en
Feedback
Afghan Tribune

Afghan Tribune

Open in Telegram

🔻افغان تریبیون : ✍️یک رسانه کوچک اما با محتوای بلند در بخش اخبار تازه و موثق، گزارش هاى متنوع، تحليل هاى مستند و مقالات ويژه به دو زبان ملی کشور پشتو و دری فعالیت دارد.

Show more
533
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+330 days
Posts Archive
🟣 *«قصاب، معامله‌گر یا منجی؟»* داستان تلخ فراموشی، ریاکاری و حافظه کوتاه سیاسی در افغانستان »* ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *📩 افغان تریبیون –*حقیقت برای همه کابل، پنجشنبه ۲۷ سنبله ( وږی )۱۴۰۴ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔹خلیلزاد و بازتولید روایت: «قصاب کابل»؛ بازخوانی گذشتهٔ خونین برای پوشاندن وضعیت اکنون ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✍️افغانستان، کشوری که حافظه تاریخی‌اش همواره قربانی فراموشی هدف‌مند بوده، بار دیگر شاهد نمایش تازه‌ای از رویارویی بازیگران کهنه در لباس نو است. ✍️زلمی خلیلزاد، نماینده سابق آمریکا، حالا شمشیر انتقاد بر دوش گرفته و کسی را «قصاب کابل» می‌نامد که سال‌ها در میدان سیاست افغانستان با چراغ سبز غرب و استخبارات منطقه نقش آفریده است. ✍️آیا خلیلزاد تازه به کشف جنایات حکمتیار رسیده است؟ یا این افشاگری‌ها بخشی از یک جدال داخلی‌ـ‌منطقه‌ای است که هر از چندگاهی با رنگی نو از راه می‌رسد؟ اگر حکمتیار «قصاب کابل» است، پس خلیلزاد کدام نقش را در رقم‌زدن چنین فاجعه‌هایی بازی کرده است؟ ✍️خلیلزاد حکمتیار را متهم به فساد، خیانت و وابستگی به آی‌اس‌آی و ایران می‌کند. اما در تمام این سال‌ها که حکمتیار در ساختار رسمی سیاسی افغانستان حضور داشت، چرا سکوت کرده بود؟ همان زمانی که حکمتیار وارد کابل شد، با ضمانت چه کسانی وارد شد و با حمایت کدام نهادها دفتر گرفت؟ ✍️اگر حکمتیار «دشمن مردم» بود، چرا در توافق‌نامه صلح بین‌الافغانی در قالب یک بازیگر سیاسی به رسمیت شناخته شد؟ چرا به او امکانات، رسانه و فرصت حضور در عرصه سیاسی داده شد؟ آیا مشروعیت یک جنایتکار را فقط با زمان و حافظه کوتاه مردم می‌توان خرید؟ ✍️در این میانه، نقش مردم افغانستان چه می‌شود؟ آیا آن‌ها فقط تماشاگر افشاگری‌هایی هستند که هدف‌شان تسویه‌حساب‌های سیاسی‌ست؟ یا قربانی روایت‌هایی‌اند که هیچ‌گاه نخواستند به وجدان جمعی احترام بگذارند؟ ✍️حکمتیار بدون شک در ویرانی کابل نقش داشت، این حقیقت انکارناپذیر است. اما آیا خلیلزاد در ساختن سیستم‌های ناکارآمد، در تثبیت چهره‌های فاسد، در گنجاندن مهره‌های قومی در سیستم به‌نام صلح، بی‌تقصیر است؟ ✍️زلمی خلیلزاد را رسانه‌های حزب اسلامی «رئیس‌جمهور نااعلان‌شده» خوانده بودند؛ عبارتی که شاید ناخودآگاه حقیقتی تلخ را فاش کرده باشد. او سال‌ها نه‌تنها نماینده واشنگتن، بلکه طراح مستقیم ساختارهای سیاسی فاسدی بود که ریشه بحران فعلی در آن نهفته است. ✍️اینکه حکمتیار با آی‌اس‌آی و نیروی قدس ایران در تماس بوده، برای بسیاری تازگی ندارد. اما آیا خلیلزاد فراموش کرده که چگونه واشنگتن با همان آی‌اس‌آی در دهه نود برای «مهار شوروی» ویرانی افغانستان را پذیرفت؟ ✍️اگر طالبان امروز حاضر به دیدار با حکمتیار نیستند، دلیل آن فساد است یا بازی ژئوپلیتیک؟ اگر همان طالبان مورد حمایت پاکستان حالا حکمتیار را «خاین» می‌دانند، پس چه کسی واقعاً خاین است و چه کسی بازیچه؟ ✍️افغانستان به جای نقد تاریخی واقعی، همیشه قربانی تسویه‌حساب‌های سیاسی است. نه عدالت اجرا شده، نه حقیقت روشن، فقط مهره‌ها تغییر می‌کنند، و مردم قربانی همان سناریوهای تکراری‌اند. ✍️بی‌شرمی در اینجاست که سیاستمدارانی چون خلیلزاد امروز مدعی «اخلاق سیاسی» شده‌اند، در حالی که تاریخ آن‌ها سرشار از معامله، پنهان‌کاری و معامله‌گری پشت درهای بسته است. ✍️از نگاه مردم، هم حکمتیار و هم خلیلزاد دو روی یک سکه‌اند. یکی با راکت و ویرانی، دیگری با قلم و دیپلوماسی تحمیلی، به مساوی افغانستان را به سمت فاجعه بردند. ✍️خطرناک‌تر از جنایت، مشروعیت‌بخشی به جنایت است. سکوت خلیلزاد در زمان حضور حکمتیار در کابل، نشانه‌ای‌ست از این دوگانگی شرم‌آور. ✍️رسانه‌ها و تحلیل‌گران مستقل باید روایت رسمی قدرت را به چالش بکشند. نباید اجازه دهند که تاریخ بار دیگر تحریف شود؛ چه از سوی قصاب‌ها، و چه از سوی معامله‌گران. ✍️افغانستان برای بازسازی، نه فقط نیاز به آشتی با گذشته دارد، بلکه نیاز به برملا ساختن چهره‌های واقعی بحران. از حکمتیار تا خلیلزاد، هر دو باید در محکمه تاریخ پاسخ دهند — نه در صحنه‌های دروغین توییتر. ✍️در معادله‌ی خونین تخریب کابل و به شهادت رساندن بیش از شصت هزار باشنده‌ی بی‌گناه، تنها حکمتیار متهم نیست؛ چهره‌هایی چون برهان‌الدین ربانی، احمدشاه مسعود، عبدالعلی مزاری، مارشال فهیم و دیگران نیز در آن فاجعه سهم داشتند؛ شماری از آنان زیر خاک رفتند، اما شماری چون جنرال دوستم، کریم خلیلی، محمد محقق، استاد سیاف، عطا محمد نور و دیگران هنوز زنده‌اند و سودای بازگشت به قدرت در سر دارند.

