en
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

Open in Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

Show more
2 068
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-2630 days
Posts Archive
مردم برای وایبش چقدر خوبه

مجموعه کتاب تیکسکالان🪐✨ یک مجموعه کتاب با وایب فضایی و عجیب که داستان جذاب و متفاوتش باعث شده توی جهان یکی از محبوب ترین مجم
+1
مجموعه کتاب تیکسکالان🪐✨
یک مجموعه کتاب با وایب فضایی و عجیب که داستان جذاب و متفاوتش باعث شده توی جهان یکی از محبوب ترین مجموعه ها بشه😍 اگه دلت یک ماجرای فضایی پر از هیجان میخواد بهتره این کتاب رو از دست ندی🙂‍↔️
👽جلد اول«خاطره ای به نام امپراتوری» 👩🏻‍🚀ژانر:علمی،تخیلی،فضایی،ماجراجویی 👩🏻‍🚀چاپ قدیم 👩🏻‍🚀479صفحه ‼️قیمت:۱۳۵تومان❤️‍🔥 ــــــــ 👽جلد دوم«ویرانه ای به نام صلح» 👩🏻‍🚀ژانر:علمی،تخیلی،فضایی،ماجراجویی 👩🏻‍🚀چاپ قدیم 👩🏻‍🚀568صفحه ‼️قیمت:۳۱۰تومان❤️‍🔥 @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin

اون لحظه هزار تا سوال توی ذهنم چرخید. چرا بعد از ۱۵ سال خبری از اسکندر نیست؟ کشته شده؟ حذفش کردن چون زیادی می‌فهمید؟ یا رسماً
اون لحظه هزار تا سوال توی ذهنم چرخید. چرا بعد از ۱۵ سال خبری از اسکندر نیست؟ کشته شده؟ حذفش کردن چون زیادی می‌فهمید؟ یا رسماً بی‌آبروش کردن و گذاشتن به حال خودش؟ چرا امپراتور به این سرعت دنبال سفیر جدید بود؟ این فقط سوال من نبود. همه‌ی لسل همینو می‌خواستن بدونن. ولی من تنها کسی بودم که جوابشو باید پیدا می‌کردم…

وقتی از کشتی پیاده شدم، زنی از وزارت اطلاعات اومد دنبالم. افسر آموزش‌دیده، نجیب‌زاده، با اعتمادبه‌نفس. خودش رو راهنمای من معر
وقتی از کشتی پیاده شدم، زنی از وزارت اطلاعات اومد دنبالم. افسر آموزش‌دیده، نجیب‌زاده، با اعتمادبه‌نفس. خودش رو راهنمای من معرفی کرد. ولی قبل از اینکه بتونم نفسی بکشم، گفت: "باید آماده باشی. دستگاه قضایی می‌خواد باهات درباره‌ی سفیر قبلی حرف بزنه."

سفرم با یه کپسول کوچیک قایقی‌شکل شروع شد. وقتی رسیدم به یکی از شهرهای مرکزی، اولین چیزی که دیدم؛ راستش قلبم رو تند زد. تیکسکا
سفرم با یه کپسول کوچیک قایقی‌شکل شروع شد. وقتی رسیدم به یکی از شهرهای مرکزی، اولین چیزی که دیدم؛ راستش قلبم رو تند زد. تیکسکالان همون‌طور بود که توی اشعار و اسنادش نوشته بودن: یه جواهر در قلب امپراتوری. همه‌چی زیبا و پرشکوه، ولی همین شکوه بیشتر از همه منو ترسوند.

از همون وقتی که اسکندر آخرین بار از مرخصی برگشت، بعدش دیگه هیچ خبری ازش نشد. پس من مونده بودم و یه ذهن نصفه‌نیمه. حالا باید م
از همون وقتی که اسکندر آخرین بار از مرخصی برگشت، بعدش دیگه هیچ خبری ازش نشد. پس من مونده بودم و یه ذهن نصفه‌نیمه. حالا باید می‌رفتم به قلب امپراتوری و سعی می‌کردم هم جای اسکندر رو پر کنم، هم بفهمم چی به سرش اومده.

کار کردن با ایمیگو راحت نبود. انگار یکی دیگه توی مغزت زندگی کنه. هر حرکتت رو ببینه، گاهی چیزی توی گوشت زمزمه کنه. باید یاد می
کار کردن با ایمیگو راحت نبود. انگار یکی دیگه توی مغزت زندگی کنه. هر حرکتت رو ببینه، گاهی چیزی توی گوشت زمزمه کنه. باید یاد می‌گرفتم باهاش کنار بیام، وگرنه همه‌چی از کنترل خارج می‌شد. اما مشکل اصلی این بود که ایمیگویی که من داشتم، ۱۵ سال به‌روزرسانی نشده بود.

