en
Feedback
کانال محمدتقی مصباح

کانال محمدتقی مصباح

Open in Telegram
1 959
Subscribers
-224 hours
-67 days
-1930 days
Posts Archive
آیت الله محسنی(ره) #زنـده است...!!! در خانه بودم که ناگاه تماسی آمد و از تُنِ صدایش معلوم بود که قلبش زود زود می‌زد و بدون مقدمه و مٶخره‌ای و با نگرانی تمام سوال از رخ‌دادی کرد که در عمر خود تلخ‌تر از آن تجربه نکرده بودم و از شدت ناگواری آن، به خود تلقین می‌کردم که شاید خواب دیده باشم و اصلا باورم نمی‌شد و با جست‌وجویی دریافتم که بلی اتفاق افتاده است و ناخودآگاه اشکی از دیدگان جاری کردم و با هم دم خود در میان گذاشتم و آن شب تا صبح نخوابدیم و با هدیه آیاتی از کلام الهی شبی را صبح کردیم که گویا سحری نداشت و بعد از فجر راه افتادم و بعد از نیم ساعت رسیدم به محوطه حوزه علمیه خاتم‌النبیین(ص) که چهره‌های پریشان با چشمان ورم کرده و غم‌زده‌ای را می‌دیدم که بر غم و اندهم افزودند و بالاخره رسیدم به آن‌جایی که باید می‌رسیدم و آن کنار پیکر استادی بود که از خود شاگردان به آن‌ها مهربان‌تر بود و آن زمان بزرگواری آمد و با تعبیری این‌که"مصباح یتیم شدیم" قلب پر از دردم دردمندتر شد و بالاخره سرانجام آن روز(۱۴/اسد/۱۳۹۸) با حضور پرشور مردم، علما، اساتید، مقامات بلند پایه‌ی دولتی و با حضور رسانه‌های خارجی و داخلی، پیکر مطهر فقیه فرزانه، حضرت آیت الله العظمی محسنی(رضوان الله تعالی علیه) بعد از اقامه‌ی نماز به آرامگاه آن عزیز منتقل و در آنجا ماندگار شد و شب و روزها آنجا پر از انسان‌های بود که دل‌سوزترین حامی را از دست داده بود. ✅ حال پرسش‌ها این است که آیا واقعا حضرت آیت الله العظمی محسنی دیگر در بین ما نیست و حضور ندارد؟! واقعیت این است که او زنده‌تر از هر زمان دیگر است. زنده بودن به نفس کشیدن و تحرک داشتن و جنبیدن فزیکی نیست، بلکه به آثار داشتن و مایه‌ی خیر و برکت بودن برای جامعه است که این را حضرت آیت الله محسنی به بالاترین وجه ممکن دارد و با عبور از آن‌ها، زنده بودن یک انسان به زنده بودن اندیشه و فکر آن است؛ آن‌گونه که شاعری زیبا سروده: ای برادر تو همان اندیشه‌ای ما بقی تو استخوان و ریشه‌ای و حضرت آیت الله العظمی محسنی(رح) مصداق برجسته‌ای برای حضور در قالب اندیشه و افکار است. و آیا شما در افغانستان و سایر کشورهای اسلامی کنفرانس وجلسه‌ای را سراغ دارید که برای راهکارهای ایجاد وحدت و اخوت بین امت شیعه و سنی با حضور دانشمندان و شخصیت های تأثیرگذار تشکیل شود، ولی سخن از آیت الله محسنی و اندیشه‌های اخوت‌آفرین و خیرخواهانه‌اش به میان نیاید؟ و آیا می‌شود که در حوزات علمیه‌ی نجف، قم و... از مسائل رجالی، کلامی، فقهی و... بحث شود، ولی به دیدگاه های آیت الله محسنی پرداخته نشود؟ و آیا مگر می شود که از تأثیرگذاری رسانه‌ها در تربیت نسل جدید سخن برانیم،ولی تلویزیون اسلامی تمدن و رایدیو فرهنگ را نادیده بگیریم؟ و آیا می‌شود که از دانشگاه ها سخن به میان بیاوریم، ولی دانشگاه خاتم‌النبیین(ص) را به دست فراموشی بسپاریم؟ و آیا می شود که به نظامِ "جمهوری اسلامی افغانستان" و بهترین قانون اساسی مان افتخار کنیم و اسم مبارک آیت الله محسنی به عنوان شخصیتی که نقش محوری و منفرد داشت گرفته نشود؟ و آیا می شود از رسمیت مذهب جعفری در کنار مذهب حنفی به عنوان یک دستاورد تاریخی برای تشیع افغانستان به خود ببالیم ولی با نام و تلاش آیت الله محسنی گره نخورده باشد و ده‌ها موارد دیگر. آیا شخصیتی که این همه افتخارات علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... از خود به یادگار گذاشته است، زنده نیست؟ اگر او زنده نباشد پس چه‌کسی زنده است؟ روح بزرگ مرد تاریخ شاد و یادش گرامی باد! #اللهم‌صلّ‌علی‌محمدوآل‌محمد