✍️در تمام این بازی‌های قدرت، ویرانی و خون‌ریزی، زلمی خلیل‌زاد نه تنها شاهد، بلکه یکی از طراحان و تنظیم‌کنندگان اصلی معادله‌های فاجعه‌بار سیاسی افغانستان بود که امروز با ژست انتقادی، خود را بیرون از میدان وانمود می‌کند. ✍️اگر حکمتیار به‌خاطر پاشیدن تیزاب بر چهره دختران و ترور چهره‌های سیاسی مسئول دانسته می‌شود، پس ایالات متحده، غرب و شخص زلمی خلیل‌زاد نیز باید به‌خاطر پاشیدن تیزاب سیاست زهرآگین بر پیکر ملت افغانستان، از آغاز جوانی تا امروز، پاسخگو باشند؛ زخمی که این پروژه‌های مرموز و مرگ‌بار بر روان و آینده مردم افغانستان وارد کرده، در تاریخ بشریت کم‌سابقه است و هنوز کسی نمی‌داند این درامه‌ی سیاه تا کجا و تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ جمله‌ای که نوشتید از نظر معنا ژرف و دردآلود است و به‌خوبی فضای تضاد میان سیاست و عدالت را بازتاب می‌دهد. با این حال، برای روان‌تر شدن سبک نگارشی و تقویت تأثیرگذاری، نسخه‌ای ادیت‌شده به‌گونه زیر پیشنهاد می‌شود: ✍️ تلخ‌ترین واقعیت این است که در جامعه ما، عدالت جنایی بارها قربانی معاملات و منافع سیاسی شده است؛ همان کسانی که روزی زندان‌ها را اداره می‌کردند و کودکان را آواره ساختند، امروز با چهره‌ای معصومانه در منابر سیاسی ظاهر می‌شوند. در این میان، مردم افغانستان همچنان زیر آوار جنگ زندگی می‌کنند: خانه‌های ویران، خانواده‌های متلاشی، آینده‌های بربادرفته، تحصیل نابودشده و فقر گسترده. این نمایش‌های سیاسی نباید صدای رنج مردم را خاموش کند. *"له دوستانو سره یې شریک کړئ!"* *"با دوستان‌تان شریک سازید!"* *"Share it with your friends!"*https://t.me/afghantribunehttps://chat.whatsapp.com/https://twitter.com/Afghan_Tribune1https://www.facebook.com/Afghan ‏Tribune-112210387950272 ✅

photo content

🟣*«چهار سال محرومیت دختران افغان از اموزش»* ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *📩 افغان تریبیون –*حقیقت برای همه کابل، سه شنبه ۲۵ سنبله ( وږی )۱۴۰۴ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✍️با گذشت چهار سال از ممنوعیت آموزش متوسطه دختران در افغانستان، بیش از ۲.۲ میلیون دختر از ادامه تحصیل دور مانده‌اند؛ محدودیتی که نه تنها حقوق بنیادی انسانی را نقض می‌کند، بلکه آینده یک نسل را در معرض خطر جدی قرار داده است. ✍️ سازمان یونیسف اعلام کرده است که از سال ۲۰۲۱ تاکنون بیش از *۲ میلیون و ۲۰۰ هزار دختر* از رفتن به مکتب متوسطه محروم شده‌اند. ✍️ یونیسف در بیانیه‌ای تأکید کرده است که آموزش یک حق بنیادی برای هر انسان است، و این نهاد از طریق برنامه‌های متنوع تلاش دارد زمینه دسترسی همه دختران افغان را به آموزش ابتدایی، متوسطه و عالی فراهم سازد. ✍️ شورای اتلانتیک گزارش داده است که این موضوع تبدیل به یک عمل مقاومتی در برابر رفتار تبعیض‌آمیز علیه دختران شده است. ✍️در عین حال آنتونیو گوترش، منشی عمومی سازمان ملل، کار امدادرسانان زن در افغانستان را احمقانه غیرقابل تحمل خوانده و بر تلاش برای اقناع حکومت طالبان تأکید کرده است. ✍️ گوترش، تأکید کرد که حضور زنان در روند کمک‌رسانی در افغانستان حیاتی است، زیرا بدون مشارکت آنان، دسترسی به بخش بزرگی از جامعه ممکن نیست؛ او گفت تلاش‌های مستقیم و هماهنگ جهانی جریان دارد تا طالبان قانع شوند زنان باید اجازه مشارکت در فعالیت‌های بشردوستانه را داشته باشند. ✍️ پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، آموزش دختران در دوره متوسطه به‌صورت رسمی ممنوع شد. این ممنوعیت، همراه با شرایط نامساعد اقتصادی، محدودیت‌های جنسیتی، و کمبود معلم‌های زن، باعث شده است که تعداد ثبت‌نام دختران در مکاتب ابتدایی نیز کاهش یابد. ✍️ یونسکو و یونیسف بارها هشدار داده‌اند که ادامه این وضعیت می‌تواند پیامدهای منفی طولانی‌مدت برای نظام سلامت، اقتصاد، و توسعه کشور داشته باشد. ✍️ممنوعیت تحصیل متوسطه برای دختران تنها یک محدودیت آموزشی نیست؛ این سیاست، شکافی عمیق در حقوق بشر ایجاد کرده است که تأثیرات آن فراتر از صنف درس است. ✍️وقتی دختران از تحصیل محروم شوند، نه تنها مهارت و توان اقتصادی‌شان محدود می‌شود، بلکه فرصت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی‌شان نیز تحت تهدید قرار می‌گیرد. ✍️ *پیامدهای اقتصادی و توسعه‌ای:* فقدان تحصیل متوسطه برای میلیون‌ها دختر به معنی کاهش سرمایه انسانی است. بدون سواد کامل، بدون آموزش متوسطه، امکان اشتغال مناسب، مشارکت سیاسی، و نوآوری به‌شدت کاهش می‌یابد. ✍️ *روشنی سلامت اجتماعی:* آموزش دختران در سیستم صحت و تربیت بدنی نقش اساسی دارد؛ کمبود متخصصان زن و پرستاران زن می‌تواند موجب مشکلات جدی در مراقبت‌های صحی زنان شود. ✍️ *تأثیرات روانی و اجتماعی:* محروميت تحصیلی باعث احساس بی‌ارزشی، یأس، و روان‌پریشی در میان دختران شده است؛ دخترانی که احساس می‌کنند آینده‌شان دزدیده شده است. ✍️ *چرا این وضعیت ادامه یافته؟* نبود فشار مؤثر بین‌المللی، مشکلات داخلی طالبان، توجیهات مذهبی، و کمبود منابع مالی و فرهنگی از دلایل مهم هستند. ✍️ممنوعیت آموزش میان‌ مکاتب دختران در افغانستان نه تنها یک ظلم به تعداد زیادی دختر است؛ بلکه خیانت به آینده یک جامعه است. آینده‌ای که در آن تنها نیمی از نسل امید زده شده‌اند تا رشد کنند، شکوفا شوند، و کشور خود را بسازند. *"له دوستانو سره یې شریک کړئ!"* *"با دوستان‌تان شریک سازید!"* *"Share it with your friends!"*https://t.me/afghantribunehttps://chat.whatsapp.com/https://twitter.com/Afghan_Tribune1https://www.facebook.com/Afghan ‏Tribune-112210387950272 ✅

