en
Feedback
بورس فرهنگ

بورس فرهنگ

Open in Telegram

نمادهایی که درکانال پیشنهاد میشه،نمادهای جذاب برای خریده.خودتون بررسی کنیدوبا مسئولیت خودتون خریدکنید.کانال مسئولیتی درقبال سودوزیان شماندارد.

Show more
780
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-830 days
Posts Archive
✅همنوایی خطرناک روسیه، چین و آمریکا با امارات درباره جزایر ایرانی ✍️کوروش احمدی 📌در ادامه سلسله مواضعی که از سوی برخی از قدرت‌های بزرگ در ارتباط با سه جزیره ایرانی( ابوموسی ، تنب بزرگ و تنب کوچک ) ابراز شده است، دوشنبه 27 شهریور، وزیر خارجه آمریکا نیز به این همنوایی پیوست و مواضع امارات در مورد این سه جزیره را تایید کرد. 📌وزرای خارجه آمریکا و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در بیانیه مشترک پس از «اظهار مسرت در مورد اهمیت استراتژیک روابط تاریخی بین کشورهایشان»، در بند دوم بخش اول بیانیه که در مورد ایران است گفته اند: «وزرا حمایتشان را از دعوت امارات متحده عربی برای نیل به حل مسالمت‌آمیز اختلاف بر سر سه جزیره تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی از طریق مذاکرات دو جانبه یا رجوع به دیوان بین‌المللی دادگستری و مطابق قواعد حقوق بین‌الملل از جمله منشور ملل متحد مورد تاکید قرار دادند.» 📌صرفنظر از اینکه بند اول بخش مربوط به ایران تندتر از بیانیه قبلی همین جمع و حاوی نکات جدیدی مثل «تهدید اشاعه پهباد» و «بی‌ثبات‌سازی» است، اما بند دوم در مورد سه جزیره ایرانی بی‌سابقه است. آمریکا تاکنون هرگز از موضع امارات در این مورد حمایت نکرده بود و پیوسته بر موضع عام خود مبنی بر خودداری از مداخله در دعاوی ارضی بین کشورها تاکید می‌کرد. 📌بیانیه‌های مشترک وزرای خارجه آمریکا و شورای هماهنگی مورخ 7 ژوئن 2023 و بیانیه مشترک جو بایدن با سران شورای همکاری در 16 ژوئیه 2022 حاوی تعرضی درباره سه جزیره ایرانی نبود. 📌اینکه آمریکا نهایتا به همراهی با موضع امارات پیوسته یک تحول مهم و تاریخی است. آمریکا در 1971 بطور تلویحی و غیررسمی از اعاده حاکمیت ایران بر سه جزیره حمایت می‌کرد و از کانال‌های دیپلماتیک در این رابطه اقداماتی انجام داد. 📌 در جریان تنش‌های دوره‌ای در رابطه بین دو کشور نیز آمریکا به خودداری از موضع‌گیری در این مورد ادامه داده بود. با توجه به مواضعی که چین و روسیه طی 10 ماه گذشته در حمایت از موضع امارات درباره سه جزیره گرفتند، این احتمال وجود داشت که نهایتا آمریکا نیز تحت فشار شورای همکاری گام در مسیر مشابهی بگذارد. 📌برخی از اعضای این بلوک، به‌ویژه امارات، عملا به مرکز مهمی در جهان برای جذب سرمایه و متخصصان تبدیل شده‌اند. درمقابل، ایران اگرچه از نظر امکانات دفاعی پیشرفت شایان و قابل تمجیدی داشته؛ اما این پیشرفت صرفا برای بازدارندگی و دفاع نظامی مفید است. کشورها در شرایط عادی دنبال تامین منافع ملی هستند که منافع اقتصادی در راس آن قرار دارد. 📌ائتلاف‌سازی‌های دیپلماتیک به‌عنوان مهم‌ترین فعالیت دیپلماتیک عمدتا در همین رابطه انجام می‌شود. با افزایش قدرت اقتصادی و دیپلماتیک بلوک شورای همکاری و تبدیل‌شدن آنها به یک مرکز ثقل مالی و سرمایه‌گذاری در جهان دیگران را نیز تشویق به سوار‌شدن بر موجی می شوند. 📌 روسیه، چین و آمریکا سه عضو دائمی شورای امنیت هستند و اگر قرار باشد که در چارچوب ماده 36 منشور ملل متحد اقدامی انجام شود، رضایت اعضای دائمی شورای امنیت پیش‌نیاز اصلی خواهد بود؛ خاصه آنکه موضوع سه جزیره همچنان در دستور کار شورای امنیت قرار دارد. 📌اگرچه عملا مشکل خواهد بود که اقدامی مثلا در چارچوب ماده 36 منشور ملل متحد علیه ایران در شورای امنیت یا در مجمع عمومی شکل گیرد، اما مسئله مهمتر این است که این موضع ‌گیری‌ها حکایت از وضعیت نامناسب ایران در جامعه بین‌المللی و ضرورت انجام کاری اساسی دارد.

✅ سی ویژگی یک فردِ نُرمال ✍️ دکتر محمود سریع القلم 1- در رانندگی از فرعی به اصلی، کامل می ایستد بعد حرکت می‌کند چون شهرنشین است؛ 2- حتی دشمنان خود را با “آقای یا خانم” خطاب می‌کند چون اعتماد به نفس دارد؛ 3- ارتفاع ادب و حشمت او بالاتر از دانش، ثروت و قدرت او قرار دارد؛ 4- با صنعت فریب آشناست ولی چون بنیان هستی را صدق می‌داند، از آن پرهیز می‌کند؛ 5- چند مرحله جلوتر، به پی آمدهای سخن خود فکر می‌کند بعد حرف می‌زند چون زندگی امری دراز مدت است؛ 6- نهایت تلاش خود را می‌کند تا شخصیتی با ثبات داشته باشد چون پایداری شخصیت، اعتماد ساز است؛ 7- مادامی در قدرت می‌ماند که فکر جدیدی داشته باشد و گره‌ای را باز کند چون نگران قضاوت تاریخ است؛ 8- که در جهان تخصصی امروز، فقط در یک رشته می‌نویسد و اظهار نظر می‌کند؛ 9- که نیاز روانی به غیبت، بد گویی و نفرت ندارد چون سعی می‌کند از غوغای کثرت فاصله گیرد؛ 10- که به واسطۀ مزایای سِمَت، در پی جبران محرومیت‌های دوران کودکی نیست؛ 11- معتقد است اهانت به دیگران، در مقطعی به خود او باز می گردد؛ 12- وقتی نمی‌تواند سر موقع به قراری برسد، زنگ می زند یا پیغام می‌فرستد؛ 13- در پی این نیست دیگران را مثل خود کند چون هر فردی، عالم و گذشتۀ خاص خود را دارد؛ 14- آنقدر آشغال را در دست خود نگه می‌دارد تا سطلِ زباله پیدا کند؛ 15- اهتمام می‌ورزد تا بازارِ پررونق سایه روشن های جهل را با گسترشِ آگاهی خود بهتر بشناسد؛ 16- در صندلی های پشت تاکسی، پاهای خود را جمع می‌کند تا دو نفر دیگر راحت باشند؛ 17- با دو نفر دیگر در عرض پیاده رو، راه نمی‌رود و سدّ راه عبور دیگران نمی‌شود؛ 18- تبلیغ عبادت خود را با باطنِ “بِشنو از نی” در تضاد می‌داند؛ 19- تاریخ می‌خواند تا انتظارات خود را بر واقعیت‌ها منطبق کند؛ 20- از راه رفتن روی برگ‌های پاییزی و صدای خش خش آنها لذت می‌برد؛ 21- چراغ‌های روشن اضافی در محل سکونت و کار خود را خاموش می‌کند؛ 22- در مورد دیگران، با Fact و نه شنیده‌ها و تخیلات، قضاوت می‌کند؛ 23- در لحن، کلام، رفتار، چِشم، نحوۀ نشستن و واکنش‌های او، تکّبر حس نمی‌شود؛ 24- با توجه به واقعیت‌های جهانِ امروز، به کثرت گرایی فکری اعتقاد دارد؛ 25- که کتاب می‌خواند و کتاب خواندن در افکار و رفتار او تاثیر دارد؛ 26- در کش و قوس‌های میان هیجان و فکر، بر خود مسلّط است؛ 27- هم به توسعۀ فردی خود توجه می‌کند وهم به رفع مشکلات دیگران؛ 28- درجهان فوق العاده زیبای امروز، برای موسیقی، هنر، سینما و تئاتر وقت می‌گذارد؛ 29- به همۀ کشورها، ملت‌ها و نمادهای ملّی آنان مانند زبان، آیین و هویت احترام می‌گذارد؛ 30- تا می‌تواند کار می‌کند، زحمت می‌کشد و انتظارات خود را از دیگران به حداقلِ ممکن می‌رساند.

