silk's life
Open in Telegram
300
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-530 days
Posts Archive
300
عید همگی مبارکک✨(با چار ساعت دیلی چون خوابیدم😭) امیدوارم از اون سالایی باشه که پشماتون بریزه و کارایی بکنین که سال قبل براتون ارزو بوده❤
300
+(درست وقتی یکم خوابش میگیرهه کریس میخوره به بازوش و بدن کوفته ش تیر میکشه/تو چشاش اشک جمع میشه) فک کنم نباید تمرین سنگین میکردم...(میدونه اگه این حرفو وقتی کریس بیداره بهش بگه سرش غر میزنه/دستاشو میذاره رو تخت و سعی میکنه بلند شه/کریس بین دستاشه/اروم لپشو ناز میکنه)
-(توی خواب لپشو به دست دن میچسبونه/نرم کننده جدیدش باعث شده خیلی پف دار و نرم شه)
+(فین فین میکنه/بلند میشه و به زور میره سمت اشپزخونه/لیوانشو برمیداره و میره رو به روی یخچال و لیوانشو به دیسپنسر فشار میده ولی اب نمیاد/یخچالو باز میکنه و میبینه توش حتی یه بطری ابم نیست و فقط ابجو هست/گوشاش سیخ میشه/بطری ابجو رو برمیداره بهش نگاه میکنه/انقد بدنش درد میکنه که هر راهیو برا اروم شدن امتحان میکنه/لیوانشو میذاره کنار و بطری رو باز میکنه و سر میکشه/پوزه خودشو لیس میزنه و میشینه رو صندلی) همم... میچسبه...
•
•
•
-(دستشو میاره بالا و دنبال یه چیزیه که بغلش کنه/دستشو میاره پایین و میبینه چیزی جز تخت نیست/دوباره چک میکنه/سرشو از تو بالش درمیاره و میبینه پتوشون رو زمینه و دن نیست) دن...؟ میشه برا منم اب بیاری..؟ بیب... دن.. دنی؟(اروم از رو تخت میاد پایین/از لای در یه نور خیلی ضعیفی میاد/صدای سکسکه دنو میشنوه/از بالای نرده ها به پایین نگاه میکنه و میبینه یکی جلوی یخچال وایساده/میره پایین و نزدیک میشه) دـ دن؟
+(برمیگرده و نگاهش میکنه) هـ هاع؟(چشماش خمار شده و صورتش سرخه/چشماش با یه ثانیه اختلاف پلک میزنن) تو کیی؟
-(یه بوی کوچیک میکشه و درجا میفهمه بطری هایی که روی کابینت جمع شدن بطری ابجو عه) دـ دن؟! همه شونو تو خوردی؟!
+هع؟ دن کیه؟(یه بطری دیگه دستشه/گوشش میپره)
-چیکار کردی با خودت!
+(اروم میخنده)شوخی کردم(سکسکه) اسم خودمو میدونم جیغ نزن~
-(یه نگاه کلی میندازه و میبینه لخته/سرخ میشه) چرا لختی؟!
+لخت؟(به پایین نگاه میکنه) اهه.. شرته خیلی تنگ بود..
-(بهش خیره میشه و نمیدونه چی بگه/میره جلو و بطریو ازش میگیره و میذاره رو میز) دیگه نخور!
+هی!(میخواد پسش بگیره ولی میخوره به لبه کابینت و به زور تعادل نداشته شو حفظ میکنه) پس بدتش!
-خدایا چه خبره؟... چهار پنج شیش... هفت...(به بطری ای که گرفته نگاه میکنه) هفت و نیم تا بطری خوردی؟! چقد جا داری مگه!
+(مث خنگا به کریس نگاه میکنه و سکسکه میکنه)
-مست شدی...(در یخچالو باز میکنه و دنبال یه چیزی غیر ابجو میگرده/بطری ابلیمو رو پیدا میکنه)
+(فک میکنه میخواد بازم بهش ابجو بده/دمش تکون میخوره/بطری رو از ازش میگیره و سر میکشه/بعد دو سه تا قلپ قیافه ش میپیچه تو هم) عوعع... این چیه..!