photo content

🟣 *«پالیسی اقتصادی امارت اسلامی؛ امیدِ تازه در میان ویرانی‌ها»* ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *📩 افغان تریبیون –*حقیقت برای همه کابل، چهارشنبه ۲۶ سنبله ( وږی )۱۴۰۴ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✍️افغانستان سال‌هاست که تحت تأثیر حملات نظامی، تحریم‌های بین‌المللی، مهاجرت گسترده و نابسامانی‌های طبیعی مانند خشکسالی قرار دارد. ✍️اقتصاد کشور آسیب‌دیده، تولید کالا کم شده، بازارها نیم‌بند شده‌اند و میلیون‌ها شهروند در معیشت روزمره با مشکل مواجه‌اند. ✍️در این شرایط، تصویب یک پالیسی اقتصای منسجم و مطابق اصول اسلامی، می‌تواند نقطه‌ی عطفی برای بازیابی توان ملی، احیای تولیدات داخلی و تقویت رفاه عمومی باشد. ✍️ پالیسی اقتصادی امارت اسلامی پس از تصویب از سوی کمیسیون اقتصادی، از سوی رهبری امارت تأیید شد. هدف کلان آن، ایجاد یک افغانستان مرفه و توسعه‌یافته بر اساس اصول نظام اقتصادی اسلامی است. ✍️ از هدف‌های اصلی این پالیسی: جذب سرمایه‌گذاری، افزایش تولید داخلی، گسترش صادرات، ارتقای اشتغال، کاهش فقر، ثبات اقتصادی و عدالت اجتماعی. ✍️ همچنین، این پالیسی بر مشرتِ فعالیت‌های اقتصادی کشور به‌صورت هماهنگ تأکید دارد، منابع موجود به‌طور بهینه به کار گرفته شود و سکتور خصوصی تقویت گردد. ✍️اهداف کلیدی این پالیسی—همچون جذب سرمایه‌گذاری، افزایش تولید داخلی، گسترش صادرات، ارتقای اشتغال، کاهش فقر، تأمین ثبات اقتصادی و تحقق عدالت اجتماعی—در صورتی معنا و اثر خواهند داشت که به شکل عملی، شفاف و مبتنی بر نیازهای واقعی کشور پیاده شوند؛ در غیر آن، تنها به فهرستی از آرمان‌های زیبا محدود خواهند ماند. ✍️این پالیسی اگرچه امیدبخش است، اما مؤثر بودن آن بسته است به شرایط تخنیکی، زیرساختی و امنیتی. پيش شرط‌هایی چون تأمین برق پایدار،راه‌ها و دسترسی به بازار، کادرسازی فنی و رفع موانع قانونی و اداری از جمله موانعی‌اند که باید هم‌زمان با اجرای پالیسی به آن‌ها رسیدگی شود. - *امکانات ملی:* افغانستان دارای منابع معادن، نیروی انسانی جوان و قابلیت زراعتې است. اگر زیرساختها نظیر راه، برق، آب، حمل و نقل تقویت شوند، تولید داخلی می‌تواند در بسیاری زمینه‌ها افزایش یابد. - *توان فنی:* در حال حاضر فقدان تخصص در برخی بخش‌های صنعتی و معدن، کمبود نیروی کار ماهر و تجهیزات مدرن مانع رشد سریع است. سرمایه‌گذاری در آموزش فنی حرفه‌ای و انتقال فناوری ضروری است. - *چالش‌ها:* فساد، ضعف نظارت، نبود شفافیت در قراردادها، مشکلات امنیتی، مداخلات محلی، و تأخیر در تأمین منابع مالی از جمله بزرگ‌ترین موانع پیش روی پالیسی‌اند. - *تسهیلات:* وجود توافقات منطقه‌ای، فرصت بندری مثل چابهار، بازارهای صادراتی بالقوه، سرمایه‌گذاران علاقه‌مند منطقه‌ای و بین‌المللی، و منابع معدنی و طبیعی خام می‌توانند فرصت‌های بزرگ باشند اگر سیاست مناسب صورت گیرد. ✍️پالیسی اقتصادی امارت اسلامی یک فرصت مهم است؛ فرصتی برای نجات اقتصاد کشور، رسیدن به خودکفایی، و احیای امید در قلب میلیون‌ها افغان. ✍️پالیسی نظام اقتصادی باید مبتنی بر دانش اقتصاد، تجارب موفق جهانی، شرایط واقعی افغانستان و اصول اقتصاد اسلامی باشد، تا بتواند نقش مؤثری در رشد پایدار، عدالت اجتماعی و خودکفایی ایفا کند. ✍️ اما چنین پالیسی‌ها تنها زمانی مفید خواهند بود که از حالت شعار بیرون شده و با کمک کادرهای تخنیکی، اداره شفاف، حمایت از سکتور خصوصی و همکاری‌های بین‌المللی به‌گونه‌ی عملی تطبیق شوند؛ در غیر آن، فقط روی کاغذ باقی خواهند ماند. ✍️ پالیسی اقتصادی امارت اسلامی در حالی تدوین و تصویب شده که افغانستان به‌تازگی از وضعیت جنگی بیرون شده، اما هنوز با چالش‌هایی چون نبود سرک‌های معیاری، کمبود انرژی، وارداتی‌بودن حدود ۸۰٪ برق، محدودیت‌های بانکی، تعزیرات سیاسی، کمبود منابع مالی و فنی، و نداشتن کادرهای مسلکی مواجه است؛ شرایطی که تطبیق پالیسی را به‌گونه‌ی جدی دشوار می‌سازد. ✍️ با آن‌هم، همین آغازِ تدوین پالیسی اقتصادی، یک اقدام امیدوارکننده و قابل‌تحسین است؛ زیرا برای افغانستان تازه‌نفس و مردمی که سال‌ها از فقر، بیکاری، و خشکسالی آسیب دیده‌اند، نوید یک حرکت تدریجی به‌سوی بازسازی، خودکفایی و ثبات اقتصادی را می‌دهد. *"له دوستانو سره یې شریک کړئ!"* *"با دوستان‌تان شریک سازید!"* *"Share it with your friends!"*https://t.me/afghantribunehttps://chat.whatsapp.com/https://twitter.com/Afghan_Tribune1https://www.facebook.com/Afghan ‏Tribune-112210387950272 ✅

