یادداشتهای رهایی من
Open in Telegram
مینویسم که یادم بمونه. #مغزیه #معشوق #book #movie #series #تیچرتیچر! مرمر هستم: https://t.me/HarfinoBot?start=7b303f1072fbf7df-761
Show more239
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+130 days
Posts Archive
میفرماید:
دورت بگردم
که در هر جمعی حضور داری
و تنهام نمیذاری؛
دورت بگردم
که خالق بزرگترین امیدهای منی؛
دورت بگردم
که حتی صدای
ماهیای تو آب رو میشنوی!
روز عروسی خود را چگونه شروع کردید؟
با قربون صدقه خالق هستی رفتن!
استادمون میگفت تسبیح به معنای در تکاپو و جنبش بودنه؛ حالا من «سبحان الله» رو ترجمه میکنم: دورت بگردم ای الله!
صوت از کانال صحیفه سجادیه جامعه
#معشوق
- دلم براشون میسوزه؛ برای همهی دردهایی که خودشون به خودشون تحمیل میکنن.
+ مگه میتونی کمکشون کنی؟ پس غصه نخور. عوضش دعا کن، دعا گرهها رو باز میکنه.
نظرات متفاوت بود؛
یه عده گفتن پشیمون میشی و همین یه شبه و حتماً عروسی مفصل بگیر.
یه سری گفتن خوب کاری میکنی و به دردسراش نمیارزه.
بعضیا هم گفتن فامیلای دورتر گله و شکایت میکنن و ناراحت میشن.
اما من به اون آشنامون فکر کردم که دو ساله منتظر وام ازدواجه تا بتونه مراسم درخور بگیره و شرمنده نشه...
گفتم حتی اگه یک زوج، فقط یک زوج با این حرکت ما، به این فکر کنن که میشه راحتتر برن سر خونه زندگیشون، این کارو میکنیم؛ ارزششو داره، یک تیر و چندنشانه. میریم یه سفر زیارتی سیاحتی و کلیییی خوش میگذرونیم بعدشم زندگی مشترکمون شروع میشه و تازه این وسط چندنفر هم تو این شرایط آشفته شاید بگن فلانی اونطور مراسم گرفت ما چرا نگیریم؟!
حالا بیاید اینجا تا این پست رو یادتون بیارم که اوایل مهر سال ۱۴۰۲ نوشتم!
نوشتم زبان شادی من رقص نیست و لذتی نداره برام؛ و خدای بزرگم طوری رقم زد که مجبور نشم تو مراسم عروسی خودم، کاری که ازش لذت نمیبرم رو انجام بدم.
در واقع مراسمی در کار نیست؛
یه شام ساده با فامیل و دوستای نزدیکه و بعدشم ماه عسل قم-کاشان.
بچههااااا
تکتک نتونستم جواب بدم انقد که بهم لطف داشتید
ممنونم از دعاهای خیر همگی *-*
انشاءالله هزاربرابرش به خودتون برگرده🧡
این هم از آغاز داستانِ «ما»...🩵
لطفاً دعاهای خیر و انرژی مثبت و حال خوبتونو فوووت کنید بیاد اینور!
هر شب قبل خواب، با هزاران زحمت، ریشهی امیدم به آدما رو قطع میکنم؛ اما وقتی بیدار میشم انگار امید دوباره با من متولد میشه، اینبار حتی قویتر.
~
- دعا میکنم همیشه خوشحال باشی.
+ همیشه خوشحال بودن ممکن نیست مامان؛ دعا کن حتی وقتایی که غمگینم هم راضی باشم.
بهش گفتم:«سفارش کردن که به مرگ زیاد فکر کنید؛ اما راستشو بخوای من زیادم به مرگ خودم فکر نمیکنم. تعبیر دیگهای ازش دارم: به مرگِ بقیه فکر کن!
به اینکه اگه امروز آخرین روزی باشه که کنارتن، چطور باهاشون رفتار میکنی؟ آخرین خاطرهای که از خودت تو ذهنشون میذاری چیه؟ شاید اینطوری زندگی کمی آسونتر بشه و قدر لحظه رو بدونیم.»
تو این آشفته بازار که شبکههای اجتماعی برا خودشون یه ساز میزنن و بقیه هم طبق ترند نیازاشونو تغییر میدن و اضطراب میکشن که وای فلان چیزو نخریدم و فلان کارو نکردم، کنترل کردن ذهن از واجبترین کاراست!
دلیل اینکه مدتیه نمیتونم با تمرکز کتاب بخونم و حتی فیلم ببینم هم همینه؛ ذهنم دیگه جا نداره و حالت تهوع گرفته از این همه دیتای بدردنخور🤦♀
این شد که تصمیم گرفتم مطالب این کانال رو جدی بگیرم و برم سراغ تمریناش. هشتگ کنترل ذهن رو دنبال کنید تا کمی زندگی ملموستر بشه. آمین.
خب کار کمی سخت شد! چون خدا داره دعوتمون میکنه به چیزی ایمان داشته باشیم که جز خودش هیشکی ازش خبر نداره، یعنی قبول کنی یه چیزی پشت صحنه داره اتفاق میفته، اما ندونی چیه و چطور.
آماااا
قضیه اینه که اگه خودت یکی از اون خویشتنداران بشی، با قدرت ذهنی و روحیای که به دست آوردی، نشونهها رو دقیقتر و بهتر دریافت میکنی و بوووم! در حد خودت متوجه سیستم کائنات و هستی میشی.
یک مقایسهی تطبیقی:
صفحه اول سوره بقره میفرماید که این کتاب باعظمت که شکی درش نیست، برای خویشتنداران مایه هدایته؛ همون کسایی که به غیب ایمان دارن و....
/
فراز ۹۰ جوشن کبیر میگه ای تنها کسی که تمام غیب رو میدونی و بهش آگاهی.
تو فراز ۸۸ اومده:
یا من لا یخفیٰ علیه اثر
ای کسی که اثر هیچ موجودی از تو پنهان نیست
ذهنم جرقه میخوره:
یعنی همهی موجودات این عالم - جاندار و بیجان- یه اثری تو زندگی دارن، ولی فقط خداست که تمام اثرات براش آشکاره؛
وجود یه سنگ شاید از نظر ما بیاهمیت باشه، ولی خالقش با درستترین مختصات ممکن اونجا قرارش داره و تاثیرشو میدونه.
بعد از هر فراز میگه: ای معشوق پاک و بینظیرم که هیشکی برای من «تو» نمیشه، به فریادمون برس و از آتشِ نشناختنت نجاتمون بده!
(اینکه تو رو ندیده و نشناخته از دنیا برم خیلی زورم میاد بخدا! تازه بدتر از اون اینه که اشتباه بشناسمت و خدای الکی و ذهنیمو بپرستم!)
#معشوق
شبی که رفتم مسجد خیلی از جوشن کبیر و قرآن الهام گرفتم.
شنیده بودم عبارت جوشن کبیر یعنی زره بزرگی از اسماء خداوند که در مقابل رنجها و آسیبها و بلایا از انسان محافظت میکنه؛ و هرچقدر بلندتر و عمیقتر خدا رو با اسمهای قشنگش صدا بزنی، واضحتر صداشو از طریق نشونهها میشنوی.
آدمها تو مسجد تعجب کرده بودن که خودکار دستمه و دفترچه باز کردم و به دعا نگاه میکنم و تندتند یه چیزایی مینویسم!
