en
Feedback
هداخموش_Hoda khamosh

هداخموش_Hoda khamosh

Open in Telegram

از بکارت ریخته ی کدام شب بنویسم از لبخند کثیف کدام صبح این آیینه نگاه ایستاده وهولناک دارد پل ارتباطی با من✓ https://t.me/Khamosh

Show more
Iran249 902The category is not specified
796
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
مرا به تنت سنجاق کن و بوسه هایت را با انجماد استخوانهايم آشتى بده... ميترسم فردا که رفتی عطر تنت ميان بوى تند سيگار و تنهايي
مرا به تنت سنجاق کن و بوسه هایت را با انجماد استخوانهايم آشتى بده... ميترسم فردا که رفتی عطر تنت ميان بوى تند سيگار و تنهايي مرا به یغما ببرد..! #هدا_خموش

دقیقه ای نگذشت بود که دلم شور دوباره ای زد و بی هیچ کلامی از کنار پنجره بلند شده و به سمت در رفتم. صدای زجر کشیدن او پوست وگوشت واستخوانم را تکان داد وصدای او تا مغز استخوان راه افتاد و تیر کشید. بی اراده با صدای بلند فریاد زدم؛لعنتی در را باز کن. با این صدا،فریاد او هم بلند شد و‌گویا منتظر این لحظه برای نجات خودش بود. بعد لحظه ای خاموشی در را باز کرد و با گرفتن پالتوی خود انجا را ترک گفت.‌ دست های سفت و‌مردانه اش را بر دهن او گذاشته بود و زانوی خود را نیز ته حلقومش گذاشته بود؛ انگشت بریده شده اش را گرفته و فشار داده بود تا از شدت درد نتواند صدایش را بیرون بکشد. دست، سینه و چشم های او از فشار درد سیاه شده بود و خون زیر چشم هایش حلقه زده بود. چی می توانستم بگویم درد بی امانی بود که گلوی مارا گرفته بود ومن فقط به او چسپیدم و در خودم گریه کردم ..! از خاطرات کودکی

دقیقه ای نگذشت،که دلم شور دوباره ای زد و بی هیچ کلامی از کنار پنجره بلند شده و به سمت در رفتم. صدای زجر کشیدن او تمام پوست،گوشت واستخوانم را تکان داد وصدای او تا مغز استخوان راه افتاد و تیر کشید. بی اراده با صدای بلند فریاد زدم لعنتی در را باز کن. با این صدا،فریاد او هم بلند شد و‌ یا منتظر این لحظه برای نجات خودش بود بعد سکوت طولانی در را باز کرد و با گرفتن پالتوی خود انجا را ترک گفت.‌ دست های سفت و‌مردانه اش را بر دهن او گذاشته بود و زانوی خود را نیز ته حلقومش فشار داده بود؛ انگشت بریده شده اش را گرفته و فشار داده بود تا از شدت درد نتواند صدایش بیرون نشود. دست و سینه و چشم های او از فشار درد سیاه شده بود و خون زیر چشم هایش حلقه زده بود. چی می توانستم بگویم درد بی امانی بود که گلوی او را گرفته بود ومن فقط به او چسپیدم و در خودم گریه کردم ..!

یلدا دختر مو بلند زیبا! زن گمنام شب اینجا خانه ئ توست خانه ئ میان تیک تیک ثانیه های دراز و ستون زایش آهورا ومزدا کنار شمع و ا
یلدا دختر مو بلند زیبا! زن گمنام شب اینجا خانه ئ توست خانه ئ میان تیک تیک ثانیه های دراز و ستون زایش آهورا ومزدا کنار شمع و انار... وهندوانه های ترک خورده ئ دلم؛! یلدا! تلفیق می کند نگاهت به همآغوشی و بوی پرتقال های چسپیده به پیراهنت ؛که بی مهابا کرانه می کند ته دلم! چون شعر سپیدی که بلند میاید از آفاق نگاه و اشتیاق بوسه های که؛ گرم می کنند،چله ای به یغما رفته دلم را..! #هداخموش

چیزهایی هستند که می‌توانند مرا له کنند. مثل صورت‌های بی روح مثل زن‌های اجیر شده مثل کشورهایی که ادعای عدالت می‌کنند مثل آخرین
چیزهایی هستند که می‌توانند مرا له کنند. مثل صورت‌های بی روح مثل زن‌های اجیر شده مثل کشورهایی که ادعای عدالت می‌کنند مثل آخرین بوسه و اولین بوسه، و تو این‌ها را می‌دانی. لطفا با من گریه کن... #چارلز_بوکفسکی

