en
Feedback
يـادداشت‌های روزانـه

يـادداشت‌های روزانـه

Open in Telegram

يادداشت‌هايی عرفانى، فلسفى، ادبى ، هنرى و اجتماعى، از سر ذوق و احساس همدردى و بيان مكنونات قلبی براى دوستـانى همنـوا. امير سرايانى

Show more
923
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
🔷شماره: ۱۳۰۸۷ شعر چیست؟ (4) از #نقاشی که بگذریم، #شعر، شاید کهن‌ترین نمودِ #احساس و #اندیشه انسان باشد که پیش‌از پیدایشِ #موسیقی، نوای نابِ جانِ آدمی را آشکار کرده‌باشد. #سخن باید چگونه باشد تا بتوان آن‌را #شعر نامید؟ چگونه می‌توانیم داوری کنیم که فلان متن، شعر است و فلان متن، #نثر؟ شاید هیچ پاسخِ قطعی و متمایز نتوان ارائه کرد؛ زیرا تشخیصِ شعر از غیر آن، تاحدی به‌سلیقه و سابقه‌ آموزشی و نظر طبقه‌بندی‌شده‌ هرکس بستگی دارد. اما به‌هرحال باید ملاک‌هایی برای تشخیص کلی داشته باشیم؛ وگرنه به هرج و مرج دچار می‌شویم. شعر سخنی‌است که برجستگی دارد. برجستگی یعنی چه؟ و چگونه حاصل می‌شود؟ برجستگی، از کاربُردِ کلام به شیوه‌ای ویژه به‌دست می‌آید. اگر سخن، احساس آدمی را خطاب قراردهد و آن را متأثر سازد، حداقل برجستگی، تحقق یافته‌است. وقتی #سعدی می‌گوید: همه آرام گرفتند و شب ازنیمه گذشت، آن‌که درخواب نشد، چشمِ من و پروین است. برای ایجادِ برجستگی، سه کار کرده‌است: ۱-‌ سخن را با #موسیقی درآمیخته‌است. (وزن شعر: فعلاتن، فعلاتن، فعلاتن، فَعَلُن) با #وزن، کلام از معمولی‌بودن و اقلیم«#نثر» خارج و به‌دنیای موسیقی وارد می‌گردد. این نخستین درجه از برجستگی است. ۲-‌ سخن را به‌حیطه‌ #تخیل کشانده‌است. برای پروین(یکی از سیارگان) شخصیتی انسانی قائل‌شده و برای او خواب و بیداری درنظر گرفته‌است. پروین نیز مانند شاعر تا صبح بیدار بوده‌است. ۳-‌ به‌‌همین دلیل، سعدی به‌جای مخاطب قراردادنِ تعقّل یا اندیشه‌ انسان (ادراک)، احساس وی را موردخطاب قرارداده‌است؛ زیرا عقل هرگز نمی‌پذیرد که پروینِ آسمانی چشم داشته‌باشد یا به خواب برود. اما احساسِ بشری، کاملاً این امر را می‌پذیرد. بیت #بیدل را که پیشتر هم آوردیم، تکرار می‌کنیم تا نشان دهیم که #شعرهنری، ویژگی‌هایی دارد که البته ممکن است غلبه‌ یکی‌از آن‌ها، معنا را از دسترسِ فهم، کمی دور کند و به‌همین‌دلیل، از تأثیرِ عاطفیِ آن نزد شنونده یا خواننده بکاهد. هنر شاعر باید در این باشد که ضمن #ترکیب مناسبِ و متعادلِ عناصر شعر، حق #احساس و #ادراک، هردو را، ادا نماید. نمونه‌ بیدل، نمایانگرِ نوع کامل و فنی شعر است، نه نمونه‌ عالی آن. شعله‌ی ادراک، خاکستر کلاه افتاده‌ است؛ نیست غیر از بالِ قُمری، پنبه‌ی مینای سَرو .