آمریکا و غرب خیلی تلاش کرد که مذهب شیعه در افغانستان رسمی نشود، ولی حضرت آیت الله العظمی محسنی(ره) با این‌گونه پاسخ‌های غرب‌شکن نقشه‌ی آن‌ها را نقش بر آب کرد. مصاحبه جذاب معظم‌له با شبکه خبری ABC آمریکا. در یک مورد خبرنگار، انگلیسی را اشتباه می‌گوید و آیت الله محسنی تصحیح می‌کند.☟☟ https://youtu.be/NJZYJIfdglY

قسمتی از سخنان دکتر #مولوی‌نیازی پیرامون جایگاه اهلبیت(ع) که از زبان سایر علمای اهل سنت نشنیده‌اید. این سخنان از زبان یک عالم اهل سنت قابل دقت است! لطفا تا آخر گوش کنید که به نکات #مهم اشاره می‌کند

سالروز رحلت سید روح‌الله خمینی(ره)، رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، منادی وحدت و اخوت را به محضر مقدس ولی عصر(علیه السلام) ارو
سالروز رحلت سید روح‌الله خمینی(ره)، رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، منادی وحدت و اخوت را به محضر مقدس ولی عصر(علیه السلام) ارواحنا فداه، حوزات علمیه و تمام مسلمین جهان تسلیت عرض می‌کنم

الگویی #مـبارزه و انقلاب...!!! در دنیایی‌که دروغ جایی راست، زر، تزویر و باطل جای حق، فحش و ناسزا جایی ادب و احترام، محبت‌ورزی به کفار، جایی بغض به آنان را گرفته است، سخن گفتن از اعتقادات، ارزش‌ها و منادیان و راهنماها بسی مشکل، ولی شیرین است. سخن از گفتن از اندیشه‌ها، خودسازی‌ها و انقلاب امام خمینی(ع) در شرایطی‌که عقل ما چشم ندارد و قلب ما بصیرت و غرق در قوم‌‌‌گرایی و جغرافیا پرستی هستیم، دارایی بار سنگین و ممکن است از نظر عده‌ای جرم باشد، همان‌سان که سخن گفتن و در کنار علی(علیه السلام) بودن جرم بود، ولی بدین معنا نیست که دست نگه‌داریم و چیزی نگوییم و ننویسیم؛ چون خمینی(رح) درست است که از ایران است، ولی متعلق به جهان اسلام است و ایرانی بودن جرم نیست، همان‌گونه که افغانستانی بودن جرم نیست. سرسخن با کسانی‌ است‌که مستقیم التفکیر هستند نه آنانی‌که مبتلا به کژاندیشی و کوتاه فکری‌اند. کسانی‌که دارایی فکر بلند و بالایی‌اند می‌توانند از خمینی سخن بگویند و در باره او بشنوند و نه آنانی که فکرشان فراتر از خود، قوم، جغرافیا عبور نمی‌کنند و براساس کوتاه‌فکری بر همه چیز؛ چون رسمان پاره‌کرده‌ای بر سبزه‌های روئیده برای حیات انسان می‌تازند. به نظر می‌رسد که اگر از وطن‌دوستی، قوم‌دوستی، جریان‌دوستی عبور کرده و کار به وطن‌گرایی، قوم‌گرایی و حتی خدای نکرده به وطن‌پرستی و قوم‌پرستی برسد، آن زمانی‌که موعود(عج) جهانی ظهور می‌کند نیز به دلیلی‌که از کشور، قوم و تبار ما نیست، به صدایش لبیک نخواهیم گفت. به هر صورت؛ سخن گفتن از خمینی، در واقع سخن از الگو و نمونه است و او می‌تواند الگویی خوبی در جهت خودسازی و در مسیر مبارزه با استبداد، سلطه‌طلبی، حق‌کشی و دفاع از مستضعفان باشد و او به ما آموخت که اگر حرکتی برای خدا باشد، سرانجام، ابرقدرت‌های دارنده پیش‌رفته‌ترین سلاح‌ها را می‌توان به زانو درآورد و روسیاه عالم نمود. امام خمینی به ما آموخت که شرط پیروزی در جهاد اصغر، پیروزی در جهاد اکبر و با هوای نفس است که خود قبل از این‌که با دشمنان بیرونی و در میدان جهاد اصغر برزمد، در مبارزه با هوای نفس، که ما را بیچاره ساخته است، سرافراز بیرون آمده بود. اندیشه‌های سیاسی خمینی برای سیاست‌مدار امروز و رهنمون‌های فرهنگی ایشان برای فرهنگیان امروز راهکشا و درس است. خلاصه او در میدان خودسازی و دگرسازی الگو و نمونه است. فرارسیدن سالروز رحلت رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران را به امت مسلمه، آزادگان، علما، فرهنگیان و خلف صالح ایشان تسلیت و تعزیت عرض می‌دارم. خداوند متعال حضرت امام خمینی(رح) را با پیامبر(ص) و آل پیامبر محشور نماید. روحش شاد و یادش گرامی باد. محمدتقی "مصباح"- نجف اشرف- هشتم/ شوال/ 1441 ه‌ق