-هووف... خوبه.. همون حالتو خوب میکنه(دستشو میگیره و میکشتش تو اتاق و سعی میکنه رو تخت بخوابونتش) خدایا کسی بهم نگفته بود حیوونای مست اینقد سنگینن...
+(به شیکم رو تخت میخوابه/قل میخوره و وسط تخت میخوابه/کل تختو گرفته)
-(تو چشاش اشک جمع میشه) خوابم میاد دن این چه کاری بود کردی..
+(دستاشو میاره بالا و دمش وول میخوره) بیا بغلت میکنم
-نمیخوام بغلم کنی
+(به زور مییشینه رو تخت و بهش خیره میشه) جدی که نبودی؟(بغضی میشه)
-(نفسشو خالی میکنه) دن... حتی نمیدونم ساعت چند شبه، تو مستی، به دلیل نامعلومی سفت کردی تازه خوابمم میاد... میشه یکمی اعصابم خورد باشه؟
+اکه میگفتی "باشه میذارم بغلم کنی" الان هیچکدوم این حسای بدو نداشتی
-(چشماشو میچرخونه/خمیازه میکشه و میره رو تخت/پتوشو میگیره و رو شیکم دن میخوابه و رو جفتشون پتو میکشه) بدنت خیلی داغه دن انگار تب کردی...
+(محکم کریسو به خودش میچسبونه) گرما دوست نداشتی؟
-(خرخر میکنه)اره
+جات خوبه؟
-هیش... بیا بخوابیم
+(نمیشه ساکتش کرد/وول میخوره و به پهلو میخوابه/اروم کریسو میذاره رو تخت و بغلش میکنه)
-دنی... نمیدونم حرفمو میفهمی یا نه ولی الان دوبرابر سنگینتری...
+(جاش راحته و پوزه شو تو گردن کریس فرو کرده)
-(دلش نمیاد چیزی بهش بگه/اروم سرشو ناز میکنه) بیب... فردا قراره بد ترین کوفتکی دنیا رو داشته باشی... خوب بخواب...
300
-(رو مبل نشسته و داره خیز میگیره که بپره رو دن/کونشو تکون میده و اماده میشه)
+(یه پوزخند کوچولو میزنه/قبل اینکه بپره میره جلو و لپاشو یه دستی میگیره) هنوز برا این کارا خیلی کوچیکی...(همونجوری که لپشو گرفته میکشتش سمت خودش و میارتش تو بغلش/کریسو رو خودش میزاره و جمع و جور میشه) همینجا بمون...تنبلیم میاد پتو بردارم...
-(یه نگاه به دن میکنه و یه نگاه به خودش/خم میشه جلو) من دقیقا کجاتو میپوشونم؟(وقتی دستش میره روی بازوش دن میغره و گوشاش خم میشه/هیم... بدنش حسابی کوفته شده.../اروم وول میخوره و میاد پایینتر/تاپشو میزنه بالا و میره زیر لباسش) من پتوی خوبی نمیشم ولی تو... خیلی گرمی...
+(سرخ میشه) با بیرون توله!(دردش میاد و کریسو همون زیر فشار میده که تکون نخوره)
-(یه جوری به شیکم دن میچسبه که حتی نمیتونه درست حرف بزنه) مـ من که کاری نکردم!(سعی میکنه فرار کنه ولی فقط میتونه وول بخوره)
+(محکمتر فشارش میده/فاک زانوش رو رونمه!) تکون نخور!
-باشه باشه فشارم نده روانی!(اروم میگیره)
+(اروم از زیر لباسش درمیارتش) هووف
-چه مرگته فقط میخواستم بغلت کنم...(میزنه تو دماغش و بلند میشه) هیمف...
+(یه نگاه به کریس میکنه/یه نگته به دکش/انقد وول خورده هورنی شده)
-(میره سمت اتاقشون) اگه نمیذاری شب بغلت کنم روی همون مبل بخواب!
