en
Feedback
نقد فلسفه = دفاع از عقلانیت

نقد فلسفه = دفاع از عقلانیت

Open in Telegram

🖋نقد فلسفه و عرفان و تفکیک و پاسخ به نقد های پوشالی از جانب این فرق به متکلمین شیعه رضوان الله علیهم لا سیّما اعلم المعاصرین ⚡تفاوت علم و جهل را بیابید (هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون)

Show more
984
Subscribers
+124 hours
-27 days
+1730 days
Posts Archive
📌 پاسخ بسیار دقیق و علمی صمیمیت به پست ما را ملاحظه می فرمایید! 🖌 عرض میشود که ما نوشتیم:« قول ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر
📌 پاسخ بسیار دقیق و علمی صمیمیت به پست ما را ملاحظه می فرمایید! 🖌 عرض میشود که ما نوشتیم:« قول ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر در روایات زیادی رد شده 👈و این روایات در بسیاری از منابع حدیثی و تفسیری شیعی نقل گشته» و ارائه آن منابع، به خاطر اثبات صدق قسمت دوم سخنمان بود. یعنی ما گفتیم روایات زیادی درباره نفی ازدواج داریم( که قطعا صحیح است و تعداد احادیثی که ازدواج را نفی می‌کند بیشتر از احادیثی است که تایید میکند و علمای شیعه بر همین اساس عدم ازدواج را اعتقاد امامیه بیان کرده و خلاف آنرا کفر و انحراف و مجوسیگری بیان داشته اند و اگر روایات زیادی در این باب نبود، این رفتار معنا نداشت) و این روایات در منابع حدیثی و تفسیری زیادی آمده و منابع را هم ارائه دادیم که صدق قسمت دوم سخنمان را نشان دهیم_ چون جنابتان سخن از منابع شیعی گفته بودید_ نه اینکه ندانیم برخی روایاتی که آوردیم و در دو جا آمده یکی است و دو تا نیست. 🔍 پس اشکالتان به ما بر باد رفت و جواب بقیه مطالبمان را هم ندادید و شاید گمان کردید با یک اشکال مسخره و مقداری لودگی میتوانید از زیر بار بحث علمی فرار نمایید ولی سخت در اشتباهید ...

📌 صمیمیت این مرقومه را هم در دفاع از خود و پاسخ به اشکال نقضی ما ارسال داشته است! شما مخاطبین محترم میتوانید با تامل در این مطلبی که نگاشته، میزان علم و دانش و فهم و شعور و حق طلبی صمیمیت را به عین الیقین مشاهده بفرمایید. بیچاره مسکین خودش هم فهمیده در بد مخصمه ای گیر کرده، لذا حتی اینقدر شجاعت به خرج نداده که عین اشکال ما را قرار داده و به آن پاسخ بدهد و صرفا مزخرفی نوشته که آبروی خود را جلوی مریدان حفظ و بگوید من هم بلدم حرف بزنم! اما شوربختانه در همین جوابیه مضحکی هم که ارائه داده، چنان افتضاحی به بار آورده که با آب زمزم و کوثر هم تطهیر نخواهد شد. 🖍 فرموده: سخن من_ درباره اینکه فلسفه ارسال انبیا، هدایت بشر بوده_ کاملا #مبتنی_بر_اختیار است، #لذا قیاس سخن من با سخن شیخ حر قیاس مع الفارق است!(2)[ دقت کنید که مبتنی بودن سخنش درباره فلسفه ارسال انبیا بر اختیار را #دلیل این دانسته که قیاس سخنش با سخن شیخ حر قیاس مع الفارق است!] 🖌 ولی اینقدر _ به معنی واقعی کلمه_ پرت و بی دقت تشریف دارد که متوجه نشده در همین چند خط بالاتر اقرار کرده سخن شیخ درباره فلسفه خلق کافر هم #مبتنی_بر_اختیار است(1) حال چرا قیاس این دو با هم قیاس مع الفارق و باطل باشد؟! هویداست صمیمیت خود به نیکی دریافته اشکال ما، اشکال واردی بوده و از حل آنهم عاجز گردیده و صرفا لفاظی نموده که خود را از باتلاقی که در آن گرفتار شده نجات دهد، ولی تیرش به خطا رفت و نه تنها پاسخی به اشکال ما داده نشد بلکه رسوایی دیگری پدید آمد و شاهد صدقی شد بر بیسوادی و بی دقتی صمیمیت. 🔍 نتیجه آنکه هم جواب حلی ما در کمال اتقان است و تمام اشکالات صمیمیت به آن مردود است و هم پاسخ نقضیمان کاملا به بحث مربوط است و صمیمیت هم توان پاسخ به آنرا نداشت. 💡 نکته آخر اینکه این جناب دکتر به حدی موجود عجیب و غریبی است که با این رسوایی های فراوان و بی دقتی های بسیار، سخن از #دقت گفته و ما را توصیه کرده که دقت و عنایت و التفات بیشتری در متون داشته باشیم! ما این توصیه را با جان و دل پذیرا می باشیم ولی به جنابشان عرض میکنیم شایسته است اول خودتان به این توصیه جامه عمل بپوشانید تا در یک متن چند خطی دچار چنین خطای فاحشی نشوید، به هر حال زیاد نیکو نیست کسی که مدعی است دکتری علوم اسلامی دارد، حتی در خواندن متون خود هم اینقدر پیاده باشد و چنین شاهکاری از خود به نمایش بگذارد ....