رمز پیروزی و موفقیت...! حضرت امیر(سلام الله علیه) می‌فرماید: فَإِنَّ تَقْوَي اللَّهِ مِفْتَاحُ سَدَادٍ وَ ذَخِيرَةُ مَعَادٍ وَ عِتْقٌ مِنْ كُلِّ مَلَكَةٍ وَ نَجَاةٌ مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ بِهَا يَنْجَحُ الطَّالِبُ وَ يَنْجُو الْهَارِبُ وَ تُنَالُ الرَّغَائِبُ؛ یعنی همانا ترس از خدا كليد هر در بسته، و ذخيره‌ی رستاخيز، و مايه‌ی آزادگي از هرگونه بردگي، و عامل نجات از هرگونه هلاكت است، در پرتو پرهيزكاري، تلاشگران پيروز، پرواكنندگان از گناه رستگار و به هر آرزويي مي‌توان رسيد.(نهج‌البلاغه، خطبه۲۳۰) امام متقین، در این کلام نورانی به تبیین آثار معجزه‌آسایی تقوا و پرهیزگاری پرداخته است و کلید حل مشکلات و گرفتاری‌ها در تقوا دانسته است؛ چون در اثر تقواست که انسان با خالق جهان هستی ارتباط برقرار می‌کند و خداوند پشتبان انسان متقی است که اصلا شکست‌پذیر نیست. پس بنابر این به هر اندازه انسان از تقوا دور شود و به سیاه‌چال گناه بیفتد، به همان‌اندازه زندگی‌اش زیربار مشکلات و بدبختی‌ها قرار می‌گیرد.

دیـدگاه حضرت آیت الله العظمی فیاض(مدّ ظلّه العالی) در مورد #فـلسفه و عـرفان...! در حال حاضر عرفانی بین مردم متعارف شده است که هیچ اصل و اساسی ندارد، این آقا یا آن آقا خبر از غیب می دهد، می گویند عرفان است اما این‌ها عرفان نیست، عرفان، علوم اهل بیت(ع) فقه اهل بیت(ع) و اصول اهل بیت(ع) هستند. اگر چنین عرفانی اصل داشت، اهل بیت(ع) آن‌ها را برای مردم بیان می کردند، همان‌طور که احکام فقهی را بیان کرده‌اند. فلسفه هم همین‌طور است، فلسفه مانند فلسفه سبزواری و امثال این‌ها، در همان افکار قدیم مانده‌اند و تطوری در این‌ها ایجاد نشده است. امروز می‌دانیم که طبیعات فلسفه از زمره خرافات است، اما الهیات آن دو قسم می شود، یک قسمت آن الهیات به معنای اخص است و یک قسمت الهیات به معنای اعم، آنکه به معنای اعم است، بحث وجود، اعراض و جواهر است، این امور در اصول ما با تطوری بیش‌تر وجود دارد. این‌ها فی الواقع فلسفه نیست، در الهیات بمعنی الاخص البته غالب آن مقداری سر مردم را گرم کرده است، ولی مفهوم صحیحی ندارد، کسی که می خواهد فلسفه بخواند، اصول و روش رئالیسم آقای مطهری چیز خوبی است و متعرض فلسفه های جدید هم شده است. کتاب فلسفتنا آقای صدر را بخواند که به درد روز او می خورد، اما کتاب سبزواری و امثال این‌ها به درد او نمی خورد.(بخشی از فرمایش معظم‌له با خبرگزاری شفقنا)

چه زیبا فرموده است...!!! ✍ امام علی(علیه السلام) در یک کلام خیلی زیبا می‌فرماید: أَزْرَي بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ وَ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَهُ؛ آن‌كه طمع را شعار خود سازد، خود را خوار ساخته و هر كی پريشان‌حالى خويش با ديگران در ميان نهد، تن به ذلت داده است و كسى كه زبانش بر او فرمان راند، بى‌ارج شود.(نهج البلاغه/ حکمت۲) 👌 حضرت امیر(ع) در این کلام زیبا به سه نکته اساسی اشاره کرده است: ۱- طمع و قناعت نداشتن در زندگی، مایه‌ی ذلت و خواری انسان است؛ چون باعث می‌شود که انسان به سوی هرکس و هر چیزی دست دراز کند. ۲- از مشکلات و گرفتاری‌های موجود در زندگی نباید پیش هر کس و ناکس شکایت کنیم؛ چون شکایت از سختی‌های زندگی انسان را ذلیل می‌کند و باید در برابر مشکلات قوی باشیم. ۳- زبانی‌که پشت سر او تفکر و تعقل نباشد و هر آن‌چیزی‌که خواست بگوید، انسان را در معرض خطرات قرار می دهد.

فتوایی حضرت آیت الله العظمی فیاض(دام ظلّه العالی)در رابطه با دو #استفتاء_مــهم!
فتوایی حضرت آیت الله العظمی فیاض(دام ظلّه العالی)در رابطه با دو #استفتاء_مــهم!

