عرفات العاشقین
Open in Telegram
یک قصه بیش نیست غمِ عشق وین عجب کز هر زبان که میشنوم نامکرّر است منتخباتی از تذکرههای شعری: ۱. عرفات العاشقین (پایان یافته) https://t.me/arafaata/2817 ۲. مدینةالادب و نامه فرهنگیان (در جریان)
Show more823
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+130 days
Posts Archive
ربّانی است جامهیِ دیوانگانِ عشق
ما را خدا برهنه نسازد از این لباس
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
راهِ گریز از سَرِ کویِ تو نیست
عشقِ تو بستهاست رَهِ پیش و پس
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
نشد گشاده دری کآخرش نَبَست فلک
بُوَد گشاده درِ کویِ میْفروش هنوز
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
این نیست دل که در شکنِ زلفِ لیلی است
در زیرِ بید، صورت مجنون کشیدهاند
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
صورتگران که قدّ تو موزون کشیدهاند
در حیرتم که نازِ تو را چون کشیدهاند
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
حق در دلِ شکسته و گنج است در خراب
آباد آن کسی که به ویرانه میرود
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
گنجشکِ عقل را برُباید عقابِ عشق
کارْ این ضعیف را به پریدن نمیرسد
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
هر سَر که بوسه داد به شمشیر و دستِ دوست
خود اوفتد به پا، به بریدن نمیرسد
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
حُسنَت رود چنان که به دیدن نمیرسد
آیینهات به آه کشیدن نمیرسد
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
این شاخِ گل که در بَرِ ما ایستاده است
جز چشمههایِ چشمِ من آبش که داده است
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
طوبیٰ لَک ای فرشتهیِ حوراسرشتِ ما
باشد لبِ تو کوثر و رویت بهشتِ ما
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
آتشِ رویِ تو افروخته و سوخته است
برگِ ما، میوهیِ ما، شاخهیِ ما، ریشهیِ ما
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
دُردیکشان میکده بیهوش میشوند
بعد از هزار سال چو بویند خشتِ ما
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
از زلف و رخ آن فتنهیِ دل، جمع به یکجا
با شامِ ابد ساخته صبحِ ازلش را
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
از دیدنِ زلفت دلِ آشفته کُنَد وَجْد
چون مرغِ غریبی که ببیند وطنش را
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
اندیشه از گناه مکن، میْ بخور که نیست
وزنی به پیشِ رحمتِ یزدان، گناه را
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
بر چهره پرده کرده دو زلفِ سیاه را
مشکل به زیرِ ابر توان دید ماه را
#تذکره_مدینةالادب
#دهقان_سامانی | عرفات العاشقین
گرَت به خانهیِ دشمن دهند آبِ حیات
مخواه زندگی و در وثاقِ دوست بمیر
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
کمانِ ابرویِ جانان از آن عزیزتر است
که چشم از آن بتوان دوختن به سوزنِ تیر
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
