en
Feedback
tarte au pin.

tarte au pin.

Open in Telegram

cacoethes scribendi~ ———— Wattpad: REDneonlight https://t.me/BiChatBot?start=sc-328230-En7rNxe

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
247
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+330 days

Data loading in progress...

Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
November '24
November '24
+1
in 1 channels
October '24
+12
in 2 channels
Get PRO
September '24
+15
in 0 channels
Get PRO
August '24
+24
in 3 channels
Get PRO
July '24
+28
in 2 channels
Get PRO
June '24
+57
in 5 channels
Get PRO
May '24
+20
in 0 channels
Get PRO
April '24
+86
in 5 channels
Get PRO
March '24
+49
in 3 channels
Get PRO
February '24
+49
in 1 channels
Get PRO
January '24
+39
in 2 channels
Get PRO
December '23
+328
in 2 channels
Get PRO
November '230
in 1 channels
Get PRO
October '230
in 3 channels
Get PRO
September '230
in 0 channels
Get PRO
August '230
in 0 channels
Get PRO
July '230
in 0 channels
Get PRO
June '230
in 0 channels
Get PRO
May '230
in 0 channels
Get PRO
April '230
in 0 channels
Get PRO
March '230
in 0 channels
Get PRO
February '230
in 0 channels
Get PRO
January '230
in 0 channels
Get PRO
December '220
in 0 channels
Get PRO
November '220
in 0 channels
Get PRO
October '220
in 0 channels
Get PRO
September '220
in 0 channels
Get PRO
August '220
in 0 channels
Get PRO
July '220
in 0 channels
Get PRO
June '220
in 0 channels
Get PRO
May '220
in 0 channels
Get PRO
April '220
in 0 channels
Get PRO
March '22
+41
in 0 channels
Get PRO
February '220
in 0 channels
Get PRO
January '220
in 0 channels
Get PRO
December '210
in 0 channels
Get PRO
November '210
in 0 channels
Get PRO
October '210
in 0 channels
Get PRO
September '21
+60
in 0 channels
Get PRO
August '210
in 0 channels
Get PRO
July '210
in 0 channels
Get PRO
June '210
in 0 channels
Get PRO
May '21
+146
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 November0
06 November0
05 November0
04 November0
03 November0
02 November0
01 November+1
Channel Posts
هرچند سرطان و آهنگه زیادم به هم مرتبط نبودن=)))) در واقع شاید پنج درصد. ولی خب.