📌 چند روز پیش اشکال سست و مضحک صمیمیت بر فرمایش مرحوم شیخ حر عاملی را قرار داده و دو پاسخ حلی و نقضی به آن ارائه دادیم. صمیمیت جوابی به مطلب ما داده که بررسی می‌کنیم. 🖌 ابتدا عین فرمایشات مرحوم شیخ را ملاحظه بفرمایید، ایشان فرموده اند که:«خداوند با به شهادت رسیدن و مغلوب شدن و مورد آزار و اذیت قرار گرفتن معصومین توسط کفار و نواصب، خواسته از اعتقاد به غلو درباره انبیا و ائمه علیهم السلام جلوگیری کند، چرا که موجودی که به قتل رسیدن و مغلوب شدن و مورد اذیت قرار گرفتن درباره اش صدق کند قطعا نمی‌تواند خدا باشد و با این توضیح بطلان اعتقاد غلات روشن میشود و چه بسا اگر همین به شهادت رسیدن معصومین نبود، #بیشتر مردم دچار اعتقاد به غلو میشدند». خب معنای این عبارات ایشان که روشن است و از سوی دیگر بیان شد و صمیمیت هم اقرار کرد که سخن مرحوم شیخ کاملا مبتنی بر اختیار انسان است، حال با کنار هم قرار دادن این مطالب، معنای عبارت شیخ که فرمود:« #ارادة_المنع من القول بالغلو فی الانبیا و الائمة ... » روشن میشود که مراد از آن اراده تکوینی و اینکه خداوند مانع تکوینی اعتقاد به غلو درباره ائمه میشود نیست که بعد از اینکه پس از به شهادت رسیدن معصومین، هنوز هم غلات موجودند استدلال کنیم بر شکست پروژه خدا، بلکه با توجه به این مقدمه که انسانها در انتخاب حق و باطل مختار اند، معنای عبارت:« ارادة المنع» این میشود که خدا خواسته بطلان اعتقاد غلات را نشان دهد « ... ظهر بطلان قول من ادعی فیهم الربوبیة و اعتقد لهم الالهیة» و به نفس همین بطلان اعتقاد، از اعتقاد به غلو جلوگیری کند، لکن چون انسان مختار است_ و صمیمیت هم اقرار کرد فرمایش شیخ حر کاملا مبتنی بر اختیار است_ اختیار خودش هم در این جلوگیری شرط است و این خودش است که باید انتخاب کند غالی و منحرف بشود یا خیر و در نتیجه اینکه هنوز غلات موجودند و با اختیار خود غلو را انتخاب کرده اند ربطی به نقض فرمایش مرحوم شیخ و شکست پروژه! خدا ندارد. کما اینکه صحیح است بگوییم_ و صمیمیت هم اقرار کرده_ که خدا با ارسال انبیا خواسته مردمان را هدایت کند، ولی ما شاهدیم پس از ارسال اینهمه نبی، هنوز هم کفار و مشرکین موجودند، ولی صمیمیت قبول ندارد پروژه خدایش با شکست مواجه شده و فرمایشش سست است! خب صمیمیت چرا هر جواب معقولی که به این اشکال میخواهد بدهد را به فرمایش مرحوم شیخ نمیدهد؟! پاسخ روشن است، چون اصلا به دنبال بحث دقیق علمی نیست و فقط میخواهد علمای شیعه را تخریب کند ... 🔍 با توجه به این توضیحات، پاسخ فرمایشات صمیمیت که با رنگ بنفش مشخص شده هم روشن میشود. زیرا اولا ما هم نگفتیم شیخ حر در این چند خط که وجه نهم علت خلق کافر را بیان کرده حرف از اختیار زده، بلکه مقصومان این بود که فرمایشات شیخ مبتنی بر اختیار است و باید طبق اختیار بشر معنا شود که خودتان هم بالصراحه آنرا قبول نمودید. ثانیا اتمام حجت شاخ و دم ندارد و همین که خداوند با برهانی قویم و ساده بطلان اعتقاد غلات را نشان دهد یعنی حجت را بر آنها تمام نموده و شیخ هم فرمود با به شهادت رسیدن معصومین ظهر بطلان قول من ادعی فیهم الربوبیة و اعتقد لهم الالهیة. ثالثا عبارت شیخ این است که:« لعله لولا ذلک لاعتقد #اکثر_الناس ذلک الاعتقاد الباطل» یعنی اگر این موارد( به شهادت رسیدن و مغلوب شدن ائمه در دنیا) نبود چه بسا بیشتر مردم دچار غلو میشدند و بدیهی است بیشتر مردم دچار غلو نیستند که آنرا نقض فرمایش شیخ تلقی کنیم. رابعا درباره اتمام حجت که جواب دادیم و درباره عدم تحقق غلات هم عرض میکنیم اولا کجا جناب شیخ سخن از عدم تحقق غلات گفتند؟ ثانیا بر فرض جناب شیخ چنین گفته باشند، آیا از عدم تحقق #همه غلات سخن گفتند یا عدم تحقق #برخی غلات؟! اگر اولی که کذب محض است و شیخ چنین نفرمودند و شما هم توان نشان دادن آنرا ندارید و اگر دومی که چه اشکالی دارد؟؟ چه اشکالی منطقی و عقلانی دارد شیخ مدعی شود به شهادت رسیدن معصومین، دلیل عدم تحقق برخی غلات است؟ قطعا هیچ اشکالی ندارد و اتفاقا مطابق واقع است و قطعا برخی مردمان با همین موارد، دچار غلو نشده اند و قطعا برخی غلات با دیدن همین امور دست از غلو برداشته اند و در نتیجه فرمایش شیخ صادق است.

