کافه رافا
Open in Telegram
"رافا" به زبان گیلکی،چشم به راه و منتظر. ۱۷ ساله شد، شعبه دیگری نداره ☕️🍫☕️ آدرس ; رشت، پارک شهر روبروی سازمان آب... تلفن33368684. اینستاگرام ☕️🍫☕️: rafa.coffeeshop Admin: @aliii3Aa
Show more322
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
322
از آن دَم که دوستت داشتم ؛
جهان، از آنچه بود ، زیباتر شد..!
گلها روی شانههایم بهخواب میروند..
خورشید بر کف دستانم میچرخد
و شب ، جویبارهایی از نواهاست...
عبدالقادر مكاريا(الجزایری)
@rafaacafe
322
چیزی بگو
حرفی بزن از فردا؛
اما نه آنقدر تلخ که دلم بلرزد
و نه آنچنان زیبا که باورم نشود.
"معین دهاز"
@rafaacafe
322
وقتي اين همه اشتباهات جديد وجود دارد كه ميتوان مرتكب شد، چرا بايد همان قديميها را مرتكب شد؟
"برتراند راسل"
@rafaacafe
322
زنانی که نگاهشان شبيه شعر است را؛
بايد مردانی كه،
سر از شعر در می آورند،
دوست بدارند...
"تهمینه میلانی"
@rafaacafe
322
هزاران بار بهتر است که فراموش کنی و لبخند بزنی، تا اینکه به یاد بیاوری و غمگین باشی.
"کریستینا روزتی"
@rafaacafe
322
تغییر جوهرهی زندگیست. حاضر باشید آنچه که هستید را برای چیزی که میتوانید به آن تبدیل شوید، تسلیم کنید.
"راینهولد نیبور"
@rafaacafe
322
گاهی عشق از در وارد نمیشود، از پنجرهی بازِ یک اتفاق کوچک وارد میشود.
و وقتی بیدعوت میآید، ماندگارتر است.
"فرانچسک میرالس"
@rafaacafe
322
ما عاشقیم و خوشتر از این کار، کار نیست/
یعنی به کارهای دگر اعتبار نیست/
بر ما گذشت نیک و بد، امّا تو روزگار/
فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست
@rafaacafe
322
«إنَّك كالبيت، مُجرّد فِكرَة العَودة لك دافِئة. »
مِثل خانه میمانی،
حتی فکرِ برگشتن به تو
آدم را گَرم نگه میدارد...
@rafaacafe
322
"انا بخیر" تقال للغرباء فقط
أما الأحبة فنعانقهم ونبکي.
« حالم خوب است» را فقط
به «غریبهها» میگوییم
آنانی را که دوست میداریم
در «آغوش» میگیریم
و گریه میکنیم...
"سعید هلیچی"
@rafaacafe
322
درود بر رفاقتهای خاموش
نه تماسهای مداوم
نه پیامهای هر روزه
فقط یه قول نانوشتهس که میگه:
هروقت که بخوای، هستم.
@rafaacafe
322
زندگینامه در پنج فصل کوتاه، اثر پورتیا نلسون :
1. در خیابان قدم میزنم. یک چالهی عمیق در پیادهرو هست. نمیبینمش. درونش میافتم. گم شدهام… ناامیدم… تقصیر من نیست. مدتی طول میکشد تا بیرون بیایم.
2. در همان خیابان قدم میزنم. وانمود میکنم که چاله را نمیبینم. دوباره درونش میافتم. باز باورم نمیشود که در همان جا هستم. اما تقصیر من نیست. باز هم مدت زیادی طول میکشد تا بیرون بیایم.
3. در همان خیابان قدم میزنم. چاله را میبینم. باز هم درونش میافتم… عادت است. چشمهایم باز است. میدانم کجا هستم. تقصیر من است. بلافاصله بیرون میآیم.
4. در همان خیابان قدم میزنم. چاله را میبینم. از کنارش میگذرم.
5. خیابان دیگری را انتخاب میکنم.
این متن به ساده ترین نقشهی رشد آگاهی معروف است: ابتدا ما تکرار میکنیم، بعد میبینیم، سپس مسئولیت میپذیریم، و در نهایت راه دیگری انتخاب میکنیم.
نام این پروسه فرایند شدن است، که در روان ناظر طی میشود.
اگر پروسه را طی نکنیم آن چاله در تمام خیابان ها در تمام روابط در تمام دنیا منتظر ماست.
پیمودن مسیر بلوغ در زندگی هر یک از ما به کاهش چالههای این دنیا منتهی میشود.
@rafaacafe
