کافه استراتژی
Open in Telegram
دریچهای نو به مدیریت، استراتژی و سیاستگذاری ارتباط با مدیر: @Ali_Babaee_Sharif
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 561
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
1 561
🎈درسی که سردار آزمون به سیاستگذاران ما داد!
🖱اپیزود اول: یک هفته قبل از مراسم قرعه کشی جام جهانی، در یکی از جلسات مهم سیاستگذاری فرهنگی کشور، بحث به چگونگی تصمیم گیری در مورد پخش این برنامه کشیده میشود.
- دکتر الف: خدمت همه دکترها و پروفسورهای عزیز عرض کنم که سانسور یا عدم سانسور این برنامه، تبدیل به یک معضل فرهنگی بزرگ در جامعه شده است.
- دکتر م: بله متاسفانه. به نظر من ریشه این موضوع اساسی است و باید فکری در این مورد کنیم.
- پروفسور ر: بله من هم موافقم. اساسا فرهنگ مانند یک کوه یخ میماند. قله آن بیرون است ولی اصل آن در زیر آب نهفته است. اینکه اساسا چرا جوانان به فوتبال علاقه دارند و چرا انقدر پخش زنده قرعه کشی جام جهانی برای آنها مهم است، و بطور خاص لباس خانم مجری، موضوعی است که به همین بخش نهفته کوه یخ مرتبط است. ما باید کار کارشناسی گسترده ای بر روی این موضوع بکنیم.
- دکتر ق: بله. من هم موافقم. به نظرم نیاز به یک پروژه مطالعاتی خیلی گسترده و کلان در سطح جامعه است. من پیشنهاد میکنم آقای پوفسور ر با وزارتخانه متبوعشان صحبت کنند تا یک پروژه تحقیقاتی خیلی جامع سه ساله در مورد این موضوع تعریف شود.
- پروفسور ن: البته به نظر من مشکل اصلی جای دیگری است. مشکل اصلی، نداشتن یک الگوی جامع فرهنگی برای کشور و مردم است. ما باید ابتدا یک سند الگوی جامع و دقیق حاوی تعریف خودمان از فرهنگ مطلوب، یک چشم انداز پنج ساله، شاخصهای اندازه گیری تحقق هدف، و مسیر رسیدن به این فرهنگ مطلوب را تهیه کنیم. این هم یک پروژه بلند مدت است که پیشنهاد میکنم یک مرکز به نام مرکز الگوی فرهنگ مطلوب در کشور تاسیس شود.
- دکتر الف: پس اگر دکترها و پروفسورهای عزیز موافق باشند ما این جلسات را هر سه ماه یکبار ادامه دهیم تا به یک جمع بندی خوب در مورد این موضوع مهم دست یابیم. فکر میکنم حتی بهتر باشد یک برنامه دقیق دو ساله برای این مرکز طراحی کنیم تا این مرکز بتواند به خوبی به یک سند الگوی جامع فرهنگی برای کشور دست یابد.
🖱اپیزود دوم: همان شب سردار آزمون در روسیه در حالی که با خود در حال فکر کردن است:
خیلی نگران اعصاب مردم هستم. احتمالا اگر پوشش خانم مجری این بار هم نامناسب باشد، اعصاب مردم به خاطر سانسور به هم میریزد. باید همین الان کاری کنم. اما چه کاری از دست من ساخته است؟ شاید بهتر باشد خود ماریا کوماندانیا را از نزدیک ببینم و شرایط را برای او توضیح دهم و او را قانع کنم که لباس مناسب بپوشد تا یک ملت را نجات دهم. به نظرم ارتباط چهره با چهره با خانم مجری بهترین راه باشد.
🖱اپیزود سوم: ماریا کوماندانیا دو شب قبل از مراسم افتتاحیه جام جهانی:
سردار آزمون شرایط را توضیح داد و من نیز به او قول یک سوپرایز را دادم! می خواهیم همه کشورهای اسلامی شاهد مراسم باشند.