حمد و سوره، قرائت می فرمود و به هنگام رکوع دست ها تا شانه بالا و تکبیر می گفت و سپس به رکوع می رفت. در رکوع، بدن حضرت مستقیم بود، طوری که دست ها روی زانو قرار داشت. سر را نه خم و نه بلند می کرد. وقتی سر از رکوع بر می داشت، می فرمود: سمع الله لمن حمده. سپس دست‌ها را تا محاذی شانه بلند کرده و در حال قیام و سکون بدن، می فرمود: الله اکبر و به سجده می رفت. در سجده دست ها را از بدن دور می کرد، در حالی که انگشتان پای حضرت، باز بود. حضرت بین دو سجده روی پای چپ می نشست. همین طور ادامه می داد تا سلام آخر که حضرت روی پای چپ نشسته و تکیه داده بودند. همه آن ده صحابی گفتند: راست گفتی! نماز رسول الله همان است که نقل کردی.»( سنن بيهقي، ج2، ص72، ح102و سنن أبي داود،ج1، ص194، باب افتتاح الصّلاة، ح 730ـ736 و سنن ترمذي، ج2، ص 98، باب صفة الصّلاة) این حدیث که بیان‌گر کیفیت نماز رسول خدا است، هیچ‌گونه اشاره‌ای به این‌که پیامبر با دست بسته نماز می‌خواند نشده است و این خود بهترین دلیل است. 4- آنچه که در تاریخ مسلم است، این است که دست بسته نماز خواندن از شاهکاری‌های خلیفه دوم مسلمین است که در تاریخ چنین آمده است: در زمان خلافت عمر، جمعی از اُسرای ایرانی را به نزد او آوردند. این گروه به منظور رعایت ادب نزد خلیفه، دست‌ها را روی سینه بر هم گذاشته بودند. آقای عمر از آنان پرسید چرا اینگونه ایستاده اید؟ آنان پاسخ دادند رسم ما آن است که در نزد بزرگان برای رعایت ادب و نشان دادن تواضع خویش، این چنین بایستیم. عمر این مرام را پسندید، و از آن پس دستور داد برای رعایت ادب باید نماز را نیز این‌گونه بخوانند. پس در نتیجه دست بسته نماز خواندن از بدعت‌هایی بعد از رحلت رسول خدا است که وارد دین شده است.

