنند، همیشه یک قدم از همه در زندگی جلوتر هستند.
#جمله‌ی_من #هرروز_یک‌جمله @Dasetane_man

📖الرعب؛ حکایة‌الحرب فی غزة ✍️ بقلم أیمن‌العتوم #غزه #الرعب #ایمن_العتوم @Dasetane_man
📖الرعب؛ حکایة‌الحرب فی غزة ✍️ بقلم أیمن‌العتوم #غزه #الرعب #ایمن_العتوم @Dasetane_man

برگی از کتاب... هر زنده‌جان، در معرض مرگ و مردن است و هر موجود، فانی و در رهگذرِ نابودی. هر جنبنده‌ای نابودشدنی است. ما می‌می
برگی از کتاب... هر زنده‌جان، در معرض مرگ و مردن است و هر موجود، فانی و در رهگذرِ نابودی. هر جنبنده‌ای نابودشدنی است. ما می‌میریم و شما نیز می‌میرید و به زودی هم ما و هم شما به زیر زمین قرار خواهیم گرفت. چه تفاوتی میان ما و شما وجود دارد؟! ما بر عمر شما نمی‌افزاییم و شما نیز از عمر ما نمی‌کاهید. ما با موشک و بمب و انفجار می‌میریم و شما با پیری و فرتوتی و کهن‌سالی. ما با خمپاره خواهیم مرد و شما با سرطان. همه در نهایت می‌میریم. پس تفاوت در کجاست؟! تفاوت در آن‌جاست! آن‌جا که حیات، ابدی و زندگی سرمدی است. این‌جا که زندگی نیست. چه بیچاره است آن‌که معتقد است زندگی این‌جاست. این‌که به جای زندگی، اضطراب و پریشانی است. زندگیِ این‌جا، به مقتضای حرکتی است که منحیث یک موجود داریم و سپس به حقیقت خویش در دنیای بازپسین باز خواهیم گشت. در آن روزهای اضطراب و آشفتگی حرکت خویش، ما عاشق گل بودیم و شما مشتاق خار. ما در پیِ افروختنِ شمعی بودیم و شما به دنبالِ گشودن و گسترانیدنِ پرده‌های تاریکی. شاید، این، همان تفاوت بزرگ ما و شما باشد. 📖الرعب؛ حکایة‌الحرب فی غزة؛ بقلم أیمن‌العتوم #غزه #الرعب #ایمن_العتوم @Dasetane_man

از میان چینه‌های ویرانی، گل‌های زیبایی پدید می‌آیند تا به ما بگویند که فردای بهتری از امروز و دیروز وجود دارد و این غصه فقط د
از میان چینه‌های ویرانی، گل‌های زیبایی پدید می‌آیند تا به ما بگویند که فردای بهتری از امروز و دیروز وجود دارد و این غصه فقط دمی است و خواهد رفت. در میان آوار خانه‌ها، نخل‌ها می‌ایستند و قد علم می‌کنند تا با تمام قوت و قدرت برای ما بگویند که ما می‌مانیم و ریشه دوانده‌ایم و عزم و همت ما، ابرها را می‌خراشند و کار و امر ما، به بلندای نخل‌ها خواهد رسید؛ زیرا ما در زیر عرش خداوند بلند مرتبه و توانا قرار داریم. در میان همه صداهای خفته و خسته، و عذاب و زخم و درد، غروب به ما خاطرنشان می‌سازد که این شر، غروب کرده و ناپدید می‌شود و خورشید آزادی دوباره طلوع خواهد کرد. مجد المدهون فلسطین؛ غزه #داستان_من @Dasetane_man