📌 عبارات شیخ حر عاملی
📌 عبارات شیخ حر عاملی

📌 صمیمیت به فرمایش علمای شیعه _مبنی بر اینکه ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر باطل و قول مجوس است_ اشکال کرده که دو روایت وجود دارد که در آن همین قول تایید شده و در آخر گفته چرا علمای شیعه مرتکب چنین گستاخی درباره معصومین شده اند؟! 🖌 باید به جنابشان گفت باز هم با این نقد بنیادین و ریشه ای ما را شگفت زده فرمودید و باز هم مرز های جهل و بیسوادی یا عناد و نفاق و دشمنی را جا به جا نمودید. ما واقعا نمی‌دانیم شما اینقدر پرت تشریف دارید که نمی‌دانید قول ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر در روایات فراوانی به شدت رد شده و این روایات در بسیاری از منابع حدیثی و تفسیری شیعی نقل گشته؟! ( بحارالانوار؛ ج11؛ ص 220-249؛ حدیث 1 و 2 و 3 و 6 و 18 و 39 و 40 و 44 / تفسیر عیاشی؛ ج1؛ ص312 / علل الشرائع؛ ج1 ص17-18/ وسائل الشیعه؛ ج20؛ ص365-366 / تفسير صافی؛ ج1 ص415 / و منابع دیگر ... ) و اصولا اینکه ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر همان سخن مجوس است، فرمایش معصومین است(بحارالانوار؛ ج11؛ ص223-224 و تفسیر صافی ج1؛ ص 416) 🖌 حال وقتی اینهمه روایت داریم که ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر را بالصراحه و شدیداً رد کرده و آنرا قول مجوس دانسته و از طرف دیگر یکی دو روایت داریم که ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر را تایید میکند، باید مقداری عقل و فکر را به کار انداخت و متوجه بود که نظر واقعی معصومین همان عدم ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر بوده و آن یکی دو روایتی که ازدواج آنان را تایید میکند، موافق مذهب اهل سنت بوده و ارزش ندارد و کنار گذاشته میشود و به قول علما چه بسا از روی تقیه صادر شده اند، مثلا مجلسی درباره همین روایاتی که صمیمیت آورده می فرماید:( هذان الخبران محمولان على التقية لاشتهار ذلك بين العامة/ بحارالانوار؛ ج11؛ ص 226) و جزائری هم سخنی نظیر مجلسی دارد و فیض کاشانی هم بعد از ارائه احادیثی که ازدواج را نفی و احادیثی که ازدواج را تایید میکنند، مینویسد که احادیث دسته اول( نفی ازدواج) صحیح و قابل پذیرش اند و اخبار دسته دوم موافق با مذهب عامه اند و اعتمادی بر آن نیست و کنار گذاشته میشوند( إن قيل كيف التوفيق بين هذه الأخبار والاخبار الأولى قلنا الاخبار الأولى هي الصحيحة المعتمد عليها وإنما الأخيرة فإنما وردت موافقة للعامة فلا اعتماد عليها/ تفسیر صافی؛ ج1؛ ص 418). 🔍 نتیجه آنکه ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر شدیداً در روایات فراوانی رد گردیده، و آن روایات اندکی هم که دلالت بر ازدواج دارد نظر واقعی معصومین نیست و چه بسا از روی تقیه صادر شده است. پس علمای شیعه مرتکب هیچ گستاخی نسبت به معصومین نشده اند و حرفشان همان حرف معصومین است، و گستاخ صمیمیت است که بدون توجه به محکمات روایات اهل بیت، میرود دست می‌گذارد روی یکی دو روایت بی ارزش که موافق عامه و مخالف با روایات فراوان شیعی است و بر اساس آن به علمای شیعه اهانت میکند.