پيامبر (ص) چگونه نماز مي‌‌خواند با دست باز يا بسته؟! مقدمتا باید نوشت که طرح مباحث علمی و فقهی چه درون مذهبی و چه بیرون مذهبی، نه تنها باعث نفاق نیست، بلکه باعث رفع بدبینی‌ها و کدورت‌هایی ناخواسته و تحمیلی است. انگیزه‌ام از طرح این مباحث صرف مجاب کردن آن عده وهابی‌زده‌هایی است که با این‌گونه پرسش‌ها و شبهه‌های مرض‌گونه، به دنبال ایجاد شک و تردید در ذهن برخی جوانان و یا حتی مشرک قرار دادن پیروان مذاهب‌اند. در ادامه به این پرسش که «چرا شیعیان با دست باز نماز می‌خوانند؟» پاسخ می‌دهم که این پاسخ‌ها مبتنی بر سیره پیامبر(ص) و روایات موجود در کتب معتبر اهل سنت(نه شیعه) است که مورد قبول وهابی و غیر وهابی است. این دلایل قرار ذیل‌اند: 1- باز بودن و پایین بودن دست یک امر طبیعی است و لذا آن عده فقهایی که بسته بودن دست را در نماز واجب و یا مستحب می‌داند، باید دلیل بیاورد چون مدعای‌شان بر خلاف اصل و قاعده‌ی اولی است که اگر دلیل معتبر اقامه نکند، از مصادیق بدعت در دین است و حرام می‌باشد و لذا این پرسش متوجه آنان است که «چرا اهل سنت با دست بسته نماز می‌خوانند؟» که باید دلیل قابل قبول بیاورد. 2- در بین مذاهب فقهی اهل سنت نیز اصل مسأله‌ی دست بسته نماز خواندن مورد اختلاف است که اکثر بزرگان فقهی آن‌ها چون ابوحنیفه، احمد حنبل و شافعی، گذاشتن کف دست راست را بالای دست چپ مستحب می‌دانند و نه واجب، پس در نتیجه براساس همین فتوای مسلّم بین سه تا مذهب، دست بسته خواندن شرط صحت نماز نیست و نماز بدون آن هم صحیح است و گرنه باید فتوا به وجوب می‌دادند. 3- سومین دلیل که مهم‌ترین دلیل است، چگونگی نماز خواندن پیامبر(ص) بزرگوار اسلام است که سنگ تمام بر این اختلاف می‌گذارد. و اساسا این پرسش را مطرح کنیم که «پيامبر (ص) چگونه نماز مي‌‌خواند با دست باز يا بسته؟!» در تاریخ و روایات هیچ‌گونه سند و مدرکی بر دست بسته نماز خواندن پیامبر وجود ندارد و بلکه روایاتی بر خلاف آن در منابع حدیثی اهل سنت وجود دارد که نشان می‌دهد پیامبر(ص) با دست باز نماز می‌خوانده است و در این‌جا روایتی را از سنن ابوداود و سنن بیهقی(که دوتا از کتب معتبر حدیثی اهل سنت است) ذکر می‌نماییم که کاملا کیفیت نماز پیامبر را شرح می‌دهد و بسیار قشنگ بیان می‌کند که پیامبر(ص) با دست باز نمی‌خواند. این روایت اگرچه بسیار طولانی است، ولی ناگزیر از ذکر متن عربی آنیم و این روایت چنین است: «أَخْبَرَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرِو بْنِ عَطَاءٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا حُمَیدٍ السَّاعِدِی فِی عَشْرَةٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ(ص)، مِنْهُمْ أَبُو قَتَادَةَ قَالَ أَبُو حُمَیدٍ أَنَا أَعْلَمُکمْ بِصَلَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم، قَالُوا فَلِمَ فَوَاللَّهِ مَا کنْتَ بِأَکثَرِنَا لَهُ تَبَعًا وَلَا أَقْدَمَنَا لَهُ صُحْبَةً. قَالَ بَلَی. قَالُوا فَاعْرِضْ. قَالَ کانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم، إِذَا قَامَ إِلَی الصَّلَاةِ یرْفَعُ یدَیهِ حَتَّی یحَاذِی بِهِمَا مَنْکبَیهِ ثُمَّ یکبِّرُ حَتَّی یقِرَّ کلُّ عَظْمٍ فِی مَوْضِعِهِ مُعْتَدِلًا ثُمَّ یقْرَأُ ثُمَّ یکبِّرُ فَیرْفَعُ یدَیهِ حَتَّی یحَاذِی بِهِمَا مَنْکبَیهِ ثُمَّ یرْکعُ وَیضَعُ رَاحَتَیهِ عَلَی رُکبَتَیهِ ثُمَّ یعْتَدِلُ فَلَا یصُبُّ رَأْسَهُ وَلَا یقْنِعُ ثُمَّ یرْفَعُ رَأْسَهُ فَیقُولُ: سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ. ثُمَّ یرْفَعُ یدَیهِ حَتَّی یحَاذِی بِهِمَا مَنْکبَیهِ مُعْتَدِلًا ثُمَّ یقُولُ «اللَّهُ أَکبَرُ». ثُمَّ یهْوِی إِلَی الأَرْضِ فَیجَافِی یدَیهِ عَنْ جَنْبَیهِ ثُمَّ یرْفَعُ رَأْسَهُ وَ یثْنِی رِجْلَهُ الْیسْرَی فَیقْعُدُ عَلَیهَا وَیفْتَحُ أَصَابِعَ رِجْلَیهِ إِذَا سَجَدَ وَیسْجُدُ ثُمَّ یقُولُ «اللَّهُ أَکبَرُ». وَیرْفَعُ رَأْسَهُ وَیثْنِی رِجْلَهُ الْیسْرَی فَیقْعُدُ عَلَیهَا حَتَّی یرْجِعَ کلُّ عَظْمٍ إِلَی مَوْضِعِهِ ثُمَّ یصْنَعُ فِی الأُخْرَی مِثْلَ ذَلِک ثُمَّ إِذَا قَامَ مِنَ الرَّکعَتَینِ کبَّرَ وَرَفَعَ یدَیهِ حَتَّی یحَاذِی بِهِمَا مَنْکبَیهِ کمَا کبَّرَ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ ثُمَّ یصْنَعُ ذَلِک فِی بَقِیةِ صَلَاتِهِ حَتَّی إِذَا کانَتِ السَّجْدَةُ الَّتِی فِیهَا التَّسْلِیمُ أَخَّرَ رِجْلَهُ الْیسْرَی وَقَعَدَ مُتَوَرِّکا عَلَی شِقِّهِ الأَیسَرِ. قَالُوا صَدَقْتَ هَکذَا کانَ یصَلِّی»؛ ابوحمید ساعدی که خود از اصحاب پیامبر است در جمع ده نفر از یاران پیامبر گفت: من به نماز پیامبر از شما داناترم! گفتند: چطور؟ شما که بیشتر از ما از پیامبر پیروی نکرده و بیشتر از ما با ایشان مصاحبت و همراهی نکرده ای؟ گفت: بله. اصحاب گفتند: نماز رسول الله را به ما نشان و معرفی نما. جواب داد: رسول خدا وقتی به نماز می ایستاد، دست‌ها را تا محاذی شانه هایش بالا می برد، سپس تکبیر می گفت تا این که بدن ثابت و بی تحرک می شد.

