en
Feedback
طب، تشریح و آناتومی

طب، تشریح و آناتومی

Open in Telegram

﷽ مگر آن شِهاب ثاقبْ مددی دهد سُها را... 🌺 @Astrology786 🌼 @Marefat786 💐 @Reason786 🔥 @Saqeb786@Aresmatiq ⁉️ @Farazehn «وَعَلَامَاتٍ ۚوَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ؛ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ» 💫 @shahab_saqeb www.shahab-saqeb.com

Show more
1 141
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+130 days
Posts Archive
با استخوان کف دست پیوستگی ندارد تا فاصله بین شست و انگشتان دیگر تنگ نشود. اگر چهار انگشت از سوئی و انگشت شست از سوی دیگر بر شیئی گردآیند، کف دست میتواند جسم بزرگی را در بر گیرد. از طرف دیگر برای جسمی که در کف دست قرار می گیرد انگشت شست بسان دریچه اطمینانی است و انگشتهای کوچک و بنصر برای آن مانند پوششی میشوند و آن را از جانب زیرینش پنهان میسازند.استخوانهای ریز و مجوف انگشتان همگی بوسیله لبه ها و گودی هائی در هم فرو رفته اند.انگشتان فاقد عضلات گوشتی هستند و از بندها وتر ، پوشش بافت همبند و نسج لیفی چربی همراه با عروق و اعصاب تشکیل شده اند.با همدیگر پیوسته اند و در بین آنها ماده لزج و مرطوبی مایع (زلالی) وجود دارد. همه این دارای مفصل هستند که بازر بهم بسته شده محکم گردیده مفصلها بوسیله غشاءها با هم در تماس هستند محتویات این مفصلها را استخوانهای بسیار ریزی 🌹 @Sahab_Saqeb786 •┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈• کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇 🌸🌺🌼 @Dissection786 با همدیگر پیوسته اند و در بین آنها ماده لزج و مرطوبی مایع (زلالی) وجود دارد. همه این استخوانها دارای مفصل هستند که بازردپیها بهم بسته شده محکم گردیده اند. مفصل ها بوسیله غشاءها با هم در تماس هستند محتویات این مفصلها را استخوانهای بسیار ریزی تشکیل میدهد که آنها را سمسمانیه (۱۰۷) مینامند و مفصلها بوسیله همین مختوای خود محکم تر و استوارتر شده اند. نگرایند فصل بیست و چهارم - فائده ناخنها آفرینش ناخنها مبتنی برچهار فائده است: ا _ناخنها تکیه گاهی برای رئوس انگشتان هستند تا در موقع گرفتن اشیاء به سستی نگرایند. ۲ انگشتان بوسیله ناخنها میتوانند اشیاء کوچک و ریز را برچینند. ۳_انگشتان عمل زدودن و ستردن و خاراندن را بوسیله ناخنها انجام میدهند. ۴_ در هنگام لزوم میتوانند جنگ افزاری باشند. سه فائده اول راجع است به انسان و فائده چهارم مربوط به جانوران میباشد. ناخن دارای لبه های منحنی است تا کمتر آسیب بیند ناخن از استخوان (۱۰۸- الف) نرم آفریده شده است تا بخش زیر آن که با ناخن در تماس است از گزند دور باشد و خراش وترك در آن روی ندهد و چون ناخن همواره در معرض سائیدگی و پوسیدگی است برای ترمیم خود همیشه نمو میکند. فصل بیست و پنجم - تشریح استخوانهای زهار (لگن) در دو طرف راست و چپ استخوان خاجی دو استخوان وجود دارد که بوسیله مفصل محکمی ارتفاق (عانه) بهم پیوسته اند این دو استخوان برای استخوانهای بالاتر مانند شالوده ای هستند و برای استخوانهای پائین تر از خود حامل و جابجا کننده اند. هريك از دو استخوان نامبرده چهار