(#بیدل‌دهلوی، قرن۱۱ ق)
بیتِ بیدل دهلوی، شعر است نه #نظم. اگرچه برای ما، مبهم و پوشیده می‌نماید، اما برای همروزگارانِ بیدل که با معناهای #شاعرانه بیشتر آشنا بودند، بیت، چندان پوشیدگی و پیچیدگی نداشت. برای فهم معنای موردنظر گذشتگان، باید کوشید در جایی نشست و از زاویه‌ای نگریست که آنان نشسته‌بودند؛ یعنی باید با افق #معنایی شاعر همسو شد. با پذیرش اصلِ تعدّد و تکثّر معنایی، یکی از برداشت‌های شاید قابل پذیرش این‌است: بیدل درباره‌ «پیری» و فروکش‌نمودن ادراک‌ها و احساس‌های خویش سخن می‌گوید. می‌دانیم وقتی ذغال می‌سوزد، اول برافروخته می‌شود و سرخگون می‌گردد. در این وضع، نیروی آتشِ نهفته‌درذغال، به اوج خود می‌رسد. سپس کم‌کم فرو می‌میرد و به‌خاموشی می‌گراید و روی ذغال را خاکستر فرامی‌گیرد. اگر هم آتشی باقی‌مانده‌باشد، اکنون در زیرِ خاکستر است و دیگر حرارت چندانی ندارد. شاعر، ادراکِ خود را به آتشِ خاکسترشده مانند نموده است که دیگر گرما و توان پیشین را ندارد. در مصراع دوم، دو تصویرسازی صورت گرفته‌است: ۱-پنبه‌ی روی سرِ شیشه (مینا) به‌عنوانِ دَر. گذشتگان، از پنبه برای پوشاندن سرِ شیشه استفاده‌می‌کردند تا غبار و حشره و چیزی درآن نرود. مینا به شیشه‌هایی گفته‌می‌شد که ازجمله برای نگهداری شراب و نوشیدنی‌های دیگر، کاربرد داشت. ادراکِ شاعر چون شرابی است که در شیشه، پنهان مانده‌است و پنبه، سر شیشه را بسته نگهداشته تا مستی به دیگری نرسد. ۲- سروها از جمله درختانی هستند که به‌خاطربلندی، آشیانه‌ پرندگان می‌شوند. شاعر، خود را سروِ کهنسالی می‌داند که قُمری‌ها، شاخه‌هایش را ترک‌نموده‌اند و جز بال و پرهای سفید آنان، چیزی باقی‌نمانده‌است. موی سپیدِ سرِ شاعر، همان بال‌های قُمری‌اند. پنبه‌ی سرِ مینا نیز سپیدی موی را تداعی‌می‌کند. ابتدا سرو، به مینا تشبیه شده و سپس مینا و پنبه و سرو و بال‌های قمری، باهم به‌جای وضعیت پیری و موی سپید، آمده‌اند. خودِ قُمری‌ها، احساس‌های جوانی یا ادراک‌های نیرومند هستند که اکنون از بامِ احساس و ادراک شاعر پریده‌اند. معنای دیگر: درک و احساسِ #شاعر، پیر و کم‌حرارت شده‌است نه خودش. تفاوت این‌بیت با بیت قبلی(تا بدانجارسید دانش من/ که بدانم همی که نادانم) در چیست؟ نخستین پاسخی که بر زبان می‌آید این‌است: ابهام. یکی‌از ویژگی‌های اصیل هر شعر هنری و کاملی #ابهام آن است. آنچه‌که به آشکاری بیان شود، ممکن ‌است درجه‌ای از «شعریّت» داشته ‌باشد اما قطعاً شعر ناب و کاملی نیست.
✍️ دکتر احمد عزتی‌پرور
ادامه دارد... @amirsorayan

