کانال رسمی کتابهای صوتی
Open in Telegram
📓 تولید کتاب های صوتی 🎤می توانید کتابهای خود را سفارش دهید. 📚 کتابهای دانشگاهی تمامی رشته ها 🔹 کتابهای علمی فرهنگی سیاسی 🎓به تمام زبانهای 🔴جهت سفارش با شماره زیر تماس حاصل فرماییید ☎️ 09148433074 🆔 @speii https://t.me/katabsote
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
951
Subscribers
+224 hours
+197 days
+9130 days
Posts Archive
🎧 #کتاب_صوتی
📕 #پرنده_من
🖌نوشته #فریبا_وفی
✔️پرندهٔ من نخستین رمان فریبا وفی بود و در سال ۱۳۸۱ منتشر شد که بسیار مورد استقبال منتقدین قرار گرفت.
این کتاب برنده جایزه بهترین رمان سال ۱۳۸۱، جایزه سومین دوره جایزه هوشنگ گلشیری و جایزه دومین دوره جایزه ادبی یلدا شده است و از سوی بنیاد جایزه ادبی مهرگان و جایزه ادبی اصفهان مورد تقدیر واقع گشته است.
✔️پرندهی من داستان زنی با دو بچه کوچک است که بعد از مدتها دربدری صاحب خانهای پنجاه متری میشود و از این بابت خوشحال است اما خوشحالیاش زیاد طول نمیکشد.
شوهرش امیر میخواهد خانه را بفروشد و به کانادا مهاجرت کند.
زن نمیخواهد جایی برود. تازه دارد با نگاه به گذشته و تجزیه تحلیل آن جایگاه خودش را در زندگی پیدا میکند.
در واکاوی گذشته ما نکتههای ظریف و تازهای از زندگی یک زن ایرانی درمییابیم و همراه با رنجها و شادیهای او با بغرنجی موقعیت کنونی روبرو میشویم.
همزمان با رفت و برگشت بین زمان حال و گذشته به محل زندگیاش نیز سر میکشیم و به مفهوم ماندن و رفتن فکر میکنیم. د
ر این تامل و و دروننگری است که راوی متوجه میشود هر کس برای خودش پرندهای دارد و از خودش سوال میکند آیا او هم پرندهای دارد؟
✔️بخشی از کتاب:
این جا چین کمونیست است. من کشور چین را ندیدهام ولی فکر میکنم باید جایی مثل محلة ما باشد. نه در واقع محلة ما مثل چین است. پر از آدم. میگویند در خیابانهای چین هیچ حیوانی دیده نمیشود. هر جا نگاه کنی فقط آدم میبینی. با این حساب محلة ما کمی بهتر از چین است. چون یک گربة هرزه داریم که روی هرة ایوان مینشیند و همسایه طبقه سوم هم از قرار طوطی نگه میدارد. یک مغازة پرندهفروشی هم سر خیابان داریم.
به این خانه که آمدیم تصمیم گرفتم این جا را دوست داشته باشم. بدون این تصمیم، ممکن بود دوست داشتن هیچوقت به سراغم نیاید. سروصدا زیاد بود و روز اول انگار برای آشناتر شدن ما با محیط، آقای هاشمی دختر چهاردهسالهاش را زیر شلاق گرفت و فحشهایی که معجونی از چند زبان بود، مثل سنگریزههایی توی حیاط خلوت ما ریخت.
🦋 @katabsote
من میگویم شاید روزی که خدا تکلم را آفرید و بین مردم تقسیم کرد، پرتو تکلم، به جای زبان به چشمهای تو رسید.
شاید از بازیگوشی یک فرشتهٔ مأمور، شاید هم از کوتاهی یا اشتباه آسمان بود یا خطای ناگزیر طبیعت. هرچه هست جای دوری نرفته، چشمهای تو جبران همهچیز است. چراغانی جشن پرشکوه چشمهای تو جای خالی هر کمبودی را پر میکند.
✍🏽 #قیصر_امین_پور
📕 گفتوگوهای بیگفتگو و چند یادداشت دیگر
این کتاب شامل پنج نامه از قیصر امینپور به خواهر ناشنوایش و چند یادداشت از زمان سردبیری در مجلهٔ سروش نوجوان که با عنوان حرفهای خودمانی در بعضی از شمارههای مجله به چاپ رسیده است.
📚 @katabsote
دلِ من هر چه کشید از تو کشید
هر چه از هر که شنید از تو شنید
گر سیاه است شب و روزِ دلم
باید از چشمِ تو ، از چشم تو دید
#قیصر_امین_پور
📚 https://t.me/katabsote
داستان کوتاه: #تقلبی
نویسنده: #اریک_امانوئل_اشمیت
راوی: #دلارام_صبوری
قسمت دوم
پایان
📚 https://t.me/katabsote
داستان کوتاه: #تقلبی
نویسنده: #اریک_امانوئل_اشمیت
راوی: #دلارام_صبوری
قسمت اول
📚 https://t.me/katabsote
اوریا :
پیش از آنکه خورشید هفت مرتبه غروب کند این مرد باید به آدم دیگری تبدیل شود.
پولی :
اوریا، فکر می کنی که عوض کردن آدمی به آدمی دیگر عملی باشد؟
اوریا : آره، همه آدمها مثل همند.
آدم آدم است!
📕 آدم آدم است
✍🏻 #برتولت_برشت
📚 https://t.me/katabsote