بخش (۱۰۸) دارد بخش خارجی آن بنام استخوان تهیگاهی پانویس ۱۰۷ _استخوان کنجدی توده ای استخوانی را گویند که در نسج وتری تشکیل شده باشد، مانند استخوانهای کشکک و استخوان نخودی لیکن باید توجه داشت که تمام مفصل های بین بندهای انگشتان دارای استخوانهای «سزاموئید» نیستند. ۱۰۸ - الف ـ ساده شاخی است نه استخوانی درمتن عربی آمده است: خلقت من عظام لينه. ۱۰۸ - ب - از سه قطعه استخوان بهم چسبیده، بنام حرقفی ، ورك وعانه تشكيل شده است و حقه در وسط محل برخورد این سه استخوان تشکیل میگردد. بخش جلوئی بنام استخوان زهار استخوان عقبی بنام استخوان سرين (ورك) و بخشی که در طرف زیرین ورو بداخل تن است بنام حقه ران نامیده میشود استخوان اخیر دارای حفره ای است که انتهای برجسته و محدب استخوان ران در آن جای میگیرد. اندام هائی مانند مثانه وزهدان و کیسه های منوی در نرینهها و نشیمنگاه و مقعد براین استخوان حقه ران قرار دارند. فصل بیست و ششم - گفتار مختصری درباره فوائد پاها خلاصه گفتار درباره پا این است که این عضو دو فایده دارد: نخست استواری و راست بدن که مربوط به پاهاست دوم جابجا شدن و حرکت در جهت افقی بالا و پائین که بوسیله ران میسر میشود اگر قدم (پا) آسیب ببیند پایداری و راست رفتن با اشکال روبرو میشود. اگر یکی از پاها آسیب بیند و دیگری سالم بماند، شاید تا اندازه ای بتوان سالم از جائی بجای دیگر انتقال اگر ماهیچه های ران و سانتیب ببینند من است ولیکن انتقال به دشواری بوسیله پایداری انجامد. . فصل بیست و هفتم - تشریح استخوان ران ران نخستین استخوان پا و بزرگترین استخوان بدن است زیرا که این استخوان حامل استخوانهای بالاتر و جابجا کننده و انتقال دهنده استخوانهای پائین تر از خود میباشد. انتهای فوقانی استخوان ران گرد است و در حفره استخوان لگن حفره حقهای استخوان خاصره جای گرفته است. استخوان ران در طرف خارج دارای کوژی و به طرف داخل و عقب گود و کاسه ای است. اگر استخوان ران راست می ایستاد و در برابر حفره استخوان لگن قرار داشت نوعی کجی در آن بوجود میآمد - همچنانکه در کسانی که بر این سرشت هستند مشاهده میشود .

طب، تشریح و آناتومی: بسم الله الرحمن الرحیم [ قانون ابن سينا] فصل بیست و دوم - تشریح استخوانهای کف دست کف دست نیز دارای چند استخوان است که هر گاه به یکی آسیبی رسید، بقیه درامان باشند و دست بتواند انحنائی داشته باشد که اجسام مستدیر را در برگیرد و مواد مایع را درخود نگهدارد استخوانهای کف دست دارای مفصلهای محکم هستند و بهم مرتبط شده اند فاصله نگیرند و کف دست توان نگهداشتن جسم را داشته باشد و آنرا رها نسازد. اگر پوست کف دست را بکنی میبینی که این استخوانها چنان بهم پیوسته اند که فواصل آنها را نمیتوان بوسیله حس دریافت و با این همه بهم پیوستگی و نزدیکی باز چنان نرمشی در آنها هست که اگر کمی جمع شوند در کف دست گودی بوجود میآورند. استخوانهای کف دست چهارتا (۵ استخوان در کف دست وجود دارد ۴ استخوان برای ۴ انگشت دست و یک استخوان برای انگشت شست) هستند و با چهار انگشت پیوستگی دارند این استخوان ها در محل مج بهم نزدیکتر میشوند تا پیوند آنها با استخوانهای بهم پیوسته همانند استخوانهای بهم