📌 صمیمیت به فرمایش علمای شیعه _مبنی بر اینکه ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر قول مجوس است_ اشکال کرده که دو روایت وجود دارد که در آن همین قول تایید شده و در آخر اشکال کرده چرا علمای شیعه مرتکب چنین گستاخی درباره معصومین شده اند؟! 🖌 باید به جنابشان گفت باز هم با این نقد بنیادین و ریشه ای ما را شگفت زده فرمودید و باز هم مرز های جهل و بیسوادی یا عناد و نفاق و دشمنی را جا به جا نمودید. ما واقعا نمی‌دانیم شما اینقدر پرت تشریف دارید که نمی‌دانید قول ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر در روایات فراوانی به شدت رد شده و این روایات در بسیاری از جوامع حدیثی شیعه نقل گشته( بحارالانوار؛ ج11؛ ص 220-249؛ حدیث 1 و 2 و 3 و 6 و 18 و 39 و 40 و 44 / تفسیر عیاشی؛ ج1؛ ص312 / علل الشرائع؛ ج1 ص17-18/ وسائل الشیعه؛ ج20؛ ص365-366 / تفسير صافی؛ ج1 ص415 / و منابع دیگر ... ) و اصولا اینکه ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر همان سخن مجوس است، عینا فرمایش معصومین است(بحارالانوار؛ ج11؛ ص223-224) 🖌 حال وقتی اینهمه روایت داریم که ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر را بالصراحه و شدیداً رد کرده و آنرا قول مجوس دانسته و از طرف دیگر یکی دو روایت داریم که ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر را تایید میکند، باید مقداری عقل و فکر را به کار انداخت و متوجه بود که نظر واقعی معصومین همان عدم ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر بوده و آن یکی دو روایتی که ازدواج آنان را تایید میکند، از روی تقیه گفته شده، چون این روایات موافق مذهب اهل سنت است. مثلا مجلسی درباره همین روایاتی که صمیمیت آورده می فرماید:( هذان الخبران محمولان على التقية لاشتهار ذلك بين العامة/ بحارالانوار؛ ج11؛ ص 226) و جزائری هم سخنی نظیر مجلسی دارد و فیض کاشانی هم بعد از ارائه احادیثی که ازدواج را نفی و احادیثی که ازدواج را تایید میکنند، مینویسد که احادیث دسته اول( نفی ازدواج) صحیح و قابل پذیرش اند و اخبار دسته دوم موافق با مذهب عامه اند و اعتمادی بر آن نیست و کنار گذاشته میشوند( إن قيل كيف التوفيق بين هذه الأخبار والاخبار الأولى قلنا الاخبار الأولى هي الصحيحة المعتمد عليها وإنما الأخيرة فإنما وردت موافقة للعامة فلا اعتماد عليها/ تفسیر صافی؛ ج1؛ ص 418). 🔍 نتیجه آنکه ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر شدیداً در روایات فراوانی رد گردیده، و آن روایات اندکی هم که دلالت بر ازدواج دارد از روی تقیه صادر گشته و نظر واقعی معصومین نیست. پس علمای شیعه مرتکب هیچ گستاخی نسبت به معصومین نشده اند و حرفشان همان حرف معصومین است، و گستاخ صمیمیت است که بدون توجه به محکمات روایات اهل بیت، میرود دست می‌گذارد روی یکی دو روایتی که موافق عامه است و از روی تقیه صادر گشته و بر اساس آن به علمای شیعه اهانت میکند.

