203
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
203
Repost from پایگاه خبری ترنم شعر
📌اختصاصی ترنم شعر/ حمید چشمآور شاعر و منتقد در یادداشتی که در اختیار ترنم شعر قرار داده به نقد و بررسی دکلمه تازه احسان افشاری با عنوان طهرون پرداخته است که در ذیل میخوانید:
📍در جستجوی سرزمینهای بکری از نوستالژیهای زبان فولک
📍روایتی شاعرانه از سرگذشت پرحادثهی پایتخت سه حکومتِ پرماجرا
📍"طهرون" علاوه بر یادآوریهای تاریخی، سیاسی و اجتماعی به یادآوریهای زبانی میکوشد
📍"طهرون" حاصل توجه عامدانه و شناخت عمیق از ظرفیتهای زبان عامیانهاست
📍تاریخ ادبیات ثابت کرده نمیتوان بدون ارجاعات بیرونی اثری ماندگار ارائه کرد
📍نادیده گرفتن وظایف تاریخی، سیاسی و اجتماعی مولف نوعی کم لطفیست
📍از قتل میرزاده عشقی تا محمد مختاری و جعفر پوینده و بکتاش آبتین را میتوان پشت این کلمات دید
📍در آثاری که رسالت تاریخی دارند اطناب آخرین موضوعیست که باید به آن توجه کرد
📍در مجازی از جز به کل "طهرون" میتواند ایران باشد
📝برای مطالعه کامل یادداشت به لینک زیر مراجعه نمایید.
🔗https://taranomesher.ir/21909
🆔@tarannome_sher
203
https://www.taranomesher.ir/sl/n/991
یادداشتی از حمید چشم آور در سالروز درگذشت هوشنگ چالنگی
در پایگاه خبری ترنم شعر
@hamidcheshmavar
203
نقد و بررسی کتاب رهابند
مجموعه شعر حمید چشم آور
به قلم فیض شریفی
روزنامه همدلی
۱۸ مهر ۴۰۲
@hamidcheshmavar
203
Repost from کانال شعر کرج
نهنگی که از دریا سهم بیشتری می خواست
یادداشتی از حمید چشم آور
پیرامون شعر و زندگی علیرضا فراهانی
روزنامه اعتماد
امروز (۲۰ تیرماه ۴۰۲)
@sherekaraj
📝📝📝📝📝
203
مافیا
آهنگساز ، تار و گیتار : @alighamsari
شاعر و سناریست:@ehsan_afshari
مافیا
هزار خنجر آلوده در نیام شماست
چه فتنهها که در اندیشههای خام شماست
زبان منطق سقراط بند میآید
از این مغالطههایی که در کلام شماست
چه سرزمین عجیبی که شهربازی آن
به نام ماست برادر ولی به کام شماست
دفاع میکنم از حق شهروندی خود
و روی صحبتم اینبار با تمام شماست!
دفاع می کنم و شهروند بودن من
دوباره اول فهرست اتهام شماست
میان ملحفهی خون پریدهاییم از خواب
سربریدهی اسب آخرین پیام شماست
سوای ساقی مست و تفنگ دار خمار
طبیب حاذق این شهر هم غلام شماست
گذشت روز و نشد خون به پا کنید بلی
رسیدهاییم به شب، وقت انتقام شماست
رسیدهاییم به شب، گرگهای برهنما
پس از نشستن ما نوبت قیام شماست
خدای قصه کماکان خدای کشتار است
همان که راوی شبهای قتل عام شماست
نقابها همه افتاد و باز میپرسم
میان این همه بد مافیا کدام شماست؟
کارگردان: @saremi_63
سازهای کوبه ای: @mesbahghamsari
خواننده: @soheilrajab @mohammad_rezazadeh1 @masihmusic_org
فیلم بردار : محمد اقبال
ضبط و میکس: @mesbahghamsari
با تشکر از
@homzone.design
203
مهرویلا
دلم گرفته برایم کمی ترانه بخوان
دلم شکسته برایم کمی سهتار بزن
دلم گرفته از این رنج بی حساب؛ بخوان
دلم بریده از این روز و روزگار؛ بزن
بزن به کوک دل تنگ و بیقرار خودت
بزن به کام دل من، به افتخار خودت
قرار بود بمانی سر قرار خودت
سر قرار بمان و سر قرار بزن
تو لیلیام شو و بگذار "نصرتت" باشم
"فروغ" باش، "گلستان" خلوتت باشم
و تا غریق به گرداب دامنت باشم
دوباره دل به دل آب، بیگدار بزن
میان دفتر اشعار من سرآمد باش
"زن جوان غزلی با ردیف آمد باش"
سکانس آخر این فیلمنامهی بد باش
به پای این غزلم مهر اعتبار بزن
پس از "دو قرن سکوت" آمدم به حرف از تو
پس از "دو قرن سکوت" عاشقانهگو شدهام
به گفتمان لبت گرم گفتگو شدهام
تو هم به گوش لبم حرف بوسهدار بزن
و بعد رودکی و بلخی و منوچهری
رسیدهام به سنایی که عاشقت باشم
تو هم طلوع کن از پشت پنجره بانو!