photo content

🟣 *«همکاری نوین اقتصادی کابل و تهران؛ تعهد تازه برای رسیدن به سقف ۱۰ میلیارد دالر تجارت سالانه»* ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *📩 افغان تریبیون –*حقیقت برای همه کابل، چهارشنبه ۲۶ سنبله ( وږی )۱۴۰۴ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✍️روابط اقتصادی میان افغانستان و ایران در دهه‌های اخیر با وجود تحولات سیاسی، تحریم‌ها، و چالش‌های منطقه‌ای، همواره در جریان بوده است. ✍️ایران یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری افغانستان باقی مانده و به ویژه پس از تحولات سیاسی اخیر در کابل، تعاملات اقتصادی تهران و طالبان عملاً گسترش یافته است. ✍️این بار، دیدار رسمی میان وزرای صنعت و تجارت دو کشور، پیامدهای راهبردی برای آینده روابط اقتصادی و سیاسی دارد. ✍️در تازه‌ترین دیدار، «نورالدین عزیزی» وزیر صنعت و تجارت طالبان، با «سید محمد اتابک» وزیر صنعت، معدن و تجارت ایران در کابل دیدار کرده‌اند. ✍️دو طرف تأکید کرده‌اند که هدف‌شان رساندن سطح تجارت دوجانبه به *۱۰ میلیارد دالر* در سال آینده است. ✍️گزارش‌ها نشان می‌دهد که در این دیدار روی موارد کلیدی چون: - امضای توافق‌نامه‌های تجاری، - رفع موانع ترانزیتی، و «قرنطینه» - حل مشکلات مربوط به بنادر (به‌ویژه چابهار)، - تسهیل سرمایه‌گذاری مشترک، - و تضمین امنیت پروژه‌ها تمرکز شده است. ✍️همچنان، ایران تعهد کرده است که گام‌های عملی برای توسعه همکاری‌ها برمیدارد و طالبان نیز بر اهمیت اعتمادسازی و تقویت روابط اقتصادی تأکید کرده است. ✍️این توافق در حالی صورت می‌گیرد که طالبان به دنبال تنوع‌بخشی در روابط اقتصادی خود با همسایگان، و کاهش وابستگی به پاکستان‌اند. ✍️ بندر چابهار به عنوان یک گزینه مهم برای دور زدن مسیرهای انحصاری پاکستان، می‌تواند برای افغانستان فرصت اقتصادی و ترانزیتی جدید خلق کند. ✍️ایران نیز که تحت تحریم‌های شدید بین‌المللی قرار دارد، در پی گسترش بازارهای منطقه‌ای و بازیابی نقش اقتصادی خود در آسیای مرکزی و جنوبی است. ✍️افزایش حجم تجارت تا ۱۰ میلیارد دالر در شرایط فعلی، در عین حال که بلندپروازانه به نظر می‌رسد، ولی نشان از تمایل دو کشور برای عبور از وضعیت سنتی و ورود به یک مرحله نوین اقتصادی دارد. ✍️طالبان با اتکا به روابط با ایران، چین، و روسیه می‌خواهند خود را به عنوان یک شریک اقتصادی قابل اتکا در منطقه معرفی کنند. ایران نیز با حفظ روابط فعال با طالبان، به دنبال تأمین منافع امنیتی، اقتصادی و نفوذ نرم در شرق خود است. ✍️با این حال، چالش‌هایی چون نبود زیرساخت‌های مدرن، فساد در گمرکات، بحران آب، مهاجرت، و رقابت‌های ژیوپولیتیک هنوز هم می‌توانند مانع تحقق کامل این اهداف شوند. ✍️افغانستان، با داشتن منابع طبیعی غنی و موقعیت ژیوپولیتیک ویژه، می‌تواند به یک چهارراه تجاری در منطقه بدل شود، مشروط بر آن‌که تعاملات اقتصادی‌اش بر اساس منافع ملی، شفافیت، تخصص و ثبات استوار باشد. ✍️در این میان، ایران به دنبال تثبیت نقش خود به‌عنوان دروازه‌ی غربی افغانستان است، در حالی‌که کابل به دنبال یافتن جایگزین‌های عملی برای مسیرهای محدودش می‌باشد.*در نهایت، زمان و تعهد عملی هر دو طرف، تعیین‌کننده‌ی سرنوشت این مسیر اقتصادی تازه خواهد بود.* ✍️اگر این همکاری اقتصادی از شعار به اجرا برسد، نه تنها تجارت دوطرفه رشد می‌کند، بلکه افغانستان می‌تواند گامی دیگر به سوی خوداتکایی اقتصادی بردارد. اما اگر موانع داخلی، رقابت‌های منطقه‌ای و بی‌ثباتی‌های سیاسی کنترل نشود، ممکن است این توافق نیز چون دیگر فرصت‌ها به هدر رود. ✍️ تازه‌ترین آمار نشان می‌دهد که حجم تجارت میان تهران و کابل به حدود *۳.۳۶۶ میلیارد دالر* رسیده است؛ اما توازن این تجارت به شدت به نفع ایران است، زیرا *صادرات ایران بیش از ۳.۳۱۱ میلیارد دالر* و واردات از افغانستان تنها *۵۵ میلیون دالر* را تشکیل می‌دهد. ✍️ این عدم توازن تجاری نه‌تنها نشان‌دهنده وابستگی عمیق بازار افغانستان به واردات از ایران است، بلکه آشکارا ضعف ساختار تولید، فقدان حمایت از صادرات، و نبود زیرساخت‌های لازم برای رقابت در بازارهای منطقه‌ای را نیز برجسته می‌سازد؛ موضوعی که اگر به آن رسیدگی نشود، می‌تواند وابستگی اقتصادی را به یک بحران مزمن بدل سازد. *"له دوستانو سره یې شریک کړئ!"* *"با دوستان‌تان شریک سازید!"* *"Share it with your friends!"*https://t.me/afghantribunehttps://chat.whatsapp.com/https://twitter.com/Afghan_Tribune1https://www.facebook.com/Afghan ‏Tribune-112210387950272 ✅