🖱درس اخلاقی:
سیاستگذار عزیز، بر خلاف آنچه تاکنون به شما گفته شده است، مهمترین ابزاری که شما برای همسو کردن دیگران با اهداف خود دارید (همسو کردن سیاستگزاران دیگر، همسو کردن ذینفعان، همسو کردن شرکا، همسو کردن مخاطب اصلی و ...) تولید کاغذ و گزارش و سند و برنامه نیست؛ بلکه ارتباط رویاروی با دیگران، دیالوگ و اقناع است. به این ابزار در ادبیات سازماندهی و هماهنگی Mutual Adjustment گفته میشود و قویترین ابزار در نوع خود در شرایط پیچیده است. پس پیشنهاد میکنیم از اتاقهای خود در طبقات فوقانی سازمانهای خود خارج شوید، پا در محیط واقعی بگذارید، و سعی کنید از ارتباط رویاروی، دیالوگ و اقناع استفاده کنید. مطمئن باشید به نتیجه بسیار بهتری دست خواهید یافت*.
نوشته ای از علی بابایی
* برای اینکه بیشتر با این موضوع آشنا شوید میتوانید به کتابهای زیر مراجعه کنید:
- Bouckaert, G., Peters, B. G., & Verhoest, K. (2016). Coordination of Public Sector Organizations. Palgrave Macmillan.
- Block, Fred L., and Matthew R. Keller. State of innovation: the US government's role in technology development. Routledge, 2015.
- Schmidt, Eric, and Jonathan Rosenberg. How google works. Hachette UK, 2014.
#کافه_استراتژی
@cafe_strategy
1 561
🎈 در نقد برنامه ریزی استراتژیک
در نقد هزاران سند بی حاصل
🖱کار یک نقاش، یک موسیقی دان، یک دانشمند، و یا یک آرشیتکت خلاق را در نظر بگیرید. هر یک از این افراد در پی خلق یک اثر بدیع است؛ اثری که تاکنون وجود نداشته است و پس از خلق، برای همگان بصورت شگفت انگیزی جلوه خواهد نمود. اکنون یک پرسش مهم: او چگونه به اثر بدیع خود دست می یابد؟ آیا او ابتدا کار خود را به صورت گامهای کوچکتر شکسته و سپس با طی دقیق هر گام، به اثر خود دست می یابد؟ اگر جواب بله است، پس چرا تاکنون انسان موفق به خلق یک راهنمای گام به گام برای آفرینشِ یک آنتونی گائودی یا یک موتسارت یا یک انیشتین دیگر نشده است؟ به این توصیف موتسارت از چگونگی خلق یک قطعه موسیقی بدیع توسط او توجه کنید:
🖱”... ابتدا اجزا و بریده های قطعه موسیقی وارد ذهن من میشوند و آرام آرام به یکدیگر متصل میشوند. سپس، نوبت به ورود روح و حس میشود تا به گرم کردن کار بپردازند. این روح و حس بیشتر و بیشتر میشود، و من نیز قطعه موسیقی را گسترده تر و شفافتر میکنم تا اینکه در نهایت، قطعه موسیقی در ذهن من تقریبا شکل میگیرد و من میتوانم کل قطعه را در یک نگاه سریع در ذهنم مرور کنم؛ گویی یک نقاشی زیباست ... اما نکته اصلی اینجاست که من یک قطعه موسیقی را هرگز بطور توالیِ تشکیل شده از قطعات کوچکتر تجسم نمیکنم بلکه من کل قطعه را یکجا در ذهنم مرور میکنم ... این یک تجربۀ بسیار لذتبخش و نادر است. تمام این آفرینش ها و ساختن ها درون ذهن من نظیر یک رویای واقعی زیبا میگذرد. اما بهترین جای این رویا آنجاست که همه آن را یکجا گوش میکنم ...“
🖱پس خلق یک اثر بدیع، بیش از آنکه در مورد تجزیه کردن باشد، بالعکس، در مورد چسباندن به هم است، در مورد یکی کردن است، در مورد روح و حس است، در مورد الهام گیریِ در لحظه است و .... .