چسبیده بخوبی صورت گیرد و بعد از دور شدن از مچ بتدریج که به انگشتان نزدیک تر میشوند از هم فاصله بگیرند و زاویه ای بین آنها بوجود آید تا پیوند آنها از انگشتان که با هم فاصله دارند بخوبی انجام پذیرد گودی وسط کف دست را دانستی از چیست مفصل مشترك بين مچ و کف دست باین ترتیب بوجود آمده است که در انتهای استخوانهای هیچ یك گودی وجود دارد و برآمدگیهائی از استخوانهای کف دست که بوسیله غضروف پوشیده میشوند در آن جای گرفته اند. فصل بیست و سوم - تشریح انگشتان انگشتان به گرفتن اشياء كمك میکنند این اندامها عاری از استخوان آفریده نشدند. چه اگر عاری از استخوان بودند مانند بسیاری از کرمها و نرمتنان آبزی حرکات مختلف ضعیفی انجام میدادند، لیکن برای اینکه حرکات آنها نیرومندتر باشد وضعیفتر از حرکات ارتعاشی نباشد استخوانی خلق شده اند همچنین انگشتان باین جهت از استخوان یکپارچه تشکیل نشده اند تا کنشهای آنها همانند کنشهای اجسام خشك و در هم کشیده دچار اشکال نگردد همچنین هر انگشتی از سه استخوان (بند) تشکیل شده است نه بیشتر و این نیز از آن جهت است که اگر تعداد استخوانهای انگشتان از سه زیادتر ،بود حرکات آنها بیشتر میشد و در گرفتن اجسام میبایست استحکام بیشتری داشته باشد و چون چنین استحکامی در کار نبود مسلما به سستی و ناتوانی دچار میشدند و اگر تعداد استخوانهای هر انگشت از سه کمتر بود و مثلا از دو استخوان تشکیل میشد تندی سختی حرکت زیاد میشد و جنبش از حد لازم کاهش مییافت از این روی تعداد آنها سه تاشد ،نه دوتا چه نیاز به حرکات متنوع بیشتر از نیاز به استحکام و تندی بوده است. قاعده استخوانهای انگشت پهن وراس آنها باريك است. سطح زیرین هر انگشتی بتدریج از سطح زیرین آن بزرگتر میشود. راس انگشت از تمام جسم آن باریکتر است و این بدین منظور است که تناسب کامل بین جسم محمول وحامل آن برقرار باشد. استخوانهای انگشتان مستدیرند تا از پذیرش آسیب بدور باشند. این استخوانها بدون تجويف وبدون مغز استخوانی هستند تا در حرکت و گرفتن و کشیدن جسم پابرجاتر و استوارتر باشند. انگشتان در سطح داخل فرورفته و در سطح خارج محدب هستند تا عمل گرفتن مالش دادن و لمس کردن را بطور بهتری انجام دهند کوژی يك انگشت در کنار کوژی انگشت دیگر نیست تا اگر نیاز باشد همانند استخوان واحدی عمل کنند و چنان بهم به پیوندند که مانند يك استخوان باشند. لیکن در دو کناره انگشتانی مانند شست و انگشت کوچک یعنی در کناره ای که با انگشت دیگر مماس نمیشوند خمیدگی وجود دارد تا هنگام گره کردن مشت سطح محدبی بوجود آورند که از آسیب در امان باشد در سطح داخلی انگشتان (کف دست) گوشت وجود دارد تا به آنها استواری بخشد و مانع لغزش جسم گرفته شده گردد. لیکن در سطح خارجی انگشتان گوشت وجود ندارد تا سنگینی ایجاد نشود و آنها بتوانند در مجموع جنگ افزار موثری باشند گوشت سرانگشتان از بقیه جسم آنها بیشتر است تا در موقع بهم رسیدن چنان هموار شوند که مانند اجزاء بهم چسبیده عمل کنند طول بندهای انگشت میانی از همه بیشتر است و بعد از آن بندهای انگشت بنصر و سپس بندهای انگشت شهادت و آخر الامر بندهای انگشت كوچك بترتيب ذكر شده کوچکتر میشوند تا در موقع بسته شدن همه