به احترام دلم پرده را کنار بزن
سر "معلم" شوخی و دلبری کن بعد
شبیه اکثر معشوقههای سعدی شو
به شیوهی زنی از قرن هفتم هجری
جفا و ناز کن و بر دلم شرار بزن!!
سپس به هیئت معشوق حضرت حافظ
به سرو قامت موزون خود مقفا شو
ولی به خاطر موسیقی قوافی من
به جای سرو، شما طعنه به چنار بزن
خلاصه باش به جغرافیای دستانم
به قصد قربت محدودهی گریبانم
و فاتحم شو و بر قلههای ویرانم
دوباره بیرق خود را به اقتدار بزن
بزن به کوک دل تنگ و بیقرار خودت
بزن به کام دل من، به افتخار خودت
دلم گرفته برایم بخوان "به سوی تو" را
دلم شکسته برایم کمی سهتار بزن
#حمید_چشم_آور
ارجاعات بیرون متنی :
لیلی چشمت خراج سلطنت شب را از شاعران شرق طلب می کند( نصرت رحمانی)
زن جوان غزلی با ردیف آمد بود (حسین منزوی )
دو قرن سکوت(عبدالحسین زرینکوب)
رودکی، بلخی، منوچهری، سنایی، نام خیابان هایی در مهرویلا
معلمت همه شوخی و دلبری آموخت (سعدی )
میدان معلم مهرویلا
203
203
هم حال من خراب تو، هم خانهام خراب
دل را بریدی از من و آن را زدی به آب
یک شب از آب رفتی و دادی مرا عذاب
حال مرا ندیدی و خود را زدی به خواب
من ماندم و غم تو و یک رنج بیحساب
روزم شد از سیاهیِ مویت سیاهتر
بختم سیاهتر شد و عمرم تباهتر
تو اشتباه بودی و من اشتباهتر
پیدا نکردی از دل من بیگناهتر
بردی مرا به وعدهی دریا لب سراب!
اول تمام زمزمهها عاشقانه بود
دل بردن و سپردنمان بیبهانه بود
دیوانهام نه، قلب تو دیوانهخانه بود
آنروزها غنیمت ما از زمانه بود
جامانده مثل خاطرهای در میان قاب
من از تو غیر تو که تمنا نداشتم
جز چشمهات، چشم به دنیا نداشتم
گفتی برو که جرات آن را نداشتم
هرگز من از تو خواهش بیجا نداشتم
شادم که تو سلام مرا میدهی جواب
از روز و روزگار گله دارم، از تو نه
از آنکه عاشقت شده بیزارم از تو نه
من از تمام شهر طلبکارم، از تو نه
باید که دست از عشق تو بردارم از تو نه
چشم انتظار تو بنشینم عَلَیالحساب
صد سال دیگر از تو شکایت نمیکنم
صد سال آزگار خیانت نمیکنم
من به جهانِ بی تو قناعت نمیکنم
صد سال بگذرد هم، ترکت نمیکنم
وقتی مرا به تخت تو بستند با طناب
هربار من برای تو مردم که تب کنی
دیدم فقط مرا بلدی جان به لب کنی
رفتی که عشق قبلی خود را طلب کنی
اصلاً قرار بود که ما را ادب کنی
تا دل به هیچکس نسپاریم بیحساب
گفتند که دو هفتهی دیگر قرار هست
رسماً به عقد او بنشینی، مبارک است!