📌 جالب است که علی رغم درخواست مریدان صمیمیت برای پاسخ به این اشکال و حل این معضل، او هیچ جوابی به آن نداد و این بهترین شاهد
📌 جالب است که علی رغم درخواست مریدان صمیمیت برای پاسخ به این اشکال و حل این معضل، او هیچ جوابی به آن نداد و این بهترین شاهد است بر اینکه خودش هم فهمیده در بد مخمصه ای گیر افتاده و توان خروج از آن را ندارد مگر با بی اعتبار ساختن یکی از دو گفته خود ...

📌 صمیمیت به فرمایش مرحوم شیخ حر عاملی اشکال کرده که اگر علت خلق کافر این چیزی باشد که شما گفته اید، پس پروژه خدایتان با شکست مواجه شده، چون علی رغم شهادت انبیا و ائمه، هنوز غلات موجودند و عقاید گزاف درباره ایشان دارند ... 🔍 دو پاسخ ارائه میدهیم، یکی حلی و دیگری نقضی. 🖌 اما پاسخ حلی این است که طبق فرموده شیخ حر، خداوند با خلق کافر و اینکه کافران با اختیار خود، انبیا و ائمه را به شهادت رساندند، حجت خود بر غلات و قائلین به الوهیت ایشان را تمام کرد و به ایشان اعلام داشت که انبیا و ائمه به خاطر همین به قتل رسیدن و مغلوب شدن، متجزی و متغیر و حادث و مخلوق اند و نمی‌توانند خدا باشند، لیکن باید این مسئله را با اختیار بندگان جمع نمود و چنین گمان نکرد که پروژه خدا این بوده که مردمان با دیدن این امور، جبرا بگویند اهل بیت خدا نیستند که بعد از اینکه پس از شهادت معصومین، هنوز غلات موجودند استدلال کنیم بر شکست پروژه خدا! بلکه پروژه! خدا این بوده که با خلق کفار و به شهادت رسیدن معصومین به دست ایشان، حجت را بر غلات تمام و مخلوقیت اهل بیت و عدم الوهیتشان را نشان آنها بدهد تا آنانی که اهل عقل و خرد و انصاف و وجدان اند، اگر خواستند با اختیار خود در حق ایشان غلو نکنند و سخنان گزاف و خرافی درباره ایشان بیان نکنند، حال اینکه برخی غلات مستضعف بوده و متوجه برهان قویم الهی بر عدم الوهیت ایشان نشوند و یا اینکه بشوند ولی عامدانه کتمان حقیقت کنند به معنی شکست پروژه خدا نیست! و چه بسا افراد بسیاری با دیدن همین قتل و به شهادت رسیدن معصومین به مخلوقیت آنها پی برده و دچار اندیشه های انحرافی و خرافی درباره آنان نشوند. 🖌 اما پاسخ نقضی اینکه صمیمیت در پاسخ این سوال که چرا خداوند پیامبران را ارسال داشته، فرموده:« ارسال نبی برای هدایت مردم است»( https://t.me/Aghlyavaran/1332)، حال همان اشکالی که به فرمایش مرحوم شیخ حر وارد کرد، گریبانش را می‌گیرد و مانند خودش به او می گوییم: «روشن و هویداست که اگر این فلسفه ارسال نبی باشد، پروژه خدا با شکست مواجه شده است، زیرا علی رغم ارسال انبیا و ائمه، کفار و منحرفین و مردمانی که هدایت نشده اند موجودند و کفر و انحراف و عدم هدایت محقق شده است». صمیمیت هر جواب معقولی به این مطلب دهد، همان جواب بعینه درباره اشکالش به فرمایش شیخ حر داده میشود و اشکالش از بیخ و بن بر باد میرود. 💡 حال صمیمیت مخیر است بین قبول اینکه حرفش بسیار سست و دارای اشکال جدی است و پروژه خدایش هم با شکست مواجه شده و یا قبول اینکه اشکالی که به فرمایش مرحوم شیخ حر کرد کشک است و پشیزی ارزش ندارد! انتخاب با خودش🤚