انتخاب شدن به عنوان سفیر آسون نبود. باید کلی آزمایش می‌دادم، ژنتیکم بررسی می‌شد، مجوز ورود می‌گرفتم و هزار تا کاغذبازی اداری
انتخاب شدن به عنوان سفیر آسون نبود. باید کلی آزمایش می‌دادم، ژنتیکم بررسی می‌شد، مجوز ورود می‌گرفتم و هزار تا کاغذبازی اداری دیگه. تازه بعد از همه‌ی اینا توی بدنم یه ایمیگو کاشتن: وسیله‌ای که خاطرات و تجربه‌های سفیر قبلی رو توی ذهنم نگه می‌داره. سفیر قبلی هم کسی نبود جز اسکندر آگاون.

تا همین چند وقت پیش، ما توی لسل هنوز یه جورایی نفس می‌کشیدیم. ولی وقتی امپراتوری یه‌هو درخواست کرد سفیر جدیدی از طرف ما به پا
تا همین چند وقت پیش، ما توی لسل هنوز یه جورایی نفس می‌کشیدیم. ولی وقتی امپراتوری یه‌هو درخواست کرد سفیر جدیدی از طرف ما به پایتخت بره، همه‌چی تغییر کرد. اون موقع بود که اسم من وسط کشیده شد.

امپراتوری تیکسکالان یه چیز بی‌پایانه؛ هم مرزهاش، هم آدم‌هاش. ستاره‌ها رو یکی‌یکی توی نقشه‌ی هولوگرافی‌شون اضافه می‌کنن و هیچ‌
+1
امپراتوری تیکسکالان یه چیز بی‌پایانه؛ هم مرزهاش، هم آدم‌هاش.
ستاره‌ها رو یکی‌یکی توی نقشه‌ی هولوگرافی‌شون اضافه می‌کنن و هیچ‌وقت متوقف نمی‌شن. کاپیتان‌هاشون فقط مرز رو نگاه نمی‌کنن، نه، هرچی رو ببینن می‌گیرن و تبدیلش می‌کنن به یه نقطه‌ی درخشان توی قلمروشون. برای اونا مرزی وجود نداره.

سال‌هاست نیمه‌مستقل موندیم و تیکسکالان نتونسته کامل ما رو تحت حکومتش قرار بده، ولی خب... همه می‌دونن این استقلال موقتیه. حتی
سال‌هاست نیمه‌مستقل موندیم و تیکسکالان نتونسته کامل ما رو تحت حکومتش قرار بده، ولی خب... همه می‌دونن این استقلال موقتیه. حتی بین خودمون هم خیلیا امیدی ندارن.

من ماهیت دزمار هستم. اهل یه ایستگاه فضایی به اسم لِسِل. ما همیشه به ایستگاهمون می‌گیم جواهر زنجیره‌ی معدنی، چون بزرگ‌ترین و م
من ماهیت دزمار هستم. اهل یه ایستگاه فضایی به اسم لِسِل. ما همیشه به ایستگاهمون می‌گیم جواهر زنجیره‌ی معدنی، چون بزرگ‌ترین و مهم‌ترین ایستگاه اون ناحیه‌ست.

خب بریم برای معرفی اصلی کتاب؟😁

پس چیشد؟ امروز یک مجموعه کتاب اونم با ژانر فانتزی و خاص داریم با حجم بالا ولی چاپ قدیم و قیمت خیلییی مناسب🙂‍↔️🤭
پس چیشد؟
امروز یک مجموعه کتاب اونم با ژانر فانتزی و خاص داریم با حجم بالا ولی چاپ قدیم و قیمت خیلییی مناسب🙂‍↔️🤭

پس چیشد؟
امروز یک کتاب اونم با ژانر فانتزی و خاص داریم با حجم بالا ولی چاپ قدیم و قیمت خیلییی مناسب🙂‍↔️🤭

خب باید بگم سخت در اشتباهید چون قیمت این مجموعه کتاب زیره۵۰۰تومان هست😎

قیمتش هرچقدرم کم باشه کمتر از ۶۰۰تومن نیست دیگه رزا

با این حجم کتاب مطمنن قیمتش بالای پونصد تومنه

این مجموعه کتاب در مجموع بالای۱۰۰۰صفحه است😁 ولی قیمتش خیلی مناسبه مطمنم وقتی بفهمید همه تعجب میکنید از شنیدنش🫣
این مجموعه کتاب در مجموع بالای۱۰۰۰صفحه است😁 ولی قیمتش خیلی مناسبه مطمنم وقتی بفهمید همه تعجب میکنید از شنیدنش🫣

این مجموعه در کل امتیاز بالای چهار داره هردو کتابش😍
+1
این مجموعه در کل امتیاز بالای چهار داره هردو کتابش😍