en
Feedback
یادداشت‌های رهایی من

یادداشت‌های رهایی من

Open in Telegram

می‌نویسم که یادم بمونه. #مغزیه #معشوق #book #movie #series #تیچرتیچر! مرمر هستم: https://t.me/HarfinoBot?start=7b303f1072fbf7df-761

Show more
239
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+130 days
Posts Archive
تا یادم نرفته این دو قسمت رو بندازم اینجا چون قراره بارها نگاهش کنم. برنامه‌ی زندگی پس از زندگی ۵ و ۶ فروردین ۱۴۰۳ مهمان: آقای حسین صاحبی که بیش از ۵۰ بار شیمی درمانی شدن و با مدرک مستدل از دنیای دیگه خبر آوردن. قسمت اول: پرسش قسمت دوم: مهر و امید کلیپ‌های کوتاه برنامه هم تو سایت هست اما پیشنهادم اینه کامل ببینید. • به امید برداشتِ محصول از تمام دردهای کاشته شده❤️

موضوع اینه که خدا برای هر کسی راهِ درست و مناسب با شاکله‌ش (روحیات، شرایط زیستی و خانوادگی، علایق، تفکرات و...) در نظر گرفته؛ چون او بسیار بسیار باملاحظه و با درک و شعوره و بهترین رفیقِ دل‌های بی‌رفیقه. رفتار و دعاهای ما در صورتی که با امید و محبتِ خالص همراه باشن، می‌تونن قدم‌هامونو به سمت اون مسیر زندگی‌ که براش خلق شدیم هدایت کنن؛ اگه سردرگمیم و نمی‌دونیم تو این دنیا چیکار می‌کنیم، اگه نمی‌فهمیم چطوری باید زندگی کنیم یا از چه راهی به درآمد برسیم، اگه قدّمون به دغدغه‌هامون نمی‌رسه، با دعاهایی که عشق و امید ازشون فوران می‌کنه، قلبمونو نورانی می‌کنیم و اقرار می‌کنیم که:
ما زور زدیم ولی زورمون نرسید، صد ساله می‌خوایم مسیر درست رو پیدا کنیم و حالا موندیم که اصلا درست و غلط چیه، خسته شدیم انقدر برگشتیم سر خونه‌ی اولِ هدف آفرینش! الان دیگه تنها امیدمون تویی، تنها کسی که مطمئنیم می‌تونه زندگی رو قابل تحمل و لذت بخش کنه تویی. بیا این چشم‌بندُ از رو چشمای ما بردار تا واقعیت رو ببینیم و حقیقت رو درک کنیم.

«اگه سرنوشتْ یه چیزِ مشخص شده و ثابته، پس چرا می‌گن شب قدر با دعاهای ما، تقدیر تغییر می‌کنه؟ یعنی نظر خدا عوض شده؟! تغییر که برای یک مطلقِ بی‌نهایت معنا نداره. اگه اختیار ما تأثیری نداره، چرا با انتخاب یه مسیرِ دیگه، زندگیمون به کلی زیر و رو می‌شه؟»

خانم یوسفی ازم پرسید:« به‌نظرتون سرنوشت واقعاً وجود داره یا انسان خودش سرنوشتش رو می‌سازه؟» گفتم:«سوالتونو با یه سوال دیگه جواب می‌دم: شما فکر می‌کنید انسان‌ها اراده دارن یا نه؟ اگه دارن پس چرا گاهی هر کاری می‌کنن به اون چیزی که می‌خوان نمی‌رسن؟ چرا گاه با اینکه تمام وجودتو می‌ذاری، نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود؟ اگه نتیجه دست ما نیست، پس دست کیه و چرا؟»

امسال بالاخره موفق شدم از اولِ سال، روزنگار بنویسم. یه دفترو برداشتم برای نوشتن غیررسمی و خودمونی و داش‌مشتی(!) یکی دیگه هم ا
+3
امسال بالاخره موفق شدم از اولِ سال، روزنگار بنویسم. یه دفترو برداشتم برای نوشتن غیررسمی و خودمونی و داش‌مشتی(!) یکی دیگه هم ادبی و مناسب روحیات آنه شرلیانه‌ام. بعد از گذشت یک هفته تازه دارم تاثیرشو تو منظم شدن ذهن و افکارم می‌بینم! خیلی خالی‌ام و بدون ترافیکِ مغزی D:

هزار و چهارصد و سومین باری که زمین قربون صدقه‌ی خورشید رفت مبارک!

سلام! شب عیدتون پر از ماچ‌های آبدارِ بزرگترین عاشقِ عالَم و فرشته‌های خوشگلش. این چند وقت که نبودم داشتم دونه دونه معجزه‌های امسال رو می‌شمردم که هیچوقت یادم نره. سال ۱۴۰۲ برای من یه هدیه‌ی بزرگ بود که زندگی کردن رو یادم داد. برای تک‌تک کسانی که این پیام رو می‌خونن دعا می‌کنم در سال جدید عشقِ خدا رو تو زندگی و جهان انقدری پررنگ حس و لمس کنن که دنیا رو یه شکل دیگه ببینن. برای همه‌تون معجزه‌ی عشق می‌خوام. راستی! امیدوارم سال پر کتابی داشته باشید- پر از کتاب‌های باارزشی که نورِ قلب می‌شن و روشناییِ عقل.

دوبل رنگین کمان و ابرهای مهربونِ رنگین پوست.
+2
دوبل رنگین کمان و ابرهای مهربونِ رنگین پوست.