+(یه جوری بدنش خشک شده که حس میکنه همینجا بخوابه بهتره تا اینکه درد رفتن تت اتاقو تحمل کنه/یهو میشنوه کریس داره شماره معکوس میگه) اومدم!(زورشو میزنه و وقتی بلند میشه کج وایساده) ای ای ایی...
-(از لای در بهش نگاه میکنه) باشه... دلم سوخید برات..(میره و زیر دستشو میگیره) کمکت میکنم
+(قدش ازم کوتاه تره... الان بهش تکیه بدم له میشه که.../الکی تظاهر میکنه کمکش جواب میده) مـ مرسی...(کنار تخت میشینه/سریع پتوشو میذاره رو دکش/اگه کریس اینجوری ببینتم نمیتونم هیچکاری کنم مث چوب خشک شدم...)
-(اروم کنارش میخوابه/پنجه هاشو سمت دن میگیره و هی باز بسته میکنه و بغل میخواد)
+(لباساشو درمیاره/وقتی لباس تنشه نمیتونه بخوابه/اروم یه دستشو به کریس میده که بغلش کنه) زیاد فشارش نده...
-(لپشو بهش میچسبونه و درجا چشماشو میبنده)
+همیشه بعد حموم خوابالو میشی...(اروم با لپش بازی میکنه/موهاشو میده عقب و اروم لپشو میبوسه/لپشو میمکه/نه نه نه... بس کن دن... به یه چیزی فک کن دکت اروم شه... امم.. پیرزن.. پیرزن ترسناک... ماهی... جیزس کرایست... فرانک.. فرض کن فرانک قراره بیاد تو اتاق...)
300
#s6_ch4-training
-(با لویین ویدیو کال گرفته و باهم حرف میزنن) نشون بده ببینم!
∮(توی کافه نشسته و یکمی ذوق داره/دوربینو برمیگردونه و مارکسو بهش نشون میده که پشت بار وایساده) میبینیش! یهویی بیدار شد و گفت میخواد برگرده سر کار! بـ بعد اون اتفاقا حتی از خونه بیرون نمیرفت... شاید بعضی وقتا با عینک آفتابی...
-عاووو~ این خیلی کیوته! این نشون میده که داره باهاش کنار میاد! من یا تو تاحالا اسیب اینجوری ندیده بودیم ولی میشه حس کرد که درد سنگینی داره و اون تونسته ازش بگذره~
∮(دوربینو برمیگردونه رو خودش و اشکشو پاک میکنه/ فین فین میکنه) شماها چیکار میکنین؟ بعد وگاس برمیگردین نیویورـ وایسا ببینم(به تصویر کریس نگاه میکنه) چرا داری بالا پایین میشی...؟
-خب... یکی داره ازم استفاده ابزاری میکنه...(دوربینو میچرخونه و ایینه رو به روش رو نشون میده/پشت کمر دن که داره شنا میره نشسته)
+(عرق کرده و به شدت فشار روشه/بازوهاش درد میکنه) سـ سلام لـ لو...
∮سلام! اوهه... دن قرمز شده! از روش بیا پایین الان میترکه...
-(اروم رو کله دن تپ تپ میکنه) خودش خواسته که تمرینشو سخت تر کنم پس منم به حرفش گوش میدم~
∮چندمیشه؟
+(یه شنای دیگه میره) سـ سیصد و چهارده
-سیصد و شیش تا! هشت تا رو اشتباه رفتی!
+(دستاش میلرزه و زوزه سگی میکنه) هدفم 350 تاست!
-400 تا دن... زیر قولت نزن...
∮احساس میکنم دارم ویدیوی شکنجه میبینم...(یهو مارک صداش میکنه) من باید برم~ شب بهت زنگ میزنم!
-هوم هوم باشه~ تا بعد!
+(غرغر ضعیف میکنه) لـ لطفا سیصد و پنجاه تا کـ کافیه.. فـ فاک...
-سیصد و سینزده... سیصد و چهارده... ادامه بده... سیصد و پونزده...
+حداقل یکمی کمکم کن..!