چرا شیعیان در نماز بر #مُهر_سجده می‌کنند؟ پاسخِ این پرسش در این نوشتار دانشجویان دانشگاه کابل به شدت از استادان سقافت اسلامی(که به گفته‌ی حفیظ منصور؛ اندیشه وهابیت را ترویج می کنند)در قالب #گریه و ناراحتی شدید شکایت دارند و می‌گویند با بهانه‌های مختلف ارزش‌های مذهبی ما را شکنجه می‌کنند و با شبهه‌افگنی‌های غیر منطقی‌شان ما را متهم به شرک می‌کنند و یکی از شبهاتی که همواره از سوی مروجین و مبلغین وهابیت مطرح می شود در قالب این پرسش است که: «چرا شما بر مُهر سجده می کنید؟» ما در این نوشتار به صورت شماره‌وار می‌خواهیم به این پرسش مغرضانه پاسخ ارائه نماییم و اثبات نماییم که شیعیان بر چنین سجده خود ده‌ها دلیل معتبر از کتاب‌های خود برادران اهل سنت دلیل دارند که این دلایل قرار ذیل اند: ۱- هر گاه از شما این سوال را کردند باید شما هم از آنان این را سوال نمایید که چرا شما بر قالین، موکت و یا سایر کالاها سجده می‌نمایید؟ و لطفا بر چنین سجده‌ی خود از قرآن و یا از روایات پیامبر(ص)، که هم در کتاب‌های حدیثی شیعه آمده باشد و هم در کتاب‌های حدیثی اهل سنت، دلیل بیاورید. و اگر حدیثی را آورد که فقط در کتب خود آنان بود ولی در کتاب حدیثی شیعه نبود مورد قبول شیعیان نیست چون ممکن است آن حدیث را شخصی از میان آنان به نفع خودشان ساخته باشند. ۲- در حدیثی پیامبر(ص) میفرماید: « جُعِلَتْ لِىَ الأرْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً»؛ زمين براى من محلّ سجده و طهارت (تيمّم) قرار داده شده است(صحيح بخارى، ج ،ص91 و سنن بيهقى، ج2، ص433 و سایر کتب معتبر اهل سنت). بنابر این به صراحت این روایت پیامبر(ص) به پیروان خود دستور سجده بر زمین را داده و ما باید فقط بر آن سجده نماییم و سجده بر فرش و امثال آن جایز نیست. ۳- هم چنین در روایات زیادی که حتی در کتب معتبر خود برادران بزرگوار اهل سنت وجود دارد که پیامبر اکرم(ص) نیز بر زمین سجده میکرد نه بر فرش، لباس و مانند آن. در حدیثی از ابوهریره(که از راویان محبوب اهل سنت اند) میخوانیم که میگوید: « سجد رسول الله فى يوم مطير حتّى أنّى لانظر إلى أثر ذلك فى جبهته و ارنبته»؛ رسول خدا را در يك روز بارانى ديدم كه بر زمين سجده مى‏كرد و اثر آن بر پيشانى و بينى او نمايان بود(مجمع الزوائد،ج2، ص126). اگر سجده بر فرش و پارچه جايز بود، لزومى نداشت آن حضرت در روز بارانى بر زمين سجده كند. عايشه نيز مى‏گويد: «ما رأيت رسول الله متقياً وجهه بشى‏ء؛ من هرگز نديدم پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) (به هنگام سجده) پيشانى خود را به چيزى بپوشاند( مصنف ابن ابى شيبه، ج 1، ص 397). ابن حجر در شرح اين حديث مى‏گويد: اين حديث اشاره به اين است كه اصل در سجده اين است كه پيشانى به زمين برسد ولى در موقع عدم توانايى واجب نيست(فتح البارى، ج 1، ص 404). ۴- هم چنین اگر ما به سیره‌ی صحابه پیامبر(ص) مراجعه نماییم به روشنی گواهی وجوب سجده بر زمین است. به عنوان نمونه، جابر بن عبد الله انصاری که یکی از صحابه پیامبر(ص) است می‌گوید: من با پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله) نماز ظهر مى‏خواندم، مقدارى از سنگريزه‏ها را در يك كف دست مى‏گرفتم و آن را از اين دست به آن دست مى‏كردم تا خنك شود و بر آن سجده كنم، اين كار به خاطر شدّت گرما بود(مسند احمد، ج 3، ص 327؛ سنن بيهقى، ج 1، ص 439). اين حديث به خوبى نشان مى‏دهد كه اصحاب پيامبر (صلى الله عليه و آله) مقيّد بودند بر زمين سجده كنند، حتّى براى موقع گرما چاره مى‏انديشيدند. اگر سجده بر زمين لازم نبود اين كار پرزحمت لزومى نداشت.. این بود قطره‌ای در مقابل دریای از دلیل بر وجوب سجده بر زمین. با اين حال جاى #تعجّب است كه چرا بعضى از برادران اهل سنّت در برابر اين فتوا اين همه عكس العمل شديد نشان مى‏دهند، گاه آن را بدعت و گاه حتّى آن را كفر و بت‏پرستى مى‏شمرند در حالی که بدعت سجده بر فرش و امثال آن است نه سجده بر زمین. اما در اخیر باید گفت این اشکال هیچ‌گاه از ناحیه دانشمندان آگاه برادران اهل سنت مطرح نمی‌شوند بلکه از ناحیه وهابیون از خدا دوراند که می‌خواهند با طرح چنین شبهاتی شیعیان را مشرک معرفی نمایند و وحدتی که بحمد الله بین شیعه و سنی به وجود آمده از بین ببرد. بازنشر

