en
Feedback
ANTIsocial

ANTIsocial

Open in Telegram

| عاجز تر از آنم که به سخن بنشینم، پنهان شده ام از به زبان بنشستن. |

Show more
Iran212 275The category is not specified
271
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1030 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
May '25
May '250
in 0 channels
April '250
in 0 channels
Get PRO
March '250
in 0 channels
Get PRO
February '25
+4
in 0 channels
Get PRO
January '25
+6
in 1 channels
Get PRO
December '24
+6
in 0 channels
Get PRO
November '24
+8
in 0 channels
Get PRO
October '24
+4
in 0 channels
Get PRO
September '24
+4
in 0 channels
Get PRO
August '24
+539
in 5 channels
Channel Posts
Mood

2
🫠🎀
🫠🎀
31
3
"صدا مزاحمِ حقیقت است، حرف زدن به همین دلیل غیرضروری است."
41
4
بهار زندگی من بیا و غبار زمستان را از تن رنجورم بتکان. مرا بخوان سبز خواهم شد میدانم .
40
5
بهار زندگی من بیا و غبار زمستان را از تن رنجورم بتکان. مرا بخوان سبز خواهم شد میدانم .
1
6
«نمی ‌دانم چرا تحمل جمعیت را ندارم. من آن‌ قدر به تنهایی خود عادت کرده‌ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس می ‌کنم. تا دور هستم دلم می‌ خواهد نزدیک باشم و نزدیک که می ‌شوم می‌ بینم اصلاً استعدادش را ندارم.» از نامه های فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
41
7
‏اتفاقا میخواستم زنگ بزنمااا ولی میخواستم فلان چیزو برات بخرماااا ولی اونروز میخواستم پی ام بدمااااا ولی ولی چی؟ ولی چی؟؟
41
8
وین شب تاریک هجران سر نمی‌آید مرا...
49
9
How sweet it is to be loved by you,+1
How sweet it is to be loved by you,
53
10
من ازت پر تو ازم خالی ، من تصورامم خیالی.
56
11
YOUNG MORVARID - Dorcci.mp3
55
12
"می‌پنداشتم او با همه فرق دارد، نجاتم خواهد داد فرق داشت، اما نجاتم نداد. بقیه اگر رهایم کردند، او غرقم کرد."
63
13
《هزار صبح برآید تو نزد ما همان نخستینی》
95
14
همه سیناها خوبن ولی ساعی یه چیز دیگست🔥🤌🏻
72
15
Adame Tanha - Sina Sae.mp3
72
16
و انگار در من قبیله ای از کشته شدن خان میگریند.
76
17
گذری کن که خیالی شدم از تنهایی.
78
18
تو را در آغوش میکشم؛ مرهم میشوم برای رد های بجا مانده از زخم، روی تنت. باور کن از رد انگشتانم گل میروید .
82
19
[ ‏اقای دورچی نیمه ای از من که هیچی انگار که دیگه هیچی از من نیست]
83
20
یجا خوندم که موقعی که برف می‌باره همه جا ساکت می‌شه چون دونه های برف امواج صوتی رو جذب می‌کنن، می‌دونی من فکر می‌کنم آدمی هم که دوسش داری مثل برف می‌مونه وقتی میاد دیگه هیچ صدایی نمی‌شنوی و چشمت دیگه هیچ جا رو نمی‌بینه فقط و فقط همون آدمو می‌بینی و توش غرق می‌شی.
82