برابر باشند و شکافی ایجاد نشود و همچنین این چهار انگشت با وسط کف دست بتوانند در موقع گرفتن اشیاء مستدیر گودی بوجود آورند عمل انگشت شست با هريك از چهارانگشت دیگر همانند است و اگر در جای دیگری غیر از محل کنونی بود فائده ای نداشت. فرض کنیم که این انگشت در وسط کف قرار داشت در اینصورت امکان کارهائی را که بوسیله کف انجام میدهیم از دست میدادیم و اگر در پهلوی انگشت كوچك بود هيچ يك از دو دست در هنگام بسته شدن و گره شدن بر هم گرد نمی آمدند در حالی که با گرفتن شست گردهم می آیند.گذشته از آن اگر شست در عقب بود چه وضعی پیدا میشد؟ انگشت شست

فصل نوزدهم - تشریح ساعد ساعد در طول خود از دو استخوان بهم چسبیده بنام استخوانهای زند ترکیب شده است. استخوان بالائی که در ادامه انگشت شست میآید باریکتر است و زند زبرین نامیده میشود. استخوان پائین ستبرتر از زند زبرین است و ستبری آن از این است که بتواند چیزی را حمل کند و آنرا زند زیرین مینامند عمل زند زبرین آن است که ساعد را پیچش و گسترش دهد و زند زیرین باز و بسته شدن ساعد را تامین می‌کند هر دو استخوان زند دارای بخش میانی باریک هستند زیرا ماهیچه های متراکم و ستبر این بخش را از گرانباری ستبری بی نیاز گردانیده اند لیکن متراکم بودن دو راس آنها برای آن است که مفصل ها که بدون گوشت و ماهیچه هستند در هنگام حرکت از بهم سائیدگی و اصطکاک در امان باشند. برای این حفاظت باید زردپی های زیادی بر آنان جای گیرد زند زبرین انحنا دارد و مثل این است که از طرف داخل بسمت خارج پیچیدگی پیدا کرده است و این بدان منظور است که پیچیدن ساعد را تسهیل کند. زند زیرین مستقیم و بدون انحناست و این حالت برای باز و بسته شدن مساعدتر است . فصل بیستم - تشریح مفصل آرنج از مجموعه مفصل زند زبرین و زند زیرین ،با بازو مفصل آرنج بوجود آمده است. در انتهای زند زبرين يك فرورفتگی وجود دارد که بخش برجسته انتهای خارجی بازو در آن جای میگیرد و با آن مفصل میشود با چرخش برآمدگی بازو در فرورفتگی زند زبرین عمل باز شدن و پیچش انجام میگیرد لیکن زند زیرین دارای دو زائده (آرنجی و منقاری) است و در بین این دو زائده یک بریدگی به شکل حرف( C ) وجود دارد. این بریدگی سطح محدبی بوجود آورده است تا در بریدگی واقع در طرف بازو که دارای گودی دایره ای (قرقره استخوان بازو) است جای گیرد با قرار گرفتن بریدگی بین دو زائده زند زبرین در بریدگی طرف بازو مفصل آرنج شکل می.گیرد هرگاه بخش بریده بابخش بریده دیگر بطرف عقب و پائین حرکت کند دست گسترده میشود و هرگاه بریدگی دیواره از آن گودی که برآمدگی را در خود جای داده است جلوگیری کند مانع حرکت میشود و از گسترده شدن بیشتر دست جلوگیری کند و در این حالت بازو و ساعد راست می‌ایستند هرگاه یکی از بریدگی ها نسبت به دیگری بطرف جلو و بالا حرکت کند حالت تاشدن برای ساعد پیش میآید وساعد از طرف داخل بدن و از طرف جلو با بازو تماس مییابد دو سر دو استخوان زند زبرین و زیرین در پائین بهم میرسند و یکی میشوند و گودی فراخی تشکیل میدهند که قسمت بیشتر آن در زند زیرین ایجاد میشود بقیه این سطح مشترك كوژ و صاف است تا از دسترس آسیب در امان باشد در عقب گودی زند زبرین زائده