sticker.webp0.40 KB

🔷شماره: ۱۳۰۸۵ ⚪️🕊⚪️🕊شعر چیست؟ (3) @amirsorayan ❇️ #شعرچیست؟ شعر، یک هنر کلامی‌است. این تعریفِ بسیار کلی، گویای آن‌است که شعر باید از عناصرِ کلام و خصایصِ #هنری برخوردار باشد. گذشتگان ما، داشتن قافیه و وزن را عناصر کافی برای پدیدآمدن شعر می‌دانستند. اما درقرن هفتم، #خواجه‌نصیرتوسی (۵۹۷-۶۷۲هـ) عنصر تخیّل را بدان افزود: شعر به‌نزدیک منطقیان، کلام مخیّلِ موزون و در عُرفِ جمهور، کلامِ موزونِ مقفّی .
(معیارالاشعار، خواجه نصیرالدین طوسی، باتصحیح و اهتمام دکتر جلیل تجلیل، نشر جامی ـ ناهید۱۳۶۹ چاپ اول ص۲۱)
✳️نکته‎ای که خواجه‎نصیر از قول #منطق‌دانان بازگفت، بسیار مهم‌است؛ زیرا اولاً شعر را پدیداری #فلسفی می‌شمارد و دوم این‌که با حذف عنصر «مُقفّی» و افزودن عنصر «تخیّل»، هم به شکلهای دیگری از شعر مَجالِ ظهور و بُروز می‌دهد، ازجمله شعر #نیمایی و هم خصیصه‌ای به کلام نسبت می‌دهد که باعث می‌شود سخن ازگونه معمولی و هنجار، به گونه‌ای هنری و هنجارشکن تبدیل‌گردد. البته پیش‌از خواجه‎نصیر، منتقدان و هنرسنجان، از این‎خصیصه آگاه بودند ولی تأکید خواجه ‌نصیر، باعث شد که مُخیّل‌بودن ویژگی اصلی در تعریف شعر شمرده‌شود. برای نمونه: #برف به هوا درنگر! که لشکرِ برف، چون کُنَد اندر او همی‌پرواز؟ راست همچون کبوترانِ سپید، راه گم‌ کرده، زِ هیبتِ باز.
(امیرابوالحسن علی‌بن الیاس آغاجی، شاعر قرن چهارم، فوت۳۸۷قمری)
شعری‌است درنهایت کمال و اوجِ هنری. تصویرسازیهای بدیع و #زیبایی چون«لشکر برف» و گُم‌شدنِ این لشکر در هوا باحالتی هراسیده و تشبیه لشکر برف به کبوتران گم‌شده و نمایش ترس و هراس آن‌ها، حسی دوگانه از زیبایی سپیدی و احساسِ نگرانی از بارش شدید برف برای مردمی که خانه‌های«خِشت و گِلی» داشتند و هرآن احتمال فرو ریختن در زیرِ سنگینی برف بود، به خواننده یا شنونده القا می‌کند. کسی‌که که شعر«برف» آغاجی را هنری بداند، دیگر سخن زیر را شعر نخواهد دانست: تا بدانجا رسید دانشِ من، که بدانم همی که نادانم.
(ابوشکور بلخی، قرن چهارم)
زیرا جز وَزن هیچ عنصری از تخیّل درآن دیده نمی‌شود و همان سخن معمولی و عادی‌است. اکنون به بیتی از بیدل دهلوی توجّه کنیم: شعله‌ی ادراک، خاکستر کلا افتاده‌ است؛ نیست غیر از بالِ قُمری، پنبه‌ی مینای سَرو. @amirsorayan ❇️تفاوت این بیت با بیت قبلی در چیست؟ نخستین پاسخی که بر زبان می‌آید این‌است: ابهام. یکی‌از ویژگی‌های اصیل هر شعر هنری و کامل«ابهام» آن است. آنچه که به آشکاری بیان شود، ممکن‌است درجه‌ای از «شعریّت» داشته‌باشد اما قطعاً شعر ناب و کاملی نیست. پیش‌از پرداختن به جنبه‌های هنری بیت بیدل، دونمونه می‌آوریم تا با مقایسه آنها، میزان برخورداری هرسخن را از کمال شعری دریابیم: شود آیا که من آن چهره‌ی زیبات ببوسم؟ پرتو مِهر شوم تا که سراپات ببوسم.
(دکتر اسدالله مُبشّری)
گر من از باغِ تو یک میوه بچینم چه شود؟ پیشِ پایی به چراغِ تو ببینم چه شود؟
(حافظ)
هردوبیت از بوسیدن سخن می‌گویند؛ یکی به‌صورت آشکار و باجمله‌ای پرسشی، و دیگری به‌صورتی پنهان و باز به‌صورت جمله‌ای پرسشی. بیت اول، در مصراع اول، جز وزن، هیچ بهره‌ی دیگری از جهان شعر ندارد. می‌توان آن را با کمی تغییر، این‌گونه بیان داشت: آیا می‌شود شما را ببوسم؟ اگر در این‌جمله، خصوصیت هنری نهفته‌است، در مصراع بیت اول هم باید نشانه‌ای از هنری‌بودن یافت. واقعیت این است که مصراع یاد شده، هیچ صفت #شاعرانگی ندارد. بنابراین، نمی‌توان آن را شعر نامید. مصراع دوم همان بیت، کمی شاعرانه است؛ علت آن، بهره‌مندی ضعیفی از تصویر‌سازی به یاری تشبیه است. گوینده آرزو کرده‌است که ای کاش می‌شد همچون پرتو خورشید، به اتاق یا جای محبوب می‌تابید و سراپای او را فرا می‌گرفت و او را می‌بوسید. ✅بیت #حافظ، به‌گونه‌ی دیگری است. مخاطب می‌تواند چندین معنا ازآن استخراج نماید. باید با فرهنگ عناصر هنری #حافظ آشنا باشد و بداند که او بارها چهره‌ی محبوب خود را به باغ و اعضای رخسار معشوق را به انواع گُل‌ها مانند نموده‌است. تازه پس‌از این آشنایی، شاید با احتیاط بتواند بیت را به‌گونه‌ای معنا نماید که مفهوم بوسیدن ازآن برآید. جای برداشت‌های دیگر، همچنان به قوّتِ خود باقی است.
✍️دکتر احمد عزتی پرور
ادامه دارد.... @amirsorayan