photo content

🟣 *«ثروت‌های نورستان؛ فرصتی طلایی برای اقتصاد ملی در سایه غفلت»* ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *📩 افغان تریبیون –*حقیقت برای همه کابل، چهارشنبه ۲۶ سنبله ( وږی )۱۴۰۴ ✍️در ولسوالی دوآب ولایت نورستان، فروش آزاد ۹۰۰۰ کیلوگرام سنگ‌های قیمتی و نیمه‌قیمتی به ارزش بیش از ۹۵ میلیون افغانی نشان‌دهنده ظرفیت عظیم طبیعی این منطقه است؛ ظرفیتی که اگر به‌گونه‌ شفاف و هدفمند مدیریت شود، می‌تواند یکی از ستون‌های اصلی رشد اقتصادی افغانستان باشد. ✍️ ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت نورستان خبر داده است که در ولسوالی دوآب *۹۰۰۰ کیلوگرام* سنگ‌های قیمتی و نیمه‌قیمتی از طریق مزایده آزاد به فروش رسیده‌اند. قیمت کل این معامله *۹۵,۱۲۳,۵۰۰ افغانی* اعلام شده است. ✍️ مزایده آزاد به معنی آن است که این منابع زیرزمینی به شکلی قانونی و با شفافیت عرضه شده‌اند، که خود نقطه امیدبخشی در ولایتی است که معمولاً معادن آن کم‌تر مورد توجه بوده‌اند. ✍️ ولایت نورستان، با داشتن کوهستان‌هایی سرسبز و زمین‌های غنی از مواد معدنی، همواره چشم‌اندازی گسترده برای استخراج معادن داشته است، اما به دلایل متعددی – از جمله دشواری‌های جغرافیایی، نقصان زیرساخت‌ها، نبود سرمایه‌گذاری و مشکلات امنیتی – این ظرفیت‌ها کمتر مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌اند. ✍️ در سطح افغانستان، معادن و ذخایر طبیعی یکی از منابع مهم درآمد برای دولت و مردم اند، به شرط آن‌که استخراج منظم، شفاف و عدالت‌محور باشد. ✍️ حکومت افغانستان در سال‌های اخیر سیاست‌هایی را برای افزایش واگذاری مزایده‌ها و ایجاد رقابت در بخش معادن به اجرا گذاشته است، اما مشکلات قانونی، فساد محلی و ضعف نظارت همچنان چالش‌های بزرگ باقی مانده‌اند. ✍️فروش سنگ‌های قیمتی و نیمه‌قیمتی در دوآب نورستان، اگرچه موفقیت‌آمیز به نظر می‌آید، اما فقط یک قدم کوچک در مسیر بهره‌برداری کامل از منابع طبیعی است. ✍️این معامله نشان می‌دهد که مردم محلی و حکومت ولایتی آمادگی دارند تا در چارچوب قانون فعالیت کنند؛ اما این تنها نقطه شروع است. برای اینکه این فرصت به یک تحول پایدار بدل شود، نیاز به شفافیت، تضمین حقوق مردم محل و قطع وابستگی به واسطه‌ها و سودجویان است. ✍️ *اقتصادی:* ارزش افزوده سنگ‌های معدنی بیش از قیمت فروش خام آن‌ها است؛ اگر محصولات نیمه‌صنعتی و صنایع دستی محلی برای سنگ‌ها راه بیفتند، می‌تواند اشتغال محلی ایجاد کند و درآمد مردم را بالا ببرد؛ نه فقط فروش خام. ✍️ *اجتماعی و سیاسی:* چنین تعاملاتی می‌تواند اعتماد بین دولت مرکزی و ولایات را افزایش دهد. وقتی مردم ببینند که منابع طبیعی‌شان به نفع خودشان مدیریت می‌شود، احساس تعلق و مشارکت بیشتری پیدا می‌کنند، و کشمکش‌های محلی بر سر منابع کاسته می‌شود. ✍️ *چالش‌ها:* ضعف نظارت، فساد محلی، نبود زیرساخت‌های مناسب برای استخراج و فرآوری، و مشکلات امنیتی ممکن است مانع از استفاده کامل از این منابع شود. همچنین خطر آن وجود دارد که منافع عمدتاً به دست سرمایه‌داران بزرگ و واسطه‌ها برسد، نه مردم بومی. ✍️نورستان، با آنکه سال‌ها دور از مرکز توجه بود، امروزه فرصت دارد تا از سایه جغرافیایی و تاریخی خود بیرون آید. فروش ۹۰۰۰ کیلوگرام سنگ‌های قیمتی در دوآب نه فقط یک معامله اقتصادی، بلکه صدای بیداری است؛ صدای امید. ✍️اگر این فرصت با حکمت، عدالت و شفافیت همراه شود، نورستان می‌تواند نمادی از تغییری باشد که افغانستان نیاز دارد؛ تغییری که نه با شعار، بلکه با عمل ساخته می‌شود. ✍️اما اگر این منابع به‌صورت نامنظم استخراج شوند، یا سود آن عاید عده‌ای خاص گردد، این فرصت طلایی نیز مانند بسیاری فرصت‌های دیگر، به خاطره‌ای تبدیل خواهد شد. ✍️ افغانستان با داشتن منابع طبیعی به ارزش *بیش از یک تریلیون دالر*، از جمله معادن غنی، نفت، و سنگ‌های قیمتی، یکی از ثروتمندترین کشورهای منطقه از نگاه زیرزمینی است، اما این سرمایه ملی در گذشته‌ مورد سوءاستفاده زورمندان و حاکمان وقت قرار گرفته و کمتر مورد توجه اصولی و علمی بوده؛ اکنون زمان آن رسیده که استخراج این منابع بر بنیاد تخصص، شفافیت و منافع ملی صورت گیرد. *"له دوستانو سره یې شریک کړئ!"* *"با دوستان‌تان شریک سازید!"* *"Share it with your friends!"*https://t.me/afghantribunehttps://chat.whatsapp.com/https://twitter.com/Afghan_Tribune1https://www.facebook.com/Afghan ‏Tribune-112210387950272 ✅

photo content

🟣*«*جګړې ځپلۍ افغانستان او درې ژور بشري کړکېچونه* !»* ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *📩 افغان تریبیون – *حقیقت د ټولو لپاره* کابل، چهارشنبه ۲۶ وږی ( سنبله )۱۴۰۴ ✍️افغانستان دا مهال له دریو ژورو بشري کړکېچونو سره لاس او ګریوان دی: د کډوالو جبري ستنیدنه، اقلیمي بدلونونه او وچکالي، او د بشري مرستو د تمویل کمښت. دا هر یو بحران یوازې د خلکو ژوند نه ځپي، بلکې د ټول هېواد د ثبات، اقتصاد، او راتلونکي لپاره خطرناکه پایلې لري. ✍️د کډوالۍ نړیوال سازمان مشره میهیونګ پارک، وايي، افغانستان یوځل بیا د درنو ازمیښتونو تر فشار لاندې راغلی دی. هغې ویلي، تر اوسه ۲ میلیونه افغان مهاجر بیرته هېواد ته ستانه شوي او دا شمېره ښايي تر ۲۰۲۵ کال پورې ۳ میلیونو ته ورسیږي. ✍️«میهیونګ پارک» ویلي، افغانستان هم‌مهاله له درېیو لویو بحرانونو سره مخ دی: د کډوالو جبري ستنېدل، اقلیمي بدلونونه او وچکالي، او د بشري مرستو د بودیجې کمښت. نوموړې زیاتوي چې دا درې واړه کړکېچونه د افغانانو پر ژوند ژور اغېز کړی او له نړیوالې ټولنې د بیړني اقدام غوښتنه کوي. ✍️له بلې خوا، د ملګرو ملتونو د کډوالو عالي کمېشنرۍ (UNHCR) هم اعلان کړی چې افغانستان کې شاوخوا ۳ میلیونه کسان په کور دننه بې‌ځایه شوي دي. دغه بې‌ځایه کیدل د شخړو، اقتصادي فشار، او د طبیعي افتونو له امله رامنځته شوي. ✍️ ملګري ملتونه خبرداری ورکوي چې که مالي مرستې زیاتې نه شي، په افغانستان کې به د بې‌ځایه شویو میلیونونو وګړو ژوند له لا ستر بشري ناورین سره مخ شي؛ ځکه چې د کډوالۍ عالي کمېشنرۍ ته یوازې یوه سلنه بودیجه برابرېږي، چې دا د اړتیاوو پر وړاندې یوه ناهیلي کوونکې کچه ده. ✍️ همداراز د نړیوال خوراکي پروګرام عملیاتي مشر کارل سکاو ویلي، چې په افغانستان کې د سختې وچکالۍ له امله د خلکو اوسنی بحراني وضعیت لا پسې کړکېچن شوی او میلیونونه افغانان بشري مرستو ته اړ شوي دي. ✍️ ښاغلي سکاو زیاته کړې چې دغه سازمان دوه کاله مخکې شاوخوا ۱۰ میلیونه افغانانو ته مرسته رسولې، خو اوس یوازې شاوخوا ۱.۵ میلیونه وګړو ته رسیدلی شي. ✍️په افغانستان کې تر اوږدو جګړو، بې‌ثباتۍ، نړیوالو بندیزونو او اقتصادي سقوط وروسته، اوسنی حکومت له یو شمېر محدودو سرچینو سره د خلکو د لوی شمېر ستونزو او اړتیاوو پر وړاندې درېدلی. ✍️د افغان کډوالو ستنیدل، په ځانګړي ډول له ایران او پاکستان څخه، پردې روان حالت نور فشار راوړي چې نه د کار زمینې شته، نه د سرپناه، او نه هم د بیړنیو مرستو پراخ لاسرسی. ✍️د خلکو زغم تر حده رسیدلی. دوی نه یوازې مرستو ته اړتیا لري، بلکې د عزت، ثبات او راتلونکي هیله هم ورسره ده. دا یوه ژمنه غواړي — نه یوازې له افغان دولت، بلکې له ټولې نړۍ. ✍️د اقلیمي بدلونونو له امله هم سږکال سختې وچکالۍ راغلې، کرنه ټپه ولاړه ده، خلک د خوړو له کمښت سره مخ دي. همداراز نړیوال تمویل کم شوی او د مرستو بودیجه یوازې یو سلنه پوره شوې. ✍️افغانستان ته د کډوالو ډله ییز ستنیدل یو ملي فرصت ګڼل کېدای شي، خو یوازې هغه وخت چې دولت او نړېوالې ادارې ورته لازمې چارې برابرې کړي. اوس مهال دا ستنیدنه د فشار یوه بله درنه څپه ده. ✍️همداراز، د اقلیمي بدلونونو پر وړاندې د چمتووالی نه‌شتون، هېواد له یوه طبعي ناورین سره مخ کړی دی، داسې ناورین چې بشري بڼه اخلي. ✍️درې‌ګونې بشري کړکېچونه افغانستان ته دا پیغام لري چې د خلکو حالت باید د نړیوالې ټولنې، مرستندویو بنسټونو، او د اسلامي امارت د پالیسیو په مرکز کې وي. ✍️که نړیوالې مرستې دوام ونه‌کړي، او یا د اقلیمي افتونو پر وړاندې اقدامات ونشي، نو دا بحرانونه به نه یوازې دا هېواد، بلکې سیمه له بې‌ثباتۍ سره مخ کړي. ✍️له دې حالت نه وتل ملي یووالي، د شفافو پالیسو عملي کول، له ګاونډیانو سره مثبت تعامل، او د نړېوال ملاتړ دوام ته اړتیا لري. ✍️افغانستان دا مهال د درې سترو ازمیښتونو پر پوړ ولاړ دی. که دا بحرانونه په ګډه ونه‌درول شي، نو د ستر بشري ناورین بڼه به غوره کړي. ✍️ د کډوالو عالي کمېشنرۍ له نړیوالو مرسته‌کوونکو او بنسټونو غوښتنه کړې چې د افغانستان له اړمنو، بې‌ځایه شویو او زیانمنو وګړو سره د بېړنیو بشردوستانه مرستو په برخه کې خپلې ژمنتیاوې عملي کړي، ځکه چې وخت د انسانیت د امتحان شیبې را رسولي دي. ✍️ د بشري مرستو کمښت یو وجدان‌لرونکی مسؤلیت راولاړوي؛ دا یوازې یو عدد نه، بلکې د میلیونونو اړمنو انسانانو د ژوند او پایښت پوښتنه ده. د جګړو، زلزلو، وچکالۍ او بې‌وسۍ ځپلو ته یوازې ژمنې نه، بلکې سمدستي او عملي مرستې اړینې دي. *"له دوستانو سره یې شریک کړئ!"* *"با دوستان‌تان شریک سازید!"* *"Share it with your friends!"*https://t.me/afghantribunehttps://chat.whatsapp.com/https://twitter.com/Afghan_Tribune1https://www.facebook.com/Afghan ‏Tribune-112210387950272 ✅