-(اروم رو کمرش ولو میشه و گلوشو میبوسه) ادامه بده بیب تو میتونی~سیصدو سی و هشت
+(نفسش عمیقتر میشه و ادامه میده) کریس حتی صبونه هم نخوردم گرسنمه!
-(دستشو رو دست دن که رگاش از رو فشار زده بیرون میذاره و نازش میکنه) شاید راست میگی... باید سر سیصد و هفتاد و سه بزنی زیر قولت و بازنده شی...
+(دست کریسو میبینه/چشماشو میبنده و ادامه میده)
-(اروم براش میشمره) سیسصد و نود و هشت، سیصد و نود و نه، چهارصد~(اروم لپشو میبوسه)
+(تمام زورشو میذاره یکی دیگه میره) چـ چهارصد و یک..(میوفته زمین) تموم شد...
-یوهووو حالا ده دقیقه استراحت!
+(میچرخه و به پشت میخوابه و کریسو روی شیکمش میذاره) دیگه چیا موندن...؟
-(به بدن دن خیره میشه/تاپش بهش چسبیده/با صدای خیلی اروم حرف میزنه) دلم میخواد بخورمتـ.. چیزه.. چهار تا ست 28 تایی پرس سینه مونده
+مگه اونو نزدم؟
-خودت خواستی تمرنتو دو برابر کنی پس این مرحله اخرشه...
+(به بازو های خودش نگاه میکنه و سفتش میکنه) وقتی که دردم میاد یعنی داره درست کار میکنم
-یام اینکه کاملا غلطه و داری به خودت اسیب میزنی...(از اولم با این قضیه تمرین خیلی سنگین مخالف بوده ولی این دفعه خودش بهش سخت گرفت که شاید بتونه از تمرین سنگین بترسونتش)
+(اروم یواشکی کریسو بغل میکنه) هنوز پنج دقیقه استراحت دارم... میشه یکمی...(دستشو میاره بالا/اشاره میکنه که براش ماساژ بده)
-(با دست دن بازی میکنه) میخوای تمومش کنیم؟
+نه
-پس یکمی کمتر... دوتا ست کافیه
+قول دادم کریس نمیتونم بزنم زیر قولم
-دو تا ست ولی من یه کاری میکنم سخت تر بشه...
+یه بار برام "سخت" کردیش و برام کافی بود..نمیذاشتی نفس بکشم...
-لطفا...؟
+(کریسو برمیداره و میذاره کنار و بلند میشه) اولین باره که داری باهام تمرین سخت میکنی و قرار نیست عوضش کنم اونم وقتی برا اولین بار داری جدی میگیریش...
-من کار خودمو میکنم~(دنبال دن میره و منتظر میمونه که وزنه هاشو سوار میله کنه/وقتی دن دراز میکشه بالا سرش میشینه)
+(بهش نگاه میکنه)برو اونور کریس
-کاریت ندارم...(لپاشو میگیره و بازی میکنه) ادامه بدهه
+(دستاشو که میلرزه رو میله سفت میکنه ولی به محض اینکه بلندش میکنه کریس میبوستش/بهش فشار میاد و رگاش میزنه بیرون/سرخ میشه/به زور وزنه رو برمیگردونه/صورت کریسو میگیره و میکشتش عقب) میدونستم نمیشه بهت اعتماد کرد!
-برگرد سر تمرینت... یکی زدی، 111 تای دیگه مونده~
+(گوشاش خم میشه/میدونه اگه این کارو ادامه بده حتی ده تا هم نمیتونه بزنه)
•
•
•
*همون روز، یک شب*
+(سمت دیگه مبل لش شده و چشماش داره بسته میشه/داره تمرکز میکنه که شوکشو خاموش کنه که صدای الویاس و فرانک که دارد داد میزننو نشنوه/کل بدنش به خاطر تمرین مزخرفی که داشته درد میکنه و یه دور کل تصمیمای زندگیشو مرور میکنه/یه صدای خشخش ریز میشنوه/چشمشو یکمی باز میکنه)