. 💜 ژالــه‌آسـا .... @amirsorayan
. 💜 ژالــه‌آسـا .... @amirsorayan

🔷شماره: ۱۳۰۸۳ #شعر چیست؟ (2) @amirsorayan ▫️◽️◻️⬜️ آغاز شعر 🌐 کسی نمی‌داند کدام ملت در سـرودنِ شعــر پیشگام بوده است. پیشینه‌ی‌ آن، در اعماق #تاریخ گم شده‌است. اما دولتشاه سمرقندی که «تذکرةالشُعَرا»ی خود را در قرن نهم نگاشته است، در مقدمه‌ کتابش سخنی می‌گوید که حقیقت می‌نماید:
❇️«عُلَمای آثار، اتفاق کرده‌اند که: اول کسی که در عالَم شعر گفت، آدمِ صفی(ع) بود. سَبَب آن بود که چون به فرمانِ رَبّ الارباب، آن مَظهرِ پاک، به عالَمِ خاک #هبوط فرمود، ظلمتِ این زندانِ فانی به چشمش ناخوش نمود. گِردِ عالَم به ندامت و ماتم می‌گردید و «رَبّنا ظَلَمنا»گویان، جویایِ عَفوِ کریمِ مَنّان می‌بود. بعد از خلعتَ غُفران، به دیدارِ زوجه و بعد ازآن به دیدارِ اولاد، مُتَسلّی شد. و در آن‌حال، هابیلِ مَظلوم را قابیلِ مَشئوم بِکُشت و آدم را باز داغِ غُربت و ندامت تازه شد. در مَذَمّتِ دنیا و مرثیه‌ی فرزند شعر گفت. ❇️ابوعلی مُسکویه(ره) در کتاب «آداب الفُرس والعرب» این‌قضیه را بدین مِنوال بیان می‌کند: قالَ امیرالمؤمنین، الحسین بن علی ـ رَضی اللهُ عَنهُماـ کانَ ابی بِالکوفه فی الجامع. اِذ قامَ الرجل مِن اَهلِ الشام، فَقالَ: - یا امیرالمؤمنین! اِنی اَسئَلُکَ عَن اوّلِ مَن قال الشّعر. فقالَ: آدم علیه السلام. قالَ: وَ ماکانَ شعرهُ؟ قالَ: لَما نَزَلَ مِنَ السماءِ فی الاَرضِ، فَرَا تُربَتَها و سِعَتَها و هَواها. و قَتَلَ قابیلُ هابیلَ. فَقالَ الشعرَ: تَغَیّرتَ البلادُ و مَن عَلیها، فَوَجهِ الاَرضِ مُغبَرٍّ قَبیحٍ. تَغَیّرَ کُلُّ ذی لَونٍ و طَعمٍ، و قَلَّ بَشاشَه وَجهٍ مَلیحٍ (تذکره الشعرا، دولتشاه سمرقندی، به همتِ محمد رمضانی، تهران، نشرکلاله خاور،1338) @amirsorayan ❇️برای دوستان جوانم متن عربی را ترجمه می‌کنم: امام حسین(ع) گفت: پدرم در مسجد کوفه بود. مردی از اهالی شام برخاست و گفت: - یا #امیرالمؤمنین! چه کسی #نخستین‌شعر را سرود؟ #علی(ع) فرمود: #حضرت‌آدم(ع) مرد گفت: شعرش چه بود؟ علی(ع) فرمود: همین‌که آدم به زمین فرودآمد، خاک و گستردگی و هوای آن را دید. اندکی بعد، قابیل هابیل را کُشت. حضرت آدم سرود: - زمین و آنچه درآن بود، دگرگون شد و روی زمین را تیرگی و غباری قبیح فراگرفت. - رنگ‌ها و طعم‌ها تغییر یافتند و شادی و نشاطِ چهره‌ی زیبا فروکاست.
✅ ✅براستی اگر قرار است #نخستین‌شاعر را بیابیم چه کسی بهتر از نخستین انسان؟ هرجا انسانی باشد، شعر هم هست. اما این که در ایران چه‌کسی نخستین شعر را سرود، بر هیچ‌کس معلوم نیست؛ زیرا اَسناد و مَدارکِ کتبی از ایران پیش از اسلام - عیناً- باقی نمانده است تا بتوان بر مبنای آن‌ها نخستین شاعر را بازشناخت. همین‌قدر می‌دانیم که در زمان #هخامنشیان، گروهی دوره‌گرد با عنوان «گوسان» برای مردم #آواز می‌خواندند و #موسیقی می‌نواختند. بدیهی است کلام موسیقی، جز #شعر نمی‌توانست باشد، ولی افسوس که از آن‌همه، چیزی باقی نمانده است تا به چگونگی آن‌ها بتوان پی بُرد. در دوره‌ #ساسانیان نیز #نوازندگان مشهوری چون «باربد» ، «نکیسا» و ... با موسیقی خود، #آواز هم می‌خواندند. نام #آهنگ‌ها را #نظامی در «خسرو و شیرین» خود آورده است؛ اما دریغ که از آن شعرها نیز هیچ نمانده است. بعداز ظهور اسلام و گسترش آن در ایران، برای مدّتی ـ دست‌کم دو قرن ـ سکوتی سنگین در سراسر فضای فکر و فرهنگ و نغمه وسرود ایرانی سایه افکند. از اوایل قرن سوم، به آرامی، صدای سرود و شُرشُرِ #شعرفارسی شنیده شد.
✍️دکتر احمد عزتی پرور
ادامه دارد.... @amirsorayan

