en
Feedback
مجتبی خادمی

مجتبی خادمی

Open in Telegram

ما نابینایان عادیتر از اونی هستیم که به فکرتون میرسه! ارتباط با ادمین @luckymojy .آدرس وبسایت gooshkon.wordpress.com insta luckymojy

Show more
Iran167 200The category is not specified
653
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+130 days
Posts Archive
درست است که ما در یک جهان بزرگ و زیبا زندگی میکنیم اما مطمئناً مکانهای مرموز و وحشتناکی نیز در سیاره ما وجود دارد جاهایی که بودن در آنها میتواند خون را در رگها منجمد کند در این ویدیو کست قصد  داریم به معرفی ۳ مورد از مکانهای ترسناک جهان بپردازیم اگر شما هم عاشق شگفتیها و عجایب این دنیای پهناور هستید تا انتهای این ویدیو کست با ما همراه باشید برای دیدن این ویدیو کست میتوانید از طریق این لینک بیننده این قسمت از ویدیو کست سفر اسرارآمیز در کانال یوتیوب ما باشید در صورتی که از ویدیو کست سفر اسرارآمیز خوشتان آمد میتوانید برای حمایت کردن از تولیدات ما ویدیو را لایک کرده و همچنین کانال یوتیوب نگاه روشن را سابسکرایب کنید و زنگوله اعلانات را روشن نمایید تا شاهد ویدیو های جدید باشید

