𝑭𝒂𝒏𝒇𝒊𝒄_𝒇𝒂𝒏𝒅𝒐𝒎_𝒅𝒂𝒓𝒌𝒎𝒐𝒐𝒏
Open in Telegram
─────── ⿻ ────── میگن هر روح، داستانی داره… تو اینجا قراره ۷ تا از اونا رو بشناسی. فقط بخون… بقیهش با دلت.🔞🍷 ─────── ⿻ ──────
Show more837
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-3530 days
Posts Archive
یوروبون انیونگ..
تقریبا دو ساله که توی این چنل فعالیت میکردم . درسته که خیلی حمایت نمیشد اما باز اینجا یکی از دلخوشی های من بود . با کمال تأسف باید بگم که تصمیم گرفتم دیگه فعالیت نکنم . خیلی خوشحالم که شما هارو شناختم و دو سال کنارتون بودم . اما حالا وقت خداخافظیه...
امیدوارم تک تک شما خوشحال و موفق باشید...♥️♥️♥️
ادمین میرای
+1
❍ #dance and hidden feelings
❍ 𝒈𝒆𝒏𝒆𝒓 : romance
❍ 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:j-hope & y/n
❍𝒑𝒂𝒓𝒕:2
☆ ⃟۞من همیشه به شاگردام میگم«رقص فقط سرگرمی نیست. یه مبارزهست.»
ولی بیشترشون وسط راه جا میزنن...
ا/ت با بقیه فرق داره...
𓊆tap to read 𓊇
─────┈──⟭⟬──┈┈────
◌ #multi_shot ◌ #Miray ◌ #j-hope
@𝐅𝐚𝐧𝐟𝐢𝐜 _𝐟𝐚𝐧𝐝𝐨𝐦 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐦𝐨𝐨𝐧
ما نگفتیم چی شد، فقط نوشتیم. نوشتیم از عشقهایی که خفه شدن، از صداهایی که به جاش خون جاری کردن. اینجا، حقیقت همیشه زشتتر از تخیل بوده و تو، اگه هنوز دنبال یه داستان آروم میگردی، اشتباهی اومدی.--- فیک آبسسد [ورژن استریت] گناه دخترک این بود، دیدن قتلی که مسیر زندگیش رو تغییر داد… فیک رقص مرگ رقصندهای که بخاطر جون خانوادش مجبور به کشتن رئیس یه محفل بزرگ مافیایی میشه… فیک ترس همه فکر میکردن اون شب تموم شده… ولی هیچکس نفهمید، ترس واقعی از همون لحظه شروع شد. فیک خدمتکار دختری زیبا که ناخواسته خدمتکار و اسیر دنیای مردی مافیا شد… فیک لعنت سرگذشتی که هر قدمش بوی لعنت میده، عشقی ممنوع در سایهی شیطان… فیک باند دختران دختری برای به دام انداختن خطرناکترین خلافکار جهان فرستاده شد اما خودش طعمه شد… فیک در بند فرمانروا قصر براش زندان بود تا وقتی که نگاه پادشاه به چشماش گره خورد... --- «بعضی گناها از توی محراب شروع نمیشن، از لبخند تو شروع میشن…» داستان هنوز تموم نشده… https://t.me/+J1iMq3nzwWw0N2Q0
ما نگفتیم چی شد، فقط نوشتیم. نوشتیم از عشقهایی که خفه شدن، از صداهایی که به جاش خون جاری کردن. اینجا، حقیقت همیشه زشتتر از تخیل بوده و تو، اگه هنوز دنبال یه داستان آروم میگردی، اشتباهی اومدی.--- فیک آبسسد [ورژن استریت] گناه دخترک این بود، دیدن قتلی که مسیر زندگیش رو تغییر داد… فیک رقص مرگ رقصندهای که بخاطر جون خانوادش مجبور به کشتن رئیس یه محفل بزرگ مافیایی میشه… فیک ترس همه فکر میکردن اون شب تموم شده… ولی هیچکس نفهمید، ترس واقعی از همون لحظه شروع شد. فیک خدمتکار دختری زیبا که ناخواسته خدمتکار و اسیر دنیای مردی مافیا شد… فیک لعنت سرگذشتی که هر قدمش بوی لعنت میده، عشقی ممنوع در سایهی شیطان… فیک باند دختران دختری برای به دام انداختن خطرناکترین خلافکار جهان فرستاده شد اما خودش طعمه شد… فیک در بند فرمانروا قصر براش زندان بود تا وقتی که نگاه پادشاه به چشماش گره خورد... --- «بعضی گناها از توی محراب شروع نمیشن، از لبخند تو شروع میشن…» داستان هنوز تموم نشده… https://t.me/+J1iMq3nzwWw0N2Q0
+1
❍ #dance and hidden feelings
❍ 𝒈𝒆𝒏𝒆𝒓 : romance
❍ 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:j-hope & y/n
❍𝒑𝒂𝒓𝒕:1
☆ ⃟۞هیچکس کوچترین حدسی درباره ی اینکه اون پسر چرا هر روز صبح به کافه میاد و ساعت های زیادی رو بی سر و صدا اینجا میگزرونه نداشت و خب برای کسیم مهم نبود.اما ا/ت..
𓊆tap to read 𓊇
─────┈──⟭⟬──┈┈────
◌ #multi_shot ◌ #Miray ◌ #j-hope
@𝐅𝐚𝐧𝐟𝐢𝐜 _𝐟𝐚𝐧𝐝𝐨𝐦 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐦𝐨𝐨𝐧
پس موافقت شد . یدونه نوشته بودم اگر یادتون باشه . منتها نصفه بود اونو ادیت میکنم از اول میزارم
اینکه ادامه پیدا کنه یا نه بستگی به شما داره . اگه ریکتا کم بود دیگه ادامه نمیدم
