en
Feedback
شهر داستان | رمان

شهر داستان | رمان

Open in Telegram

📈 Analytical overview of Telegram channel شهر داستان | رمان

Channel شهر داستان | رمان (@dastanromancity) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 24 960 subscribers, ranking 1 293 in the Books category and 13 521 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 24 960 subscribers.

According to the latest data from 11 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -533 over the last 30 days and by -10 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 12.94%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 4.40% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 3 231 views. Within the first day, a publication typically gains 1 098 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as کون, سینه, ک*ر, کیرمو, سارا.

📝 Description and content policy

Channel description not provided.

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 12 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.

24 960
Subscribers
-1024 hours
-1177 days
-53330 days
Posts Archive
sticker.webp0.09 KB

تر جذبش شدم با خودم گفتم یک کسی بهت بدم تا اخر عمرت فراموش نکنی گفتم دوست دارم تو بخوابی من بالا رو کیرت باشم اصطلاحا میخواهم کیر سواری کنم من امدم روش کیرشو تا ته تو کسم کردم وکیر سواری را راه انداختم که بعد از چند دقیقه بالرزش ارضا شدم و اب کسمو رو کیرش ریختم بعد از چند دقیقه پرسیدم ارضا شدی؟ گفت نه من معمولا دیر ارضام گقتم نو چه پوزیشنی برای ارضا دوست داری ؟ گفت لب تخت پاهات بالا باشه کیرمو تو کست بکنم با سینه هات بازی کنم و گاها ببوسمت گفتم باشه داشتم بر میگشتم که گفت صبر کن ببینم بالای سوراخ کونت یک مقدار ورم داره اگر موافق باشی با انگشتم از داخل سوراخ کونت ماساژ بدم که انگشتش را چرب کرد و داخل کونم کرد یک کم ماساژ داد گفت درد نداری گفتم نه گفت اجازه بده با کیرم این کار را بکنم گفتم هر جور راحتی رفت دستاشو شست و امد کیرشو چرب کرد بمن گفت حالت داگی شو و ازعقب کیرشو یواش یواش کرد تو کونم پرسید عزیزم درد نداری گفتم نه جونم بکن خوشم میاد گفت من عاشق کونم مخصوصا کون قمبل تو منو کشته بعد از چند دقیقه در اورد کیرشو شست و گفت حالت لب تخت پاهات بالا باشه یک بالش هم زیر کونم کذاشت که کسم بالاتر باشه کیرشو کرد تو کسم شروع کرد تلمبه زدن با سینه هام بازی میکرد لب میگرفت تو حال بودیم جالب اینکه لب میگرفت کیرش تا خایه هاش داخل کسم میرفت که یکدفعه باصدای بلند اخ اوف و جون جون کرد لرزید و اب کیرش را داخل کسم حس کردم کسم داغ شد یک سکس فراموش نشدنی داشتیم که نه او و نه من فراموش نخواهیم کرد امیدوارم که از خواندن ای داستان لذت برده باشی نوشته: زهرا 📚شًًــهـرٍ🔥دآســټـآݩ📚 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity

