1 959
Subscribers
-224 hours
-67 days
-1930 days
Posts Archive
1 959
سالروز شهادت جانسوز حضرت امام جواد(علیه السلام) را محضر مقدس امام زمان(علیه السلام) و تمام شیعیان آن حضرت تسلیت و تعزیت عرض میکنم و امید وارم که در روز قیامت مشمول شفاعتشان قرار بگیریم!
#اللهمصلّعلیمحمدوآلمحمدوعجّلفرجهم
1 959
خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
راحت جان طلبم و از پی جانان بروم
گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب
من به بوی سر آن زلف پریشان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
چون صبا با تن بیمار و دل بیطاقت
به هواداری آن سرو خرامان بروم
در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت
با دل زخم کش و دیده گریان بروم
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا در میکده شادان و غزل خوان بروم
به هواداری او ذره صفت رقص کنان
تا لب چشمه خورشید درخشان بروم
تازیان را غم احوال گران باران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
1 959
✨
🔴 گرِههایی کور زندگی از کجاست؟!
✍حضرت آیت الله جوادی آملی : از برخی روایات و آیات قرآن کریم اینچنین برمیآید که برخیها در همه شئون زندگی موفق می شوند؛ یعنی به هر راهی که وارد شوند، به آنها خیر میرسد و راه برایشان باز است؛ امّا بعضیها طوری هستند ـ مثل گِرههای کور ـ که به هر سَمتی که بخواهند حرکت کنند راه بسته است. افرادیکه در جامعه زندگی میکنند، این دو حال را در خودشان مشاهده میکنند.
خدای سبحان فرمود: «کسی که باتقوا باشد هرگز در زندگی نمیماند و یک زندگی آبرومند تا آخر عمر دارد»؛ این جمله نورانی دو پیام را به همراه دارد:
یکی اینکه مردان باتقوا هرگز گرفتار گِره کور در زندگی خود نمیشوند که نتوانند خروجی را تشخیص دهند و راه برایشان باز است.
دوم اینکه گرچه کسب و کار دارند، ولی خداوند از آن راهی هم که آنها امید ندارند به آنها روزی میدهد.
💥طبق بیان قرآن، کسیکه با خدا رابطه ندارد، گاهی کارش به صورت یک گِره کور درمیآید؛ به هر کاری دست میزند موفق نمیشود و در آن کار میماند و راه خروجی از مشکل پیش آمده را هم نمی یابد؛ میبینید بعضیها همین گِره را در زندگی دارند و میگویند ما دست به هر کاری میزنیم مشکل ما حل نمیشود، برای اینکه این افراد نام خدا و یاد خدا را کنار گذاشته اند و نمیدانند که از همین جا دارند آسیب میبیند.
🌎 @t_mesbah
1 959
در آن ملاقات #چه_فرمودند؟!
روزی، با جمع طلاّب و فضلای حوزه، محضر حضرت آیت الله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض(دامت برکاته) رفته بودیم؛ توصیههای مهم برای طلاّب داشتند و بیشترین تأکید ایشان این بود که تا میتوانید درس بخوانید و درس خواندن مقدم بر هر گونه عمل مستحبی حتی نافله شب است و از طلاب، به جدّیت تمام خواستند که از هرگونه جهتگیریهای قومی، حزبی، سمتی، زبانی و... خود داری کنند و نباید برایشان این از کجا بودن و آن از کجا بودن و این قوم بودن و آن قوم بودن مطرح باشد و از وجود چنین مسایلی در بین مردم، علما و طلاب به شدت ناراحت بودند و به همین مناسبت؛ با لحن بسیار صریح از ظلمی که در حق حضرت آیت الله العظمی محسنی(رضوان الله تعالی علیه) در طول حیات پربارشان شده بود تأسف خورد و از نگاهِ قومگرایانهی برخی مردم به این فقیه عزیز به شدت ناراحت بودند و رحلت معظّمله را ضایعهای دانستند که قابل جبران نخواهد بود و از خدمات ارزندهی ایشان؛ چون تأسیس حوزه علمیه خاتمالنبیین"ص"، رسمیت بخشیدن مذهب تشیع در افغانستان و... با عظمت خاصی یاد کردند و فرمودند من بهتر از شما آقای محسنی را میشناختم؛ چون با ایشان یکجا درس خواندیم و یکجا زندگی میکردیم. یعنی برای ما گوش زد کردند که تعریفات ایشان از روی شناخت به معنای واقعی کلمه است.