این پسری که منم. که قرار بوده مرد باشم. که طبیعت تصمیم گرفته بوده با یه ضرب دو سه تا شونصد‌تای تصادفی و باری به هر جهت، ازدواج کنه. بچه بیاره. خودشو درگیر تداومِ نسل بشر و ادامه چرخه حیات سیاره کنه. مثل تمام آدم‌های دیگه یه دنیای توهمی واسه خودم ساختم و حالشو می‌برم. این‌که تعریف خوشبختی چیه یا کیا خوشبختن اصلاً مهم نیست. من جدیداً فهمیدم وقتی میگن نگرش هرکی دنیاشو میسازه یعنی چی. تازه فهمیدم چرا دین ساخته شده و چرا اکثریت بشر باید به بالاسری‌های فرا‌طبیعی و به پاداش و جزا امید داشته باشه. تازه فهمیدم برای این‌که بیشتر و بهتر برای بقا تلاش کنی همیشه نیاز نیست الزاماً اهلی یا وحشی باشی بلکه کافیه از یک سری قوانین حالا ساخته هرکی و به هر دلیلی پیروی کنی. اصلاً مهم نیست قوانینی که به تو دیکته شده یا تحقیقاً بهشون رسیدی ضامن موفقیت باشن. فقط مهمه یه هدف. یه دلیل برای ادامه داشته باشی که به افسردگی و خودکشی نرسی. که اگه برسی، طبیعت رو برای ادامه هرچه بیشتر حیات ناکام گذاشتی. شایدم اصلاً همه‌اش چرتوپرت باشه و طبیعت به بعضی از افسرده‌حالان هم نیاز داره تا نقش برگ‌های زرد رو توی تئاتر روزگار اجرا کنن و برای له شدن زیر پا بریزن روی زمین. به هر حال چون توهمی که برای خودم درست کردم من رو ورای تمام تعاریفِ موجود خوشبخت میدونه، حالم خیلی خوبه. همین که متوجه شدم تمام دنیای همه انسان‌ها رو توهمی منحصر به فرد ساخته که ممکنه با توهم سایرین نقاط مشترکی هم داشته باشه خیلی راحتم کرد. دیگه غصه نمی‌خورم چرا فلانی کم‌تر یا بیشتر از من داره. توی کتاب رودخانه تغییر یا یه همچین چیزایی بود اسمش خوندم که می‌گفت ما همه توی یه اتوبوس سواریم ولی فکر می‌کنیم دیگران دارند با خودرو‌های آنچنانی از بغل ما رد میشند در صورتی که اونا هم روی صندلی‌هایی توی همون اتوبوس ما نشستند. حالا یا هم ردیف ما. یا عقبتر. یا جلوتر. به هر حال ما فکر می‌کنیم اونی که پولداره خیلی خفنه در صورتی که اگه همون شخص اسهالش بگیره و خودشو خراب کنه دیگه مهم نیست چقدر پول داشته باشه؛ بوی اسهالش به اندازه بوی اسهال فقیر‌ها حال به هم زن خواهد بود. و خیلی مصداق‌های دیگه از این اتوبوس زندگی و روزگار که بهم اجازه داده راحت‌تر حال کنم با زندگی. بهم تجربه لذت بردن از شُل کردن رو چشونده. بهم یاد داده همونی که بهم لذت میده و درسته رو باید انجام بدم و نباید واسم مهم باشه که کارم قانونیه یا غیر‌قانونی. اخلاقیه یا غیر‌اخلاقی. بهم یاد داده چهارچوب‌های دوروبرم یعنی خودم و دیگر هیچ. مثلاً چهارچوبی که برای خوردن یا نخوردن ترشیجات داشتم اینطوری از هم پاشید که یه کلیپ از یه پزشک توی اینستا دیدم می‌گفت ترشی یعنی اسید و وقتی وارد خون میشه کل بدن رو به خاکِ فنا میده. خب وقتی هدفم لذت بردن از ترشی باشه، چرا نخورم؟ به فرض که عمرم را ذره ذره به قدری کم کنه. خب چه کارش کنم؟ دیگه وقتی میخوام لذت ترشی را بچشم نباید به چهارچوب پزشکی که اتفاقاً علمی و ثابت شده هم هست آویزون بشم. باید پَر بکشم برم بالای چهارچوب و ترشی بخورم. خصوصاً ترشی که دوستم واسم آماده کرده باشه و هفته قبلش رفته باشم خونه‌شون سه کیلو گوشت خریده باشم با هم کباب کرده باشیم خورده باشیم. نمیدونم چقدر تضاد توی حرف‌هام هست و ادعایی ندارم که اگه در خصوص این چرندیجاتم جایی بحث کنم بتونم چیزی رو ثابت کنم یا برنده از رینگ بیام بیرون. شاید خیلی وقتا خودم همین قوانین خودم را بشکنم و بگم اتفاقاً چهارچوب خوبه. همین. همین بی‌منطق بودن و منطقی بودن در هر جا که به نفعم باشه. همین باور‌های پر از تضاد. همین اعتقادات غنی و در عین حال پوچ و تو‌خالی. تمامِ این‌هاست که توهمی برنامه‌ریزی شده و نشده را مثل یک سیستم عامل با تمام زیر‌برنامه‌ها و برنامک‌ها توی مغز هر شخصی نصب و به‌روز‌رسانی می‌کنه و برای پیشرفت یا پسرفت مجوز میده. فعلاً مجوز زندگی کردن به شکل گوسفندی، که شاید به دلیل بیخیال بودن نسبت به خیلی از جوانب زندگی، به نوعی افسردگی تعبیر بشه رو از سیستم عاملم دریافت کردم و در جهت عقب؟ جلو؟ چپ؟ راست؟ نمیدونم پایین یا شایدم بالا یا شایدم دایره‌وار در حرکتم. شایدم ایستادم. هرچی که هست خوبه. خوبه. همین رو دوست دارم. واسم مهم نیست اگه از پنجره‌ای کوچیک داشته باشم به همه چیز نگاه کنم. اصلاً خطکشم شکسته و نمیتونه بیشتر از یک سانت رو اندازه بگیره. شوق پرواز؟ نه. خیلی وقته با این مفهوم ارتباطی نداشتم. دیگه حتی به هم دیگه زنگ هم که هیچ؛ پیامک هم نمیدیم. یه زمانی خیلی سعی کردیم رابطه محکم و ریشه‌داری بسازیم ولی بلد نبودیم و نشد. مفهوم شوق پرواز که معمولاً کارشو خوب بلده. بالاخره از قدیمی‌های سیاره حساب میشه. تقصیر خودم بود. به درک که تقصیر خودم بود. به هر حال من بی‌تجربه بودم و اولین رابطه‌ام بود. گند زدم. حالام مهم نیست. می‌خوابم که از هر لذتی بیشتر کیف میده.