✅ سخنرانی امیر قطر  در سازمان ملل عناوین مهم آن به اختصار : شروع کلام  تاکید برعصر نوآوری بویژه نوآوری پزشکی و زیست محیطی و آینده با پدیده هوش مصنوعی تسلیت و ابراز همدری با مردم لیبی و سودان و نيجر دعوت از سران برای شرکت در نمایشگاه  صنایع غذایی و کشاورزی در ماه آینده در قطر دعوت از سران برای شرکت در نمایشگاه وب یا تکنولوزی۲۰۲۴ قطر تاکید بر خردورزی نوآوری صلح و تعامل در جهان و پیشگام بودن و آمادگی قطر در صرف وقت و هزینه برای آن گلایه مندی از ابر قدرت ها برای ایجاد تفرقه و جنگ در خاورمیانه برای منافع خود در  فلسطین  سوریه یمن گلایه از طالبان برای عمل نکردن به تعهداتش آپارتاید خواندن رژیم  غاصب صهیونیستی در نهایت ادب تاکید بر توسعه پایدار و ابراز سرمایه گذاری به روی انرژی های تجدید پذیر علیرغم داشتن منابع عظیم گاز استقبال از تنش زدایی در منطقه هشدار هوشمندانه به مسلمانان جهان در قبال حرکت احمقانه آتش زدن قرآن که در تله بی دینان و اسلام هراسی نیفتند انتقاد از سران اروپا بخاطر توهین به قرآن کریم با بهانه واهی آزادی افکار تاکید بر تمامیت ارضی اوکراین و ترغیب طرفین به صلح اعلام اولویت سرمایه گذاری برای برندینگ و شکوفایی قطر در برنامه ریزی های مدون ده ساله تاثیر برگزاری جام جهانی بعنوان پل تمدنی میان شرق و غرب و تکرار رویداد های مشابه در قطر هوشمند و با استعداد خواندن  مردم خاور میانه و اجتناب از التهاب در آنجا توسط ابر قدرت ها بخاطر منافع  غارت منابع پانوشت : مقایسه کنید با بعضی ها ...

✅ رونالدو و خس‌و‌خاشاک‌: یک داستان واقعی! ✍️ محمدحسین روانبخش 🔸 سهم دو - سه روزه ایران و ایرانی‌ها از کریس رونالدو تمام شد. واقعا سهم کمی است اما در همین سهم کم هم می‌توان بجز ارضای حس کنجکاوی و ذوق دیدار نابغه‌ی فوتبال دنیا، چیزهای باارزش‌تری یافت. 🔸 بگذارید قبل از آن، مقدمه‌ای بگویم: دو برادر بودند، هر دو استاد اخلاق برای خلق، صاحب نام و دارای مریدان بسیار؛ اما بیست سال باهم قهر بودند! تناقض عجیبی بود اما کمتر کسی این را به روی مبارک‌شان آورد، مبادا مکدرشان کند... ما که تشنه‌ی اخلاقیات هستیم معلم‌هایی با اسم و رسم داشته‌ایم که تشنه‌ترمان کرده‌اند! می‌دانم که بزرگانی گوشه و کنار این کشور هستند که هر کدام حجتی برای زمان خویش هستند اما کمتر شناخته شده‌اند و به جای آن‌ها، بسیارند صاحبان عنوان و کرسی که آوازه‌شان از دور خوش است. این‌ها در چشم هستند... 🔸 اما این‌ها چه ربطی به رونالدو دارد؟ نکته همین جاست: ستاره‌ی پرتغالی فوتبال در همین دو - سه روز به ما راه و روش دیگری از اخلاق را نشان داد. کسی که ۶۰۰ میلیون هوادار در اینستاگرام دارد ( که اگر یکی از ما یک‌هزارم آن را داشت، خلق‌الله را آدم حساب نمی‌کرد) با دختر معلولی دیدار کرد که با شوق نقاشی‌اش را کشیده است، بچه‌ای را به حضور پذیرفت که از ندیدنش گله داشت... و از «استقبال گرم» مردم ایران تشکر کرد؛ همان استقبالی که بعضی‌ها با خودکم‌بینی آن را آبروریزی می‌دانستند! 🔸 این رفتار از کریس رونالدو، کسی که نه کرسی استادی دارد و نه ادعای اخلاق‌گرایی، فوتبالیست محبوب و فوق‌ستاره‌ای است که یاد نگرفته به آدم‌ها از بالا نگاه کند و مردم عادی را درجه دو و سه نبیند، خس و خاشاک نگوید و خود را نظرکرده و دیگران را صغیر و حقیر نداند، روح و جان ما را بیشتر سیرآب می‌کند تا قیافه و بازی رونالدو. 🔸 آدم‌های مهمی از ما دنبال شهرت دویده‌اند و برای جلب مرید سینه‌خیز رفته‌اند، اما در همان حال تکبر و منیت در درون‌شان شعله می‌کشیده و تا چهار نفر را دور خود دیده‌اند، خود را نظر کرده‌ی الهی و طلبکار همه‌ی آفرینش دانسته و می‌دانند؛ آن‌ها باید بیایند و در مقابل رونالدو زانو بزنند و کمی خاکی بودن و همجنس مردم بودن را یاد بگیرند...

✅ استقلال با وابستگی به آمریکا!  ✍️ محمدحسین روانبخش همه چیزمان به دلار آمریکا وصل است. دلار که بالا برود، سیب زمینی و رب و آب معدنی‌مان هم گران می‌شود. در خانه‌های ایرانی‌ها حداقل ۲۰ میلیارد دلار آمریکا برای روز مبادا ذخیره شده است. مرگ بر آمریکا هم می‌گوییم که کسی نفهمد!   بیشترمان حداقل یک فامیل در آمریکا داریم؛ البته مسئولان بیشتر دارند! پارسال در یک برنامه تلویزیونی اعلام شد: نزدیک ۴ هزار فرزند برخی از مسئولان در آمریکا، اروپا و کانادا زندگی می‌کنند! برای همین، مسئولان مرگ بر آمریکا را غلیظ‌تر می‌گویند!   اختیار اموال ما در خارج از کشور با آمریکاست و باید چند سال زور بزنیم تا بتوانیم پول‌مان را آزاد کنیم! البته کیهان گفته آمریکا در مقابل ایران زانو زد، شما هم همین را بگویید!  در پایان هر مراسم عبادی و سیاسی از آمریکا یاد می‌شود و چنان مرگ بر آمریکا می‌گوییم که انگار همین الان آمریکا می‌میرد؛ اما معلوم است که مردنی نیست. در خوش‌بینانه‌ترین حالت کاخ سفیدش تغییر کاربری خواهد داشت! مسئولیت اصلی مدیریت در ایران با آمریکاست! ناامنی به هر شکل ممکن، درهم‌ریختگی اقتصاد، ‌کمبود شکر، گرانی چندباره مرغ و تخم‌مرغ، آلودگی آب آشامیدنی، پر شدن بسته‌های چیپس با هوا و... همه تقصیر آمریکاست! بلندتر بگو: مرگ بر آمریکا. خبر مهم در ایران یعنی توضیح دادن درباره امکان مذاکره با آمریکا و بسته نبودن باب آن!   آمریکا تنها همسایه کشور ماست: طالبان آمریکایی توبه‌کرده است، پاکستان آمریکایی توبه‌نکرده، عراق آمریکایی کمرنگ، کشورهای خلیج فارس آمریکایی پررنگ، ترکیه آمریکایی قدیمی، آذربایجان و ترکمنستان آمریکایی جدید، ارمنستان آمریکایی بالقوه، قزاقستان آمریکایی بالفعل، روسیه آمریکایی آینده! این وسط خودمان مانده‌ایم که تکلیف‌مان از همه روشن‌تر است!

