en
Feedback
کافه رافا

کافه رافا

Open in Telegram

"رافا" به زبان گیلکی،چشم به راه و منتظر. ۱۷ ساله شد، شعبه دیگری نداره ☕️🍫☕️ آدرس ; رشت، پارک شهر روبروی سازمان آب... تلفن33368684. اینستاگرام ☕️🍫☕️: rafa.coffeeshop Admin: @aliii3Aa

Show more
322
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
امروز روز جهانی گفتن “دوست دارم” هست و ب قول فریدون مشیری: "دوستت دارم" را من دلاویزترین شهر جهان یافته ام این گل سرخ من است.
امروز روز جهانی گفتن “دوست دارم” هست و ب قول فریدون مشیری: "دوستت دارم" را من دلاویزترین شهر جهان یافته ام این گل سرخ من است... @rafaacafe

ناصر تقوایی فیلمساز، نویسنده، عکاس دنیا خالی‌تر شد. سفر به خیر استاد. ۲۲ تیر ۱۳۲۰-۲۲ مهر ۱۴۰۴ @hamid59salimi @rafaacafe
ناصر تقوایی فیلمساز، نویسنده، عکاس دنیا خالی‌تر شد. سفر به خیر استاد. ۲۲ تیر ۱۳۲۰-۲۲ مهر ۱۴۰۴ @hamid59salimi @rafaacafe

علیرضا قربانی - ماه من یک روزهایی هستند که دورند دورند، خیلی دورند اما می‌رسند بلاخره از راه می‌رسند‌... "گلی ترقی" @rafaacafe

‏ما هر دو آبی بودیم. من آسمان بودم تو دریا .. کنار درخت زیتون/ "سیامک تقی زاده" @rafaacafe

با کدام بال می‌توان از زوال روزها و سوز‌ها گریخت؟ با کدام اشک می‌توان پرده بر نگه خیره‌ی زمان کشید؟ با کدام دست می‌توان عشق را به بند جاودان کشید؟ با کدام دست؟ "فروغ فرخزاد" @rafaacafe

بیا به بی‌نهایت فکر کنیم چون: اگر مردم هر شب به ستارگان می‌نگریستند، بسیار متفاوت زندگی می‌کردند. وقتی به بی‌نهایت می‌نگرید، درمی‌یابید که چیزهای بسیار مهم‌تری از آنچه مردم هر روز انجام می‌دهند نیز وجود دارد! @rafaacafe

فکر می کنم تنها زمانی که بیشتر مردم به بی عدالتی فکر می کنند زمانی است که برای آنها هم اتفاق می افتد. "چارلز بوکوفسکی" @rafaacafe

مرور و بحث کتاب آخرالزمان (دوره های پایانی) نوشته پیتر تورچین بخش دوم با نفوذها، بانفوذهای طرف مقابل و روند فروپاشی سیاسی End Times Elite, counter elite and the path to political disintegration @rafaacafe

و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند " مولانا " @rafaacafe
و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند " مولانا " @rafaacafe

خیال انگیز... .... گفتم: به چه فکر می‌کنی؟‌ گفت: دارم فکر میکنم پرنده ای که پرید، رفت که برود یا رفت که برسد ..؟! "رضا کاظمی" @rafaacafe