photo content

🟣 *«پاکستان زیر سایه جنگ داخلی؛ خیزش ملیت‌ها و شکست نظم اسلام‌آباد»* *📩 افغان تریبیون –*حقیقت برای همه کابل، چهار شنبه ۲۶ سنبله ( وږی )۱۴۰۴ ✍️حمله‌ی شبانه بر پاسگاه پولیس در منطقه‌ی شیرانی بلوچستان، نماد التهاب رو به رشد مبارزات آزادیخواهانه در بلوچستان و خیبرپشتونخوا است؛ مردمی که با هر روز مقاومت نظم استبدادی را به چالش می‌کشند و حکومتی که به جای پاسخ به خواست‌های عدالت‌طلبانه، بر آتش سرکوب افزوده است. ✍️ شب گذشته، افراد مسلح به پاسگاه پولیس در شیرانی بلوچستان پاکستان حمله کردند و آن را به آتش کشیدند. در این حادثه یک پولیس کشته شده، دو نفر زخمی و یک مأمور مفقود شده است. ✍️عملیات جست‌وجو برای یافتن مأمور گمشده جریان دارد. مقام محلی، حضرت ولی کاکر، تأکید کرده است که نیروهای امنیتی به دنبال ماموری هستند که هنوز بازنگشته‌اند. ✍️ تا کنون هیچ گروهی رسماً مسئولیت این حمله را برعهده نگرفته است، اما تجربه و سابقه منطقه نشان می‌دهد گروه‌های مقاومت بلوچ یا شبه نظامیان منطقه ممکن است در آن دخیل باشند. ✍️ بلوچ‌ها و پشتون‌ها در پاکستان دهه‌ها است که در برابر ظلم، استبداد ملی و اقتصادی و فرهنگی مقاومت کرده‌اند.مناطق بلوچستان و خیبرپشتونخوا به دلیل تفاوت‌های قومی، زبانی و تأثیرات تاریخی، همواره تحت فشار و استبداد حکومت مرکزی بوده‌اند. ✍️ حکومت پاکستان در دهه‌های اخیر به جای ارائه راه‌حل سیاسی برای مطالبات این مردم، امنیتی‌سازی و سرکوب را انتخاب کرده است، که منجر به رشد خشونت و از دست رفتن اعتماد شده است. ✍️ بحران اقتصادی، فساد، سیاست‌های تبعیض‌آمیز و فشارهای فزاینده از سوی دستگاه‌های سرکوب در حال ایجاد قطب‌بندی‌های شدید و افزایش درخواست برای خودمختاری یا استقلال است. ✍️این حادثه تنها یک حمله‌ی پولیسی نیست؛ صدایی است از اعماق بلوچستان و پشتونخوا، فریادی برای آزادگی و پایان حکومت نظامی استبدادی. وقتی پاسگاه پولیس سوخت، نماد سرکوب شعله‌ور شد و مردم نشان دادند که تحملشان سرآمده است. ✍️ *تقویت میل به خودمختاری:* حملات عمده و مکرر نشان می‌دهند که مطالبات قومی و محلی فراتر از خواسته‌های سیاسی شده‌اند؛ اکنون بحث مشروعیت حکومت، کنترول منابع و زبان و هویت قومی مطرح است. ✍️ *فشار اقتصادی و ضعف حکمرانی:* با افزایش تورم، کمبود خدمات اولیه، بی‌عدالتی اقتصادی و غفلت از نیازهای محلی، حکومتی که توان ضمانت امنیت و عدالت را ندارد، به آرامی مشروعیت خود را از دست می‌دهد. ✍️ *هزینه‌ی سرکوب:* هر بار که حکومت به جای پاسخگویی سیاسی، خشونت و سرکوب را انتخاب کند، هزینه‌ای سنگین بر روان جامعه و بر اعتبار بین‌المللی پاکستان تحمیل می‌شود. ✍️ *ضرورت راه‌حل سیاسی:* تنها گفتگو، مشارکت اجتماعی و به رسمیت شناختن هویت قومی و مطالبات مشروع می‌تواند از فروپاشی بیشتر جلوگیری کند. توسل مداوم به قوه و زور، آتش نفرت را شعله‌ورتر می‌کند. ✍️ مبارزه‌ی مردم بلوچستان و خیبرپشتونخوا تنها برای خاک و منابع نیست، بلکه برای شرافت، هویت و حق زنده‌گی است. هر پاسگاهِ سوخته و هر نیروی کشته‌شده، این پیام را روشن‌تر می‌سازد که ظلم دیگر قابل تحمل نیست و آتش مقاومت به‌سرعت در حال گسترش است. ✍️آینده روشن نیست اما ممکن است؛ اگر صدای مردم شنیده شود، اگر عدالت اجرا شود، اگر سیاستمداران به جای سرکوب، همدلی و گفتگو را انتخاب کنند.در پای این ظلم، ایستادگی یک نیاز انسانی است، نه یک عمل سیاسی. از مسئولان بخواهیم، از جامعه بین‌المللی بخواهیم: ظلم را نادیده نگیرید. انسان آزاد باید زندگی کند. *"له دوستانو سره یې شریک کړئ!"* *"با دوستان‌تان شریک سازید!"* *"Share it with your friends!"*https://t.me/afghantribunehttps://chat.whatsapp.com/https://twitter.com/Afghan_Tribune1https://www.facebook.com/Afghan ‏Tribune-112210387950272 ✅