🔴رنسانس در ایران بالاتر و بهتر از رنسانس اروپا ✍️ محسن رنانی رنسانس اروپا جدایی دین از سیاست بود ولی در رنسانس ایران جدایی ایمان از شریعت اتفاق افتاده که خیلی جلوتر از سکولاریسم اروپا است . آیا انقلاب اسلامی یک باخت تاریخی را برای ما رقم زد، و یا یک فرصتی را هم ایجاد کرد؟ پاسخ من این است که بعد از انقلاب به طور ناخواسته و پنهان یک راه میانبر تاریخی به سوی توسعه گشوده شده است. نه جامعه آگاهانه این راه را خواسته بود و نه حکومت! اما تعامل بین حکومت و جامعه راه را باز کرد. اصلی‌ترین عامل شکست توسعه، سنت‌های غیرعقلانی هستند. سنت‌ها حافظان بسیار قدرتمندی دارند. 🔶جمهوری اسلامی کمک کرد تا حافظان تاریخی سنت در جامعه ما یا تضعیف شوند و یا حذف شوند و سنت بی دفاع مانده است تا لاجرم جامعه ما به سمت دنیای مدرن  حرکت کند و با سنت های ضدتوسعه خداحافظی کند. این تحول در اروپا ۴۰۰ سال طول کشید ولی ما در طول ۴۰ سال گذشته زمینه‌های این تحول را در ایران ایجاد کردیم. 🔶در دوران جمهوری اسلامی، جهشی عظیم در فراهم‌آوری زمینه‌های لازم برای مدرنیته رخ داده است که هیچ نظام دیگری به غیر نظام دینی با رهبری فقها نمی‌توانست چنین تحولی را با این سرعت ایجاد کند. 🔶این تحول را رضاشاه آغاز کرد و محمدرضا شاه ادامه داد اما هر دو شکست خوردند، چون به گونه‌ای عمل کردند که باعث انسجام و اتحاد تمام نیرو‌های محافظ سنت شدند و یک جبهه مستحکم در برابر تحولات دنیای مدرن شکل گرفت. انقلاب اسلامی هم به نوعی حاصل همین اتحاد بود. 🔶مهم‌ترین خدمت جمهوری اسلامی این بود که نیروهای حافظ سنت را نخست از هم جدا کرد و سپس یک به یک آن ها را نابود کرد. 🔶در دوران جمهوری اسلامی چهار تحول مهم رخ داده که زمینه‌های تحقق نوگرایی و مدرنیته را فراهم کرده است. تحولاتی که حتی در ترکیه، پاکستان، مصر و کشورهایی با ساختار سیاسی مدرن‌تر از ایران هم رخ نداده است. سه مورد اول آن تضعیف، تخریب و حذف حافظان سنت است و تحول چهارم تحول در کیفیت دینداری ایرانیان است. 🔶اصلی ترین حافظان سنت، زنان، روستاییان و روحانیان هستند. زنان از بقیه قدرتمند‌تر عمل می‌کنند. جمهوری اسلامی نخست زنان را به نیروهای خط شکن تحولات مدرنیته تبدیل کرد. پهلوی اول قدرت عشایر را نابود کرد، پهلوی دوم زمین داران را نابود کرد و جمهوری اسلامی عامه روستاییان را شهر نشین کرد. پیش بینی من این است که با این روند تا ۲۰ سال آینده کمتر از پنج درصد جمعیت روستایی خواهند بود. 🔶سومین حافظ سنت روحانیان بودند که در دو سطح مراجع و روحانیان محلی فعالیت می‌کردند. تقریبا جایگاه مراجع به عنوان سرمایه‌های نمادین که تحول آفرین بودند، از دست رفته است. بخشی از مراجع که با حکومت زاویه داشتند را حکومت تخریب کرد و بخشی از مراجع که مردم فکر می‌کردند حکومتی هستند، را هم مردم تخریب کردند. روحانیان محلی هم که محل رجوع عامه بودند به علت عملکرد نامناسب روحانیان حکومتی، نزد مردم بی اعتبار شده اند. 🔶تحول بسیار بنیادی‌تری که رخ داده است که تنها و تنها در یک حاکمیت دینی و فقهی امکان‌پذیر بود و هیچ حکومت دیگری نمی‌توانست این تحول را ایجاد کند، «جدایی ایمان از شریعت» است. در طول تاریخ ایران، ایمان و شریعت به هم چسبیده بوده است، اما جمهوری اسلامی کمک کرد، تا جدایی ایمان از شریعت رخ بدهد که تحولی بسیار عظیم بوده است. این تحول بسیار عمیق‌تر از تحقق سکولاریسم در اروپاست.  در سکولاریسم، جدایی دین از سیاست رخ داد ولی در ایران جدایی ایمان از شریعت رخ داده است. امروز با نسل روبه افزایشی از جوانانی رو به رو هستیم که ایمان دارند، ولی مناسک دینی را انجام نمی‌دهند. خانواده‌های آن ها نیز پذیرفته‌اند که جوانان آن ها تنها ایمان اخلاقی داشته باشند. ایمان با توسعه سازگار است. شریعت، بسته به نوعش، ممکن است با توسعه سازگار باشد و ممکن است نباشد. 🔶شریعت در صورتی که زنده باشد و متناسب با نیاز جامعه تکامل یابد با توسعه سازگار است. اما ایدئولوژی دینی حتما ضد توسعه است.

این چهار عکس عجیب در کنار هم کریدورهای ترانزیتی دنیا پیرامون ایران را به زیبایی به تصویر کشیده است - این حد از رقابت در این م
+3
این چهار عکس عجیب در کنار هم کریدورهای ترانزیتی دنیا پیرامون ایران را به زیبایی به تصویر کشیده است - این حد از رقابت در این منطقه شگفت انگیز است چهار کریدور جدید تعریف و ده‌ها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری شده است و حداکثر تا دو سال آینده به بهره برداری می‌رسند. کریدور چین به اروپا از طریق خزر در شمال ایران( عکس شماره ۱) کریدور هند به اروپا در جنوب ایران ( عکس شماره ۲) کریدور آسیا به اروپا از طرق فاو عراق به ترکیه در غرب ایران ( عکس شماره ۳) کریدور بندر گوار پاکستان به چین در شرق ایران ( عکس شماره ۴) دوستان دقت کنید! ایران هیچ جا نیست - در هیچیک از این کریدورها - توطئه ای اما در کار نیست ! هیچ عقل سلیمی حاضر نیست کالایش از سرزمینی که تحریم است عبور کند فقط همین !

✅دولت سیزدهم رکورد افزایش نقدینگی را زده است. رشد پایه پولی در سال ۱۴۰۱ از ۳۱/۶ درصد به ۴۲/۴ درصد افزایش داشته است. ✍️ مسعود نیلی اقتصاددان به نظر می‌رسد، بانک مرکزی با هدف مهار تورم فزاینده، در تلاش است تا رشد نقدینگی را به دامنه ۲۵تا۳۰درصد برساند. آنچه در حال حاضر مشاهده می‌کنیم آن است که رشد حجم پول همچنان در دامنه نگران‌کننده حرکت می‌کند. توجه داشته باشیم که از سال۱۳۵۸ تا قبل از سال گذشته، بدترین سال از نظر رشد حجم پول، در سال۱۳۷۵ با عدد ۳۸درصد به ثبت رسیده است و ما هم اکنون در جایی بسیار بالاتر قرار داریم. از نظر رشد پایه پولی هم، رقم ۴۵درصد فروردین امسال، همه ارقام سال‌های ۱۳۵۸ به بعد را درنوردیده و با فاصله‌ای اندک نسبت به دوسال غیر منضبط‌ترین سال‌های عملکرد اقتصاد کشور یعنی سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۷ قرار گرفته که چه بسا تا الان، از رکورد آن دوسال هم عبور کرده باشد. رشد پایه پولی در پایان سال۱۴۰۱، جهشی بیش از ۱۰ واحد درصدی نسبت به سال۱۴۰۰ را نشان می‌دهد و از ۶/ ۳۱درصد به ۴/ ۴۲درصد افزایش یافته است. برای کسانی که نمی‌دانند معنای رشد پایه پولی نیست معنی واقعی آن برداشت همان درصد افزایش پایه پولی از جیب مردم با دزدیدن قدرت خرید آنها یا بی ارزش کردن دارایی های نقدی ریالی و افزایش قیمتهاست. عملا دولت بجای ایجاد شغل و بهره وری و بهینه کردن تولید ناخالص داخلی بدهی ها و حقوق کارمندان خود را با چاپ کاغذ از جیب خود مردم می‌دهد. در مقابل چنین دزدی پنهانی تنها کاری که یک شهروند مسئول میتواند بکند، خارج کردن پول از حسابهای بانکی خود و تبدیل آن به دارایی های غیر ریالی است تا از دستکاری های این چنینی توسط دولت در امان بماند...