2
این وسوسه‌ام می‌کنه یه چیزی باهاش بنویسم، مثل چهار سال پیش که سرطان رو با another love نوشتم
138
3
Imagine Dragons - Wrecked.mp3
137
4
Tarte au pin. 🌲
Tarte au pin. 🌲
314
5
این رو یادتونه دیگه؟ من دو سه هفته تعطیلات بین ترم داشتم و رفته‌بودم خونه. ۵ قسمت مدهتر نوشتم که دو قسمتش آپ شد البته. بعد الان دوباره پا شدم اومدم دانشگاه و می‌بینم یادم رفته فایل‌های داستان رو از کامپیوتر منتقل کنم توی گوشی‌م که آپ کنم. خدا رو شکر.
347
6
خب حالا اخبار کیری؛
329
7
یادمه پارسال برای اسمش بین tarte au pin و tsundoku مردد بودم (هردو رو پلوتوی کوچیکم انتخاب کرده‌بود💘💕) و معنی دومی می‌شد آدمی که قبل از تموم کردن کتاب‌های قبلی‌ش مدام دوباره میخره و تلنبار می‌کنه. خوشبختانه تارت کاج رو انتخاب کردم. امسال انقدر فقیر شدم که تلنبار کردن کتاب دیگه جوکه واسم. خاک بر سر آخوندها.
327
8
یکم باورنکردنیه که یک سال کامل از وقتی که این‌ جای کوچیک رو ساختم می‌گذره. همیشه از انجام دادنش می‌ترسیدم ولی ترس نداشت واقعا و در عوض آدم‌های جدید و دوست‌های جدید پیدا کردم و گهگاهی میتونم خودم رو ابراز کنم. و این برام کمک‌کننده‌ست و بهم حس خوبی میده. هرچند برنامه‌های زیادی براش داشتم و هیچکدوم رو انجام ندادم. مثلا قرار بود هرچند وقت یک‌بار سناریوهای کوتاه بنویسم(توی سناریوی اول عدد ۱ وجود داره و معنی‌ش مثلا این بود که این اولین سناریو ئه) اما همون‌طور که مشاهده می‌کنید بعد از یک‌سال به ۲ و ۳ و بیشتر نرسیده. جداً متاسفم– همه‌تون خیلی ناز هستید که اینجایید با وجود اینکه بسیار حوصله‌سربره=)))) میخوام بدونید وجودتون خوشحالم می‌کنه.
301
9
وای بچه‌ها. من یک‌سالگیِ چنل خیلی تو ذهنم بود ولی یادم رفت–
270
10
وای خدای من==))))))💗💓💖💘💕
393
11
سلام. کنسر.🥲
سلام. کنسر.🥲
384
12
"چند نفر را دارم که پیش از مرگم، برایشان نامه بنویسم؟"
447
13
#باهم_گوش_کنیم 🌙🎼 [ @pinkillusionism ]
430
14
قشنگ‌ترین چیزِ دنیا.
385
15
برای: @ScotsHome احساس شکست می‌کرد؛ در هیچ چیز و در همه چیز. در پر کردن بطری‌های آب، در شستن رخت‌های چرک، در سرخ کردن پیازهایی که شب قبل خریده بود، در معاشرت با زنی که برای ساعت‌هایی طولانی به تمایش نشسته بود، در جنگ همیشگی با خودش، در صلح با جهانی که نمی‌خواست آنجا باشد، در دوست داشتن آدم‌ها، در گذشتن از آدم‌ها، در رسیدن به چیزهایی که می‌خواست و در نرسیدن به چیزهایی که هیچ‌گاه نخواسته بود. دو دکمه‌ی بالایی پیراهنش را باز کرد، نشست پشت میز کارش و شروع کرد به فکر کردن. شغلش، فکر کردن و زیاد فکردن و بیشتر از دیگران فکر کردن بود. ساعت‌ها می‌نشست درون آن اتاق قرمز رنگ و به چیزهایی فکر می‌کرد که هیچ‌کس دیگری به آنها اهمیت نمیداد؛ به عاج‌های بریده شده‌ی آن فیل کلافه در آفریقا، به رقصِ در میانه‌ی باران آن زنی که در آتش داشت می‌سوخت، به سیب‌هایی که پیش از گندیده شدن از درخت ریخته بودند، به جسد ماهی‌هایی که روی آب شور دریا تنها مانده بودند، به شغال‌هایی که در انتظار دست تفقدی بودند و به آدم‌هایی که نمی‌خواستند بروند. گاهی هم از خودش می‌پرسید چند نفر را دارد که پیش از مرگش، برایشان نامه بنویسد و از تمام چیزهایی که بهشان فکر کرده و نکرده بود بگوید؟ چند نفر را دارد که از عمیق‌ترین و غیرانسانی‌ترین چیزهایی که در وجودش کاشته شده، بنویسد و بعد برود. همیشه می‌ترسید پیش از رفتن چیزی از آنها به میان آورد و آدم‌ها پا تند کنند و از کنارش عبور کنند. از زیادی صحبت کردن و از زیادی افشا شدن، می‌ترسید. از اینکه آدم‌ها زیادتر از چیزی که می‌باید بشناسندش، می‌ترسید و حاضر به خراب کردن آن دیوارهای شیشه‌ای سرخ رنگ دورش، نبود. آن لحظه‌ای را به یاد بیاور که نفست را حبس کرده‌ای، منقبض شده‌ای و منتظر نشسته‌ای که تکه شیشه‌ای را از کف پاهایت بیرون بیاوری؛ او انگار برای سال‌های طولانی در آن لحظه ایستاده بود و نفسش را حبس کرده بود اما جرات دست انداختن و بیرون کشیدن آن تکه شیشه‌ی کوچک اما دردناک را نداشت. نفسش را حبس کرده بود و به این فکر میکرد که اگر یک روز آن تکه شیشه را دربیاورد و نتواند با جای خالی‌اش کنار بیاید و دل تنگش شود، چه باید بکند؟ اگر روزی این جایی که هست و چیزهایی که برای سال‌ها در خود ساخته است را رها کند و برود و پشیمان شود، چه باید بکند؟ پارچ آب روی میز را برداشت و خالی کرد داخل لیوان شکسته‌اش. از پشت میزی که پر از آب شده بود، بلند شد و رفت به سمت پنجره‌ی کوچک اتاقش و آن را به بیهودگی گشود؛ چرا که دیگر چشمی برای تماشا باقی نمانده بود. •برش دوم از مجموعه‌ی آدم‌هایی که از دور دیده بودمشان• #مجموعه_داستان 🪗
341
16
i love you red neon light
553
17
یکی از حقایقی که کمتر کسی راجع بهش میدونه اینه که سیاره‌ی پلوتو علاوه بر سال ۱۹۳۰، یک‌بار هم ۱۷ ژانویه‌ی ۱۹۹۹ متولد شده، و حالا پیش یک کاجِ اسکاتس زندگی می‌کنه و به روزهاش رنگ میده.
543
18
KAI - Amnesia.mp3
600
19
فکر می‌کنم مدت‌ها بعد وقتی میانسال هستم و سرگرمی‌های بیست سالگی‌م رو فراموش کردم، کای همچنان توی ذهنم باقی بمونه.
566
20
January 14, 1994
January 14, 1994
526