یه کم شُل کنیم؟ 🎧 #پادکست_طنز‌پردازی @Radio_chehraziii

Alireza_Azar_Dayereh_128_.mp3

Voice message02:01

Repost from N/a
من همیشه دوست داشتم چیز‌هایی که از نظر خودم جذابن رو به همه‌ی دوستانم معرفی کنم. به زودی با معرفی چند افزونه به درد بخور و کاربردی NVDA همراهتون خواهم بود. اما قبل از این، کانالی رو معرفی می‌کنم که توی این کانال می‌تونید به جدیدترین کانفیگ‌های v2ray و پراکسی‌های رایگان تلگرام دسترسی داشته باشید. بچه ها این کانال نه برای منه و نه برای رفیقمه که تبلیغش رو بکنم. هدفم از معرفیش تنها و تنها اینه که شما هم بتونید به صورت رایگان به راحتی از اینترنت آزاد استفاده کنید. چون من یه روز کلی گشتم توی گیتهاب تا این کانال رو پیدا کردم. اگر وارد این کانال بشید، خواهید دید که روزانه شاید هزاران سرور v2ray در کانال قرار داده می‌شه. من که شخصا با وجود این کانال نیازی به خریدن فیلترشکن ندارم. البته این رو در نظر داشته باشید که کانفیگ‌های این کانال ممکنه مدت کوتاهی کار کنه و یا به مرور به دلیل ترافیک بالا دچار افت سرعت بشه. بنابر این استفاده از این کانال رو به کسانی که حوصله‌ی تعویض سرور ندارن اصلا توصیه نمی‌کنم. امیدوارم که به دردتون بخوره. به درد من که خورد. https://t.me/v2ray_configs_pool @arptc

بە اطلاع دوستان دارای آسیب بینایی و خانوادەهای محترم می رساندکە: کتاب "فرصت برابر بودن حق متفاوت بودن" شامل مهارتهای اولیە و
بە اطلاع دوستان دارای آسیب بینایی و خانوادەهای محترم می رساندکە: کتاب "فرصت برابر بودن  حق متفاوت بودن" شامل مهارتهای اولیە و کاربردی برای افراد دارای آسیب بینایی منتشر شد. نویسندگان:صباح سلیمی، نصراللە ابراهیمی و هوشنگ شریعتی.                                  انتشارات دانشگاە کردستان. قیمت کتاب 290هزار تومان و هزینە ارسال کتاب رایگان می باشد. بزودی فایل صوتی و بریل نیز در دسترس قرار می گیرد. برای خرید آنلاین کتاب می توانید بە سایت زیر مراجعە نمایید: https://bookstore.uok.ac.ir/?product=فرصت-برابر-بودن-حق-متفاوت-بودن-مهارتها

