en
Feedback
My Daily Dose of Art

My Daily Dose of Art

Open in Telegram

زیبایی نجات‌مان خواهد داد

Show more
359
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+8
in 0 channels
November '24
+3
in 0 channels
Get PRO
October '24
+10
in 0 channels
Get PRO
September '24
+10
in 0 channels
Get PRO
August '240
in 0 channels
Get PRO
July '240
in 0 channels
Get PRO
June '240
in 1 channels
Get PRO
May '240
in 0 channels
Get PRO
April '240
in 0 channels
Get PRO
March '240
in 0 channels
Get PRO
February '240
in 0 channels
Get PRO
January '240
in 0 channels
Get PRO
December '230
in 0 channels
Get PRO
November '230
in 1 channels
Get PRO
October '23
+359
in 1 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
21 December0
20 December0
19 December0
18 December0
17 December+2
16 December0
15 December+1
14 December0
13 December0
12 December0
11 December0
10 December+1
09 December0
08 December+1
07 December0
06 December0
05 December0
04 December0
03 December0
02 December+1
01 December+2
Channel Posts
Mina Moemeni Benshin رسیده از دوست.

2
«مریم میرزاخانی، از ریاضیات، روایت، قصه‌ها و احتمال بازگشت به مسقط الرأس» ۱. فرض کنید که ما کوچکترین ذره ممکن در پیچیده‌ترین مکان ممکن هستیم. (تحمل کنید، منظور اکیدا وجه عرفانی حضور ناچیز ما در هستی نیست) مکانی آکنده از حفره‌ها و حاشیه‌ها که مدام در حال تغییر شکل و فرم‌اند، گسترش می‌یابند و جا به جا می‌شوند. تنها امر قطعی در این مکان آن است که در پی تمام این تغییر شکل‌ها و خمیدگی‌ها در هم نمی‌شکند و استوار باقی می‌ماند. این مکان پیچیده در فضایی به همان پیچیدگی قرار دارد. از پیچیدگی که حرف می‌زنم منظورم صرفا پیچیدگی در فرم نیست. صحبت از مکانی سه بعدی یا چهاربعدی در میان نیست. پیچیدگی این مکان برای ما -کوچکترین ذره ممکن- یک‌سره خارج از دایره فهم قرار دارد. ما، کوچکترین ذره در این مکان و فضای پیچیده، پیچیدگی آن را در نمی‌یابیم. آنچه پیش روی‌مان می‌بینیم سطحی است مسطح. درست همان‌طور که مسیر شیراز- طهران یا پاریس-لندن برای ما مسطح می‌نماید حال آن‌که زمین اساسا حجمی است کروی. این‌جا اما مسئله ما  فاصله طهران-شیراز نیست. مسئله آن است که اگر ما، کوچکترین ذره ممکن، در این مکان پیچیده راهی ناغافل را آغاز کنیم چه قدر امکان دارد بدون قطع مسیر و یا گذر دوباره از یک نقطه به خودمان بازگردیم؟ به نقطه آغازمان. کوتاه‌ترین راه ممکن برای بازگشت به خود و بستن طریق مستقیم در منحنیِ کاملِ گذر کدام است؟ شانس ما برای بازگشت به خودمان چه قدر خواهد بود؟ گفته بودم که این‌ها ارتباطی به نگرش عرفانی به جهان ندارد. همه‌اش ریاضیات است. حساب محض. می‌شد جای تمام این‌ها گفت «احتمال ایجاد ژئودزیک بسته‌ی ساده ناخواسته در مکان‌های پیچیده‌ی توپولوژیکال چه قدر است؟» یا «بر یک سطح هایپربولیک مفروض٬ چند ژئودوزیک بسته ساده کمتر از فاصله پیش فرض می‌توان یافت؟»   گفتن «احتمال بازگشت کمترین ذره ممکن به خویشتن در یک فضا‌-مکان پیچیده٬ بی گذر دوباره از یک نقطه چه قدر است؟» اما معادله ثابت نگاه می‌دارد و روایت را می‌گستراند. تا پیش از مریم میرزاخانی پاسخی برای این پرسش نداشتیم. پاسخی برای سوال بازگشت به خویشتن٬ بی قطع مسیر در این جهان پیچیده. او پاسخمان را داد (برای یافتن پاسخ به همین سوال بود که نشان فیلدز را دریافت کرد) و خود نیز در این جهان پیچیده محور خویش را در کمترین فاصله ممکن کامل کرد. (ریاضیات نزدیک‌ترین قرابت را با روایت دارد گیرم به نشان‌گان زبان دیگری سخن بگوید.)   ۲. چرک‌نویس‌های ریاضی واجد کیفیتی بصری‌اند. همان‌قدر سحرانگیز که ندیمه‌های ولاسکوئز یا طرح‌های اشر می‌تواند باشد. میرزاخانی بر روی صفحات بزرگ سفید می‌‌نوشت٬ نزدیک به ابعاد بوم‌های خوابیده پولاک. عجیب نیست دخترش او را نقاش می‌پنداشت. مریم اما پیش از ماندگاری در جهان ریاضیات٬ شیفته قصه گویی بود و می‌خواست نویسنده شود٬ خواستی که در عطش ریاضیات دست‌کم در محور ادبی زبان متوقف گشت. او اما هماره راوی و روایت‌گر ماند و واژگان زبانی را گسترش داد که شاید روزی وحدت بخش تمام روایت‌های دیگر باشد٬ راهی برای بیان نظریه اِم: پیوند دهنده‌ی نظریه ابرریسمان‌ها و فیزیک استاندارد.   تصویر‌گر٬ راوی و ریاضی‌دان. جایی گفته بود که شیفته گذر از مرزهایی‌است که دیگران میان زمینه‌های گوناگون متصوراند. مرزهایی که او از آن‌ها گذر کرد.   ۳. از او نوشتن دشوار است. میان وصف طوفان و مواجهه با آن هماره فاصله‌ای است. @mydailydoseofart
584
3
به مناسبت چهل و شش‌امین میلاد مریم میرزاخانی.
491
4
در وصف شکوه زبان سعدی چه می‌توان گفت جز کلام حضرت‌اش که: "شمايلي که در اوصاف حسن ترکيبش مجال نطق نماند زبان گويا را"
605
5
واجب عرفی است شنفتن ترجیع‌بند به روز بزرگ‌داشت سعدی.
587