خداوند برای تمام مراجع عظام، به ویژه حضرت آیت الله العظمی فیاض(مدّ ظلّه العالی) طول عمر و برای حضرت آیت الله العظمی محسنی(رضوان الله تعالی علیه) درجات علیای بهشتی در کنار پیامبر(ص) و اهلبیت طاهرینش عنایت کند!
#آمین
محمدتقی مصباح- نجف اشرف
۱۳۹۸/۹/۶
1 959
سهم بگیرید؛ چون بر گردن ما حق زیاد دارد!
بخش تحقیقاتِ مدرسه أم المٶمنین، خدیجه کبری(سلام الله علیها) طرح بزرگ و میلیونی ختم قرآن را جهت هدیه به روح ملکوتی حضرت آیت الله العظمی محسنی(رح) به مناسبت اولین سالگرد معظمله طرحریزی کرده است و به خاطر هماهنگی بیشتر و اینکه چه کسی، کدام جزء را میخواند شماره بخش تحقیقات را در اختیار مٶمنین قرار داده است که شما میتوانید از طریق تلگرام و واتساب با آدرس همین شماره( 0093797180759 ) هماهنگ شده و در این طرح میلیونی سهیم شوید و روح آن فقیه عزیز را شاد نمایید.
#اطلاعرسانی نمایید
1 959
باید این دو سلاح روز را داشته باشیم!
حضرت آیت الله العظمی محسنی(رضوان الله تعالی علیه) که به شدت در برخی موارد، منتقد نظام آموزشی حاکم بر حوزات علمیه(نجف، قم و...) بود، خود بهترین طرح را در این زمینه ارائه میکرد، طرحی که میتواند در شرایط کنونی برای طلاب و حوزات علمیه راهکشا و سوقدهندهی آنها به سوی یک آینده پردستاورد و هدف مند باشد. او که به خوبی از مقتضیات زمان و اینکه در چه زمانی زندگی میکنیم آگاه بود، همواره طلاب را در کنار فراگیری عمیق و نقادانهی علوم محوری حوزوی، به یادگیری مهارت نویسندگی و سخنوری و حتی زبان، وکمپیوتر و... ترغیب و حتی ملزم میکرد که متأسفانه همه به ویژه مهارت نویسندگی و سخنوری، آنگونه که باید و شاید، تا جایی در بین طلاب مغفول مانده است. مقتضایی سخن ایشان این می شود که هر طلبه ای اگر نتواند خوب بنویسد و خوب سخنرانی کند، در جامعه امروز و فردا نمی تواند مٶثر واقع شود و بلکه در نبرد فرهنگی که سلاح مهم آن گفتن و نوشتن است، شکست خورده و میدان را برای سکولار و دین ستیزانیکه خوب مینویسند و خوب میگویند رها میکنند.
روح ملکوتی شخصیت آگاه به زمان شاد و یادش گرامی باد.
t.me/t_mesbah
1 959
علامه مدرس افغاني(ره)، پس از فوت پدرش در 18 سالگي تصميم ميگيرد براي ادامه تحصيل به نجف اشرف مهاجرت نمايد. او نذر ميكند پياده از مشهد به كربلا برود. وي در روز اربعين مشهد مقدس را ترك مي كند و در روز اربعين سال بعد وارد كربلاي معلا ميشود. علّت اينكه اين سفر يك سال به طول انجاميد، عبارت است از:
1. فقر. وي بسيار فقير بود و در سفر هيچگونه زاد و راحلهاي نداشت. لذا مجبور بود در بين راه كار كند تا خرج سفر را تهيه نمايد. او يك ماه و نيم در شهر كاظمين، نزد چلبي مشغول محاسبه كارهاي كاخي بوده كه ميساخته.