ای طولی (زائده) نیزه ای وجود دارد که درباره آن بحث خواهیم کرد. فصل بیست ویکم _تشریح مچ مچ از مجموع چند استخوان تشکیل شده است تا اگر آسیبی به آن وارد آید همه آنرا در بر نگیرد مچ دارای هفت استخوان است و استخوان دیگری نیز به آن افزوده میشود. هفت استخوان مچ در دو ردیف قرار دارند ردیفی که بلافاصله بعد از ساعد قرار میگیرد بایسته بود که باریکتر از ردیف دیگر باشد باین جهت این ردیف دارای سه استخوان و ردیف دوم متشکل از چهار استخوان است چه استخوانهای ردیف دوم با استخوانهای کف دست و انگشتان مجاورت دارد و بایستی پهنای بیشتر داشته باشد راس سه استخوان ردیف اول که بطرف ساعد است باریکتر و مجتمع تر و پیوسته تر است و رئوس دیگر آنها پهن تر و کم پیوسته تر میباشد. استخوان هشتم برای قوام بخشیدن به دوردیف مچ نیست بلکه برای حفاظت پیهائی است که از کف دست میآیند این سه ردیف یعنی ردیف سه استخوانی وردیف چهار استخوانی و استخوان هشتم استخوان نخودی همه به هم نزدیک میشوند و در فرورفتگی مربوط به سر استخوانهای زند قرار میگیرند و براثر این گردهم آئی مفصل بازو بسته شدن بوجود میآید زائده نامبرده در زند زیرین زائده نیزه ای در گودی محل بهم رسیدن استخوانهای مچ فرو میرود و مفصل پیچ خوردن و گسترده شدن را به وجود می آورد. 🌹 @Sahab_Saqeb786 •┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈• کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇 🌸🌺🌼 @Dissection786

فصل هیجدهم - تشریح بازو استخوان بازو مستدیر آفریده شده است تا کمتر آسیب پذیر باشد. راس فوقانی بازو انحنادارد و بوسیله مفصل سست و نه چندان محکمی، در حفره استخوان کتف جای گرفته است. بعلت همین سستی مفصل است که بازو بسیار از جا در میرود لیکن در این سست مفصلی دو فائده نهفته است که یکی نیاز و دیگری ایمنی است برای حرکت بازو به اطراف باین سستی نیاز است و فائده آن در ایمنی این است که بازو با اینکه به حر کات زیاد در جهات مختلف نیازمند است لیکن این حرکات آنقدر پی درپی و دائمی نیست که بیم گسستن زردپیهای رابط و یا کندن آن برود بازو در اکثر حالات آرام است و سایر بخشهای دست در حر کت میباشند. بهمین جهت مفصلهای دست از مفصل بازو محکمتر هستند مفصل بازو را چهار زردپی درمیان گرفته اند که یکی از آنها پهن و غشاء مانند است و مفصل را در بر گرفته است و دو دیگر از زائده غرابی پائین میآیند که یکی کناره پهن دارد و دور بازو را میگیرد و دومی که سخت و بزرگتر است همراه چهارمین زردپی که آن نیز از زائده نزديك خودش پائین آمده است در بریدگی که برای هردوی آنها آماده شده است نازل میشوند و وقتی این دو به بازو رسیدند پهن میشوند و آستر بازو میگردند و به ماهیچه هائی ی میپیوندند که در داخل بازو پهلوی هم قرار گرفته اند. سطح داخلی بازو گود و سطح خارجی آن کوژ است و ماهیچه و عصب ورگ ها در آن قرار میگیرند تا انسان بخوبی بتواند چیزی را به بغل گیرد و دست بخوبی به دست دیگر برسد. انتهای تحتانی بازو دارای دو زائده بهم چسبیده .