ترحم یا شرمسار کردن؟ دوستان من! مرد دانا چنین میگوید: شرمساری! شرمساری! شرمساری! این است تاریخ بشر! ازین رو، مرد بزرگوار هرگز
ترحم یا شرمسار کردن؟
دوستان من! مرد دانا چنین میگوید: شرمساری! شرمساری! شرمساری! این است تاریخ بشر! ازین رو، مرد بزرگوار هرگز کسی را شرمسار نمی کند و خود از دیدار دردمندان شرمسار می شود. به راستی، خوش نمی دارم اینان را این نرم دلان را که از "رحم" خویش شاد اند. زیرا از "شرم"چیزی نمی دانند. اگر بنا باشد که اهل رحم باشم نخواهم که آن را بر زبان آورم و رحم آوردن ام همان به که از دور باشد. همان به که پیش از آن که بشناسند ام چهره نهان کنم و بگریزم. دوستان من! شما را نیز می فرمایم که چنین کنید. «من از آن جا دانستم که تو زرتشت، ای که خاموش از کنارم گذشتی و به خوبی دیدم که سرخ شدی. «هر کس دیگر با نگاه و سخن صدقه ها و رحم اش را به سوی من می افکند. اما تو دانستی که من چندان گدای این نیستم.» من توانگرتر از آن ام که گدای این باشم؛ توانگر از آن چه بزرگ است، از آن چه هولناک از زشت ترین از وصف ناپذیرترین چیزها ای زرتشت شرم ات مرا پاس داشت. چنین گفت زرتشت| فردریش نیچه، ص۱۰۱و۲۸ @rafaacafe

● ‌Séraphine de Senlis ● سرافین سنلیس؛ نقاش خودآموخته‌ی فرانسوی! سرافین سنلیس، با نام اصلی سِرافین لوئی، نقاش خودآموخته‌ی فرانسوی اوایل قرن بیستم بود. او روزها نظافت‌چی بود و شب‌ها در اتاق کوچک خود نقاشی می‌کرد؛ با خاک، خون و گل‌های طبیعی و چیزهایی که در قلبش حس می‌کرد آثاری زیبا و روح‌انگیز خلق می‌کرد! در سال ۲۰۰۸ فیلم Séraphine، با بازی یولاند مورُو و به کارگردانی مارتین پرووست، با الهام از زندگی این نقاش ساخته شد! با خواندن زندگی سرافین درمی‌یابیم گاهی زیبایی‌ها از دل نادیده‌ترین مکان‌ها زاده می‌شوند! @rafaacafe

The words too late.. اگر در مقابل زیباییت ساکت ایستادم، چون سکوت در حریم زیبایی، زیباست... واژه‌های ما دربارهٔ عشق، عشقمان را می‌کشد و کلمات آنگاه که به زبان آورده می‌شوند میمیرند. برای من و تو همین کفایت می‌کند که تو برای همیشه رازی باقی بمانی که درونم را تکه‌تکه میکنی امّا بر زبانم جاری نمی‌شوی...!!💔♥️ "نزار قبانی" @rafaacafe

#Sahipsiz_Şarkılar Gitme Bu Gece همینگونه بمان عشقم بمان و تنها به من نگاه کن.. نگاه کردن هم نوعی عشق است.. "ایلهان برک" @rafaacafe

هر صبح، مثل یک آیین، پرده‌ها را کنار می‌زدم و به حیاط نگاه می‌کردم. گنجشک‌ها روی شاخه‌ها جیک‌جیک می‌کردند، و من با قهوه‌ام کن
هر صبح، مثل یک آیین، پرده‌ها را کنار می‌زدم و به حیاط نگاه می‌کردم. گنجشک‌ها روی شاخه‌ها جیک‌جیک می‌کردند، و من با قهوه‌ام کنار پنجره می‌ایستادم، انگار این کارهای کوچک می‌توانستند روز را به چیزی قابل تحمل تبدیل کنند. اما در آن تکرار، چیزی در من منتظر بود، مثل پرنده‌ای که نمی‌داند چرا بال‌هایش را باز کرده است. زندگی عزیز / "آليس مونرو" @rafaacafe

وقتی به دستش آوردی، یادت نره چقدر می‌خواستیش. @rafaacafe

و اما بشنویم کاری زیبا از خانم "لارا فابین" هنرمند کانادایی بلژیکی که واقعا هرگونه توضیحی درباره ایشان گزافه گوییست! @rafaacafe

نیرومندترین درختان باید ریشه‌های عمیقی به سوی تاریکی و زشتی بدوانند! "نیچه" @rafaacafe

دزدیدن نان، بخاطر فرزندان! @rafaacafe

لافِ عشق و گِلِه از یار؟ زَِهی لافِ دروغ/ عشقبازانِ چُنین، مستحقِ هجرانند! "حافظ" @rafaacafe