✅ ایران، سیاه‌چالهٔ ژئوپلیتیک ✍️ بیژن اشتری در اجلاس اخیر سران کشورهای گروه بیست، تصویب شده که یک مسیر ترانزیتی به ارزش سیصد میلیارد یورو از هند به اروپا کشیده شود. ناگفته پیداست که ایران هیچ جایگاهی در این پروژه ترانزیتی ندارد و جالب اینکه پنج کشور عضو بریکس (هند، روسیه، برزیل، چین و آفریقای جنوبی) هم مهر تأیید خود را پای این پروژهٔ ضد ایرانی زده‌اند و ما دلخوش کرده‌ایم که به‌زودی عضو این اتحادیه می‌شویم. و از آنسو افتخار می‌کنیم که پنجاه کشور جهان با ما دشمنند. ما به یک سیاهچالهٔ ژئوپلیتیک تبدیل شده ایم . ایران به طور طبیعی می‌توانست چهارراه جهانی باشد و شرق آسیا را به اروپا وصل کند. ایران می‌توانست بهترین کشور منطقه برای مسیرهای ترانزیتی بین‌المللی نفت و گاز باشد. ما می‌توانستیم بهترین مسیر تجاری بین شرق و غرب و بین شمال و جنوب جهان باشیم. می‌توانستیم سالیانه صدها میلیارد دلار از همین طریق کسب درآمد کنیم و کشورمان را از حیث اقتصادی شکوفا کنیم. اما این اتفاق رخ نداد چون در عوالم دیگری سیر می‌کنیم و اهداف دیگری داریم که با شکوفایی ایران در تضاد است. نتیجه اینکه همسایگان ایران به سرعت مشغول اجرای انواع مسیرهای ریلی و جاده‌ای شده‌اند که ایران را دور می‌زند. ایران آسان‌ترین مسیر برای وصل کردن ترکیه به افغانستان و پاکستان و چین است اما ترکیه ترجیح داده با احداث کریدور لاجورد، از طریق آسیای میانه به این مقاصد برسد. یا نگاه کنید به کریدور زنگزور ترکیه که آشکارا ایران را نادیده گرفته. چینی‌ها هم پروژهٔ عظیم «کمربند، راه» خود را بدون در نظر گرفتن ایران دارند پیش می‌برند. چابهار با آن مزیت‌های بالقوه‌اش جای خود را به بندر گوادر پاکستان داده است. چینی‌ها صدها میلیارد دلار در کشورهای همسایه ما سرمایه‌گذاری کرده‌اند. آن‌وقت مای بیچاره حتی نتوانستیم خط لوله گاز خودمان به پاکستان و هند را عملیاتی کنیم. ما لوله کشی کردیم تا لب مرز پاکستان اما آن‌ها کل پروژه را رها کردند و ‌نتیجه‌اش بیست و هشت میلیارد دلار ضرر برای ما بود. چرا؟چون‌ هند و پاکستان ترجیح دادند گازشان را از ترکمنستان بگیرند و پروژهٔ تاپی را عملیاتی کنند. به تنگهٔ هرمز نگاه کنید که زمانی مهم‌ترین تنگه ژئواستراتژیک دنیا بود اما آن قدر کشورهای عربی خلیج فارس را ترساندیم که آن‌ها حالا بیشتر نفتشان را از طریق لوله‌ و از مسیرهای امن دیگری منتقل می‌کنند به طوری که حالا حتی بسته شدن تنگهٔ هرمز هم تاثیر چندانی در تجارت نفتی آن ها نمی‌گذارد. بله، این سیاهچاله ژئوپلیتیک ایرانی ثمرهٔ سال‌ها سیاست‌های نادرست داخلی و خارجی ماست...

✅ فروپاشی از درون ✍️بیژن اشتری به توصیه اکید ویلیام تابمن،نویسنده کتاب «خروشچف» ،که هم اکنون آن را در دست ترجمه دارم، کتاب نسبتا تازه ولادیسلاو زابوک ، را روی صفحه موبایلم می‌خوانم.این آقای زابوک نویسنده کتاب «بچه‌های ژیواگو» است که به فارسی ترجمه شده،هرچند ترجمه‌اش بسیار ضعیف است و ارزش‌های کتاب اصلی را نمی‌نماید. اما این کتاب تازه زابوک ،که درباره دلایل فروپاشی شوروی است،واقعا معرکه است و امیدوارم روزی به فارسی ترجمه شود.من نکات جالب کتاب را برای خودم یادداشت می‌کنم. گفتم شاید این نکات برای شما هم جالب باشد.زابوک معتقد است که انقلاب‌ها بیش از آن که مدیون تلاش ‌های خیابانی مبارزان خود باشند مدیون بحران ‌هایی‌ هستند که خود رژیم برای خودش درست می‌کند(بحرانهای خودبراندازانه).این‌ها بحران ‌هایی‌ست که به دلیل جهالت و خودشیفتگی مدیران فاقد صلاحیت به وجود می‌آید.برای مثال گورباچف که یک لنینیست واقعی بود،سعی داشت که با استفاده از آموزه های لنینی عهد عتیقی مسایل پیچیده شوروی دهه هشتاد را حل کند.مدیران شوروی در یک دهه پایانی تبدیل شده بودند به ژنراتورهای ایجاد بی‌نظمی اقتصادی،اجتماعی و سیاسی. برخلاف تصور عموم،فروپاشی شوروی ارتباط چندان زیادی به دخالت آمریکا و غرب نداشت.زابوک معتقد است که جرج بوش پدر حتی در مقطعی،در تابستان نود و یک، در صدد برآمد که با ابتکار شخصی خودش سران جمهوری های شوروی را به ماندن در اتحاد شوروی ترغیب کند.امریکایی‌ها تجزیه شوروی را به ضرر صلح و ثبات جهانی ارزیابی می‌کردند . شوروی زمانی شروع به فروپاشی کرد که قدرت نرمش رو به اضمحلال گذاشت و بنیان‌های ایدیولوژیکی‌اش همه مشروعیت خود را نزد مردم از دست داد و نهایتا ارتباط مستقیمی وجود دارد بین روند چاپ بی‌رویه و بدون پشتوانه پول و ساقط شدن حکومت دیکتاتوری.شوروی در سال هزار و نهصد و هشتاد و شش،بیش از چهار میلیارد روبل اسکناس چاپ کرد.سال بعد،شش میلیارد روبل.سال مابعد،هجده میلیارد روبل.و نهایتا در سالی که فروپاشید ،نود و سه میلیارد روبل....