📌 جناب دکتر به استاد میلانی _ که فرموده اند بزرگترین معجزه اسلام حضرت امیر المومنین علیه السلام است که کلامی است در غایت اتقان و روایات هم آنرا تایید میکنند_ اشکال کرده که الان امام علی در میان ما نیست و طبق تقریر شما هیچ راهی برای اثبات صدق نبوت حضرت رسول ندارید و این یعنی ابطال اسلام! 🖌 باید به ایشان گفت باز هم مرزهای تحقیق و پژوهش و اشکال علمی نمودن را فرسنگ ها جا به جا نمودید! یکی نیست از این جناب دکتر بپرسد شما مگر شیعه نیستید؟ اگر هستید، بفرمایید چطور به حقانیت حضرت امیر رسیدید در حالی که ایشان در میان ما نیست؟! هر جواب معقولی به این سوال مساوی است با جواب به پرسش و اشکال خودتان که به طور خلاصه چنین میشود که برای پی بردن به حقانیت حضرت امیر، حضور ایشان شرط نیست بلکه #علم به وجود ایشان و فضائل و کمالاتشان شرط است که میشود از راهی غیر از مواجهه مستقیم با حضرت هم برای انسان حاصل شود( مثلا از نقل ها و گزارشاتی که متواترا از دوست و دشمن و مسلمان و غیر مسلمان نقل شده) و اصلا چه بسا در زمان خود حضور افرادی باشند که پشت کوه زندگی می‌کرده اند و اصلا متوجه وجود حضرت نبوده اند و جزو مستضعفین بوده باشند و چه بسا در زمان غیبت فردی باشد که از اخبار متواتر برتری حضرت برایش ثابت شود و حجت برایش تمام بشود. 🔍 پس حضرت امیر با کمالات و فضائل و علم و قدرت عجیب و فوق العاده خود، بزرگ ترین معجزه حضرت رسول اند و اینکه الان در میان ما نیستند به معنی ابطال اسلام! نیست چرا که وجود ایشان و کمالات و فضائل و علم و قدرتشان از راه اخبار متواتر و اعترافات خصم و ... ثابت گشته و اشکال صمیمیت هم مانند این است که یک وهابی بگوید چون حضرت امیر در میان ما نیست، پس اصل و اساس تشیع باطل شد! و یک ملحد هم بگوید چون حضرت رسول در میان ما نیست پس اصل و اساس اسلام ابطال گردید و ... ! نکته: ( صمیمیت درباره پاسخ قسمت اول پاسخ ما افاضاتی فرموده که ما صبر میکنیم تا پاسخ قسمت دوم و سوم _که در روز های آتی مینویسیم _ را هم بدهد تا همه دفاعیاتش را یک جا و در یک پست بررسی نماییم). #بزرگترین_معجزه #قسمت_دوم

🖌 شماره(1): پرسشگر همین آیه ان الظن لا یغنی من الحق شیئا را ارائه داده است و بر اساس آن اشکالی را مطرح نموده است. 🖌 شماره(2
🖌 شماره(1): پرسشگر همین آیه ان الظن لا یغنی من الحق شیئا را ارائه داده است و بر اساس آن اشکالی را مطرح نموده است. 🖌 شماره(2): صمیمیت در جواب به او می گوید ظن در قرآن عقیده بی دلیل و فاقد شاهد است نه #ظن_منطقی! 📌 حال باید از این جناب دکتر پرسید اگر آن آیه شریفه ربطی به ظن منطقی ندارد، پس چرا آنرا در نقد استاد میلانی ارائه کردید و گفتید میلانی بر خلاف قرآن مشی کرده است؟! این نحوه برخورد را به حساب چه بگذاریم؟! پستی و عناد و دشمنی با حق؟ یا جهل و بیسوادی و فراموشی سخنان گذشته؟! واقعا شما بزرگوار را چه شده که عادت دارید برای تخریب استاد میلانی دست به هر عمل غیر اخلاقی بزنید و حتی حاضرید برای این کار ابرو و شرافتتان را هم قربانی کنید؟! واقعا از این نحوه برخورد خسته نشدید؟ 🔍 قبلاً هم شاهد چنین رفتار های زشت و غیر اخلاقی از صمیمیت بودیم که از طرفی حرفی میزند( https://t.me/Aghlyavaran/431) و از طرف دیگر استاد میلانی را به خاطر گفتن همان حرف مسخره کرده و به ایشان توهین میکند(https://t.me/Aghlyavaran/429).