از من خواست که برگردم وقتی با این شورت که پام بود برگشتم کونم کاملا در اختیارش بود نیم ساعت هم لپ ها کونمو و لای ران و کسم را مالید دیگه عجیب خوشم امده بود و تحریک شده بودم چند تا سوزن طبی در مناطق مختلف وارد کرد و گفت نیم ساعت باید استراحت کنی بعد ادامه میدیم نیم ساعت تمام شد و سوزن ها را دراورد مجددا کس و کونمو ماساژ داد بعد چند حرکت پاهامو بالا پایین کرد گفت راحتی گفتم بلی خیلی فرق کرده گفت قول میدم جلسه بعدی که فردا ساعت 10 تشریف بیارین این تفاوت را بیشتر احساس خواهید کرد سپس پرسید زیا اذیت نکردم راحت بودید گفتم کاملا خوب بود و لذت داشت که ازاین لغت لذت جا خورد و در حقیقت چراغ سبز را گرفت بالاخره کارش تمام شد و من لباسم را پوشیدم و امدیم بیرون رضا گفت خسته نباشین . پرسید چطور بود ؟ راحتی؟ گفتم خیلی فرق کرده برای فردا قرار گذاشتیم و مبلغی را هم بابت حق الزحمه پرداخت کردیم وامدیم بیردیم با رضا صحبت میکردیم و پرسید چطوری بود چون با رضا راحت بودم همه چی را گفتم گفت پس حال کردی گفتم تقریبا فردا قرارشد رضا من را برسونه دو ساعت بعد بیاد ببره ساعت 10 صبح رضا منو جلو اپارتمان پیاده کرد قرار شد 12 بیاد زنگ زدم در را باز کرد وارد محل کار شدم یهو گفت تنها امدی گفتم مگه عیبی داره گفت نه چه عیبی تنها مریض من بودم گفت مریض بعدی ساعت یک میاد که خیالم راحت شد راهنمایی کرد وارد اطاق شدم طبق معمول گفت لباسهاتو مثل دیروز در بیار و رو تخت دراز بکش من هم لباسمو عوض کنم بیام من روپوشمو و شلوارمو دراوردم با شورت لامبادایی رو تخت دراز کشیدم امد گفت اماده ای ؟ گفتم بلی دیدم با شورت ورزشی و تی شرت امده گفتم شما هم که اماده امدین نکنه امروز ورزش داریم گفت نه ماساژ داریم امروز با اجازه شما با روغن ماساژ میدم امکان داره بگم شورت را هم در بیارین چرب نشه گفتم راه دیگه نداره گفت انجوری بهتره شورتمو در اوردم ضمن اینکه بدونین کسمو لیزر کرده بودم برق میزد تا در اوردم خوابیدم گفت خیلی تمیز و باسلیقه هستین روغن اورد گفت نوع روغن گیاهی و کاملا جذب میشه و خودش تا حدودی خیلی مفید و ارام بخشه گفت اجازه بدین امروز ماساژ خاص خواهم داد تا ان اسپاسم که در داخل وجود داره کاملا رها بشه روغن را رو کسم و رانهایم ریخت شروع به ماساژ کرد گاها هم انگشت روغنی را داخل کسم میکنه که خیلی تحریک میشم پرسید راحتی گفتم بلی گفت اجازه میخواهم از داخل واژنت باید ماساژ بدم انگشتشو تا ته تو کسم کرد و دیواره کسمو مالش میداد من تو هوا بودم ا اخ اوف را شروع کردم نیم ساعتی مالوند دستم کنار بدنم بود تکون دادم به یک چیز سفت خورد کشیدم عقب دوباره بردم طرفش دیدم کیرش شق شده گفت اذیتتان نمیکنه گفتم راحت باشین شروع کردم مالیدن کیرش دیدم شورتشو کشید پایین کیر زیاد کلفتی نداشت ولی بلند بود گفت چجوریه گفتم همان که من میخواهم گفتم چون کسم تنگه زیاد کیر کلفت دوست ندارم اذیتم میکنه نیم ساعت ماساژکسم و کونمو و رانهایمو انجام داد که من دیگه طاقتم تمام شده بود گفت حالا باید امتحان کنم ببینم درد داری یا نه؟ گفت رو شکم بخواب که بر گشتم بشکم خوابیدم امی پشتم کلاهک کیرشو رو کون و کسم میمالید چون چرب هم بود سر کیرشو تو کسم گذاشت من یک کم قمبل کردم او هم فشار داد تا ته کیرش داخل کسم رفت چه حالی میداد اخ و اوفم در امده بود او هم تو حال بود هی میگفت عجب کس و کونی داری خیلی حال میده چند بار تلمبه زد بعد پرسید چه پوزیشنی دوست داری تا ارضا بشی خیلی از این حرفش خوشم امد فهمیدم از ان مردهایی است که زن را درک میکنه همه اش بفکر خودش نیست بیش