✅ آرزوی بن‌سلمان و حسرت‌های ما ✍️ محمدحسین روانبخش 🔸 در جام جهانی قطر، زمانی که تیم ژاپن با شایستگی به یک هشتم نهایی رسید، یکی از بازیکنان این تیم روبروی دوربین خبرنگاران گفت: «هرکس از من در مورد قهرمان جهان بپرسد، پاسخ می‌دهم ژاپن می تواند قهرمان جهان شود». آن زمان هیچ کس، نه در ژاپن و نه در دیگر کشورها به این حرف نخندید و آن را گزاف ندانست. با این‌که ژاپن فوتبالی در حد قهرمانی جهان ندارد اما برای همه معلوم بود آن‌ها چه روندی را آغاز کرده‌اند و هدف‌گیری دقیق‌شان کجاست. 🔸 شبیه به آن سخن را، در سطحی بالاتر این روزها از زبان بن‌سلمان ولیعهد عربستان شنیده می‌شود که گفته است: «من باور دارم خاورمیانه اروپای جدید خواهد بود. ۵ سال دیگه عربستان کشوری کاملا متفاوت خواهد بود.بحرین، کویت و قطر هم.» این سخن هم نه گزاف ارزیابی شده و نه مسخره. روند رشد اقتصادی عربستان معلوم است و البته مختص یک ماه و دو ماه نیست. 🔸 همزمان با سال‌هایی که احمدی‌نژاد در ایران دولت را در دست داشت و همه‌جانبه حمایت می‌شد، ملک‌عبدالله در عربستان حکومت می‌کرد؛ نفت قیمت بالایی پیدا کرده بود و اگر در ایران معلوم نشد ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی ظرف ۸ سال چه شد، عربستان سرمایه‌گذاری‌های ارزشمند خود را در همان سال‌ها گسترش داد و زمینه‌ساز حرکتی شد که حاصلش آن چیزی است که امروز بن‌سلمان اعلام می‌کند. 🔸 بابت آن سال‌ها کسی چیزی نمی‌گوید؛ چه برسد به عذرخواهی؛ هم‌چنان که بابت سال‌های بعد، سنگ اندازی در مقابل برجام، اصرار بر اینکه تحریم‌ها نعمت است و حالا هم تکرار ادعای سرعت گرفتن «لوکوموتیر پیشرفت» در روزهایی که حال و روز مردم معلوم است! 🔸 در طول ۱۸ سال گذشته ما «برنامه‌ی چشم انداز ۲۰ ساله» داشتیم که طبق آن باید در سال ۱۴۰۴ از همه نظر برترین کشور منطقه باشیم؛ اما امروز اصلا درباره آن حرفی زده نمی‌شود تا شاید فراموش شود، چه رسد به یک عذرخواهی ساده از مردم! 🔸 جام جهانی که برگزار می‌شد، وقتی تیم ملی ایران با کی‌روش پرمدعا جام جهانی را با شکست می‌گذراند، ناکامی ایران به استکبار جهانی و اسرائیل نسبت داده شد؛ و نه تنها کسی بابت سوء‌مدیریت و بی‌عرضگی مزمن، از مردم عذرخواهی نکرد، بلکه تیم تاج و کی‌روش از مردم طلبکار هم شدند! در همان روزها سرمربی ژاپن، در حالی که علی‌رغم شایستگی در ضربات پنالتی، مغلوب کرواسی شدند، در مقابل دوربین‌های تلویزیونی، رو به مردمش تعظیم کرد و از آن‌ها عذرخواهی کرد. 🔸 مردم ما در شکست فوتبال‌مان هم بدهکار تاج و کی‌روش هستند، چه برسد به عقب افتادگی‌های این سال‌ها از دنیا! معجون ِ «ایمان و امید و مدیریت درست»، آنچه دنیا را پیش می‌برد برای مردم ایران دور از دسترس است و به جای آن هر روز زهر «بی‌اعتقادی و ناامیدی و گنده‌گویی مسئولان» در جام زندگی ایرانی‌ها ریخته می‌شود و هم‌زمان حتی حسرت یک عذرخواهی روی دل مردم می‌ماند... 🔸 این است که ما سخنان بن‌سلمان را می‌شنویم و تاسف می‌خوریم و باور داریم که فاصله‌مان روز به روز از دنیا بیشتر می‌شود؛ در حالی که سعی می‌کنیم از حضور بی‌سوادها به عنوان استاد در دانشگاه جلوگیری کنیم. داستانی از این غم‌انگیزتر سراغ دارید؟!

✅ چرا مردم دزد و ریاکار می شوند؟ ✍️ دکتر شیرین ولیپوری یک آزمایشگر (دن آریلی) در یک رستوران به عده‌ای از مشتریان چند سوال میدهد تا در ازای گرفتن ۵ دلار به آن سوالات پاسخ دهند امّا هنگام دادن پول به آنها بجای ۵ دلار ۹ دلار میدهد و تظاهر می‌کند که حواسش نیست و اشتباهاً ۹ دلار داده است. برخی از مشتریان صادقانه ۴ دلار اضافه را برمیگردانند ولی برخی هم به روی مبارک نیاورده و ۹ دلار را در جیب می‌گذارند و رستوران را ترک می‌کنند! در آزمایش دیگری همین کار تکرار می‌شود با این تفاوت که آزمایشگر در هنگام گفت‌و‌گو با مشتریان تلفن همراهش زنگ میخورد و چند دقیقه‌ای با تلفن صحبت می‌کند و پس از قطع کردن، از مشتری‌ها برای اینکه وسط گفت‌و‌گو با آنها به تلفنش را جواب داده عذرخواهی نمی‌کند و به نوعی بی‌احترامی میکند ... در این آزمایش تعداد کسانی که ۴ دلار اضافه را برمی‌گردانند تنها یک نفر است. یعنی وقتی مشتریان احساس میکنند فردی وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً به آنها داده شده را باز نمی‌گردانند. این آزمایش حاوی نکتۀ جالبی‌ست که می‌توان از آن برای توجیه اینکه چرا در بعضی مناطق جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی و ناهنجاری وجود دارد استفاده کرد: مردم زمانی که حس می‌کنند به آنها از سوی حکومت ظلم میشود یا حق‌شان در جایی خورده شده، هر کجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند. در واقع، این سطح از دزدی و ریاکاری و ناهنجاری در همۀ جوامع به نوع تعاملِ حکومت‌ با مردم بازمی‌گردد و رفتار دولت‌ها بشدت روی شکل‌گیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار است و حتی می‌تواند مرزهای اخلاق را جابه‌جا کند. در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمیت به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند آنان هم خود را مُحق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری و دزدی و تقلّب در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دورۀ زمانی از اخلاق، تنها نامی باقی خواهد ماند... آیا من استعداد دزدی و فساد دارم؟! هنگامی که در رستوران یا هتل هستید و شکر، شیر یا چای خود را بیشتر از مقداری که در خانه مصرف می کردید، مصرف می کنید بیانگر این است که شما زمینه فساد را دارید. وقتی که در رستوران یا اماکن عمومی هستید و مقدار زیادی دستمال کاغذی، صابون یا عطر استفاده می کنید، در حالی که در منزل خودتان این گونه نیستید، بدین معنا است که اگر شرایط اختلاس برای شما فراهم شود اختلاس می کنید. اگر در جشن ها و بوفه های مفتوح زیاد می خورید در حالی که می دانید شخص دیگری آن را حساب می کند، بدین معناست که اگر فرصت خوردن مال دیگران را  پیدا کنید این کار را انجام خواهید داد. اگر معمولاً هنگامی که در صف ‌هستید و حقوق در صف بودن را رعایت نمی کنید، پس شما زمینه این را دارید که برای رسیدن به هدف خود از کول دیگران هم بالا بروید. اگر بر این باور هستید که هر چه را در خیابان پیدا کردید حقّ شما است در حالی که مال دیگران بوده است، پس قابلیّت دزدی در شما وجود دارد. اگر جزء کسانی هستید که نام خانوادگی دیگران بیشتر از اسم آن ها برای شما اهمیّت دارد، یعنی این که در شما زمینه نژاد پرستی وجود دارد و احتمال دارد که تنها با توجه به اصل و نَسَب دیگران به آن ها کمک کنید. هم چنین، ایده و افکار دیگران برای شما مهم نیست بلکه تنها خود شخص، برای شما اهمیّت دارد. هنگامی که به قوانین راهنمایی و رانندگی توجهی ندارید و به آن اعتنایی نمی کنید، بیانگر این است که شما زمینه تجاوز و سرکشی را دارید حتی اگر قرار باشد اشخاص بی گناهی هم در این بین صدمه ببینند. هنگامی که این پیام را خواندید و از  خود سوال کردید که این مسائل ضروری نیستند، یعنی این که شما مصلحت خود را بر مصلحت جمع ترجیح می دهید. مبارزه با دزدی و فساد را از خودمان شروع کنیم.