وقتی شنیدم، از تو چه پنهان دلم شکست
بیوقفه کل راه زدم دست پشت دست
با گریه در مسیر کرج تا به انقلاب
ا□□
چون شوکتی که یکشبه از یاد رفتهاست
آنکس که اعتبار به من داد رفتهاست
در دام، صید مانده و صیاد رفتهاست
داروندار من همه بر باد رفتهاست
آباد کرد خانهی او را، مرا خراب
#حمید_چشم_آور
203
آلبوم شهر جادو منتشر شد
اشعار احسان افشاری
موسیقی امین همایی
خواننده علیرضا برنجیان
میکس و مسترینگ امید اصغری
گرافیک ناصر نصیری
لینک خرید آلبوم
https://beeptunes.com/album/566596946/%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88
203
کابل! صدا بزن همهی اهل خانه را
مردان این قبیلهی بی آشیانه را
کابل! صدا بزن که صدایت کنیم باز
تا یکصدا دوباره بسازیم خانه را
کابل! صدا بده به صدامان که سردهیم
غمگینترین ترانهی خاورْمیانه را
در زیر بار فقر، کمر خم نکردهایم
تا که ستون کنیم به سقف تو شانه را
گم کردهایم در پی نام و نشانِ تو
در کوچههای غربت تهران، نشانه را
بغضت خدا کند که به طغیان کند شبی_
از خونِ زخمهای تو سیلی روانه را
تا مدعیِ صلحِ حقوقِ بشر در آن
بسته به درب خانهی ما توپخانه را
کابل! صدا بزن، بغلم کن، که تشنهام
آغوش امن و بی خطر مادرانه را
گرمای کرسی تو بخارا کند مرا
«سرما اگر غلاف کند تازیانه را»
#حمید_چشم_آور
#رهابند
@hamidcheshmavar
203
#غنیمت
شعر و دکلمه: #حمید_چشم_آور
موسیقی: #منصور_قاسمی #ماهور #شایان_اویسی
همخوان: #فروغ_خوش_الحان
203
منتشر شد
#غنیمت
شعر و دکلمه: #حمید_چشم_آور
موسیقی: #رامین_ماهور #شایان_اویسی #منصور_قاسمی
همخوان: #فروغ_خوش_الحان
@hamidcheshmavar
👇👇👇
203
چگونه گوش فلک نشنود صدای تو را؟
چگونه چشم بپوشد بدین قرار از تو؟
تو چون کتیبهای آویخته به تاریخی
که روزگار گرفته است اعتبار از تو
صدای زخمی تو زخم کهنهی ما بود
که در هویت ما ماند ماندگار از تو
صدای هق هق تاریخ در گلوی وطن
صدای زخمی ایران سوگوار از تو
#حمید_چشم_آور
@hamidcheshmavar
203
برای استاد محمد رضا شجریان
چگونه سیر شود چشم روزگار از تو؟
که روزگار گرفتهاست اعتبار از تو
خوشا که از سخن عشق گوشهای مانده است
به گوش گنبد دوار، یادگار از تو
چه زخمها که نشسته به تار حنجرهات
و برده لطفی از آن زخمه زخمه تار از تو
چه پنجهها که زده همنوا دوتار از بم
گرفته رخصتی از زیر و بم، دوبار از تو
به عشق، ثبت شده بر جریدهی عالم
کلام حافظ و سعدی و شهریار از تو
خوش است خاطر دیوان، به لطف "مرغ سحر"
که سبز گشته به تقویمها "بهار" از تو
چه حکمتیاست در این "شور" عشق کاینگونه
به یک "کرشمه" ربودهاست اختیار از تو
چه حکمتیاست خدا را که خلق کرده چنین
در این زمانهی پتیاره شاهکار از تو
چه عزتیاست زمین را که تا ابد باید
به گردن آویزد طوق افتخار از تو
چه منتیاست جهان را به باغ تاریخش
که برده هر شجرش شوق برگ و بار از تو
چه ذلتیاست زمان را به وقت این ایام
که بر نفس نفس افتاده در شمار از تو
سر ارادت یک ملت است و حضرت دوست
شنیده هرکه تورا گشته دوستدار از تو
به زعم من ابداً در شمار آدم نیست
کسی که کرده در این دوستی فرار از تو
چگونه در بر تو سر برآورند از خاک
به روز واقعه یاران شرمسار از تو؟
چگونه زیر عبا میبرند ننگ قبا
که در نهان شود این ظلم آشکار از تو؟
چگونه بر رخ خورشید خاک میریزند؟
که کم شود مگر اینگونه یک عیار از تو
چگونه گوش فلک نشنود صدای تو را؟
چگونه چشم بپوشد بدین قرار از تو؟
تو چون کتیبهای آویخته به تاریخی
که روزگار گرفته است اعتبار از تو
به نفی عشق، محال است آنکه غصب کنند
چهل ستون صدا را چهل سوار از تو
صدای زخمی تو زخم کهنهی ما بود
که در هویت ما ماند ماندگار از تو
صدای هق هق تاریخ در گلوی وطن
صدای زخمی ایران سوگوار از تو
ا□□□
.
فقط صداست که میماند و نمیماند
جز آن صدا که گرفته به خون تبار از عشق
#حمید_چشم_آور
۲ اردیبهشت ۹۹
@hamidcheshmavar
203
آسان به دست آورده آسان میفروشند
این دوستان که دوست ارزان میفروشند
امروز نان سفرهات را میخورند و
فردا نمک را با نمکدان میفروشند
تا خاک پاشان میشوی پا تا سرت را
مانند قالیهای کرمان میفروشند
□ا
اینروزها در شهر غم را پشت وانت
مانند سیب سرخ لبنان میفروشند
اینروزها حتا تردد جرم دارد
در کوچههایی که خیابان میفروشند
شبها، در اینجا چار میدان با چهل نقب
در چار حجره، چار زندان میفروشند
در این تسلسلها، مسلسلهای مشقی
بیروت را با نام طهران میفروشند
شاید هوا بس ناجوانمرد است وقتی
در ظهر تابستان زمستان میفروشند
آه ای مسیحای جوانمرگ من! اینجا
حتا برادر را برادر میفروشد!
#حمید_چشم_آور /۱۳۹۲
#رهابند
@hamidcheshmavar
