en
Feedback
آکادمی مالی سَرکان

آکادمی مالی سَرکان

Open in Telegram

گروهی از فارغ التحصیلان دانشگاه، باهم بازارهای ایران و جهان نگاه می کنیم و تحلیل می کنیم.با دلیل و منطق و #ستاپ #معامله می کنیم و به #اشتراک می زاریم. #بورس #سهام #FOREX #cryptocurrency #crypto. #COIN ارتباط با ادمین https://t.me/Marketmakersarkan

Show more
1 031
Subscribers
-224 hours
-97 days
-3930 days
Posts Archive
اسی یبار تو تالار بورس کانالتو به یه نفر نشون دادم گفت این اس خمسه خمسس من‌ میشناسمش گفتم خمسه خمسه چیه گفت از خودش بپرس میگه،داستانش چیه؟

تو ویپه دومییی تو

کسشرا چیه ما که تو ویپیم وتعاونو کجا سیگنال کردی؟

😁😁😁😁

اسی وتعاون ۸.۵٪ دمت گرم❤️❤️❤️❤️😁

بعدا😂

ویپ مارم بزار اسی😁

آیدی پشتیبانی و ورود به vip @Esiiivip

چطوری باید عضو شیم؟

اینو ویپو داشته باش فعلا
+3
اینو ویپو داشته باش فعلا

اسی حداقل از سیگنالای ویپت رو کن ببینیم میرزه عضو شیم

سیگنال کسی که صد میلیارد سرمایه داره با کسی که صد میلیون سرمایه داره یکی نیست

اسی چرا ویپتو ۲تا کردی؟

اونموقع که داستان صندوق‌های فروشگاهی داغ شده بود به میت گفتم پولتو آکنتور بخر اونموقع کنتور ۷۰۰ بود بست رفت شفاف سازی باز شد رو ۲ت و بعد رفت تا ۸ت اونجا بود که این گشنه گدا آدم شدو یه پول خوبی به جیب زد البته من رو ۶ت گفتم بفروش اما اون نگه داشت رو ۸ فروخت

اسی میت یبار تو کانالش از داستان آکنتور و تو گفت راست میگفت؟

یکی دیگس تو مال شمام اون بالا زدم همینارو

اسی اینکه ویپ نیست یا یه ویپ دیگس؟!

داستان آشنایی من با این بچه کونی برمیگرده به سال ۷۸ اونموقع مثل الان سامانه‌های آنلاین نبود که بشه با دکمه خرید و فروش کرد میرفتیم تالار بورس تو خیابون حافظ سهمارو کاغذی معامله میکردیم درخواست مینوشتیم میدادیم کارگزار میخرید همونجام به واسطه تالار کلی دوست پیدا میکردیم دور هم جمع میشدیم و در مورد بازار حرف میزدیم یه روز چند نفر که جمع شده بودیم داشتیم در مورد فولاد حرف میزدیم یهو یه جوون کون نشسته با بوی گندش اومد کنارم وایستاد گفت حاجی من برای اولین باره میخوام سهم بخرم منم را بنداز ۵۰ت ارث گرفتم میخوام باهاش کار کنم منم که سرو ریختشو دیدم دلم سوخت گفتم بیا تو همین جمع ما همه چی دستگیرت میشه کم کم که دیدم تعداد کسایی که دورو برمون جمع میشن زیاد شده تصمیم گرفتم کلاس آموزشی برگزار کنم یجارو گرفتم تو سیدخندان به همه گفتم هرکی میخاد برای آموزش بیاد اونجا اینم شد یه منبع درامد بین‌ اونا فقط یه نفر بود که از چیزی که‌ من بهش یاد میدادم جلوتر بود اونم این میت گوزو بود چون مینداخت پشتش برای همین من خیلی ازش خوشم میومدو گاهی اوقات کلاسارو‌ میدادم خودش تدریس میکرد بعد از دو سال یه چندوقت خبری ازش نشد تا اینکه فهمیدم رفته واسه خودش جا گرفته و بی‌خبر از من کلاس برگزار میکنه اینجا بود که اختلاف من با این بچه کونی شروع شد چون ازش توقع داشتم که بهم بگه اما اون که نگفت هیچی حتی از موسسه منم سواستفاده میکردو شاگرد میدزید

اسی تو و میت چطوری آشنا شدین؟

این ‌نکات آموزشیم از ویپ عمومیش میکنیم براتون خوبه
این ‌نکات آموزشیم از ویپ عمومیش میکنیم براتون خوبه