✅ آرامکو چگونه بر صدر بزرگ‌ترین بنگاه‌های جهان نشست؟ «سعودی آرامکو» با تکیه بر بیش از 267 میلیارد بشکه ذخایر نفت و حدود 5/8 تریلیون مترمکعب گاز طبیعی، روزانه نزدیک به 10 میلیون بشکه نفت می‌فروشد که حدود 10 درصد مصرف جهانی است. شش سال پیش در پایان سال 2017 و با انتشار آمار درآمد شرکت‌های نفتی حوزه خلیج‌فارس، شرکت ملی نفت ایران پس از آرامکو جایگاه دوم را داشت؛ 110 میلیارد دلار برای ایران و 264 میلیارد دلار برای عربستان. اما آنچه از آن سال بر صنعت نفت ایران گذشته، افتادن در سراشیبی تلخ تحریم‌ها، بدقولی شرکت‌های خارجی و ترسشان از عواقب سرمایه‌گذاری و کار با ایران، فرسودگی صنعت نفت و رکود در توسعه و بهره‌برداری از میادین نفتی جدید بوده است. ایران ما با در اختیار داشتن منابع فراوان نفت و گاز و جایگاه رفیعش در جهان، یکی از غنی‌ترین سفره‌های سرمایه‌ای برداشت‌نشده جهانی را در اختیار دارد؛ حجم ذخایر زیرزمینی نفت خام و گاز طبیعی تحت مالکیت شرکت ملی نفت ایران (National Iranian Oil Company)  به ترتیب بیش از ۱۵0 میلیارد بشکه و بیش از 29 تریلیون مترمکعب برآورد می‌شود. NIOC با قدمتی با بیش از هفتاد سال، دومین شرکت دارنده ذخایر نفت جهان به‌شمار می‌آید و از نظر میزان تولید «مجموع نفت و گاز» هم پس از شرکت‌های آرامکو (عربستان) و گازپروم (روسیه) روی سکوی سوم جهانی ایستاده است. براساس آمارهای رسمی، درآمد آرامکو در سال‌های گذشته این‌چنین بوده؛ 359 میلیارد دلار (2018) 330 میلیارد دلار (2019) 230 میلیارد دلار (2020) 400 میلیارد دلار (2021) 605 میلیارد دلار (2022). اما در این سوی خلیج‌فارس، شرکت ملی نفت ایران به عنوان بازوی اصلی استخراج، پالایش و صدور محصولات این صنعت پولساز، طی این سال‌ها با کاهش درآمد شدیدی روبه‌رو بوده و بر اساس آنچه از آمارهای منتشرشده از سوی اوپک به دست آمده، درآمدهای طرف ایرانی این‌چنین است: 5/60 میلیارد دلار (2018) 5/19 میلیارد دلار (2019) هشت میلیارد دلار (2020) 5/25 میلیارد دلار (2021) 5/42 میلیارد دلار (2022). این در حالی است که علاوه بر رشد تولید و توسعه درآمدی از سوی آرامکو، شرکت ملی نفت عراق هم از فرصت غیبت ایران به بهترین شکل بهره برده و با جذب سرمایه‌گذاری‌های متعدد خارجی، تمرکز بر توسعه و افزایش تولید، درآمد 60 میلیارددلاری خود در سال 2017 را به 115 میلیارد در سال 2022 رسانده است. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های شرکت ملی نفت ایران، کاهش چشمگیر سرمایه‌گذاری در بخش بالادستی صنعت نفت طی دو دهه اخیر بوده که موجب معطل ماندن طرح‌های توسعه‌ای و فرسودگی بیشتر این صنعت شده است. با وجود اینکه گفته می‌شود کلید خوردن همکاری‌های داخلی طی دو سال گذشته برای شروع توسعه زنجیره ارزش پالایشگاهی، بهره‌گیری از توان شرکت‌های دانش‌بنیان با اولویت توسعه میادین مشترک نفتی و گازی و جمع‌آوری گازهای مشعل و انجام توافقاتی برای توسعه یکپارچه میدان آزادگان (با هدف تولید 570 هزار بشکه در روز نفت خام) تکانی به این شرکت و صنعت نفت ایران داده، اما باید دید این تفاهم ih یا مثلاً تفاهم 40 میلیارددلاری با گازپروم روسیه تا چه حد اجرایی می‌شود و محصول آن چه زمانی سر سفره درآمدهای نفتی ایران خواهد رسید؟ یکی دیگر از مشکلات NIOC وضعیت نامناسب تولید از میادین مشترک است. نفت ایران 10 میدان گازی و 20 میدان نفتی مشترک با کشورهای همسایه دارد که سهم ما از برداشت‌ها در مقایسه با همسایگان قبراقمان به شدت کمتر است. و مشکل بزرگ بعدی، بالا رفتن سن حدود 61 درصد از میادین نفتی کشور است که به نیمه دوم عمرشان رسیده‌اند و این یعنی افت فشار مخازن و کاهش تولید. بنابراین در صورت عدم تامین سرمایه مورد نیاز برای توسعه میادین اکتشافی جهت جبران بخشی از افت تولید میادین، میزان تولید نفت کشور به شکل چشمگیری کاهش می‌یابد. علاوه بر اینها، ما در بخش فرهنگ‌سازی عمومی و تلاش برای تحقق اهداف قانون اصلاح الگوی مصرف انرژی هم ناموفق بوده‌ایم. بخش عمده‌ای از انرژی تولیدی، در داخل کشور مصرف می‌شود و متاسفانه ما محصولی را که گران تولید کرده‌ایم، با بی‌قیدی مصرف می‌کنیم. این باعث می‌شود تا عملاً هیچ‌وقت مازاد منابع تولیدشده نداشته باشیم که دقیقاً برخلاف الگوی فعلی در عربستان و مازاد منابع تولیدی آرامکو است. از تمام اینها هم که بگذریم، «فقدان ساختار یکپارچه حکمرانی انرژی» و شکاف موجود بین سیاستگذاری در حوزه‌های نفت و گاز با برق، به ناهماهنگی و تداخل وظایف نهادها با یکدیگر منجر شده و راه آینده، عبور از نفت و رسیدن به تجاری‌سازی منابع انرژی پاک‌تر و جدیدتر را ناهموارتر کرده است.

