903
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-330 days
Posts Archive
903
برایِ من با همه فرق داری
لبخندت
نگاهت
کارات.
اصلا تو یه نقطه جدا از این دنیایی برایِ من.
برام یه دنیای جدید ساختی
دیگه چیزایِ بدون تو به چشمم نمیاد که.
903
تو برایِ من چیزی هستی شبیه دریا
بر من چیره میشی
مجذوبم میکنی
منو شیفته خودت میکنی
و در عین حال ترس در دلم مینشانی
از بی حدیات واهمه دارم عزیزترینم.
903
عزیز دلنوازم!
دلتنگی
فاصله ها
وشعر.
شعر پناهگاهی است مطمئن که
در آن واژه ها را
کنار هم می چینم
تا احساسم را
به تو منتقل کنم.
در شعرهایم بی واسطه
از تو می گویم؛
اما هیچ واژه ای نمی تواند
شدت اشتیاقم را به تو بیان کند.
پس همان بهتر که
ساده و صمیمانه بگویم:
" دوستت دارم".
#دکتر_حامد_پ
903
عزیز دلنوازم!
حرف های ناگفته بسیارست
از روزگار
آدم ها
رویدادها و ...
اما افسوس و صد افسوس که
محرم رازی نیست!
#دکتر_حامد_پ
903
توی فیلم پری، سکانسی هست که آقای خسرو شکیبایی بیاختیار توی تاکسی میزنه زیر گریه؛ و مسافرها و راننده، بیاینکه بدونن چرا؛ یکییکی باهاش گریه میکنن.
این روزها انگار همهی ما مسافر همون تاکسیایم.
🖤🕊
شبتون بخیر😔
903
🕊
کاش در روزگار دیگری می زیستیم
خشمِ فروخوردهی رؤیاهای نزیسته
و زندگیِ از دسترفته،
هنوز جایی درونِ ما نفس میکشد…
در گوشهای خاموش از جان،
آنجا که آرزوها بیصدا پیر می شوند.
اما همین خشمِ آرام،
همین بغضِ سالهای نگفته
و امیدهای زیستهنشده،
نشانهی زنده بودن ماست؛
نشانهی قلبی که هنوز میخواهد،
هنوز رؤیا میبیند
و هنوز باور دارد
که دیر شدن،
به معنای تمام شدن نیست.
ایستادن، به معنای بیزخمی نیست؛
بلکه توانِ ادامه دادن است
با قلبی که ردِّ رنج را در خود نگه داشته
و روحی که آموخته
حتی میانِ ترکها نیز
راهی برای روشن ماندن پیدا کند.
شاید نتوانیم گذشته را بازگردانیم،
اما میتوانیم دستِ امروز را بگیریم
و اجازه دهیم باقیِ زندگی،
آرامتر،
مهربانتر
و آگاهتر،
از نو آغاز شود.
درود بر انسانهایی
که دلهایشان پر از زخم است،
اما هنوز به فرداهایی امید دارند
که از دلِ همین رنجها
سبز خواهد شد. 🌱
🖤🕊
903
آهنگ جدید شهاب مظفری
.•°``°•.¸.•°``°•.
♡჻ᭂ࿐✦ꨄ︎جانـ دلـ✿✦•┈•
•.¸ ¸.
°•.¸¸.•°`
¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)☄☄☄☄
(¸.·´ (¸·´
🖤🤍❤️🫵
903
به یاد عزیزانی که رفتند و برنگشتند!
حبیب & سیاوش قمیشی
بیاد تمام جان فدایان راه آزادی 🥀🕊
903
شکوه سوختن در شعله را پروانه میداند
غم مرگ پدر را چون منِ دردانه میداند
چه تنها مانده ام بی تو غریب و بی کس و تنها
که این دختر خودش را با همه بیگانه میداند
چنان آشفته احوالم که از خانه گریزانم
نشانم را در این وادی فقط میخانه میداند
"كدامين چشمه سمى شد كه آب از آب مى ترسد"
که هر جنبده ای من را بم ویرانه میداند
شبیه زلزله پس لرزه دارد شانه های من
که اوج بی صدایی را غم مردانه میداند
میان خنده میگریم ولی با گریه میرقصم
بمیرد روزگاری که مرا دیوانه میداند
🖤🕊