چیزی در حدود یکصد میلیارد (10¹¹) کهکشان داریم که هرکدام به‌طور متوسط یکصد میلیارد ستاره دارد. در هر کهکشان احتمالاً همان‌قدر سیاره هم یافت می‌شود، که می‌شود روی هم رفته 10²²= 10¹¹×10¹¹ یا ده میلیارد تریلیون سیاره در کل کیهان. چقدر احتمال دارد که فقط یک ستاره، یعنی خورشیدِ ما، میزبان یک سیاره‌ی مسکونی باشد؟ چرا مایی که دفینه‌ی این کُنج مهجور کیهانیم باید این‌قدر خوش‌شانس بوده باشیم؟! کارل سیگن کتاب آهنگ افلاک

#استوری |  #جلوه‌های_اسم_عظیم_خدا آماده اید به درک جدیدی از عظمت کیهان برسید ؟ @ostad_shojae | montazer.ir

آخر شبا قبل خواب، اگه فرصت کنم کتابای علی شریعتی رو می‌خونم؛ از منطقِ پشت حرفاش و لحنش خیلی خوشم‌ اومده.

راستی بچه‌ها اگه می‌خواید کار تولید محتوا رو اساسی یاد بگیرید و مشغول بشید، این دوره‌ها رو پیشنهاد می‌کنم. خودم تولید محتوا شرکت کردم و واقعاً همه‌چیز رو به بهترین شکل آموزش دادن. فقط باید یه‌کم همت کنید و تمرینات رو به موقع انجام بدین و به حرف استاد گوش بدین. منم به‌عنوان معرّف دوره دعا کنین D:

مسیر زندگی، منو یاد نوار قلب می‌ندازه؛ مستقیم، بالا، پایین، قعر، قله، یکنواختی، دره، عمق، سربالایی، سرازیری، اوج، رکود، سقوط.
مسیر زندگی، منو یاد نوار قلب می‌ندازه؛ مستقیم، بالا، پایین، قعر، قله، یکنواختی، دره، عمق، سربالایی، سرازیری، اوج، رکود، سقوط. انگار سالم بودنش به چاله‌چوله‌های به‌موقعشه.

یه تعریف جالب از «رنگ» خوندم. یوهانس ایتن می‌گه:«رنگ، کوششی از روشنی‌ برای قابل رؤیت شدن است.» نور و روشنی زنده‌ست و داره تلاش می‌کنه تا دیده بشه؛ رنگ اینطوری به‌وجود میاد.

از بین تمام نامه‌های قشنگی که برام نوشتن، این یدونه واقعاً قلبمو گرم کرد. یادم افتاد همین دختر، اون اوایل وقتی به درس مشاغل رسیدیم، با خجالت گفت بابام کشاورزه. شروع کردم با ذوق سخنرانی کردن که وای چه شغل باحالی! من خیلی دوست داشتم یه مزرعه‌ی کوچیک می‌داشتم و میوه‌ها و گیاهان موردعلاقه‌م رو پرورش می‌دادم! تا حالا با خواهرت سرِ زمین رفتی؟ با تعجب سرشو آورد بالا و گفت آره بعضی وقتا می‌ریم و بابا رو کمک می‌کنیم. گفتم وای آفریییییین! جای منم خوش بگذرونید؛ حتماً هم به بابا «خسته نباشید» بگو به‌خاطر زحمتی که می‌کشه. همه‌ی شغل‌هایی که مامانا و باباها دارن باارزش و محترم و مهمه، چون دارن تلاش می‌کنن که زندگی و خانواده رو قشنگتر کنن! #تیچرتیچر!

اتفاقاً پول خوشبختی میاره! 🎙️ Yasmin Mogahed

نصفه شب بود و خونه پر از سکوت. گوشی رو پرت کردم یه گوشه، چراغ اتاق رو خاموش کردم و پرده رو زدم کنار؛ نورِ ماه افتاد رو دستام. جلسه‌ی خصوصی و گفتگوی شبانه‌مون شروع شد:«عزیزدل من! بهترین دوست من، ای کسی که زندگی‌م به تو وابسته‌ست و قلبم تو دستاته، ای تویی که عشق از تو شروع و به تو ختم می‌شه؛ می‌خوام بیشتر بشناسمت، کمکم کن؛ بهم عشق و اشتیاق بیشتر بده؛ من می‌ترسم از آینده، از زندگی، از رنج‌ها؛ بذار بیشتر حست کنم، بذار بغلت کنم. دوستت دارم، شب بخیر.» اون شب بهترین خواب دنیا رو تجربه کردم؛ تصمیم گرفتم هر شب تو خلوتم باهاش حرف بزنم. جوابشو با گوشام نمی‌شنوم، توی قلبم لمس می‌کنم. #معشوق

امروز ۶ ساعت کلاس داشتم؛ اما چون برام نامه نوشتن زیبا گذشت.
+2
امروز ۶ ساعت کلاس داشتم؛ اما چون برام نامه نوشتن زیبا گذشت.

بعضی وقتا با فکر کردن به این چیزا از تنهایی می‌ترسم؛ اصلاً من هیچوقت تنها بودم؟! زمانی وجود داشته که زمین یا آسمون شاهد درد کشیدنم نباشن؟ به اثر پروانه‌ای فکر می‌کنم: رنج کشیدن و گریه کردنِ من در این نقطه از جهان، باعث طوفان نوح در زمان‌های دور شده.