sticker.webp0.09 KB

🔷شماره: ۱۳۰۸۱ شعــر چیست؟ (1) @amirsorayan در ادبیات‌جهانی(اروپا) داستان و روایت، جانمایه‌ اصلی ادبیات شمرده می‌شود و در زبان‌فارسی«شعر» نقش‌پردازِ بی‌رقیب و بی‌بدیل ادبیات به‌شمار می‌رود. نه این‌که غربی‌ها شعر ندارند یا به آن اهمیت نمی‌دهند بلکه برجستگی و تشخّص اساسی ندارد و روایت‌های هنری درقالب نمایشنامه، رمان و داستان کوتاه، بامحتوای «تراژیک» یا «کُمیک» یا«عشق» دربردارنده‌ عناصر هنر کلامی هستند. ما را باآنان کاری نیست. به خود بپردازیم که از روزگاران کهن، باشعر به بیانِ هنری پرداخته و نقش‌ها ساخته‌ و طرح‌های بدیع برانداخته‌ایم.
اگر شاعران نبودند، زندگی، بسیاری از چیزها کم داشت. سخنِ عاشقان ناگفته می‌ماند؛ حرفِ دلِ عارفان بر زبان نمی‌آمد؛ عواطفِ آدمی در سکوتی مُدهش می‌پژمرد و اندیشه خاموش می‌شد. شعر، خواستارِ رهایی است؛ رهایی از همه‌ بندها و بردگی‌‌های درونی و بیرونی. خودخواهی، ضخیم‌ترین زنجیری است که از درون، انسان را به بند می‌کشد و او را از شأن و شوکتی که شایسته‌یآن است، محروم می‌کند. جهل و خُرافه و خشونت، ثمرات سمّی آن هستند. اندیشه‌های بزرگ و احساسات عمیق برای بیان‌شدن، به واژه‌هایی والاتر از کلماتِ معمولی نیازمندند. لطافت طبع، خواهان ظرافتِ ظرف است. به‌همین جهت، کتاب‌های بزرگ دینی و عرفانی و اساطیری و حماسی، همه یا شعرِ کاملند یا در برخی قسمت‌ها شاعرانه‌اند. غزل‌های سلیمان در تورات، عالی‌ترین نمونه‌ شعرغنایی قدیم به‌شمار می‌رود و کتاب ایّوب با زبانِ تِراژیک و مَحزون خود، با بهترین تراژدی‌های یونان برابری می‌کند. اوپانیشاد و وداهای هندی به نظم ارائه شده‌اند. حماسه‌ مِهابَهارات در هند، منظوم است. ایلیاد و ادیسه هومر یونانی، سروده‌های موزونی است که نشان از قریحه‌ی متعالی یونانیان دارد. اوستا کتاب مقدّس زردتشت، به ویژه در قسمت گات‌ها شعر ناب است. قرآن، در بعضی‌جاها چنان شاعرانه و منظوم است که در زمانِ نُزول، پیامبر را شاعر می‌خواندند. بعداز اسلام، همه‌ شاهکارهای حماسی و غنایی و تعلیمی در ایران به نظم بود. شاهنامه‌ فردوسی، مثنوی‌مولوی، خمسه‌‌نظامی، بوستان سعدی و گلشن‌راز شبستری و آثار عرفانی ـ تعلیمیِ جامی از نمونه‌های برتر آن‌هاست. @amirsorayan ایرانیان، شاعران می‌اندیشند و به شعر سخن می‌گویند. هیچ ملّتی چون او به لفظ و ترکیبِ موزون آن، عشق نمی‌ورزد. حتی عوام مردم هم اغلب در سخن خود، قافیه به‌کار می‌برند. عادت به آوردن «اَتباع» ـ کلمه‌ای هم‌قافیه با کلمه‌ دیگر، ولی بی‌معنی ـ نشان قافیه‌پردازی مردمِ عامی است: «کتاب مِتاب، کاغذ ماغذ، پول مول و ...» ضرب‌المثل‌های موزون مانند: «اِفاده‌ها طَبق طَبق، سگ‌ها به دورش وَق و وَق»نظم‌گویی مردم عادی را نشان می‌دهد. حتی اَتَل‌ها و مَتَل‌ها و مَتَلک‌های ایرانیان نیز اغلب موزون و آهنگین است: «اتل متل توتوله ـ گاو حسن کوچوله ...». نگاهی به فرهنگ کوچه از احمد شاملو، فرهنگ عامیانه از جمالزده و اَمثال و حِکَم فارسی از علامه‌ عالیقدر، دهخدا، هر جوینده‌ای را مُجاب خواهدکرد که ظرافت در ذاتِ ایرانی‌است و ذوق و ذائقه‌ی او، به کمتراز حلاوتِ شعر و آهنگ، راضی نمی‌شود. بیشتر اهل ادب در زمان ما، شعر بی‌وزن و آهنگ را نپسندید و به نغمه‌ آن، دل نبست. با این اَرج و ارزشی که شعر در میان ما دارد، آیا در خورِ شناختن نیست؟ شعر چیست؟آیا «گره‌خوردگی خیال و عاطفه» است؟ آیا «رستاخیز کلمات» است؟ آیا سخنی «موزون و قافیه‌دار و خیال‌انگیز» است؟ آیا ترکیبی از احساس و خیال و اندیشه و آهنگ است؟ و آیا... چرا همه‎ی این‌ها نباشد؟
برای شعر، تعریف فراوان هست که هریک، قسمتی از حقیقت آن را بیان می‌کند. اما باید دانست که هر شعرِ ناب، خود، تعریفی کامل از شعر است. تعریفِ شعر، در درون آن نهفته است. شعر، کلام برترِ آدمی است که در لحظه‌های شگفت‌انگیزِ هماغوشی عشق و اندیشه، شنیده می‌شود. شعر، پِژواکِ آن نغمه‌ای‌است که در عُمقِ اندیشه و عاطفه‌ی آدمی می‌پیچد و صحرای سِحرانگیزِ وجودِ او را از موسیقیِ زیستنی زیبا، سرشار می‌سازد. شعر، نفسِ زیبایی است؛ تزئینِ اندام اندیشه با تنظیمِ واژگان است. شعر، زندگی در اوج دیدارِ حقیقت و زیبایی است. سخن بر سرِ شعر و تعریف و نمونه‌های عالی آن است. ضرورت چنین گفت‌وگویی از آن‌است که به‌تجربه دریافته و دیده‌ایم که بسیاری‌از اهل ادب(و حتی دبیران ادبیات با تحصیلات ظاهری دانشگاهی) فرق میان شعر و غیر شعر را تشخیص نمی‌دهند و نمونه‌های راستین آن‌را نمی‌شناسند و هرسخنِ گاه منظوم و بیشتر نامنظومِ تکه‌پاره‌شده و زیرِ هم نوشته‌شده را شعر می‌نامند. باید دانست ادبیات، آن‌جا که به نقد و شناخت شعر می‌پردازد یک علم است و مانند هرعلمی مقدّمات و روش‌ها و نتایجی در بردارد. نوشتار ما به علم ادبیات مربوط است نه ذاتِ آن که آفرینشی هنری با سخن است. ✍🏻دکتر احمد عزتی پرور @amirsorayan

AnimatedSticker.tgs0.03 KB

💜💜 روز زن و بزرگداشت مقام بی‌همتای مادر را شادباش می‌گویم.