رابطه شیرین با ماسور #ماساژ #زن_مطلقه سلام دوستان همیشه برایتان ارزوی سلامتی و خوشی دارم من زهرا 54 ساله هستم و در حال حاضر در یکی از شهرهای نزدیک تهران زندگی میکنم حدود 15 سا ل پیش با یک اقایی ازدواج کرد م دوسال با هم بودیم به دلایلی از هم جدا شدیم حدود سه سال پیش هم بازنشست شدم بچه ندارم و تنها زندگی میکنم خانمی هستم با قیافه معمولی با نمک و اندام ورزشی و سکسی که خدمتتا ن عرض کنم در سکس خیلی هم تند هستم در این مدت سکس هایی هم داشتم ولی با شرایط خاص وقابل قبول یعنی زیر هر کیری نمیخوابم شخص باید از هر لحاظ مورد قبولم باشه و انهم منو با میل و رغبت بپسنده در حال حاضر یک دوست مرد دارم که متاهل است و در شهر دیگری است ولی با اینکه مخالف رابطه با متاهل هستم با این مرد که از من هم چند سالی بزرگتره ارتباط دارم و از هر لحاظ قابل قبولمه و در مقابل او هم من را میپذیرد نکته ای که باید عرض کنم این است که در سکس من دوست دارم مرد کسمو بخوره و جالب اینکه اکثرا ارضا هم میشم و جالبتر این دوست من که اسمش رضا ست خوب کسمو میخوره رضا عاشق خوردن کس منه من هم از این مورد لذت زیادی میبرم وقتی با رضا سکس میکنم فانتزیهای مرد سوم که بعنوان ماساژ در کنارمان باشه صحبت میکنیم و از سکسمان لذت میبریم تا اینکه اخیرا دردی در ناحیه کشاله ران نزدیک کسم دارم که بدکتر هم مراجعه کردم ولی هنوز خوب نشده گفتند با ماساژ خوب میشه که ان هم توسط ماسور انجام دادم ولی افاقه نکرده ولی هفته قبل دوستم رضا بمن گفت که یک دکتر سنتی در تهران ادرس دادند که کار بلد و چند نفر از اشنایان هم تایید کردن اگر مایلی برات وقت بگیرم که با همفکری که داشتیم قرار شد پیش ایشا ن برم که با ارتباطی که رضا بر قرار کرد گفته بود در یک جلسه کار تمام نمیشه حد اقل سه جلسه نیاز است و قرار شد تمامی مدارک پزشکی را براش رضا ببره و این کار انجام شد و با مطالعه قرار شد اول هفته شنبه ساعت 10 صبح پیش دکتر باشم روز شنبه باتفاق رضا پیش دکتر رفتیم خیلی با خوش رویی با ما برخورد کرد و ضمن مطرح کردن چند سوال و تشریح نوع معالجه من را باطاق معایه دعوت کرد و رضا در همان اطاق ماند خدمتتان عرض کنم که دکتر در حقیقت متخصص طب سوزنی و سنتی که دوره دیده چین بود حدودا 48 ساله اندام مرزیده ورزشی و خیلی قیافه جذابی داشت در اطاق معاینه که تختی بود از من خواست روی تخت بادر اوردن روپوش و رو سری دراز بکشم من روپوشم و روسریمو در اوردم با یک تاپو شلوار استرچ که کاملا بدنم مشخص بود رو تخت دراز کشیدم وقتی نزدیکم رسید گفت ماشالله ورزش میکنین گفنم چطور گفت همه سایز ها ی بدنت نمره 20 داره من هم گفتم البته به سایزهای شما نمیرسه ایشان با قد 177 ولی بدن ورزیده داشت قبل از اینکه شروع کنه پرسید اقا شوهرتونه؟ گفتم نه دوستمه یک نفس راحتی کشید شروع کرد پاهام را دونه دونه بالا برد و حرکت های خاصی انجام داد و گفت هر جا درد داشتی بگو که از من خواست دقیقا محل دردرا نشان بدم من دستم را ته کشاله ران چسبیده به کسم نشان دادم که با انگشتن کلفت دستش بغل کسم را چندین بار با فشار لمس کرد که گاها شیطونی هم میکردگفت وقت دارین باید دو ساعت روش کار کنم یک اسپاسم خیلی قدیمی است گفتم بلی که رفت بیرون به رضا هم گفت ایشان هم گفتند اشکال نداره برگشت گفت اگر اشکال نداره شلوارتان را در بیاورید که من اولش گفتم میشه در نیارم گفت در بارین خیلی بهتره من چون شورت لامبادایی داشتم میخواستم در نیارم ولی بالاخره در اوردم شروع به ماساژ دادن کرد کاملا دور و بر کسمو ماساژ میداد که اکثرا انگشتان کلفتش روی چوچولام و لبه های کسم را میمالید بعد

Repost from N/a

از وقتی رفتم تو این چنله حشریتم ریده ب بشریتم اگه سرت تو کون مردمه بیا اینجا سرتو میکنی لای کون دوس دخترتت:))))جرررر😂😂🔞👇
از وقتی رفتم تو این چنله حشریتم ریده ب بشریتم اگه سرت تو کون مردمه بیا اینجا سرتو میکنی لای کون دوس دخترتت:))))جرررر😂😂🔞👇 @tweetingxx

اگه این صورتی نباشه دیگه‌ باید ناله کنیم مشاهده فیلمش 🔞
اگه این صورتی نباشه دیگه‌ باید ناله کنیم مشاهده فیلمش 🔞

Repost from N/a

Repost from N/a
اگه مشکلی نداری شورتت همیشه خیس باشه اینجارو چک کن: 🍑 @BadGirI
اگه مشکلی نداری شورتت همیشه خیس باشه اینجارو چک کن: 🍑 @BadGirI

Repost from N/a
🍑داستان سکس با مامان ناتنی در نبود بابای حسابی جرش دادم🥵👇🔥 مشاهده داستان سکسی
🍑داستان سکس با مامان ناتنی در نبود بابای حسابی جرش دادم🥵👇🔥 مشاهده داستان سکسی

Repost from N/a
ناموساً بزن رو لیموها ارضا میشی 💦 🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋 🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋 🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋 🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋 بنا به درخواست
ناموساً بزن رو لیموها ارضا میشی 💦 🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋 🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋 🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋 🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋 بنا به درخواست دختر پسرای هات و حشری🔞

Repost from N/a