است یکی از این دو زائده که به درون نزديكتر است (زائد) فوق لقمه ای داخلی از دیگری درازتر و باریکتر است و با بخشهای دیگر مفصل نمیشود و عمل آن حفاظت عصب و رگهاست زائده ای که به بیرون نزديك است دارای يك برآمدگی است که بوسیله آن مفصلی را در آرنج پدید آورده است همچنانکه آنرا ذکر خواهیم کرد بین دو زائده ذکر شده شیاری وجود دارد در هر دو لبه این شیار دو گودی است که یکی در بالا به سوی جلو و دیگری در پائین بطرف عقب میباشد گودی بالائی که بطرف داخل است هموار و صاف است و هیچ نوع مانعی در راه آن نیست؛ گودی دیگر که بزرگتر و رو بخارج است و بعد از گودی اولی است نه صاف است و نه دارای گودی مستدیر لیکن مانند دیواره قائمی است که وقتی زائده ساعد بطرف خارج حرکت میکند و به آن میرسد متوقف می.گردد بزودی نیازمندی به این زائده خارجی را بیان خواهیم کرد. بقراط این دو گودی را [دو چشم] (دو فرورفتگی در انتهای تحتانی سطح قدامی استخوان بازو)نام نهاده ست. 🌹 @Sahab_Saqeb786 •┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈• کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇 🌸🌺🌼 @Dissection786

بسم الله الرحمن الرحیم [قانون ابن سينا ] فصل هفدهم - تشریح كتف استخوان کتف برای دو عمل آفریده شده است: یکی اینکه بازو و دست از آن آویزان میگردند چه اگر بازو به سینه چسبیده بود حركت يك دست به سوی دست دیگر به آسانی ممکن نبود و کار آنها دشوار میشد. کتف با دنده ها فاصله دارد تا میدان حركاتش وسيع باشد.دوم اینکه برای اندام هائی که در سینه محصور هستند محافظی قوی و آگاه باشدو جانشین لبه ها و بالهای مهره ها باشد، زیرا در استخوان سینه مهره ای وجود ندارد که در برابر ضربه ها مقاومت کند و حسی که آنرا درك كند نیز وجود ندارد انتهای خارجی (فوقانی) كتف باريك است و بتدریج ستبرتر میشود در انتهای آزاد آن حفره کم عمقی وجود دارد که سر مدور بازو در آن مفصل میشود در اطراف این حفره دو زائده وجود دارد که یکی از آنها در سطح خلفی و بطرف بالاست و آنر از ائده غرابی مینامند . زردپئی که کتف و ترقوه را بهم مربوط میکند در این زائده است و آن زردپئی است که نمیگذارد بازو بسوی بالا کنده شود زائده دیگر از داخل و به سوی پائین است و آن نیز سرباز و را از در رفتن باز میدارد کتف بعد از این زائده ها به سوی داخلی تن میرود و پهن تر میشود تا بتواند عمل حفاظتی بیشتر انجام دهد در پشت کتف زائده ای است که قاعده آن مثلثی و بطرف خارج قرار گرفته است و راس آن بطرف داخل است تا همواری پشت بهم نخورد چه اگر قاعده در طرف داخل بود پوست کنده میشد و در برخوردها بدرد میآمد این زائده وظیفه لبه مهره ها را بعهده دارد و کارش محافظت است این زائده را عیر الکتف (ميزانيه یا عیار شانه) مینامند.پهنای شانه که مستدیر میشود با غضروفی میپیوندد فائده این غضروف همان است که در بحث های دیگر ذکر شده است. 🌹 @Sahab_Saqeb786 •┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈• کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇 🌸🌺🌼 @Dissection786

