en
Feedback
عاشقانه

عاشقانه

Open in Telegram
6 889
Subscribers
No data24 hours
+1987 days
-7230 days
Posts Archive
ترقوه‌ی من پَنـاهِ آشفتگیِ تو🩵!
ترقوه‌ی من پَنـاهِ آشفتگیِ تو🩵!

〔 نامـه‌ای‌ به #دلبـر🕊 . . . 〕

یوقتایی که الکی غُرغُر میکنه و بی‌حوصله‌س، بشینید کنارِ مردتون، با پشتِ دست آروم صورتشو نوازش کنید و بهش بگید: خُب الهی من فدای بهونه‌گیریات بشم..🫀🥲 ±گاهی‌وقتاهم‌نیازه‌شما‌پناه‌باشید :)

ولی یه شب از رویام می‌کشمت بیرون؛ تا صبح تو بغلت می‌خوابم !! ✋🏼

مثلا الان باید کنارم بودی سرمُ میذاشتم رو شونه‌ت و میگفتم: ± دلم‌به‌بودنت‌خوشه‌؛ دوسِتدارم‌خب؟! :)))

دهمت به شب امانت ، دم‌صبح پست بگیرم ^^ 🌘✨

photo content

از عشق تو یک ریز دلم می‌ریزد 🤍🐈 !
از عشق تو یک ریز دلم می‌ریزد 🤍🐈 !

دستشو گذاشت سمت راست قفسه‌‌ی سینش گفت: ± وای قلبم! خندیدم، گفتم: قلب سمت چپه‌ها . . سریع دستشو گذاشت سمت چپ، با ناله گفت: ± حواس نمیذاری واسه آدم که ^^ 🥹🫰🏼♥️

سلامتی‌چشمات‌چهل‌بار😌🥂💕! . . #بامن‌گوش‌بده

وقسم‌به‌حقارت‌واژه‌ها‌درتوصیفعشقـم › به ‹ شمـا ›🌱

با لطفِ شما؛ هیچ شبی خواب نداریم؛ ای عشق بفرما؛ شب عالی متعالی . .🌚

آقایونِ محترم؛ یکم خلاق باشید خُب! . . مثلاً وقتی خانومتون به هر دلیلی داره غُر میزنه، خیلی دلبرونه بهش بگید : ± غـر مزن! بوسه بزن بر لبِ من ! اگه آروم نشد و ذوق نکرد!♥️😌🤷🏻‍♀ . .

دوست‌داشتنِ تو اگه خـونه بود، مـن آجـراش بـودم ! ◖

صدام‌کن؛ صـدای‌تویه‌شعـرعاشقونس🤎!
صدام‌کن؛ صـدای‌تویه‌شعـرعاشقونس🤎!

خواستم‌بگم: عشـق‌خیلی‌حس‌قشنگیه :))))

± یه‌‌برادرمحترمی‌به‌جمعمون‌اضافه‌شدن‌که؛ عاشق بیوشون شدم که نوشته^^ : بمـانی؛ بمـانم؛ ببینند‌؛ بسوزند❤️‍🔥🌿!

- تو دقیقا همون بلای خوبی بودی که بین این همه بدبختی به سرم اومد🤍!

رو چمنای بارون خورده‌ی پارك لاله دراز کشیده بودیم . بهت گفتم ماه عسل منو ببر جنگلای رامسر . گفتی ول کن سر جدت . جنگل چیه ؟ هر جا چشم می‌چرخونی سبزه و چمنه . می‌برمت کویر شب که شد ستاره‌ها رو نگاه کنی عشق کنی ! دیشب علی بعد چند سال اومده بود بهم سر بزنه . سراغتو گرفتم گفتم آخر ماه عسل کجا رفتن ؟ گفت رفتن شمال . زنش عاشق جنگله ! از اتاق پرو اومدم بیرون گفتم بهم میاد ؟ چشماتو بستی گفتی زود برو درش بیار . از رنگ قرمز متنفرم . آدمو یاد دریایِ خون میندازه ! علی گوشیشو درآورد گفت می‌خوای عکسشو ببینی ؟ تا اومدم بگم نه ، مالِ مردم که دیدن نداره ؛ گوشیو گرفت جلو صورتم . تمام تارِ موهای بغل شقیقه‌ت سفید شده بودن . سمت راستِ عکس اون دور دورا یه زن با شال قرمز وایساده بود . داشتم نگاش می‌کردم یهو علی گفت اون عقبیه هم زنشه ! بهت گفتم دلم یه دخترِ قشنگ می‌خواد . چشماش مثه تو دریا باشه موهاش مثه من سیم تلفن . گفتی بچه‌مون دختر بشه می‌ذارمش سر راه . تو کل دنیا یه دختر می‌تونست منو دیوونه‌ی خودش کنه اونم تو بودی . من بچه‌ای که دوستش نداشته باشمو نمی‌خوام . برام یه پسر بیار کپیِ خودم . می‌خوام وقتایی که نیستم مواظبت باشه ! علی دستشو کشید رو صفحه رفت عکس بعدی . یه دختربچه‌ی پنج - شیش ماهه با موهای لختِ بور و چشمای قهوه‌ای نشسته بود رو پات کپیِ زنت . تو عکس یه جوری نگاش می‌کردی انگار معجزه‌ست ! بهت گفتم رفتی خونه شال گردنتو بده مامانت بشوره بوی عطر منو گرفته ، زشته بوی عطر زنونه بدی . گفتی اتفاقاً خیلیم قشنگه . آدم همیشه بوی کسی که عاشقشه رو می‌ده ! علی پاشد بره خونشون . از کنارم رد شد بهم گفت لباستو بشور ، هنوز بوی اونو می‌ده !🖤🌱 -عطیه‌احمدی