دقیقه نودی بودن آخرش پدر منو در‌میاره؛ و خب میدونید ناراحتیم از کجاست؟ از اینجاست. آره. دقیقاً از همینجا. از این کانال که نه؛ ولی از اینجایی که این دقیقه نودی بودن هر روز داره پدرم رو درمیاره. منم مجبورم هر روز پدرم رو جاش بزنم. پدرم با جاش هر دو دارن هرز میشن. می‌ترسم یه روزی که دقیقه نودی بودن پدرم رو در‌آورد، هر کار کنم پدرم دیگه جا نره. اگه پدرم با جاش یکیشون یا دوتاشون شُل بشن و توی هم دیگه چفت نشن، تازه بدبختیِ بعدیم شروع میشه. می‌ترسم برن توی افراد یا چیز‌های دیگه چفت بشن و اون وقت بجای جا زدن به شغل ناشریفِ در‌آوردن مشغول بشم و هر روز مجبور باشم برم ببینم پدرم کجا جا رفته خودم درش بیارم یا ببینم کدام فرد یا چه چیزی توی جای پدرم چفت شده بازم مجبور بشم درش بیارم. فایده نداره. هرچی این روز‌ها برای پدرم و جاش وقت گذاشتم فقط واسم خستگی داشته. اگه دقیقه نودی بودن هم پدرم را انگولک نکنه، آخرش گرونی ممتد اجناس و حقوقی که می‌گیرم و چشم‌هایی که ندارم و یه عالمه چیز‌های دیگه یه کاری باهام می‌کنن که دلم تنگه. تنگ ماهی نه‌ها. تنگ برعکس گشادی. نمیدونم چرا دلم هر از چند گاهی با این‌که شادم یا خودمو مجبور به شاد بودن می‌کنم بازم می‌گیره. شاید اگه لوله‌باز‌کن بریزم توش گرفتگیش خوب بشه. نمیدونم. آخه دل‌باز‌کن که نداریم. تازه اگه داشته باشیمم کلی گرونه. سگ می‌خره؟ خب بخره. من که نه سگم و نه می‌خرم. تازه اگه سگ باشمم نمی‌خرم. نمیدونم این سگ از وفاداری چی دیده ولش نمی‌کنه. من که وفاداری به هرکی کردم خصم مادرزاد شد عوضش گرفت من رو ... کاری نداریم. بگذریم. خدا لعنتش کنه. کلاً منظورم اینه حالم هم خوبه و هم بد. یه جور قاطی‌طورم که پارادوکسیکاله. جمع نقیضین یا هرچی اسمشو بذاری. نذاری هم اون میذاره. البته شاید اونم نذاره. کلاً از قدیم گفتن بذاری بذاره میذاره بذاری نذاری بذاره نمیذاره بذاری. دوست داشتم سرم خلوت‌تر بود. کارم کم‌تر بود. بیشتر پول داشتم. تا بیشتر کتاب میخوندم. تا بیشتر ول‌تابی می‌کردم. تا مثل قدیم سفر می‌رفتم. نه که گردش و تفریح نداشته باشما؛ ولی قدیم‌ها که ارزونی بیشتر و دغدغه و حجم کارم کم‌تر بود، کیفیت و کمیت سفر‌ها و خوشگذرانی‌هام خیلی بالا‌تر بود. اونقدر بالا‌تر بود که قشنگ تا خدا می‌رسید. خیلی که بری بالا یا اصطلاحاً های بشی، خدا رو هم می‌تونی ببینی. حالا اگه نبینی حد‌اقل میتونی لمسش کنی. لعنتی خیلی نرم و لطیفه. خدا رو میگم. گفتم که. قبلاً اون بالا بالا‌ها رفتم. یه چی میدونم که میگم. اونقدر نرم و لطیفه که دلت میخواد بخوریش. خب اگه دلت میخواد بخوریش بخورش. من چه کاره باشم که در مورد خورد و خوراکِ تو تصمیم بگیرم و اظهار نظر کنم؟ فقط حواست باشه وقتی می‌خوریش، دندون نزنی. یا اگه می‌زنی، زیاد دندون نزنی. آخه گفتم که. خیلی لطیفه. خیلی ظریفه. یعنی اونقدر ظریف که اگه بگن با جان کِری هم دیدار داشته من تعجب نمی‌کنم. خلاصه که مواظب باش دندون نزنی. اگه خدا رو دندون دندون کنی و با دندون دون‌دونش کنی، ممکنه مردم دوست نداشته باشن به یه خدای دندون زده شده که با دندون دون‌دون شده نگاه کنن یا واسش قربانی بدن یا زحمت بکشن برن بالا ببیننش یا لمسش کنن. اصلاً شاید اون‌هام دوست داشته باشن بخورنش و تو با این کارت به خورد و خوراک ملت لطمه می‌زنی. کلاً زنجیره غذایی و اکوسیستم رو به هم می‌ریزی. بی‌خیال. اصلاً تو نه می‌خواد بالا بری و نه لازم کرده بخوریش. بسپار به کار‌بلدش. خودم میرم می‌خورم میام واست تعریف می‌کنم. البته الان قول نمیدم چون پولم کمه و کارم زیاده و دلم گرفته و دهنم صافه و حسش نیست کلاً. اون قدیم‌هام فقط لمسش کردم. نخوردمش که حالا از من تعریف مزه و نوع بافتش رو طلب کنی. به هر حال پیش خودم میگم اگه هر کودوم از شما رفته باشید بالا و بغلش کرده باشید و توی هوا چرخ چرخش داده باشید و باهاش گرگم به هوا و قایم پوشک بازی کرده باشید، خیلی خوب حال منو می‌فهمید که چرا و چقدر تشنه‌ام یه بار دیگه روی پاهام بشونمش و انگشت توی مو‌هاش کنم. لامسب طعم دهنش اونقدر خوشمزه‌است انگار داری بهشت می‌نوشی. مزه آب دهنش دقیقاً هزار برابر متعالیتر از شیر بومی پر‌چربه. دیوونه‌است کلاً. دیوونه. نمیدونید چی میگم و از کی میگم. حالا نرید بیمه ازش بخواهید‌ها. این از کی با اون از‌کی فرق می‌کنه. کلاً تِر زدید با این بیمه گرفتنتون از از‌کی وسطِ توصیفاتِ رمانتیک و شایدم اروتیکی که داشتم می‌کردم از اون بالایی. نخواستم. متنم رو خراب کردید. شما اصلاً پایه نیستید. سرم درد گرفت. بعد از چهار ماه رژیم گرفتن و پانزده کیلو وزن کم کردن و سر و کله زدن با شما‌ها که بجای پایه بودن دسته هستید، برم یه بستنی بخورم ببینم کی حالم خوب میشه دوباره برگردم تا خدایی نکرده نرفتید یه جام. شراب. بالا.