بسم الله الرحمن الرحیم [شرح الاشارات] روزه گرفتن لجام زدن به نفس و سکوت و کنترل زبان و چانه و افسار زدن به دهان است. یکی از اهل ولاء در مراقبتی به لقاء( من رآني في المنام فقد رآنی فإن الشيطان لا يتمثل بی؛ هرکس من پیامبر را در خواب ببیند به تحقیق و به یقین مرا دیده است و بدون شک شیطان به تمثل من در نمی آید ) تشرف حاصل کرده از آن حضرت ذکر درخواست کرده بود آن حضرت فرمود من به شما ذکر سکوت میدهم. امیرخسرو دهلوی گوید: 🌻سخن گرچه هر لحظه دلکش تر است 🌻🌻 چو بینی خموشی از آن بهتر است 🌻🌻🌻پشیمان ز گفتـــــار دیـــــدم بســـــــی 🌻🌻🌻🌻 پشیمان نگشت از خموشی کسی از علی (ع) نقل شده است که فرموده است : ضیاع العقول فی طلب الفضول" و ایک و كثرة الكلام فانه يكثر الزلل و يورث المَلَلَ. چانه انسان که به حرکت و جریان میافتد پرگو و پرحرف میشود که آن مانع و حاجب است، زیرا سرّ او زود فاش میشود عقل باید زبان انسان را مدیریت کند تا سخنش روی اصول و اسلوب صحیح باشد. مولوی گوید: دو دهان داریم گویا همچونی یک دهان پنهان است .آدمی باید اول پندار نیک وانگهی گفتار طیب و سرانجام رفتار نیکو داشته باشد تا به سعادت مطلق نایل و واصل آید.او وظیفه دارد واردات و صادرات دهانش را کنترل نماید زیرا دهان باب الله است نه مزبله دان که هر کثافتی را در آن بریزد سپس صادر نماید. گوش هــم همین گونه است چون گوش دهان جان است. مولوی گوید: 🌺 آدمی فربه شود از راه گوش 🌺🌺جانور فربه شود از خلق و نوش 🌼🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃

بسم الله الرحمن الرحیم [قانون ابن سينا ] 💠فصل پانزدهم - تشریح استخوان سینه 🔰 (جناغ سینه) استخوان سینه از هفت استخوان ترکیب یافته است استخوان سینه از آن روى يك قطعه نیست که اولا فوائد مذکور در بحث های پیش بر آن مترتب باشد، ثانیا برای اینکه اندامهای تنفس که در برابر آن قرار دارند بسهولت منبسط شوند و از این سبب نامتراكم آفریده شده است و با غضروفهائی پیوسته است که حرکت نامحسوس آن را یاری دهند. و همچنین مفصلهای آن محکم هستند تعداد این استخوانها هفت تاست یعنی برابر تعداد دنده هائی که به آنها متصل است آفریده شده اند بخش پائین استخوان سینه به يك استخوان غضروفی پهن میپیوندد که انتهای آن مستدیر است و آنرا زائده خنجری مینامند زائده خنجری از سوئی محافظ فم المعده است و از سوی دیگر بین سینه استخوانی و اندامهای نرم قرار گرفته است تا همانطور که بارها گفته ایم بهم رسیدن جسم سخت و جسم نرم را از دشواری برهاند. 💢 پانویس : هفت زوج دنده اول را دنده های حقیقی و سه زوج دنده ( هشتم ، نهم و دهم) را دنده های کاذب و دو زوج آخر یازدهم و دوازدهم را دنده های مواج می نامند. ⚜تشریح ترقوه (چنبر) ترقوه استخوانی است که در دو طرف بدن بالای استخوان سینه قرار گرفته است و بسبب انحنائی که دارد در ناحیه بین سینه و گردن فضائی بوجود میآورد که رگ های بالارو به سوی مغز و پیهای سرازیر شده از مغز بطرف پائین به این فضا نفوذ و از آن عبور می کنند استخوان ترقوه در انتهای دیگرش بطرف ،دوشاند به زائده استخوان کتف میپیوندد. استخوان بازو به استخوان ترقوه و کتف پیوسته است. 🌹 @Sahab_Saqeb786 •┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈• کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇 🌸🌺🌼 @Dissection786