@amirsorayan ای پسر #مادر خود را مازار بیش از او هیچ‌کِرا دوست مدار تو چه دانی که چها در دل اوست؟ او ترا تا به‌کجا دارد دوست
@amirsorayan ای پسر #مادر خود را مازار بیش از او هیچ‌کِرا دوست مدار تو چه دانی که چها در دل اوست؟ او ترا تا به‌کجا دارد دوست نیست از ‌عشق‌ فزون‌تر مهری آن که‌بسته است به موی و چهری عشق از وصل بکاهد باری کم شود از غمی و آزاری لیکن آن #مهر که مادر دارد سایه کی از سر ما بردارد؟ مهر مادر چو بود بنیادی نشود کم ز عزا یا شادی کور و کر کردی و بیمار و پریش پیر و فرتوت و فقیر و درویش #مام را با تو همان مهر بجاست نیست ‌این ‌مهر، که این ‌مهر خداست @amirsorayan گر نبودی دل مادر به جهان آدمیت شدی از چشم نهان معنی #عشق درآب و گل اوست #عشق اگر شکل پذیرد دل اوست هست #فردوس برین چهرهٔ مام چهرهٔ مام بهشتی است تمام واب #کوثر که روان افزاید زان دو پستان مبارک زاید شاخ طوبیٰ‌ست قد و بالایش خیز و سر نِه! به مبارک پایش از تو گر مادر تو نیست #رضا دان! که راضی نبوَد از تو خدا وای اگر خندهٔ گستاخ کنی‌! آخ اگر بر رخ او آخ کنی‌! بسته مادر دل در وای‌ به تو گر کنی وای برو، وای به تو! دل او جوی! گرت عقل و ذکاست کان کلید همه خوشبختی‌هاست
💢از: منظومه‌های #ملک‌الشعرابهار
@amirsorayan

sticker.webp0.54 KB

@amirsorayan 🎤: ستار 🎼: صدای بارون💧 🕯: اردلان سرافراز 💦💧💦 بوی موهات زير بارون بوی گندم‌زار نمناک بوی سبزه‌زار خيس بوی خيس تن خاک جاده‌های مهربونی رگای آبی دستات غم بارون غروب ته چشمات تو صدات قلب تو شهر گل ياس دست تو بازار خوبي اشک تو بارون روی مرمر ديوار خوبی اي گِل‌آلوده گل من اي تن‌آلوده‌ی دل پاک دل تو قبله‌ی اين دل تن تو ارزونی خاک 💧💧💧 بوی موهات زير بارون بوی گندم‌زار نمناک بوی سبزه‌زار خيس بوی خيس تن خاک ياد بارون و تن تو ياد بارون و تن خاک بوی گل تو شوره‌زار بوی خيس تن خاک هميشه صداي بارون صداي پای تو بوده همدم تنهايی‌هام قصه‌های تو بوده 💦💧💦💧 وقتي که بارون می‌باره تو رو ياد من مياره ياد گلبرگای خيست روی خاک شوره‌زاره اي گِل‌آلوده گل من اي تن‌آلوده‌ی‌ دل پاک دل تو قبله‌ی اين دل تن تو ارزونی خاک @amirsorayan

💜حـــسّ خوب ... @amirsorayan ⚪️ابراهیم (ع) گفت: «خداوندا، چون مرا به خلعت #رضای خویشتن مشرّف گردانیدی و برگزیدی ذرّیات [نسل‌ها] مرا نیز این کرامت #روزی گردان!» حق‌تعالی فرمود: «لاینال عهدی الظّالمین»، یعنی: «آنها که #ظالم باشند، ایشان لایق #خلعت و #کرامت من نیستند.» چون ابراهیم دانست که حق‌تعالی را با #ظالمان و طاغیان عنایت نیست، قید گرفت، گفت: «خداوندا، آنها که ایمان آورده‌اند و ظالم نیستند، ایشان را از #رزق خویشتن بانصیب گردان و از ایشان دریغ مدار!» حق‌تعالی فرمود که؛ «رزق عام است. همه را از وی نصیب باشد، و از این مهمانخانه، کلّ خلایق منتفع و بهره‌مند شوند. الّا خلعت #رضا و قبول و تشریف کرامت، قسمت خاصّان است و برگزیدگان.» 📚فیه ما فیه. مولانا @amirsorayan