ز دشمن) يا باران وجود داشته باشد، از ابن عبّاس پرسيدند، مقصود حضرت از اين كار چه بود؟ گفت: مى‏خواست امّتش به زحمت نيفتد.(سنن ترمذى، ج1، ص121، ح187). این سه تا روایت، نمونه‌ی بود از مجموع سی روایت مذکور در منابع اهل سنت مبنی بر جواز جمع بین نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء. تذکر: فقهایی حنفی که جمع را جایز نمی‌داند و بلکه در پنج وقت، "واجب" می‌داند، دلیل قابل قبول ندارد و لذا این کار بدعت و حرام است. محمدتقی "مصباح"- نجف اشرف/ 3 شوال/1441 هق

#چرا_شیعیان، بین نمازها جمع می‌کنند؟؟ با این پرسش یا روبه رو شده‌اید و یا می‌شوید و لذا وقت بگذارید و بخوانید...! اختلافات فقهی بین مذهب شیعه و سنی و حتی اختلافات فقهی درون مذهبی و بین فقهایی یک مذهب، یک امر عادی و انکارناپذیر است و منشأ چنین تفاوت‌هایی دیدگاه، اختلاف در مبانی استنباط احکام فقهی است، بسان تفاوت‌هایی دیدگاه در سایر علوم از جمله علوم انسانی چون حقوق و... . ولی متاسفانه دشمنان پیدا و پنهان که همواره در پی ایجاد کینه و اختلاف در بین مذاهب و خصوصا مذهب حنفی و جعفری است، تلاش دارند که از این اختلافات در مسیر تضعیف روحیه‌ی اخوت و برادری استفاده کنند و از این تفاوت‌های دیدگاه چماقی به خاطر زدن به صورت برادر دینی بسازند. نمونه‌ای از این اختلاف فقهی، بحث جمع کردن بین نماز ظهرین و عشائین است که برادران اهل سنت پنج وقت می‌خوانند ولی شیعیان بین‌شان جمع کرده و سه وقت می‌خوانند. حال پرسش این است که کدام‌شان درست و دارایی مدرک و دلیل است؟! قبل از پاسخ به این پرسش لازم می‌دانم به این سه نکته اشاره کنم: اول: زمانی‌که در رابطه با یک مسأله‌‌ی اختلافی از مسائل فقهی از منبعی دلیل آورده می‌شود، باید قابل قبول برای طرف مقابل باشد و گرنه دارایی اعتبار نیست؛ مثلا هرگاه قرار است یک حنفی مذهب برای اثبات مدعای خود در بحث با یک شیعه دلیل می‌آورد، باید از منبعی دلیل بیاورد که قابل قبول برای شیعه باشد و لذا اگر برای اثبات دیدگاهش به صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن‌ها و... چنگ بزند، مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد؛ چون اصل منبع مورد قبول نیست تا چه رسد به حدیثی که در آن منبع موجود است. و هم‌چنین اگر یک شیعه قرار است حقانیت مسأله‌ی مورد اختلاف را اثبات کند، باید به منابع استناد کند که قابل قبول برای اهل سنت باشد و لذا استناد به منابع چون کتب اربعه، بحار و... کارساز نیست. دوم: فقهایی جعفری، جمع بین نمازها را جایز می‌داند و نه واجب و لذا اگر کسی، پنج وقت بخواند از نظر فقه جعفری هیچ‌گونه مشکل وجود ندارد و چه بسا براساس گفته‌ی برخی فقها، افضل نیز است. سوم: هر کدام از احکام شرعی(وجوب، حرمت، مستحب و...)، نیاز به دلیل دارد و اگر بدون دلیل معتبر، چیزی را واجب، حرام و یا جایز بدانیم، حرام است چون مصداق بدعت در دین قرار می‌گیرد؛ مثلا وقتی که شیعه جمع بین نمازها را جایز می‌داند باید بر این جواز دلیل داشته باشد و هم‌چنین که اهل سنت خواندن نماز را در پنج وقت به صورت جدا جدا واجب می‌داند، باید دلیل بر وجوب داشته باشد و گرنه سر از بدعت بیرون می‌‌‌‌آورد و حرام است. با توجه به سه نکته‌ی یاد شده، در مسأله‌ی مورد بحث، هم فقهای حنفی باید بر فتوای‌شان دلیل داشته باشد و هم فقهای جعفری و از طرف دیگر دلیل هم باید از منابعی باشد که قابل قبول برای طرف مقابل باشد. ما در این‌جا برای درست بودن مدعای خود به روایاتی استناد می‌کنیم که در منابعی چون صحیح بخاری(که اهل سنت از آن تعبیر به اخ القرآن می‌کند)، صحیح مسلم و... که کاملا مورد قبول فقهای حنفی است که روایات موجود در این کتاب که دال بر جواز جمع بین نمازها است در حدود بالغ بر سی روایت می‌شود که عمدتا راویانش، پنج راوی معروف؛ ابن عبّاس، جابر بن عبدالله انصارى، ابوایّوب انصارى، عبدالله بن عمر و ابوهریره است. و از طرف دیگر یادآور می‌شویم که فقهای اهل سنت هیچ‌گونه دلیل معتبر که قابل قبول برای شیعه باشد ندارد و فقط دلایل‌شان اعتبار درون مذهبی دارد. و دلایل و مستندات ما قرار ذیل است: 1- أبوزبير از سعيد بن جبير از ابن عبّاس نقل مى‏كند: «صلّى رسول الله (صلى الله عليه و آله) الظهر و العصر جميعاً بالمدينة فى غير خوف و لا سفر»؛ رسول خدا (ص) نماز ظهر و عصر را هر دو با هم به جا آورد در حالى كه نه ترسى بود و نه سفرى». أبو الزبير مى‏گويد از سعيد بن جبير پرسيدم چرا پيامبر (ص) چنين كارى را كرد؟ سعيد گفت: من نيز همين سؤال را از ابن عبّاس پرسيدم، در جواب گفت: «أراد أن لا يَحْرَجَ أحداً من أمّته»؛ مقصود حضرت اين بود كه هيچ يك از امّتش به زحمت نيفتد.( صحيح مسلم، ج2، ص 151) 2- در حديث ديگرى از ابن عبّاس مى‏خوانيم: «جمع رسول الله (ص) بين الظهر و العصر و المغرب و العشاء فى المدينة فى غير خوف و لا مطر»؛ پيغمبر اكرم (ص) در ميان نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا در مدينه بدون خوف و باران جمع كرد و در ذيل حديث دارد: از ابن‏ عباس پرسيدند، مقصود پيامبر از اين كار چه بود؟ در جواب گفت: «أراد أن لا يحرج»؛ مقصود حضرت اين بود كه هيچ يك از مسلمانان به زحمت نيفتد.(همان، ص152) 3- سعيد بن جبير از ابن عبّاس نقل مى‏كند: «جمع رسول الله (ص) بين الظهر و العصر و بين المغرب و العشاء بالمدينة من غير خوف و لا مطر قال: فقيل لابن عبّاس: ما أراد بذلك؟ قال: أراد أن لا يحرج أمّته»؛ پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله) در مدينه ميان ظهر و عصر و ميان مغرب و عشا جمع كرد، بى آن كه خوف (ا