مجتبی خادمی و سی و سه پل همین حالا

قصه‌ی آشنای اتاقِ تراپی … 🎬سکانسی از سریال افعی تهران @Radio_chehraziii

صدای پرنده‌ها بالای کوه صفه خیلی قشنگه

این پیام از طرف مهدی عابدی فرستاده شده است. MA-All-in- one, یه بسته ی بزرگه. که توش کلی برنامه و بازی پیدا میشه. از کوچیک، تا بزرگ. برای بینا، و نابینا. بازیهایی مثل بازیهای کارتی، جنگی، بازیهای مربوط به حافظه، ورزش، و هرچی که فکرشو بکنید. برنامه هایی که تصحیل کننده ی امور روزمره هر کدوم از ما هستن و همیشه باهاشون سر و کار داریم. باهاشون موزیک گوش میدیم، فیلم میبینیم، حساب کتاب میکنیم، دانلود میکنیم، و یا حتی چت میکنیم. و این شما و این، نسخه ی اولیه ی این مجموعه ی بزرگ و گسترده. داشت یادم میرفت. از طریق وبسایتم که mahdiabedi.com هست، آیدی تلگرامم @mahdiabedi82 ، و یا آدرس ایمیلم mahdi@mahdiabedi.com میتونید با من در ارتباط باشید و مشکلات احتمالی رو گزارش کنید، پیشنهاداتتونو به گوشم برسونید، و خلاصه هرچی دل تنگتون میخواد بهم بگید. یادتون نره ها! راستی تو کامنت دونی هم منتظرتونم!

😯اَبَرتخفیف تاریخی شروع شد ۳ نقطه , , , 🔥ثبت نام دوره VIP (شامل همه کلاس‌ها : بمب مکالمه ، بمب آیلتس ، بمب ۴۰۰۰ لغت فوق ضروری ، مکالمه در سفر ، کدینگ لغات ضروری ۵۰۴ ، ۱۱۰۰ و تافل ، زبان با موزیک و فیلم و ۳ نقطه ) , , 💣به جای 4 میلیون و 527 هزار تومان هر چقدر عشقتون کشید پرداخت کنید😯! , بدو که صاحابش رد داده🙃 , , 🔸ثبت نام: , , 🔵 واریز به یکی از دو کارت زیر 👇 , , 6037998137233655 , بانک ملی / به نام ایمان پندی , , 6104338624687964 , بانک ملت / به نام ایمان پندی , , (بعد از پرداخت لطفا فیشِ واریزی رو به آیدی @imanpandi در تلگرام ارسال کنید), ⁨۶۱⁩ دیدگاه, 6.1K بازدید, در 23:02, واکنش‌ها: ❤ 51, 👍 9

چیدمان صفحه و استفاده از کنش‌های تاک بک در به روز رسانی‌های جدید اندروید خیلی بهینه شده