🖌1- استاد میلانی نگفتند #هر_کس کار عجیب و غریب انجام داد، از او تبعیت میکنیم و در تبعیتمان از او معذوریم! بلکه ملاک هایی ارائه داده اند‌ که طبق این ملاک ها، بسیاری از افراد صاحب کارهای عجیب و غریب از دایره تبعیت خارج میشوند. 🖌 2- استاد میلانی در پاسخ مستشکل فرمودند حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که در اینجا یقین حاصل نمیشود بلکه ظن حاصل میشود هم مشکلی نبود چون عقل حکم میکند در موردی که دسترسی به یقین نداریم، باید امر ارجح را انتخاب نماییم، ولی خودشان در پاسخ دوم فرمودند معجزات انبیا طوری است که هر عاقل با انصافی با ایشان مواجه شود پی به حقانیتشان میبرد و دچار هیچ شکی هم نمیشود (اصول المعارف؛ ص 153) پس اینکه در مسئله تبعیت از انبیا ظن حاصل میشود نه یقین بر اساس «لو سلمنا جدلا» و طبق مماشات با مستشکل بود که حتی اگر چنین باشد هم مشکلی پیش نمی آید نه اینکه عقیده استاد باشد! 🔹 یعنی استاد عقیده دارند که در مسئله تبعیت از صاحبان معجزه، یقین برای انسان حاصل میشود ولی در اینجا با مستشکل مماشات نموده اند و فرموده اند حتی اگر یقین هم حاصل نشود بلکه ظن حاصل گردد، باز هم به مسئله تبعیت از صاحبان معجزه خللی وارد نمیکند، زیرا وقتی انسان عاقل با فردی فوق العاده مواجه می‌شود که علم و قدرت و فضائل بی نظیری دارد و همگان در برابر او اظهار عجز و ناتوانی کرده اند، حتی اگر برایش یقین هم حاصل نشود، بلکه ظن قوی حاصل گردد که حق با این انسان است، همین ظن قوی هم برایش کافی است که از صاحب معجزه تبعیت نماید. کما اینکه اگر یک انسان در بیابانی مخوف گرفتار شده باشد و از طرفی بداند که اگر به همین صورت در اینجا بماند توسط گرگان وحشی کشته خواهد شد و از طرف دیگر در همان جا با شخصی مواجه شود که با ارائه چند کار، تخصص و برتری خودش بر این شخص را در امور بیابان و راهها ثابت می‌گرداند و سپس می گوید که این راه تو را به مقصد میرساند، در اینجا گرچه این شخص گمشده یقین به صحت گفتار آن شخص برتر ندارد و احتمال میدهد که شاید او اشتباه گفته باشد، ولی چون کارهایی از او دیده که تخصص و برتری اش در امور راه ها و بیابان ها را نشان میدهد لذا یک ظن قوی به صحت سخن این شخص برایش حاصل میشود و عقلا هم باید از همین ظن تبعیت نماید،فرض کنید این شخص با دو راه چپ و راست مواجه است و آن شخص صاحب تخصص هم راه راست را تایید کرده! در اینجا این شخص به اینکه راه راست او را از این گرفتاری نجات میدهد یقین ندارد، ولی چون یک متخصص آنرا تایید کرده، لذا با خود می گوید احتمال اینکه راه سمت راست من را به مقصد برساند خیلی بیشتر از راه سمت چپ است( با خود چنین می گوید که مثلا راه سمت راست 80 درصد مرا به مقصد میرساند ولی راه سمت چپ 20 درصد) لذا از آن شخص تبعیت کرده و راه سمت راست را انتخاب میکند! و این است معنای فرمایش استاد که ان وجوب الاخذ بالارجح و الاسلم هو مقتضی حکم العقل القطعی الیقینی! و در ادامه هم دو روایت در تایید مدعای خود ارائه دادند(اصول المعارف؛ 153) 🖌 3- استاد میلانی در همان کتاب توضیح دادند که از حیث تدوین ما دو راه برای اثبات اعتقادات داریم، یکی اینکه اصل وجود خدا و صفات او را ثابت کنیم و بعد از طریق آن به نبوت برسیم (که روش بسیاری از متکلمین چنین است) و دوم اینکه از همان ابتدا از طریق خود نبی و امام و حجت الهی وارد شویم و از طریق ایشان به وجود خدا هم برسیم (که این روش را هم علمای بسیاری نظیر علامه مجلسی فرموده اند) حال اینکه #یک راه از این دو راه( یعنی دومی) ظنی باشد به این معناست که مبنا و اساس و بنیان ادعاهای میلانی بر اساس ظن و گمان است و بهره ای از یقین و برهان ندارد؟ اگر #یکی از ادله اثبات خدا (یعنی برهان معجزه) مبتنی بر تبعیت از صاحبان معجزه باشد(که بر فرض یقین به حقانیت آنها حاصل نشده بلکه ظن حاصل شده است) یعنی استاد میلانی در اثبات خدا چیزی جز ظن و گمان در دست ندارند؟ واقعا صمیمیت اینهمه براهین قطعی عقلی بر اثبات موضوعات مختلف اعتقادی در آثار استاد میلانی را ندیده؟ آیا اینهمه براهین قاطع عقلی که استاد در اثبات خدا ارائه کرده اند را مشاهده نفرموده؟ واقعا این نحوه برخورد که برویم یکی از روش های اثبات خدا و نبوت را _که آنهم بر اساس مماشات با مستشکل گفته شده ظنی است_ دست بگیریم و جار بزنیم که بنیان ادعاهای میلانی بر اساس ظن و گمان است نه قطع و یقین، حاکی از چیزی غیر از دشمنی و عناد با استاد میلانی است؟ 🖌 4- به آیه قرآن استناد فرموده و گفته میلانی خلاف قرآن مشی کرده است! باید به ایشان گفت مگر یادتان نیست خودتان در گذشته فرمودید #ظن در قرآن اصلا #ظن_منطقی نیست؟! پس اگر ظن در قرآن، ظن منطقی نیست چرا ضایعات الکلام تحویل میدهید که جناب استاد خلاف قرآن مشی کرده است؟ واقعا این حجم از پستی که برای تخریب وجهه شخص مخالف خود حرفی بزنیم که خلاف مبانی و گفتار های سابقمان است از کجا آمده است؟