پاسخ به یک پرسش بسیار مهم شما...! چرا برخی‌ سال‌ها و از جمله امسال فتوای مراجع عظام تقلید از جمله حضرت آیت الله سیستانی در رابطه با عید مختلف می‌شود و یک روز بعد اعلام می‌کند؟ باید گفت که اختلاف در روز عید گاهی ناشی از اختلاف در مبانی فقهی مراجع بزرگوار تقلید است و از جمله این مبانی، بحث کافی بودن و یا نبودن رؤیت هلال با چشم غیرمسلح است که حضرت آیت الله سیستانی از جمله مجتهدینی است که رؤیت با چشم غیرمسلح را معتبر می‌داند و لذا ایشان در یک نوشته‌ی بسیار علمی و خواندنی به این پرسش که چرا رؤیت با چشم غیرمسلح را معتبر می‌داند و رٶیت با چشم مسلح از اعتبار برخوردار نیست، پاسخ داده است. و حتما بخوانید پاسخ 👇👇👇 https://fa.shafaqna.com/news/948952/

حتما بخوانید... مصاحبه‌ی خبرگزاری شفقنا با حضرت آیت الله العظمی فیاض(مدّ ظله العالی)...! معظم‌له در این گفت‌وگو به نکات و مطالب خیلی ارزنده اندر باب حوزه علمیه نجف، حوزه علمیه قم، سرنوشت اجتهاد و مرجعیت، شیعه و... اشاره کرده است. https://fa.shafaqna.com/news/514148/

در خطاب به مدعیان اجتهاد و مرجعیت...! بخشی از فرمایشات حضرت آیت الله العظمی فیاض(دامت برکاته) با شفقنا...! در دوره‌های اخیر م
در خطاب به مدعیان اجتهاد و مرجعیت...! بخشی از فرمایشات حضرت آیت الله العظمی فیاض(دامت برکاته) با شفقنا...! در دوره‌های اخیر مخصوصا دیده شده که برخی جوانان اعلام مرجعیت می کنند، این در حالی است که در گذشته سنت بر این بود که تا مرجعی زنده بود، شاگرد آن فرد علی رغم اینکه بسیار هم ملا بودند رساله ای توزیع نمی کردند و احترام می کردند. مرجعیت رییس جمهور نیست که نصب کند، مرجعیت ماده علمی می‌خواهد لذا هر کسی نمی تواند مرجع باشد، ماده علمی که لازم مرجعیت است بدین معناست که فرد بتواند سنت و کتاب را استنباط کند و احکام شرعی را فتوا دهد، این مساله کار هر کسی است؟ هر کسی می تواند طبیب شود؟

در خطاب به کسانی‌که به نام جهاد بر گُرده‌هایی مردم فقیر و مظلوم #سوار شده‌اند...! سخنرانی #ماندگارِ حضرت آیت الله العظمی محسنی(رضوان الله تعالی علیه)!

لحظه بازگشایی #هیجان‌انگیز درهای حرم امام رضا(ع) و شوق و اشتیاق زائران برای زیارت