2. بيماري. وي نزديك شهر مقدس قم به بيماري خطرناكي گرفتار ميشود و يك ماه در كاروان سرايي نزديك قم مي ماند. در همين زمان، آية الله العظمي شيخ عبدالكريم حايري از اراك به قم هجرت ميكند. وي پس از آن كه از بيماري مدرس افغاني باخبر مي شود چند نفر را نزد او مي فرستد تا از احوال او جويا شوند. آنان بعد از اطمينان از اين كه مدرس افغاني، طلبه است او را به قم مي برند و براي بهبودي اش تلاش مي نمايند، بعد از بهبودي، به او پيشنهاد مي دهند در قم بماند و به ادامه تحصيل خود بپردازد، اما او مي گويد نذر كرده كه به نجف برود.
3. دستگيري. ايشان از مرز قصر شيرين وارد خاك عراق مي شود و به محض ورود، توسط نيروهاي عراقي دستگير و به مرز ايران بازگردانده مي شود. اين كار چهار بار تكرار مي شود. او سرانجام از نزديكي هاي شهر سليمانيه وارد عراق مي شود و خود را به كاظمين مي رساند.
وي سرانجام بعد از تحمل مرارتهایی فراوان، با صورت افروخته و قدمهایی ورم كرده، وارد حرم مطهر حضرت ابا عبدالله الحسين(عليه السلام) ميشود. خودش در اين باره ميگويد: «حالت عجيبي داشتم كه بعد از آن هيچگاه آن حالت برايم پيش نيامد». وي بعد از سه روز اقامت در شهر مقدس كربلا، وارد نجف اشرف ميشود و به تحصيل علوم ديني ميپردازد.
1 959
داستان مزد نامعين!
آن روز را سليمان بن جعفر جعفرى و امام رضا(عليه السلام) به دنبال كارى با هم بيرون رفته بودند. غروب آفتاب شد و سليمان خواست به منزل خويش برود، امام رضا(ع) به او فرمود: «بيا به خانه ما و امشب با ما باش.» اطاعت كرد و به اتفاق امام به خانه رفتند.
امام غلامان خود را ديد كه مشغول گلكارى بودند. ضمنا چشم امام به يك نفر بيگانه افتاد كه او هم با آنان مشغول گلكارى بود، پرسيد: «اين كيست؟».
غلامان: «اين را ما امروز اجير گرفتهايم تا با ما كمك كند.».
- بسيار خوب، چقدر مزد برايش تعيين كردهايد؟.
- يك چيزى بالاخره خواهيم داد و او را راضى خواهيم كرد.
آثار ناراحتى و خشم در امام رضا پديد آمد و رو آورد به طرف غلامان تا با تازيانه آنها را تأديب كند. سليمان جعفرى جلو آمد و عرض كرد: «چرا خودت را ناراحت مىكنى؟».
امام فرمود: «من مكرر دستور دادهام كه تا كارى را طى نكنيد و مزد آن را معين نكنيد هرگز كسى را به كار نگماريد، اول اجرت و مزد طرف را تعيين كنيد بعد از او كار بكشيد. اگر مزد و اجرت كار را معين كنيد، آخر كار هم، مىتوانيد چيزى علاوه به او بدهيد. البته او هم كه ببيند شما بيش از اندازهاى كه معين شده به او مىدهيد، از شما ممنون و متشكر مىشود و شما را دوست مىدارد و علاقه بين شما و او محكمتر مىشود. اگر هم فقط به همان اندازه كه قرار گذاشتهايد اكتفا كنيد، شخص از شما ناراضى نخواهد بود. ولى اگر تعيين مزد نكنيد و كسى را به كار بگماريد، آخر كار هراندازه كه به او بدهيد باز گمان نمىبرد كه شما به او محبت كردهايد، بلكه مىپندارد شما از مزدش كمتر به او دادهايد.(بحارالانوار، 12، 31)
1 959
إن شاء الله که آرزومندان امسال هم بتوانند حضور پیدا کنند!
#السلامعلیکیاسیدالشهدایاحسینبنعلی(علیهما السلام)
🆔 @t_mesbah
