en
Feedback
ناکجا ...

ناکجا ...

Open in Telegram

بهشت همان ناکجاست ...

Show more
616
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-530 days
Posts Archive
RENG feat. Hadi Hadadi .wav84.28 MB

کیارستمی: این دیالوگ‌ رو عصبانی نگو با دلخوری بگو ژولیت بینوش: فرقشون چیه؟ کیارستمی: دلخوری توش عشق داره!

«به آن چیزی که ناامیدی و امید نداری، امیدوارتر باش از آنچه به آن امید داری. زیرا، موسی رفت برای خانواده‌اش آتش تهیه کند، خداوند با او سخن گفت. ملکه‌ی سبا نزد سلیمان رفت تا بر سر کفر با او مصالحه کند، مسلمان بازگشت و ساحرانِ فرعون رفتند موسی را شکست بدهند، به او مؤمن شدند.» __ حضرت علی علیه‌السلام

El-Armin-Konar-320.mp36.13 MB

«بلادی و اِن جارت علیّ عزیزة» که: حتی اگر به من ظلم‌ کرده‌ای سرزمینِ من، برایم عزیزی. « و قوی و إن ضنوا علیّ کرام» قومِ من حتی اگر مرا تحقیر کرده، باز هم برایم محترم است . «لو بنوا بینا جدار عالی، حتی لو یحرمنی شوفک، ضل احلم فیک و بخیالی» «که حتی اگر دیواری بلند بینمان بسازند،‌ حتی اگر از دیدنت محروم باشم،‌ در خیال و رویا در پی تو می‌گردم»

الشاب عبد - أوطانی.mp33.98 MB

1688429316_بتذكرك بالخريف⁩ - لونا كرم.mp34.06 MB

.

فصل بهار - ناصر عبداللهی (کاور) (1).m4a9.44 MB

کی نازتر انگیزد، سازی که غمین باشد ...

Molke Solayman, a song sang by Nazanin and Keynaz, a poem by the Persian mystic Hafez Shirazi.

وقتی کسی خیلی سردش میشه و بعدش آفتاب بهش می‌خوره، همون‌جا می‌‌مونه چون حس فوق‌العاده خوبی داره، بعضی آدمها هم همینطورن، مثل اون حرارت آفتاب بعد از سرمای شدید میمونن، دلت میخواد همونجا پیششون بمونی.

هوای فردا بستگی داره کی کجاست ؟ کی تو دل کیه ؟ شاید ابریه، شاید نیست.

نفرین/ شعر: پرویز وکیلی/ آهنگ:پرویز مقصدی/هم آواز:سپیده وحیدی/آواز،تنظیم،گیتار،ضبط، میکس و مستر:مسیح محقق (شیدی)

میخوام یه قلک بسازم از دلم، که وقتی که صبح شد، که رد شد، تمام بد دلی ها تمام دل خوری ها تموم لحظه هایی، که سر شد، به ترس و به وحشت از این که یار نباشه، رفیق و پا نباشه، به عهدش وفا نباشه همه تلخیا رو بقچه کنم و دور بریزم جای عشقو تو دل وا کنم و آبروی عشقو بخرم!

کلمه‌ی اما، در لغت‌نامه‌ی عمید از ادات رفع توهم است. من دوستت دارم اما... . این رابطه خوب است اما... . چه کلمه‌ی بی‌رحمی است «اما». آدم دلش هُرّی می‌ریزد وقتی در یک جمله می‌رسد به اما. به شرط و شروط، به رفتن آن خیال خوش. اما که بیاید، جمله‌های مهربان همه به وحشت می‌افتند که باز قرار است چه اتفاقی بیفتد؟‌ انگار تمام عاطفه‌ی جملات و حرف‌ها برعکس می‌شود، ناچیز و حتی واقعی‌تر. در جهان کلمه‌ها، اما همان کسی است که نمی‌تواند بی‌بهانه دوست داشته باشد. همان کسی که به قول اروین د.یالوم عشق‌اش بالغانه نیست و می‌گوید: دوستت دارم چون به تو نیاز دارم. که البته باید می‌گفت:‌ به تو نیاز دارم چون دوستت دارم.

امشب برای خودِ چند سال بعدم نامه نوشتم. همیشه نامه‌هام برای دیگران بوده. به خودِ چند سال بعدم اعتراف کردم که کجا اشتباه کرده‌ام. براش نوشتم اما این آدم را باید بخشید، این آدمی که خودش به یقین دانسته اشتباه کرده، نیازمند سخاوت است، نه سرزنش. بهش گفتم او از تو کم‌تجربه‌تر است، هر وقت کلمه‌هاش را خواندی فقط در آغوشش بگیر.

😴🥱

نیما راوند

در قصه‌های عاشقانه وقتی مرد به دنبال زن می‌رود، در واقع به دنبال سرچشمه حیات می‌رود. این جمله را می‌خوانم و به تمام مردهایی فکر می‌کنم که در جستجوی زنی بوده‌اند. زنی گمشده در قصه. زنی که نیست اما رد حضورش در تن و روان مرد باقی‌ست. و مردی که برای رسیدن خودش را به آب و آتش می‌زند. عشق به زن چقدر محرک زیستن است.