photo content

🟣 *«ائتلاف استراتژيک روسيه–چين؛ بازتعريف نظم هسته‌ای جهانی »* *📩 افغان تریبیون –*حقیقت برای همه کابل، سه شنبه ۲۵ سنبله ( وږی )۱۴۰۴ ✍️در شرایطی که غرب به‌ویژه آمریکا با چالش‌های سیاسی داخلی و رکود در پروژه‌های انرژی هسته‌ای مواجه است، اتحاد رو‌به‌رشد روسیه و چین در این عرصه، معادلات ژئوپلیتیکی و انرژی جهان را به‌گونه‌ای بنیادین دگرگون می‌سازد. این همکاری نه‌تنها ظرفیت تولید انرژی را متحول می‌کند، بلکه نظم جهانی انرژی هسته‌ای را نیز از سیطره غرب بیرون می‌برد. ✍️بر اساس گزارش منابع معتبر، روسیه تاکنون چهار راکتور هسته‌ای در چین ساخته و برنامه ساخت چهار راکتور دیگر نیز روی دست است. چین نیز از سال ۲۰۱۵ تا امروز، ۳۵ راکتور جدید ساخته، در حالی که آمریکا تنها موفق به ساخت دو راکتور در این بازه زمانی شده است. ✍️از سوی دیگر، فناوری چرخه سوخت روسیه به چین امکان می‌دهد تا سوخت مصرف‌شده را بازیافت کرده، وابستگی خود به واردات کاهش دهد و پایداری در زنجیره تأمین انرژی را تضمین نماید. ✍️چین با بلندپروازی در عرصه انرژی، هدف ۱۰۰ گیگاوات انرژی هسته‌ای را تعیین کرده تا از سطح فعلی آمریکا (۹۷ گیگاوات) فراتر رود. در این مسیر، روسیه که تجربه، فناوری و منابع لازم را در اختیار دارد، به شریک راهبردی چین بدل شده است. ✍️این در حالی است که آمریکا با موانع زیست‌محیطی، هزینه‌های بالا، اختلافات سیاسی و فشارهای اجتماعی در توسعه انرژی هسته‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کند. ✍️این ائتلاف تنها یک همکاری صنعتی نیست، بلکه تجلی یک پروژه ژئوپلیتیکی است: ساختن یک نظم نوین انرژی بر پایه فناوری‌های غیرغربی. در شرایطی که غرب با رویکردهای محافظه‌کارانه و فشارهای محیط‌زیستی توان بسط زیرساخت‌های هسته‌ای خود را از دست داده، روسیه و چین با تمرکز بر امنیت انرژی، خود را برای سلطه بر آینده آماده می‌کنند. ✍️در دنیای امروز که انرژی و فناوری هسته‌ای به‌صورت روزافزون به ابزار نفوذ استراتژیک بدل شده‌اند، اتحاد روسیه–چین یک «چرخش قدرت» محسوب می‌شود. ✍️اگرچه تمرکز این دو کشور بر افزایش ظرفیت تولیدی است، اما پیام سیاسی آن برای واشنگتن روشن است: دوران انحصار انرژی توسط غرب به سر رسیده. ✍️از نگاه استراتژیک، این شراکت توازن قدرت جهانی را نه تنها در حوزه انرژی، بلکه در سیاست و اقتصاد بین‌الملل نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. ✍️چین با پشتوانه تکنولوژی روسی، نه‌تنها به خودکفایی نزدیک‌تر می‌شود، بلکه الگویی برای کشورهای در حال توسعه نیز ارائه می‌کند که خواهان فاصله‌گیری از ساختارهای تحت رهبری غرب هستند. ✍️در جهانِ در حال تغییر امروز، انرژی دیگر تنها یک منبع نیست؛ قدرت است، نفوذ است، و آینده است.شراکت هسته‌ای روسیه–چین زنگ خطری است برای قدرت‌های سنتی که هنوز خود را در جایگاه برتر می‌بینند. *نظم نوین جهانی در حال شکل‌گیری است؛ نه از مسیر جنگ و تحریم، بلکه از دل نیروگاه‌های هسته‌ای شرقی.* ✍️بر اساس تازه‌ترین برآوردها، *روسیه با بیش از ۵۸۰۰ کلاهک هسته‌ای* در صدر فهرست جهانی قرار دارد، پس از آن *امریکا با حدود ۵۴۰۰ کلاهک* در رتبه دوم ایستاده، و *چین با بیش از ۵۰۰ کلاهک* جایگاه سوم را دارد؛ این آمار نه تنها نشان‌دهنده توازن قوا میان ابرقدرت‌هاست، بلکه رقابت استراتژیک هسته‌ای میان واشنگتن، مسکو و پکن را به مرحله خطرناک‌تری سوق داده است. *"له دوستانو سره یې شریک کړئ!"* *"با دوستان‌تان شریک سازید!"* *"Share it with your friends!"*https://t.me/afghantribunehttps://chat.whatsapp.com/https://twitter.com/Afghan_Tribune1https://www.facebook.com/Afghan ‏Tribune-112210387950272 ✅