انتشار رمان “دختران تالی” به زبان انگلیسی در بیست سایت معتبر جهانی مانند ارکی پیلاگو، پنگوئن، آمازون، اپل‌بوک، ورد لایبری، گو
انتشار رمان “دختران تالی” به زبان انگلیسی در بیست سایت معتبر جهانی مانند ارکی پیلاگو، پنگوئن، آمازون، اپل‌بوک، ورد لایبری، گود ریدرز، بوک ریویو، کوبو، گلدین هاری بوکز، کرکاس، بوک‌شاپ و.... اغاز شد. فقط در گوگل “Tali girls” جست‌وجو کنید، این رمان دستیاب می‌شود. این کتاب در میان ۲۱ رمان برتر سال ۲۰۲۴ “انجمن کارنگی” امریکا قرار گرفته و همچنان از سوی سایت “بوک‌ریویو” موفق به دریافت ستاره شده و نامزد بهترین رمان سال ۲۰۲۴ گردیده‌است. ویرایش جدید این کناب مطابق به متن انگلیسی این رمان،به زبان فارسی هم منتشر می شود..!

یک سال از آغاز جنبش های اعتراضی زنان در ایران علیه رژیم آخوندی برای آزادی بیشتر می گذرد. رژیم دیکتاتور به شدت در پی سرکوب مرد
یک سال از آغاز جنبش های اعتراضی زنان در ایران علیه رژیم آخوندی برای آزادی بیشتر می گذرد. رژیم دیکتاتور به شدت در پی سرکوب مردم و زنان هست زندان، قتل و شکنجه. آزادی بیان در جای خود را هر روز محدود می کنند تا امکان رساندن حقیقت نباشد با این وجود اما اعتراضات همچنان ادامه دارد و زنان ایران به شکلی قهرمانانه عمل می کندد ما دیروز در کتابخانه لارویک، با نویسنده مولود حاجی زاده،محمود فرهمند نماینده پارلمان اما و هدی خاموش فعال حقوق در این مورد صحبت کردیم "زن، زندگی، آزادی".

یک سال از آغاز جنبش های اعتراضی زنان در ایران علیه رژیم آخوندی برای آزادی بیشتر می گذرد. رژیم دیکتاتور به شدت در پی سرکوب مرد
یک سال از آغاز جنبش های اعتراضی زنان در ایران علیه رژیم آخوندی برای آزادی بیشتر می گذرد. رژیم دیکتاتور به شدت در پی سرکوب مردم و زنان هست زندان، قتل و شکنجه. آزادی بیان در جای خود را هر روز محدود می کنند تا امکان رساندن حقیقت نباشد با این وجود اما اعتراضات همچنان ادامه دارد و زنان ایران به شکلی قهرمانانه عمل می کندد ما دیروز در کتابخانه لارویک، با نویسنده مولود حاجی زاده،محمود فرهمند نماینده پارلمان اما و هدی خاموش فعال حقوق در این مورد صحبت کردیم "زن، زندگی، آزادی".

بی سروصدا دوستت دارم بدون بلوا! بلند! گرم! آهسته! مثل غروب غم آلود جمعه یی که در خفای دنج خانه ام رخنه می کند.! #هدا_خموش
بی سروصدا دوستت دارم بدون بلوا! بلند! گرم! آهسته! مثل غروب غم آلود جمعه یی که در خفای دنج خانه ام رخنه می کند.! #هدا_خموش

بی سروصدا دوستت دارم بدون بلوا کردن بلند! گرم! آهسته! مثل غروب غم آلود جمعه یی که در خفای دنج خانه ام رخنه می کند.! #هدا_خموش
بی سروصدا دوستت دارم بدون بلوا کردن بلند! گرم! آهسته! مثل غروب غم آلود جمعه یی که در خفای دنج خانه ام رخنه می کند.! #هدا_خموش

بی سروصدا دوستت دارم بدون بلوا کردن بلند! گرم! آهسته! مثل غروب غم آلود جمعه یی که در خفای دنج خانه ام رخنه می کند.! #هدا_خموش
بی سروصدا دوستت دارم بدون بلوا کردن بلند! گرم! آهسته! مثل غروب غم آلود جمعه یی که در خفای دنج خانه ام رخنه می کند.! #هدا_خموش

در برنامه یاد بود از شاعر عصیان گر قهار عاصی در شهر اسلو کشور نروژ ممنون از خانه ادبیات اسلو_افغانستان..!
در برنامه یاد بود از شاعر عصیان گر قهار عاصی در شهر اسلو کشور نروژ ممنون از خانه ادبیات اسلو_افغانستان..!