1 763
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-730 days
Posts Archive
1 763
تو تنها كسي هستی
كه از ساعت ها چت باهاش خسته نميشم
و حتي نميفهمم
اينهمه زمان با لبخند مداوم روی صورتم
خیره به صفحه گوشی چطور گذشت:)1 763
[ همیشه دوس داشتم کسی باشم که یه نفر به خاطرم تمامِ بدی ها و لاشی بازیاشو بزاره کنار..
اما متاسفانه هرکی با ما بود
یادش افتاد قبل از این کم لاشی بوده :)1 763
#عروس_استاد
#پارت186
_به خاطر خودت.
_به خاطر من؟
جواب داد
_آره به خاطر تو. نخواستم ناراحتت کنم.
سکوت کردم... خودش ادامه داد
_در ثانی اون قدر مهم نبود اون دختر برای من فراموش شده بود حتی اسمشم تا چند لحظه یادم نمیومد
_برای همین میخواستی براش خونه بگیری؟
تا خواست جواب بده در اتاق باز شد و مهرداد اومد تو.
با دیدن ما سری با تاسف تکون داد و گفت
_باز که تو داری گریه میکنی. این دفعه چه گندی بالا آوردی آرمین؟
از آرمین فاصله گرفتم. اشکام و پاک کردم و گفتم
_چیزی نیست من با یکی از دانشجو ها دعوام شده بود.
به این سمت اومد و دستش و به سمت آرمین دراز کرد و با اخم گفت
_بلند شو
آرمین ابرو بالا انداخت و گفت
_چته رفیق؟
با اینکه هنوز میونشون شکرآب بود اما باز زیر پوستی به هم محبت میکردن.
مهرداد با تشر دوباره گفت
_بلند شو بهت میگم
آرمین دستش و توی دست مهرداد گذاشت و بلند شد.
لحظه ای بعد هر دو برادرانه در آغوش هم بودن.
نفسم بند اومد و با خوشحالی بهشون نگاه کردم.
مهرداد گفت
_فهمیدم جون هزار تا دختری که معلوم نبود آیندشون چیه رو تو مخفیانه نجات دادی
ابروهام بالا پرید.
آرمین ازش فاصله گرفت و گفت
_تو که هنوز تو نخ منی کی میخوای بکشی بیرون؟
_هر موقع مطمئن شم آدم شدی.هنوز مطمئن نیستم هانا چرا گریه میکنه؟
آرمین نگاه مخفیانه ای بهم انداخت و گفت
_از بس لوسه.
چشم غره ای بهش رفتم.
مهرداد نگاهی بهم انداخت و رو به آرمین گفت
_می دونی که اگه بخوام می تونم برای بار دوم طلاقش و بگیرم؟
جواب آرمین بهش سکوت بود.مهرداد ادامه داد
_اما چی کار کنم که خواهر احمقم مثل دیوونه ها عاشقته.
معترض گفتم
_عه مهرداد
مهرداد بی توجه به اعتراضم انگشتش رو تهدید وار مقابل آرمین تکون داد و گفت
_بار آخریه که میبینم ناراحتش کردی. بهم قول بده نذاری اشکش در بیاد بهم قول بده دیگه اذیتش نمیکنی
لبخندی روی لب آرمین نشست و گفت
_دیگه بخوامم نمیتونم.
خوشحال نگاهش کردم... دیگه اون دختره ی هرزه هم برام اهمیتی نداشت.
آرمین عاشق من بود مطمئنم چون این بار واقعا توی چشم هاش عشق رو میبینم.
این بار مطمئنم بدون ذره ای شک و تردید.
مهرداد مردونه باهاش دست داد و گفت
_رو قولت حساب میکنم.
از خوشی به سمتش پر زدم و بغلش کردم و با شادی گفتم
_چه خوب که هستی داداشی!
بوسه ای روی سرم زد و گفت
_همیشه هستم. هر وقت که تو بخوای... هر وقت بهم احتیاج داشته باشی.
به آرمین نگاه کردم که داشت بهم لبخند میزد.
تازگی ها زیاد لبخند میزد. تازگی ها نگاهش خیلی مهربون شده بود.
تازگی ها خیلی بیشتر دوستش داشتم.. تازگی ها خیلی بیشتر دوستم داشت.
تازگی ها همه چی قشنگ شده بود و از حالت سیاهی در اومده بود.. درست مثل قلب آرمین...
🍁🍁🍁🍁
1 763
استادم میگفت:
کلمات بار حقوقی دارن،
الکی به کسی نگید دوستت دارم،
دروغ بگی دادگاه روزگار مجازاتت میکنه...!1 763
کسی که تو بدترین حالات ممکن
تورو دیده و باز هم مثه قبل دوست داره
یعنی براش با ارزشی و تنهات نمیذاره
وقتی دوسش داری معمولی ترین "حرفاش" ناراحتت میکنه و بی ربط ترین رابطه هاشم "حسادت "ُ برانگیخته میکنه...1 763
هممون یه رویای محال داریم که مطمئنیم هیچوقت اتفاق نمیوفته
ولی بازم بافکرش خودمونو عذاب میدیم...🥀
🔮 @EhSaS_Lov 🔮
1 763
اینکه با یک نفر رابطه احساسی دارید ولی بازم دست از قربون و صدقه رفتن جنسای مخالفتون بر نمیدارید، اسمش ادب و احترامه
لاشی ام منم😐✌🏻