Repost from N/a
شراب بازی دوستان صوتی #عرق خور صوتی پوند در آمد زایی و زدایی صوتی پوند آقام زکریای رازی صوتی پوند میخانه دیجیتالی صوتی پوند کاسب سیار صوتی پوند تلویزیون شکسته شده صوتی پوند

البته بچه‌ها این را ناگفته نگذارم خوبه بدونید من سرور تیم تاکی خودم را از دی ماه پارسال تاسیس کردم و ازش استفاده‌های مورد نظر خودم را می‌برم منظورم از این نظرسنجی این بود که در واقع سرور خودم را برای استفاده افرادی که ممکنه علاقمند باشند عمومی بکنم یا نه � حالا فعلاً داریم پیش میریم ببینیم به کجا می‌رسیم

#زنگ_انشا به‌قلم #امید_صالحی امروزه با پیشرفت فنآوری و پسرفت توانمندی‌های ذهنی انسان‌ها، به‌ویژه معلولان، و باز هم به‌ویژه نابینایان، شاهد ظهور قارچ‌گونه سرورهای تیمتاکی در هر مکان و زمان هستیم. هر ننه‌قمری برمی‌دارد یک سرور تیمتاکی علم می‌کند، بعد چندتا ننه‌قمر دیگر را به‌عنوان مدیر دور خودش جمع می‌کند، بعد برای عضوگیری یا در برخی موارد حاد جفت‌گیری، اقدام به انتشار فراخوان در سطح گسترده می‌کند، چند ننه‌قمر مثل یا بدتر از خودش را به‌عنوان کاربر توی سرورش می‌ثبت‌نامانَد، دست هر کدامشان هم یک نام کاربری و پسورد می‌دهد، و خلاصه سرور با هزار سلام و صلوات، به مدد مستمری بهزیستی یا سایر انواع منابع بادآورده کارش را شروع می‌کند. خلاصه، سرور در روز شنبه یا دوشنبه یا چهارشنبه‌ای رأس ساعت هشت شب کارش را با 24 عضو آغاز می‌کند که 18 تایشان مدیر هستند و آن شش‌تای دیگر هم هر کدام مشغول لابی‌گری با یکی از آن 18 نفر برای اخذ این امتیاز عظیم هستند. دو روز بعد، تعداد کاربرهای فعال سرور از 24 به همان 18 نفر که از اولش هم مدیر بوده‌اند و سه روز بعد به 3.71  نفر کاهش پیدا می‌کند. پس از آن، این 3.71 نفر عقل ناقصشان را روی هم می‌گذارند و برای کاربران غیرفعال در تلگرام اخطارهای غلاظ و شداد می‌فرستند که اگر تا یک هفته به سرور نیامدید، حساب کاربریتان مسدود می‌شود. با گذشت این یک هفته، تعداد کاربران فعال از 3.71 نفر به 6.123 نفر افزایش پیدا می‌کند و برای کاربرانی هم که نیامده‌اند این پیام ارسال می‌شود که به‌مناسبت دهه فجر، عاشورای حسینی، ولادت ولی‌عهد سابق مصر یا هر مناسبت دیگری، مهلتشان به‌مدت شش قرن دیگر تمدید شده و در پایان این شش قرن هم باز اگر نوادگانشان درخواست بدهند، این مهلت قابل تمدید می‌باشد. خلاصه سرور در هفته دوم با 6.123 کاربر خود را از بحران تأسیس نجات می‌دهد و اصطلاحا روی غلتک می‌افتد. حالا هرروز همین 6.123 نفر، به‌قدری به سرور داخل و از آن خارج می‌شوند که دهانه سرور گشاد می‌شود و سرور، شکل فلان جای پیرزن آن‌کاره را به‌خود می‌گیرد. باری، یک هفته هم این طوری‌ها می‌گذرد تا اینکه در هفته سوم، میان اعضای سرور که همگی هم مدیر هستند چنددستگی درمی‌گیرد، یعنی هر کدامشان احساس می‌کنند اگر امکانش را داشته باشند می‌توانند چند دسته را به‌طور همزمان در ماتحت همکاران سابق فرو کنند. با تشدید این چنددستگی‌ها، اعضای سرور به سه گروه باشرف، بی‌شرف و بی‌طرف تقسیم می‌شوند که تعداد اعضای هر گروه بسته به ماهیت موضوع مناقشه متغیر خواهد بود. پس از آن، بی‌طرف‌ها کلا قید سرور و مافیها را می‌زنند و دنبال زندگیشان می‌روند و باشرف‌ها و بی‌شرف‌ها هم هرکدام با 2.223 نفر دو سرور جداگانه می‌زنند. پس از مدتی، میان همین 2.223 نفر هم چنددستگی ایجاد می‌شود و همین فرآیند تا ایجاد 26 سرور تک‌کاربره ادامه پیدا می‌کند. اما پس از مدتی، کاربرهای ایزوله که حالا دیگر کسی را ندارند که با او دعوا مرافعه راه بیندازند، با خودشان درگیر می‌شوند. این اختلاف با خویشتن، در بسیاری موارد به تجزیه مدیر به اتم‌های سازنده ختم می‌شود. این طور می‌شود که شاهد نمونه‌هایی اعلا از پیشرفت فرم و محتوا در حوزه ارتباطات بیناکوری در میهن عزیزمان هستیم. اما در این میان، ننه‌قمرهای رندی هم یافت می‌شوند که قبل از آغاز عملیات کلنگ‌زنی برای سرورشان، با وجود اینکه تصمیمشان را هم از ماه‌ها قبل گرفته‌اند، از طریق نظرسنجی با ننه‌قمرهای دیگر وارد شور می‌شوند، ولی دیگر نمی‌توانند از آن خارج شوند. این دسته از ننه‌قمرها، ضمن اتلاف وقت ننه‌قمرهای طرف مشورت و خندیدن به ریش و در برخی موارد گیس آن‌ها، علاوه بر ایجاد ساعات مفرحی برای اعضای کانال تلگرامی خود، به‌نام تکیه بر #خرد_جمعی و مزخرفاتی از این دست، برای سرورشان تبلیغ کرده، می‌کوشند آن را متفاوت از سایر سرورها نشان دهند. ما هم در انشای بعدی، دقیقا در راستای کمک فکری به ننه‌قمرهایی که تصمیمشان را چند ماهیست گرفته‌اند و حالا ما را اسگل گیر آورده‌اند، به مقایسه اجمالی میان مزایای سرور زدن و یکی از انواع هنرهای تجسمی یعنی ج زدن خواهیم پرداخت. #معلولان #نابینایان #انشا #تیمتاک #هنرهای_تجسمی #صنایع_دستی #کاردستی @gooshkon2020 @tooshkon2020

