en
Feedback
𝙇𝙖𝙨𝙩 𝙘𝙞𝙜𝙖𝙧𝙚𝙩𝙩𝙚

𝙇𝙖𝙨𝙩 𝙘𝙞𝙜𝙖𝙧𝙚𝙩𝙩𝙚

Open in Telegram
730
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
+2
2197955343.mp35.02 MB

چقدر زیبا و دردناک💔

Repost from acɔord
https://javidnamaan.com/ این سایت اسامی جاویدنام‌ها رو به شکل جالبی معرفی کرده.

او ماه بود. گاهی کامل و پر‌نور، گاهی زخمی و رنگ پریده و نصفه؛ اما این چیزی از ماه بودنش کم نمیکرد.
-سیلیا

راستش رو بخوای، حالا دیگه بیشتر از همیشه از آینده می‌ترسم؛ از این‌که نمی‌دونم چی پیش می‌آد، چه اتفاقی میفته و چطور باید بتونم ته مونده‌ی امیدم رو حفظ کنم.

『این قولو به همدیگه میدیم، از یادِ هم‌دیگه نمیریم.』

تو شبیه شبی هستی، که ستمگران می‌میرند و انقلاب پیروز می‌شود.

xgEOvWsGcYfrFqyh.mp3183.87 MB

ما همو داریم؛ این چیزِ کمی نیست.

Repost from ‌Music
به یاد تمام عزیزانی که دیگه در بین ما نیستند

Repost from ‌Music
من توی زندگیم هیچوقت به اندازه ی الان مفهوم "عزای عمومی" رو درک نکرده بودم.

حال این روز های من تماماً همین است. دلگیر و پر از غم، پر از خشم و نفرت، خسته و آزرده. اینجا وقتی که ارغوان گفت میخوام ازت عکس
حال این روز های من تماماً همین است. دلگیر و پر از غم، پر از خشم و نفرت، خسته و آزرده. اینجا وقتی که ارغوان گفت میخوام ازت عکس بگیرم و ژست بگیر، برایش با حالت همیشگی و عادی ژست گرفتم؛ اما یادم آمد که چقدر در آن لحظه که سرم را به دیوار تکیه دادم عجیب بود... با اینکه به‌ظاهر معمولی و مثل همیشه برای همه بودم اما چیزی فرق داشت. تکیه دادم، خسته و گیج بودم، سنگین بود سرم و پر از چون و چرا. چرا انقدر ناعادلانه؟ چرا انقدر ظالمانه؟ چرا ما؟ چرا ایران؟ چطور توانستند؟ چطور کشتند؟ مگر آنها انسان نبودند؟ و سوال هایی که در سرم می‌پیچید و می‌پچید... میدانم که مدت ها همین است، و شاید برای همیشه چنین بماند؛ که چرا، چطور و چگونه؟