🔷فرسته شماره: ۱۳۰۷۵ ✍🏻 امیر سرایانی 💢جان #گاتمن(زاده ۱۹۴۲م در جمهوری دومنیکن ) محقق، نویسنده و استاد سرآمد #روان‌شناسی دانشگاه واشنگتن است. او در مؤسسه‌ خود -به همراه همسرش، جولی شوارتز گاتمن، روان‌شناس بالینی و #مشاور متخصص در زمینه ازدواج، آزار جنسی و #فرزندپروری- باتحقیقات در زمینه روابط عاطفی و مشاوره به زوجین -با روش مبتنی بر «روابط سالم خانگی»- خدماتش چنان ارزشمند است که در سال ۲۰۰۷ توسط شبکه #روان‌درمانی به‌عنوان یکی از ۱۰ روان‌درمانگر تأثیرگذار ربع قرن گذشته برگزیده شد و مجله‌ نیویورکر او را از ۱۰ تن روان‌شناس تأثیرگذار در دو دهه‌ نام برده است. دکترای روان‌شناسی خود را از دانشگاه ویسکانسین در مدیسون دریافت کرد و کارهای پسادکتری را در دانشگاه کلرادو -در سالهای ۱۹۷۱ و ۱۹۷۲- انجام داد. @amirsorayan گاتمن، کتابها و #مقالات علمی و سخنرانی‌های بسیاری را به فرجام رسانیده است.
📚از او تاکنون ۴۰جلد کتاب منتشر شده است. مانند:   چه چیزی باعث دوام #عشق می‌شود؟ چگونه #اعتمادسازی و از خیانت خودداری کنیم؟عشق پایدارچرا #ازدواج موفق؟ چرا ازدواج ناموفق؟۱۰ اصل برای #زوج‌درمانی مؤثر درمان #رابطه: راهنمای ۵مرحله‌ای برای تقویت ازدواج، #خانواده و دوستی‌های شما ➖کارت بهبود رابطه۷ اصل موفقیت در ازدواج: یک راهنمای عملی از مهمترین کارشناسان ➖علم عشق و ...
📈📉گاتمن برای تشخیص ویژگی‌های #ازدواج‌موفق، رابطه‌ بیش از ۳۰۰۰ زوج را #پژوهش کرده و به توانایی منحصربه‌فردی رسیده که می‌تواند موفقیت یا عدم موفقیت رابطه‌ی #زوجین را پیش‌بینی کند و بدینسان نام‌آور شود. 🔴⚪️🔵⚪️ گاتمن درباره پیش‌بینی‌کننده‌های #جدایی به نتایج زیر رسیده است: 📈او دریافت که زن و شوهری که تمایل به #طلاق دارند، در رفتار عاطفی و تعامل #زناشویی خود، #منفی‌گرایی بیش‌تری نسبت به #مثبت‌گرایی نشان می‌دهند. 📉او به تعیین تعاملات منفی خاص ادامه داد، شکایت/انتقاد، تحقیر، حالت تدافعی، و دیوار سنگی‌شدن از عوامل بسیار مهم پیش‌بینی‌کننده‌ی فروپاشی ارتباطند. این واژه‌ها براساس دیدگاه کلاسیک به‌عنوان «چهار اسب سرکش» شناخته شده‌اند: @amirsorayan 1️⃣ #شکایت/انتقاد: شکایت، بیان عدم‌توافق یا خشم راجع به موضوعات خاص است که ممکن است با انتقاد همراه شود و به‌صورت قضاوتی، کلی و سرزنش‌آمیز بعداز تلاش برای حلّ مسائل بروز کند. 2️⃣ #تحقیر: گفتاری احمقانه، توهین‌آمیز، نیش‌دار یا طعنه‌آمیز درمورد شخص دیگر که نشان‌دهنده‌ی بی‌کفایتی و پوچی است (مثل عدم‌تأیید، اهانت، قضاوت، طرد کردن و غیره). 3️⃣ #حالت‌تدافعی: تلاش برای دفاع یا حمایت خود از مورد حمله‌واقع‌شدن. پاسخی که ممکن است حاکی از افکار یا مسئولیت‌پذیری و برای مشکل، حمله‌ی متقابل یا ناله و فغان باشد. 4️⃣ #دیوارسنگی: شنونده نمی‌تواند راهکاری را به گوینده ارائه دهد و دیوار سنگی بین شنونده و گوینده حائل می‌شود. از لحاظ #عاطفی گوینده، شنونده را کوته‌نظر، خصمانه، مخالف، خونسرد و غیرعلاقه‌مند می‌پندارد. @amirsorayan

sticker.webp0.38 KB

@amirsorayan از: غزلیات غالب دهلوی : نبینی #بـرگ رَز زَر گشت و گل کبریت احمر شد؟ کند #پاییـز گویی کیمیاگر #باغبانان را مرنج ا
+1
@amirsorayan
از: غزلیات غالب دهلوی : نبینی #بـرگ رَز زَر گشت و گل کبریت احمر شد؟ کند #پاییـز گویی کیمیاگر #باغبانان را مرنج از ناروایی! بی‌نیازی عالمی دارد حکایتها بود با خویشتن مر بی‌زبانان را 🍁🍁🌼🍁🍁 🔺دو #نقاشی زیبا از: #ونگوگ
@amirsorayan