نظرسنجی آیا علاف خونه تیم تاکی برای گفت و شنود تحلیل مسائل و هرچی دلمون می‌خواد بزنم یا نزنم؟

Repost from myplayfehrest
اگه سینگلی، واسه این‌که ولنتاینت درد نکنه؛خودتو دعوت کن یه کافه. این نکاتم رعایت کن: -حتما دو روز قبل اطلاع بده که برنامه‌ای نداشته باشی -سر ساعت برو که خودشو ناراحت نکنی -لباس قشنگ بپوش -عطر بزن (حموم لازم نیست، شب اومدی خونه خودتو تند تند بشور) -دکتر هلاکویی می‌گه اگه شب عروسی هم فهمیدی عصبیه، تاکسی بگیر برگرد (سعی کن آروم باشی که زود برنگردی) -مرموز و عجیب رفتار کن که کم کم خودتو کشف کنی -دیت اول دست خودتو نگیر (کلا هیچ جاتو لمس نکن تا برسی خونه) -اگه از خودت خوشت نیومد، با رفتارت نشون بده، نه کلامی. مثلا دیگه در رو برات باز نکن پول کافه رو نده… 🎧 @myplayfehrest 📻 با من گوش کنید

تجربه من با ترازوی سنگی سخنگوی هدیه. حواستون باشه اینکه چه موقع از روز وزن می‌کنید ترازو رو کجا گذاشتید سطح و شیب چطوریه باعث نوسانات تشخیص وزن می‌شه