✅ عربستان سعودی درپی قطع وابستگی به درآمد نفت با بررسی خبرهای منتشر شده از این کشور در چند سال اخیر متوجه می شویم پادشاهی سعودی با جنب و جوش بزرگ و بی سابقه ای روبه رو است. حرکتی در همه حوزه ها و بخش ها. در این متن تلاش می کنیم به این سوال پاسخ دهیم که درسرزمین سعودی چه خبر است ودولت ریاض به دنبال چیست؟ " چشم انداز 2030 سعودی " مهمترین کلیدواژه برای درک اتفاقات این کشور است. این نقشه راه درسال 2016 ازسوی شاهزاده محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی اعلام عمومی شد. هدف چشم انداز، انتقال کشور به دوره بعد از نفت است. یعنی شرایطی که وابستگی عربستان سعودی به درآمدنفتی قطع و درآمدهای غیرنفتی به درآمد اصلی کشورتبدیل شود. این درحالی است عربستان سعودی بزرگترین صادرکنندگان نفت خام جهان است ودرآمدفروش نفت، مهمترین وبزرگترین درآمداین کشوربه شمار می آید. سعودی ها بیشترین درآمدنفتی جهان را کسب می کنند. براساس هدف گذاری چشم انداز تا رسیدن به سال 2030 و ازطریق اجرای حدود 80 طرح بزرگ و صدها طرح کوچک،‌ گام به گام درآمدهای غیرنفتی در همه بخشها افزایش یابد و جای درآمدهای نفتی را بعنوان درآمد اصلی بگیرد. مهمترین بخشهایی که در این چشم انداز برای درآمدزایی بر آنها تاکید شده رامی توان این گونه برشمرد: صنایع وابسته به نفت ازجمله پتروشیمی، گردشگری، حمل و نقل، ورزش،‌ معادن، ساخت و ساز، مسکن و شهرسازی. مسوولان سعودی بابررسی شرایط حال و آینده کشورشان،‌ منطقه وجهان، گزینه قطع وابستگی به درآمد نفتی وجهش درآمدهای غیرنفتی را برای جایگزینی، انتخاب کرده اند. درآمدنفتی به عنوان بزرگترین درآمدعربستان سعودی، این کشور و برنامه های توسعه ای آن را به بازارهای جهانی نفت وافت وخیز آن وابسته کرده است. صعود ونزول درآمد نفتی، عربستان سعودی را به مانند همه کشورهای نفتخیز خاورمیانه دچار تنشهای شدید می کند و به برنامه های توسعه ای و اقتصادی این کشور ضربه می زند. راه حل، قطع وابستگی به درآمد نفتی وفعال سازی بخش های غیرنفتی برای درآمدزایی تعیین شده است. آینده نفت چه می شود؟ این سوالی است که پاسخ شفاف، صریح و قطعی ندارد. یک پیش بینی همراه با خوش بینی و پیش بینی دیگر همراه بدبینی است. کفه پیش بینی دوم سنگین تر است وعربستان سعودی برهمین اساس برنامه های آینده خود را تنظیم می کند. درحال حاضر اروپا وامریکا بر قطع وابستگی به انرژی های فسیلی به ویژه نفت، افزایش تولید ومصرف انرژی های پاک وتجدیدپذیر و ارزان سازی آن تمرکز کرده اند. بعنوان مثال خودروسازی های بزرگ دنیا از یک سو و کشورهای اتحادیه اروپا و امریکا از برنامه هایی برای کاهش تولید خودروی بنزینی و جایگزینی آن با خودروی برقی در سال های آینده رونمایی کرده اند تا خودروهای بنزینی و گازوئیلی به طور کامل کنارگذاشته شوند و تولید آنها به صفر برسد. همزمان روزبه روز سهم منابع پاک از جمله خورشیدی و باد در تولید برق نسبت به انرژی های فسیلی ودر راس آنها گازوئیل وگاز و نفت بیشتر و بیشتر می شود. بسیاری ازتحلیلگران پیش بینی می کنند نفت در آینده جهان جایی ندارد و به زودی از عرصه اصلی انرژی کنار گذاشته می شود. در نتیجه قیمت آن نیز از رقم حدود 80 دلار فعلی به زیر 10 دلار سقوط خواهد کرد. یک دلیل این است که درسالهای آینده و همزمان با جهش تولید و ارزان سازی منابع انرژی پاک، تقاضا برای نفت کاهش می یابد و کمتر از عرضه می شود. در نتیجه قیمت نفت نیز کمتر و کمتر می شود. براساس این نگاه،‌ آینده نفت خام در جهان چیزی شبیه زغال سنگ خواهد بود. با اینکه وجود دارد و مصرف می شود اما در اولویت نیست. پس قیمت بالای نفت خام که هم اکنون در جهان شاهد هستیم یک استثناست و به زودی به پایان می رسد و قیمت نفت نزولی خواهد شد. در نتیجه باید از قیمت فعلی و بالای نفت خام نهایت استفاده را برد و تا می توان نفت فروخت و درآمد کسب کرد و در بخش های غیرنفتی سرمایه گذاری کرد تا این بخش ها را به درآمدزایی رساند. سعودی ها تلاش دارند تا زمان وابستگی جهان به نفت خام و تا زمانی که قیمت آن بالاست؛ به صورت حداکثری به فروش آن اقدام کنند و بیشترین درآمد ممکن را کسب کنند قبل از اینکه وابستگی جهان به نفت کاهش یابد و قیمت این سوخت سقوط کند...

photo content

Repost from N/a
با توجه به اینکه چهارشنبه و پنج شنبه ، تعطیل اعلام شد و بانک ها هم تعطیل هستند ، فردا بازار بورس تعطیل است.

✅ عزتی که بی عزت شد! ✍️ حبیب رمضانخانی طی چند دهه گذشته یکی از اندک حوزه هایی که در آن تولید فزونی گرفت، تولید و خلق واژگان و اصطلاحات جدید بود. واژگان و اصطلاحاتی چون: مدیریت جهادی، خادمان ملت، اقتصاد مقاومتی و ... که مفهوم مدنظر مسئولان بر آن دمیده شد و البته به مرور به دلیل تکرار زیاد و عملی نشدن، لوث، از معنا تهی و بار منفی به خود گرفتند. مثلا در یک نمونه ببینید واژه «مهرورزی» چگونه در دوره احمدی نژاد از مفهوم تهی گشته و معنای خود را از دست داد. در این بین، یکی از واژگانی که بسیار به آن جفا شد، واژه « عزت» است. «عزت» را در لغت به معنای: حرمت، ارجمندی، آبرو، شرف، ناموس و غیره و متضاد ذلت معنا کرده اند. این واژه یکی از پرکاربردترین کلمات و پای ثابت در اظهارات و سخنان مسئولان است. واژه ای که مرتب برای تهییج مردم استفاده و همواره در پی توجیه هر مشکل و کمبودی، به آن حواله و رسیدن به آن در آینده نامشخص نوید داده می شود! اما واژه «عزت» از آن رو بی عزت شده که در این سال ها، مسئولان مرتب زندگی مردم ایران را عزتمندانه توصیف و آن ها را برای تحمل بیشتر و عزت افزونتر ترغیب و تبلیغ کرده اند! ولی چون این واژه نیز در عمل و متن جامعه با معنای خود همخوانی نداشته، این تناقض موجود، بسان اصطلاح «خادمان ملت» باعث تهی شدن از معنا گشته که در ادامه این تناقضات و دلایل پوچ شدن از معنای این واژه را بر می رسیم: نگاهی به شاخص های اقتصادی و آمارهای منتشره، گواه وضعیت ناگوار اقتصادی و فقر و فلاکت مردمی هست که با وجود امکانات و ثروت های فراوان در کشورشان، مرتب بر تعداد زیر خط فقر رفته های آن افزوده می شود. جامعه به شدت طبقاتی که طبقه متوسط آن به جانب طبقه فرودست آب رفته و در نتیجه اکثریتی فقیر و کم برخوردار، در مقابل اقلیتی اکثرا نوکیسه و مرفه، برای زنده ماندن و حفظ ارزش دارایی های اندک خود دست و پا می زنند. ایران با وجود اینکه کشوری جنگ زده نیست، ولی به دلیل سال ها تحریم های کمرشکن و ناکارآمدی ساختار، یکی از بالاترین آمارها را در کنار کشورهای جنگ زده، از لحاظ مهاجرت و فرار مغزها دارد. مردمی که غم غربت را تحمل و برای تکه نانی و جرعه آزادی به کوه و دریا زده و گاهی سال ها رنج کمپ های پناهندگی را به جان می خرند، ولی حاضر نیستند در وطن خویش مانده و شرایط آن را تحمل کنند. کشوری که امروز درگیر سونامی بحران های اجتماعی زیادی هست. آمار بالای سرقت، مواد مخدر و اعتیاد، طلاق، بیکاری، کودکان کار و... خود گویای وضعیت ناامید کننده اقتصادی و فرهنگی حاکم بر جامعه است. وضعیتی که باعث تشدید ناامنی شده و بر ناامیدی و چشم اندازه تیره فردای این مردم می افزاید. کشوری که قهر طبیعت به مدد ناکارآمدی مسئولان و مدیریت غلط، چنان بلایی بر سر طبیعت آن آورده که امروز تنفس در هوای پاک مخصوصا در نواحی غربی کشور تبدیل به یک آرزو شده است. آب های زیرزمینی به دلیل برداشت بی رویه ته کشیده و فرونشست زمین در کنار فرسایش خاک و نابودی پوشش گیاهی، چشم انداز تیره ای از آینده خشک و گرمای طاقت فرسا نمود می دهد. کشوری که به دلیل تحریم های شدید و وضعیت اقتصادی شکننده آن، بایستی از محصولات باکیفیت و ایمن جهانی محروم شده و برای خرید یک خودروی داخلی از رده خارج شده در کشور مبدا، گاهی تا دو سال به انتظار نشسته و به قیمت گزاف آن را صاحب شوند. مردمی که قرار بود نه تنها این دنیا، بلکه آخرت آن ها نیز به سامان شود، الان به وضعیتی گرفتار شده اند که بایستی چشم به دست مسئولان دوخته تا از صدقه سری حاکمیت یارانه ای دریافت و مایحتاج خود را تامین کنند. و نهایت مردمی که زمانی دغدغه آزادی، وطن دوستی، فعالیت مدنی، استقلال و... داشتند و برای آن انقلاب کردند، امروز به وضعیتی گرفتارند که دغدغه آن ها در حد تامین معاش و سرپناه تنزل یافته است. جناب رییس جمهور بر کدام عزت و جذابیت تاکید دارند که از ایرانیان مطالبه مهاجرت معکوس دارد و...