@amirsorayan 💫💫 بالاترینِ علـوم از حیث مرتبه، علم به خـداست و برترین راهها به علم به خدا، علم تجـلیّـات است.💫 (محیی‌الدین
@amirsorayan 💫💫 بالاترینِ علـوم از حیث مرتبه، علم به خـداست و برترین راهها به علم به خدا، علم تجـلیّـات است.💫 (محیی‌الدین ابن عربی)
📚 فتوحات مکیه باب۱۹: سبب کمی و زیادیِ علم
@amirsorayan

🔷فرسته شماره: ۱۳۰۷۱ @amirsorayan «برای اولین بار، ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که اکثریت قریب‌به‌اتفاق کودکان متولدشده، خواسته می‌شوند. این منجر به یک تغییر اساسی می‌شود: در گذشته، خانواده‌ها «#کودکان را می‌ساختند»، امروز، کودکان #خانواده را می‌سازند. کودکان با برآورده‌کردن خواسته‌های ما، جایگاه خود را #تغییـر داده‌اند و اربابان ما شده‌اند: ما نمی‌توانیم هیچ چیزی را از آنها دریغ کنیم، در حالی‌که خطر برچسب‌خوردن به عنوان «والـدین بــد» وجود دارد... این پدیده توسط #لیبرالیسم بازار مهار شده است: در واقع، #جامعه‌مصـرفی، مجموعه‌ای بی‌پایان از وسایل را در اختیار ما قرار می‌دهد که ما صرفاً باید برای ارضای هوس‌های فرزندانمان آنها را بخریم. این پیوند بین یک پدیده جمعیتی و ظهور هوس‌های جهانی‌شده، در اقتصادی که انگیزه خـرید را به پایه و اساس #رفتار انسان تبدیل می‌کند، ساختارهای سنّـتی سیستم #مدرسـه را متزلزل می‌کند. @amirsorayan من که اخیراً پس از چندین سال وقفه، کلاس پنجم را #تدریس کرده‌ام، از کاهش #استانداردهای‌تحصیلی آنقدر متعجب نشدم که از دشواری فوق‌العاده مدیریت کلاسی است که شبیه زودپـز است. در کل، #دانش‌آموزان خشن یا #پرخاشگر نیستند، اما... بی‌قرار. #معلم باید وقت خود را صرف تلاش برای ایجاد یا بازسازی یک محیط ساختارمند کند. آنها اغلب مجبور می‌شوند «#روش‌آموزشی پیشخدمت کافه» را اتخاذ کنند، از یک دانش‌آموز به دانش‌آموز دیگر هجوم می‌برند تا دستورالعمل‌های داده‌شده را به صورت جمعی تکرار کنند، برخی را آرام کنند و برخی دیگر را به کار بازگردانند. آنها [معلمان] از تقاضای مداوم برای توجه فردی خسته می‌شوند. آنها خود را خسته می‌کنند تا تنش را کاهش دهند تا توجه دانش‌آموزان را جلب کنند. در دنیایی از گشت و گذار در کانال‌ها و #ارتباطات «در لحظه»، با تشدید مداوم تأثیراتی که واکنش‌های فوری و تکانشی را برمی‌انگیزد، «کار مدرسه» به طور فزاینده‌ای دشوار می‌شود. بسیاری از همکاران روزانه با عدم امکان دستیابی به آنچه گابریل مادینر به عنوان تجلی #هـوش تعریف کرده است، دست و پنجه نرم می‌کنند: «وارونگیٍ پراکندگی». «از آنجایی که برخی از والدین دیگر فرزندان خود را نه با تمرکز بر #خیرجمعی، بلکه بر #توسعه‌شخصی آنها تربیت می‌کنند، آیا باید از اینکه #فرهنگ دیگر یک #ارزش مشترک نیست، ابراز تاسف کنیم؟»
✍️نوشته فیلیپ مایریو ❇️مربی- معلم
@amirsorayan

🎶🎵 هم می‌توانم از سر دل، هم ز جان گذشت اما نمی‌توانم از آن دلسِتان گذشت ......... ⏺گزیده‌ کوتاهی از: گل‌های رنگارنگ شماره ۵۰۱ 🎙گوینده: آذر پژوهش
🕰زمان : ~ ۲ دقیقه 🔺 دیبا موزیک
@amirsorayan

@amirsorayan #مارتین‌هایدگر : فاصله یک اندازه‌گیری مکانی نیست. فاصله برای انسان یک تجربه #معنایی و #هستی‌شناختی است. 👤انسان در یک جهان #معنادار هست و درگیر با اشیا و امکانات و انسانهاست. ⏺انسانها بطور ذاتی تمام چیزهای اطراف خود را #تفسیر می‌کنند و می‌خواهند از آن #معنا را بیرون بکشند. پس؛ جهان فقط مجموعه‌ای از اشیای فیزیکی نیست، بلکه افقی از معناست که ما در آن زیست می‌کنیم.
✅✅ نزدیکی واقعی، یک نزدیکی فیزیکی نیست، بلکه یک نزدیکی وجودی و #اگزیستانسیال است. یعنی ما چیزی را نزدیک می‌دانیم که آن چیز برای ما اهمیت دارد. نه صرفاً وقتی که کنار ماست.
🌐جهان برای انسان، یک فضای سه‌بُعدی نیست، بلکه فضایی از #رابطه و معنا و #توجه است. 🕰زمان: ~ ۲ دقیقه @amirsorayan