📌 چند نکته درباره این اشکال:
📌 چند نکته درباره این اشکال:

📌 دکتر(!) صمی می گوید روایت ما لله ایة اعظم (یا در برخی منابع اکبر) منی که مربوط به حضرت امیر علیه السلام است #فقط در تفسیر
📌 دکتر(!) صمی می گوید روایت ما لله ایة اعظم (یا در برخی منابع اکبر) منی که مربوط به حضرت امیر علیه السلام است #فقط در تفسیر فرات کوفی است و آنهم از محمد فزاری ( که درست این بود که بگوید جعفر بن محمد الفزاری و صمیمیت اشتباه نوشته) که فردی ضعیف و فاسد المذهب و جاعل حدیث بوده است ... 🖌 باید به این دکتر گرانقدر گفت الحق و الانصاف مرز های تحقیق و پژوهش را فرسنگ ها جا به جا نمودید چرا که این روایت #فقط در تفسیر فرات کوفی نیست بلکه در بسیاری از منابع و جوامع حدیثی شیعه آمده و مثلا میبینیم که در کافی شریف ج1؛ ص 207 هم نقل گشته و در سند آنهم اصلا شخصی که صمیمیت گفته نیست. درباره جعفر بن محمد الفزاری هم باید دانست که اراء اهل رجال درباره او مختلف است و مثلا شیخ طوسی او را توثیق کرده(رجال الطوسی؛ ص418) و مامقانی هم بعد از بحث درباره علت ضعفش، قول اقوی را وثاقت او دانسته است(تنقيح المقال في علم الرجال؛ ج16؛ ص45) و مجلسی اول هم فرموده او ثقه است(روضة المتقین؛ ج14؛ ص338). و ایضا نیکو است بدانید که استادتان جوادی 38 بار در آثارش به این حدیث بی اصل و نسب استناد کرده است. ظاهراً جناب ایشان هم احادیث قابل احتجاج را بلد نیست!

ما لله آیة اعظم منی.mp31.16 KB