بسم الله الرحمن الرحیم [قانون ابن سينا ] فصل چهاردهم - تشریح دنده ها دنده ها دستگاه تنفس و اندامهای تغذیه ای را در بر گرفته اند و از آنها حفاظت میکنند. دنده ها برای اینکه سنگین نباشند و اگر آسیبی رسید همه آنها را در بر نگیرد استخوان یکپارچه نیستند. و برای اینکه اگر نیازی پیش آمد که گشاده تر از وضع طبیعی خود باشند، مثلا در مواردی که احشاء بوسیله خوراک و باد پر میشود و لازم میآید که حجم تنه فراختر گردد و همچنین برای اینکه ماهیچه های سینه که در عمل تنفس و حرکات آن کمک میکنند به آسانی انبساط ،یابند استخوان مزبور یکپارچه آفریده نشد و بصورت استخوان چند قطعه درآمد. چون سینه فراگیرنده ششها و قلب و اندامهای همراه آنهاست لازم بود که در نگهداری آنها احتیاط شدیدی رعایت ،گردد زیرا تاثیر آسیبهای عارض براندامهای مزبور زیادتر است. چنین احتیاطی که در حفظ این اندامها شده است و این محکم کاری و استواری همه جانبه آن نه موجب ضیق محیط برای آنها شده است و نه زیانی به آنها میرساند. با این ترتیب هفت دنده فوقانی که اعضاء داخلی تنه را در بر گرفته اند در استخوان سینه ( جناغ سینه) بهم میرسند و از تمام جوانب اندام اصلی را احاطه کرده اند. دنده های دیگر که بعد از دستگاههای تغذیه قرار دارند در قسمت عقب تنه شبیه مهره هایی هستند که کشیدگی پیدا کرده اند و با چشم نمیتوان آنرا دید و در قسمت جلو به استخوان سینه (جناغ سینه) متصل نیستند بلکه بتدریج از آن فاصله میگیرند . فاصله بین بخشهای برآمده ( دنده هائی که دستگاه گوارش را در برمی گیرند از استخوان مهره ها شروع میشوند). ولی به جناع سینه متصل نمیگردند و از این روی در بخش جلو دیده نمی شوند.این دنده ها بخش قوس مانند کناری آنها در دنده های فوقانی کمتر و در دنده های تحتانی بیشتر است تا علاوه بر کار حفاظت اندامهای تغذیه مانند جگر وطحال و جائی برای معده باز کنند و وقتی معده بوسیله غذا و هوا پر میشود دچار فشار نگردد.هفت دنده بالائی را دنده های سینه ای میخوانند و این دنده ها هفت زوج هستند دو دنده وسطی از این هفت دنده بزرگتر و درازتر و دارای کناره کوتاهتر از بقیه هستند و چنین شکلی برای محافظت کامل اعضای در بر گرفته شده بوسیله آنها متناسب است. خمیدگی این دنده ها ابتدا به طرف پائین است و بعد به سوی بالا متوجه میشود و به استخوان سینه می پیوندد و همانطور که بعدا شرح میدهیم چنین حالتی فضای فراخ تری را برای اعضاء در بر گرفته بوجود میآورد برروی هریک از این بالهای مهره ها دو فرورفتگی وجود دارد که دو زائدهی هريك از این دنده ها در آن فرومی روند و با این عمل مفصل مضاعفی بوجود میآورند چنین وضعی در انتهای دیگر دنده ها که با استخوان سینه وصل می گردند نیز وجود دارد.پنج دنده پائین از هفت دنده مذکور کوتاه هستند و بنام استخوانهای عقب و دنده های آزاد یا (دروغین) نامیده میشوند راس این دنده ها به غضروف هائی منتهی میشود که از شکسته شدن آنها بر اثر ضربه جلوگیری میکند و همچنین موجب میشود که اندامهای نرم و حجاب نه بوسیله رابط سخت بلکه بوسیله جسمی که از لحاظ نرمی و سختی حد واسط است تماس داشته باشد. 🌹 @Sahab_Saqeb786 •┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈• کانال مطالب طب؛ تشریح و آناتومی 👇 🌸🌺🌼 @Dissection786