903
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-330 days
Posts Archive
903
به بهار بگویید
امسال نیاید
بگویید گندم ها هم موافقند
پرنده ها هم
شقایق ها هم
بگویید مادرها هم همین طور
به بهار بگویید
احساس می کنم
دیگر احساسی به هیچ ماجرایی ندارم
#ایلیانوروزی
🖤🕊
903
تاریخ نگار نوشت:
«در جنگ صدنفر کشته شدند و فقط همین!»
باید که تأمل کنی و بنگری که صد مرد یعنی که صد روح، صد رودخانه، صد خیابان و هزارها پنجره، صد زن گریان و صد پاییز برگ ریز، صدها رویای پرپر شده و هزاربوسه ناکام و یخ زده و هزار باغ خزان زده...
#شیرکو_بیکس
🖤🕊
903
🥀
هیچ چیز
شبیه دلتنگی نیست
مگر
پرندهای شکسته بال
که با دریغ و
حسرت
به آسمان نگاه میکند...
🕊🖤🕊
903
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
در محفل عاشقان خوشا رقصیدن
دامن زبساط عافیت برچیدن
در دست سر بریدهٔ خود بردن
در یک یک کوچه کوچهها گردیدن
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
هرجا که نگاه می کنم خونین است
از خون پرنده ای گلی رنگین است
در ماتم گل پرنده می موید و گل
از داغ دل پرنده داغ آجین است
فانوس هزار شعله اما در باد
می سوزد و سرخوش است و چین واچین است
یعنی که به اشک و مویه خود گم نکنی
از عشـق هر آنچه می رسد شیرین است
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
در آتش و خون پرنده پر خواهد زد
بر بام بلند خانه پر خواهد زد
امشب که دوباره ماه بالا آمد
می آید و باد پشت در خواهد زد
یک ساقهٔ سـبـز در دلم خواهد کاشت
مهتاب بر آن شبنم تر خواهد زد
صد جنگل صبح در هوا می شکفد
خورشید به شاخهها شرر خواهد زد
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم....
@Cafesiavash
میرزا کرمان
903
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
در محفل عاشقان خوشا رقصیدن
دامن زبساط عافیت برچیدن
در دست سر بریدهٔ خود بردن
در یک یک کوچه کوچهها گردیدن
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
هرجا که نگاه می کنم خونین است
از خون پرنده ای گلی رنگین است
در ماتم گل پرنده می موید و گل
از داغ دل پرنده داغ آجین است
فانوس هزار شعله اما در باد
می سوزد و سرخوش است و چین واچین است
یعنی که به اشک و مویه خود گم نکنی
از عشـق هر آنچه می رسد شیرین است
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
در آتش و خون پرنده پر خواهد زد
بر بام بلند خانه پر خواهد زد
امشب که دوباره ماه بالا آمد
می آید و باد پشت در خواهد زد
یک ساقهٔ سـبـز در دلم خواهد کاشت
مهتاب بر آن شبنم تر خواهد زد
صد جنگل صبح در هوا می شکفد
خورشید به شاخهها شرر خواهد زد
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم....
🖤🕊
903
جوان بودید، شور زندگی داشتید، پیر بودید، رویای آزادی داشتید، کودک بودید، پدر بودید، مادر بودید، گرسنه بودید، خسته بودید، امید داشتید، شریف بودید، شریف بودید، شریف بودید.
خسته ،خسته،خسته🥺
903
#بی_برگشت🕊
برای اونایی که ندیدمشون اما سوختم...
✔️خواننده و ترانه سرا:ابی شفیعی
✔️تنظیم و میکس:رِزتار(رضا طولابی)
🔹عضویت🔹
@Ebishafiei
903
به شهادت تاریخ میگویم هر گاه روزگار خواسته است تفکر فاسدی را رسوا کند، به اون قدرت مطلق داده است...
🖤
903
.
چقدر سوخته در من
عبور چلچلهها
چقدر فاصله سنگین است
چقدر اهل طراوت مرا نمی خواهند
چراغ در کف من بود
چگونه باختهام ارغوان و آینه را؟!
چقدر پشت دلم خالیست...🖤
#محمدرضا_عبدالملکیان
🖤🕊
903
برای این روزها میخوام بهت بگم
کتاب پاندای بزرگ و اژدهای کوچک رو دوباره خوندم.
یه جا پاندا میگفت؛ ”روزهایی هست که بلند شدن خودش یه پیروزیه“.
اگه این روزا تیکه های خودتو. به سختی جمع میکنی و بلند میشی کاملا طبيعیه🫂
🕊