🖱اکنون به استراتژی بپردازیم. آیا میتوانیم یک استراتژی بزرگ و تحول آفرین را همچون یک اثر بدیع بپنداریم؟ هر چه باشد، یک استراتژی بزرگ و تحول آفرین نیز چیزی است که تاکنون وجود نداشته و پس از خلق، برای همگان بصورت شگفت انگیزی جلوه خواهد نمود. با این اوصاف، آیا یک استراتژیست میتواند ابتدا کار خود را به صورت گامهای کوچکتر شکسته و سپس با طی دقیق هر گام، به استراتژی خود دست یابد؟ اگر جواب بله است، پس چرا تاکنون با این همه کتاب و مقالۀ چاپ شده، تاکنون موفق به خلق یک راهنمای گام به گام برای آفرینشِ یک خمینی بزرگ، یک هنری فورد بزرگ، و یا یک استیو جابز بزرگِ دیگر نشده ایم؟
🖱شاید پاسخ، همان پاسخ قبلی باشد: استراتژی نیز، بیش از آنکه در مورد تجزیه کردن باشد، بالعکس، در مورد چسباندن به هم است، در مورد یکی کردن است، در مورد روح و حس است، در مورد الهام گیریِ در لحظه است و .... .
🖱کافی است لحظه ای استراتژیست های بزرگ و استراتژیهای بزرگ آنها را (آثار بدیع آنها) درنظر آوریم؛ دیگر بسیار گمراه کننده خواهد بود اگر بخواهیم خلق استراتژی را صرفِ طی کردنِ تعدادی مشخص باکس و فلش در نظر گیریم؛ و دیگر بسیار پست و سطحی خواهد بود اگر بخواهیم استراتژی را صرفا یک سری هدفگذاری عددی و بازی با اعداد تعریف نماییم. استراتژیست های بزرگ و استراتژیهای بزرگ آنها را (آثار بدیع آنها) که درنظر آوریم، استراتژی، دیگر همچون پنجرۀ جدیدی خواهد بود که به سوی ما گشوده شده و ما را با یک دنیای جدید آشنا میکند؛ دنیایی که تا قبل از آن هیچ یک از ما به آن نیاندیشیده بود.
🖱اما متاسفانه، برنامه ریزی استراتژیک، سالهاست که ما را با این شعار که «خلق استراتژی، صرفِ طی کردن تعدادی مشخص باکس و فلش است» دچار گمراهی نموده و با درگیر نمودن ما در انواع و اقسام هدفگذاری های عددی و بازی با اعداد، ما را به درک نازلی از استراتژی هدایت نموده است. و نتیجۀ آن چه بوده است؟ تکرار همان حرفهایی که همه از قبل میدانستیم؛ و عددگذاری هایی که هیچکدام نمیدانستیم از کجا آمده اند و یا چگونه باید به آنها دست یابیم؟
🖱آنچه در این کتاب خواهید خواند، استراتژی را همان خلق یک اثر بدیع (چیزی که تاکنون وجود نداشته و پس از خلق، برای همگان بصورت شگفت انگیزی جلوه خواهد نمود) و همان باز شدن یک پنجرۀ جدید به سوی همه ما و آشنا نمودن ما با یک دنیای کاملا جدید، درنظر خواهد گرفت. آنچه در این کتاب خواهید خواند، با هدف نقد مستقیم برنامه ریزی استراتژیک به نگارش درآمده است و اینکه چرا مدلهای برنامه ریزی استراتژیک، با هر تعداد باکس و فلش، نمیتوانند به خلق استراتژیهای نوآورانه و تحول آفرین (مطابق با تعریف فوق از استراتژی) منجر شوند؟
** برگرفته از کتاب در نقد برنامه ریزی استراتژیک: چرا برنامه ریزی استراتژیک نمیتواند منجر به خلق استراتژیهای نوآورانه شود ...؛ نشر رسا
#کافه_استراتژی
@cafe_strategy