✅ زن در حکم اموال! ✍️سمیه اصغرزاده، دکتری مطالعات زنان سخنی از رئیس شورای فرهنگی نهادریاست جمهوری دولت قبل با این مضمون منتشر شده است که "زنِ باحجاب صاحب دارد و صاحبش هم شوهرش است. اما خانم بی‌حجاب وِل و رها است. یعنی معلوم نیست، متعلق به چه کسی است؟ متعلق به شوهرش است؟ متعلق به نامحرم است یا متعلق به چه کسی است؟" این سخن مرا  یاد تمام نقدهایی انداخت که در مذمت وضعیت زنان پیش از اسلام بیان می‌شود. همیشه در این نقدها اشاره می‌شود که زن در قبل از اسلام فاقد هویت و ارزش بود و مثل کالا در ید پدر یا شوهر قرار داشت آنها خود را مالک زن می‌دانستند و هرگونه رفتاری را که مایل بودند با زن انجام می‌دادند و آن زن از هیچ حق و حقوق مادی و معنوی برخوردار نبود. حق مالکیت عموما بر اموال تعلق می گیرد و زمانی که شما اسم "صاحب" را بکار می برید در حقیقت به نوعی در حال ادعای مالکیت هستید و تملک بر مال بگونه‌ای است که به شما اجازه هر نوع دخل و تصرفی را می‌دهد. بیان وی چنین برداشتی را به ذهن علی الخصوص ذهن زنان متبادر می‌کند که زنان بی حجاب در حکم اموال بلاصاحب هستند که احکام خاص تملک بر آنها جاری است. از سوی دیگر زنان با حجاب در ملکیت همسر قرار دارند و او به نحو مقتضی با این مال هرگونه که صلاح می‌داند رفتار می‌کند و صد البته تکلیف اموال (زنان!) مجرد و بدون همسر محجبه نیز مشخص شود بهتر است تا مالک آن‌ها نیز تکلیف خود را بداند. هر چند این ابهام و شبهه نیز وجود دارد که زنان بدحجاب دارای همسر از چه زمانی از مالکیت همسر خارج شده‌اند و منافع حاصل از این مال از چه زمانی دیگر به شوهر تعلق نمی‌گیرد و نقل و انتقال این مال تابع چه شرایطی است. نوع کلام ما به موضوعات متاثر از باورهای ما به آن موضوعات می‌باشد و کنش ما نیز بر اساس این باورها بر محیط تاثیر خواهد داشت. ما به عنوان انسان، فارع از جنسیت، نژاد و قوم و ... همگی دارای کرامت و منزلت هستیم. و هیچ کس بر دیگری در چنین اموری برتری و استیلاء ندارد و از آنجا که معانی الفاظ محمول بر معانی عرفیه است، به بزرگوارانی که چنین ادبیاتی را بکار می‌گیرند، عرض می‌کنم در عرف زنان، آنها تمایلی بر مملوک شدن ندارند و خود را همچون زنان پیش از اسلام در مالکیت کسی نمی بینند.

✅ داستان توسعه هلند داستان توسعه و پيشرفت کشاورزي هلند پر از درسهايي است که جهان بايد فرا گيرد. هلند، کشوري کوچک، با 17 ميليون جمعيت به دومين صادرکننده محصولات غذايي جهان تبديل شده است. اين کشور تقريباً از تمامي منابع سرزميني و خاک که براي کشاورزي در مقياس بزرگ لازم است محروم است. آمريکا به عنوان اولين صادرکننده محصولات کشاورزي جهان 270 برابر بيشتر از هلند زمين کشاورزي دارد اما هلند دومين صادرکننده محصولات کشاورزي بعد از آمريکا است و درعين حال بزرگترين صادرکننده گوجه فرنگي، سيب زميني و پياز و دومين صادرکننده سبزيجات در دنیا است. يک سوم تجارت جهاني دانه هاي سبزيجات خوراکي از هلند سرچشمه ميگيرد. اين موفقيتها فقط در 94 کيلومترمربع گلخانه به دست آمده است. در مقايسه بايد گفت؛ مساحت شهر تهران 730 کيلومترمربع است. راز موفقيت در چيست؟ راز موفقيت هلند استفاده از تکنولوژيهاي برتر و گلخانه هاي پيشرفته کشاورزي است. اين تکنولوژيها برداشت در سطح هکتار را به شدت افزايش داده است. نمونه اي از تکنولوژيهاي به کاررفته در هلند: با استفاده از سنسورهاي حساس، در مصرف آب برخي از محصولات کليدي تا 90 درصد صرفه جويي مي شود. در هلند 15 نوع گوجه فرنگي با ارتفاع 6 متر پروش داده ميشوند که ريشه آنها نه در خاک بلکه در محلولهاي مغزي قرار دارد هلند به طور کامل استفاده از آفت کشهاي شيميايي را کنار گذاشته است. همچنين در عرصه پرورش طيور و از سال 2009، مرغداران و دامداران استفاده از آنتي بيوتيک را حدود 60 درصد کاهش داده اند. کشاورزان براي تنظيم دماي گلخانه ها از انرژي زمين گرمايي (geothermal) استفاده مي کنند. کشاورزي هيدروپونيک که در آن محصولات بدون خاک و با استفاده از محلولهاي مغذي رشد ميکنند، مصرف آب و هزينه ها را به شدت کاهش داده است. راز پيشرفتها در تحقيقاتي است که در دانشگاه واخنينگن (Wageningen) هلند صورت ميگيرد. شايد بتوان گفت که اين دانشگاه بهترين موسسه تحقيقاتي جهان درزمينهٔ کشاورزي است. اگر آمريکا سيليکون ولي (Silicon Valley) کاليفرنيا را به عنوان مرکز نوآوريهاي تکنولوژيکي دنيا در اختيار دارد، هلند نيز مرکز تحقيقات کشاورزي غذايي فوود ولي (Food Valley) را به کشاورزي جهان معرفي مي کند. اگر دانشگاه کاليفرنيا مرکز ثقل سيليکون ولي آمريکاست، دانشگاه واخنينگن نيز مرکز ثقل «فوود ولي» هلند است.کشاورزي در هلند؛ وقتي فناوري جاي خالي خاک را پر مي کند هلند کشوري کوچک است که رتبه ي دوم صادرات محصولات کشاورزي و عنوان بزرگترين توليدکننده ي سيب زميني در جهان را در اختيار دارد؛ اما چگونه اين کشور کوچک کم خاک به چنين جايگاه بالايي دست پيداکرده است؟ همانطوري که گفته مساحت آمريکا 270 برابر هلند است يعني آمريکا 9 ميليون و 843 هزار کيلومترمربع وسعت دارد درحاليکه مساحت هلند 41 هزار و 543 کيلومترمربع است و طبعاً اين پرسش مطرح ميشود هلند چگونه توانست در يک رقابت جهاني اينگونه به مقامي برتر از ديگر کشورها دست يابد؟ صاحبنظران ميگويند اين جايگاه هلند حاصل ترکيبي کارآمد از همکاري و همفکري ميان مراکز علمي شرکتهاي توليدکننده و کشاورزان ميباشد البته رابطه بلاواسطه و سازماندهي شده ميان اين سه نهاد شرط لازم بوده است تحقيقات و نتايج آن در قفسه ها و گنجه هاي مؤسسات تحقيقاتي و علمي باقي نميماند و بلافاصله به دست کشاورزان ميرسد و چه بسا در فرايند تحقيق خود کشاورزان به نوعي حضور دارند. هلند آخرين کشور غربي است که دچار قحطي شديد شده است؛ در واپسين سال جنگ جهاني دوم، کمبود مواد غذايي موجب شد 10 الي 20 هزار هلندي جان خود را از دست بدهند. اين تجربه ي تلخ، توأم با پيش بيني هاي نه چندان روشن در رابطه با آينده ي تأمين مواد غذايي در جهان، هلنديها را بر آن داشت تا به دنبال راهکارهايي براي حل معضل کمبود مواد غذايي باشند. حدوداً سه دهه پيش، دولت هلند برنامه اي ملي و جامع را براي توسعه ي کشاورزي پايدار در اين کشور در برنامه توسعه خود قرارداد. هدف اين برنامه، دو برابر شدن توليدات کشاورزي و کاهش استفاده از منابع به يک دوم بود.