photo content

🟣*«نسل‌کشی در غزه تأیید شد؛ صدای الحق و عدالت جهانی در دفاع از مظلومان»* *📩 افغان تریبیون –*حقیقت برای همه کابل، سه شنبه ۲۵ سنبله ( وږی )۱۴۰۴ ✍️کمیسیون تحقیق سازمان ملل در گزارش تازه‌ای تأیید کرده است که اسرائیل در نوار غزه مرتکب نسل‌کشی شده؛ ادعایی جدی و هشداردهنده که مسئولیت‌های سیاسی، حقوقی و اخلاقی سنگینی را بر گردن جامعه بین‌الملل می‌گذارد. ✍️ گزارش «کمیسیون تحقیق سازمان ملل» روز سه‌شنبه اعلام کرد که اسرائیل به‌طور مداوم و با وقاحت، نسل‌کشی در غزه را ادامه می‌دهد و آن را «بی‌رحمانه‌ترین اقدامات از سال ۱۹۴۸ تاکنون» توصیف کرده است. ✍️این کمیسیون مقامات بلندپایه اسرائیل، از جمله نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو، را به «تحریک اقدامات نسل‌کشی» متهم کرده است. ✍️ناوی پیلای، رئیس کمیسیون، ضمن بیان این که اسرائیل مسئول عدم پیشگیری و مجازات نسل‌کشی است، گفته است که «ارزش مدارک و شواهد به حدی است که قصد نسل‌کشی را نمی‌توان انکار کرد». ✍️ناوی پیلای، با تاکید بر مسئولیت جهانی در برابر جنایت‌های جاری در غزه گفت: «تمامی کشورها باید بی‌درنگ و بدون تعلل، از هر ابزار ممکن سیاسی، حقوقی و اقتصادی برای متوقف ساختن ماشین مرگ اسرائیل در غزه و سرزمین‌های اشغالی استفاده کنند؛ سکوت در برابر این نسل‌کشی، همدستی آشکار با آن است.» ✍️ گزارش همچنین ادامه عملیات نظامی، بمباران گسترده، محروم کردن مردم از کمک‌های بشردوستانه، تخریب زیرساخت‌ها، و اقدامات که جلوگیری از تولد یا کاهش زاد و ولد را هدف گرفته‌اند، به‌عنوان بخشی از شواهد نسل‌کشی برشمرده است. ✍️به گفته‌ی منابع صحی در غزه، شمار جان‌باختگان حملات اسرائیل از آغاز جنگ در ۷ اکتوبر ۲۰۲۳ تاکنون به بیش از *۶۴٬۹۶۴* تن رسیده است. تنها در روز سه‌شنبه (۲۵ سنبله) ۹۶ نفر دیگر توسط نیروهای اسرائیلی شهید شدند. هزاران تن زخمی و صدها نفر هنوز زیر آوارها مفقود هستند؛ آماری تکان‌دهنده که نشان‌دهنده‌ی ابعاد فاجعه انسانی و تداوم بی‌رحمانه‌ترین عملیات نظامی معاصر است. ✍️در همین حال انتونیو گوترش، سرمنشی ملل متحد سازمان ملل، با ابراز نگرانی عمیق از وضعیت غزه، آنچه در این سرزمین می‌گذرد را "وحشتناک و غیرقابل پذیرش" خواند و تأکید کرد که ارزیابی رسمی نسل‌کشی بر عهده دیوان کیفری بین‌المللی است؛ اما آنچه امروز جهان می‌بیند، فراتر از تراژدی است و نیازمند اقدام عاجل می‌باشد.* ✍️*گوترش همچنین با اشاره به بن‌بست دیپلماتیک تأکید کرد که استقرار نیروهای بین‌المللی در شرایط کنونی، به‌دلیل مخالفت اسرائیل و آمریکا، بعید به نظر می‌رسد. او تصریح کرد که بدون راه‌حل دو کشوری، صلح پایدار در خاورمیانه ممکن نیست، و اسرائیل در حال حاضر اراده‌ای برای مذاکره واقعی بر سر آتش‌بس ندارد.* ✍️او ضمن ابراز آمادگی برای دیدار با نتانیاهو، تأکید کرد که در حاشیه مجمع عمومی، تلاش خواهد کرد تا دیدارهایی با هیئت‌های روسی و اوکراینی نیز ترتیب دهد، اما بحران غزه اکنون در اولویت وجدان جهانی قرار دارد. ✍️ از زمان آغاز حملات زمینی و هوایی اسرائیل بر غزه، این تهاجم‌ها نه‌تنها هزاران قربانی بر جا گذاشته، بلکه به موجی از ویرانی بی‌سابقه، آوارگی گسترده و مرگ خاموش یک ملت انجامیده است؛ غزه امروز نماد یک فاجعه بشری است که جهان آن را می‌بیند، اما هنوز خاموش ایستاده است. ✍️ در طول این مدت، سازمان‌های بین‌المللی بارها نسبت به استفاده از گرسنگی به‌عنوان سلاح جنگ، قطع کمک‌های بشردوستانه، تخریب مراکز صحی، حملات بر غیرنظامیان، و نقض حقوق بشر هشدار داده‌اند. ✍️ پیش از این نیز ، گزارش‌هایی وجود داشته که بخشی از اقدامات نظامی اسرائیل با معیارهای شناسایی‌شده تحت کنوانسیون جلوگیری از نسل‌کشی مطابقت دارد، مانند آسیب رساندن عمدی به زنان باردار، مراکز تولد، و زیرساخت‌های حیاتی طبی. ✍️این گزارش نه تنها تأکید می‌کند که شواهد ملموس برای نسل‌کشی وجود دارد، بلکه این استدلال را نیز مطرح می‌کند که رهبران سیاسی و نظامی اسرائیل با زبان و اقدامات خود، نه تنها به تولید شرایط مؤثر برای نسل‌کشی کمک کرده‌اند، بلکه به‌صورت مستقیم آن را تحریک کرده‌اند. ✍️این موضوع پیامدهای حقوقی سنگینی دارد؛ از دعاوی بین‌المللی تا مسئولیت کیفری مقامات ارشد که ممکن است به محکمه‌های بین‌المللی کشیده شود. ✍️ *مسئله قصد:* یکی از مهم‌ترین عناصر حقوقی در تعاریف نسل‌کشی «قصد نابودی، کامل یا جزئی گروهی قومی، دینی یا ملی» است. این گزارش با استناد به فرمان‌ها، اظهارات رسمی و شواهد عینی، می‌گوید که این قصد قابل اثبات است. ✍️ *تبعات سیاسی:* این تشخیص رسمی از سوی سازمان ملل *فشار و مسئولیت وارد بر اسرائیل را افزایش می‌دهد*، متحدانش را زیر فشار اخلاقی و سیاسی قرار می‌دهد، و از کشورهای مستقل می‌طلبد که موضع ولضیح ‌تری اتخاذ کنند.

✍️ *اُفت مشروعیت اسرائیل:* این گزارش می‌تواند موجب از بین رفتن حمایت بین‌المللی، تحریم‌ها، و فشار حقوقی شود. همچنین توجه نهادهای قضایی مانند محکمه بین‌المللی کیفری را به خود جلب خواهد کرد. ✍️نسل‌کشی چیزی نیست که تنها در کتاب‌های تاریخ بنویسند؛ این واقعیت امروز در غزه رخ می‌دهد. هر بمباران، هر محاصره، هر مرگ کودک، زن یا پیر فقط یک آمار نیست، داستانی از درد، از تولدها که از بین رفته‌اند، از زندگی که نابود شده است. ✍️گزارش سازمان ملل یک چراغ در تاریکی است؛ از جامعه جهانی، از کشورها، از هر انسانی که به عدالت، انسانیت و وجدان پایبند است، خواسته می‌شود سکوت را بشکند. اگر امروز در برابر حقیقت بایستیم، شاید فردا کسی بتواند ادعا کند که «نمی‌دانستم». ✍️اگر امروز جهان بی‌تفاوت بماند، فردا بر جنازه‌ی عدالت خواهد گریست. اکنون زمان آن است که انسانیت قربانی سیاست نشود. *اقدام، عدالت و حافظه— سه واژه‌ای‌ست که باید پیام جهانیان به غزه باشد.* *"له دوستانو سره یې شریک کړئ!"* *"با دوستان‌تان شریک سازید!"* *"Share it with your friends!"*https://t.me/afghantribunehttps://chat.whatsapp.com/https://twitter.com/Afghan_Tribune1https://www.facebook.com/Afghan ‏Tribune-112210387950272 ✅

photo content